دشمن نمیتواند بفهمد که چرا، علّت چیست که جمهوری اسلامی هر دفعه از زیر بار این همه فشار میتواند بلند بشود بِایستد، سینه سپر کند، راه خودش را ادامه بدهد.
آنجا که دستها برای حفظ کیان سرزمین در هم گره میخورند، جادوی وحدت آغاز میگردد، حقیقتی ناب که ناامیدی را به حاشیه میراند و از تکتک تفاوتها، یک دژ شکستناپذیر میسازد. در روزهای سخت، «وحدت» تنها زبان مشترک حقیقت و صبر است، چراغی که در تاریکی فتنهها، مسیر حق را روشن نگه میدارد و به ما یادآوری میکند که برای ماندن، باید فراتر از رنگها، زیر پرچم وفاق، نفسی واحد کشید.
افسانه خودکارِ گراننشده از آن روايتهايي است که بيش از آنکه تاريخي باشد، کارکرد سياسي دارد. قصه ساده است: گفته ميشود نخستوزير وقت در دادگاه گفته هنر مديريتش اين بوده که قيمت خودکار بيک در تمام دوران مسئوليتش ثابت مانده. جملهاي کوتاه، بامزه و بهظاهر قانعکننده؛ و درست به همين دليل، ماندگار در حافظه عمومي.
از دوران طلايي تا روايت سرکوب؛ چرا تصوير دوره پهلوي در ذهن و رسانه امروز اينقدر دوقطبي است؟ آيا با تاريخ طرفيم يا با خاطره و نوستالژي . مفهوم «سفيدشويي تاريخي» و نسبت آن با بازنمايي دوره پهلوي، موضوع گفتوگوي ما با دکتر رسول پورزماني، پژوهشگر تاريخ بعد از اسلام و فعال حوزه تاريخ مطبوعات است. آنچه در ادامه ميآيد، مشروح اين گفتوگوی تحليلی است.
افزایش بیسابقه قیمت زمین، رشد سرسامآور بهای مصالح ساختمانی و کاهش محسوس معاملات، بازار مسکن اوایل دهه ۵۰ را به یکی از ملتهبترین دورههای خود رسانده بود.
در اوج ادعاهای پرطمطراق پهلوی، بیمار ایرانی اسیر طبیبی بود که حتی زبانش را نمیفهمید. بازخوانی پرونده سیاه واردات پزشک؛ وقتی راهکار حکومت برای بحران سلامت، نه دانشگاهسازی، بلکه التماس به بیگانگان بود.
پزشکان جهادگر خالصانه و بدون منت غرق در خدمت بی منتی می شوند که چند دهه پیش مشابه همین افراد از خدمت به خلق سر باز زده و از کشور رفته بودند و نظام پهلوی نه برای جبران، که سرپوش گذاشتن چنین واقعیت تلخی مجبور به واردات پزشک از پاکستان و هند شد.
در دهه ۵۰، همزمان با شعارهای توسعه، سلامت روان در تنگنای کمبود امکانات گرفتار بود و تنها ۴۵ تخت برای بیماران اعصاب و روان در کشوری ۲۵ میلیونی وجود داشت.