بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران

تازه ها

کد خبر : ۱۸۱۰۴۸

صیانت از عفت عمومی؛ خط قرمزی که با رنگ تیم‌ها تغییر نمی‌کند

تراکتور
فوتبال در ایران تنها یک ورزش نیست؛ بلکه پدیده‌ای اجتماعی است که مرزهای استادیوم را درنوردیده و به قلب زندگی میلیون‌ها نفر نفوذ کرده است. اما وقتی هیجان ورزش با اخلاق رسانه‌ای و عفت عمومی در تضاد قرار می‌گیرد، کفه ترازو به کدام سمت سنگینی می‌کند؟ حواشی اخیر بازی تراکتور و گل‌گهر و به دنبال آن، انتشار بی‌پرده گفت‌وگوهای رکیک از فضای خصوصی رختکن، بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده کرد: آیا برای نشان دادن چهره‌ای نامطلوب از یک تیم یا بازیکن، می‌توان خط قرمزهای فرهنگی جامعه را نادیده گرفت؟
دوشنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۳

یادداشتی بر حاشیه‌های اخیر فوتبال و مسئولیت رسانه‌ها

در روزهای گذشته، شنیدن الفاظ رکیک از بازیکنان یا کادر فنی در فضای فوتبال، متأسفانه تازگی نداشت. اما آنچه در ماجرای اخیر رخ داد، یک قدم فراتر از یک درگیری لفظی ساده بود؛ انتشار صدای ضبط‌شده‌ای از فضای خصوصی و مردانه رختکن یک تیم، بدون سانسور، از سوی رسانه‌های پرمخاطب که شنیدن آن برای عموم، به‌ویژه خانواده‌ها، مناسب نیست؛ جای بسی تاسف دارد.
هزینه‌تراشی برای یک تیم، به بهای خدشه‌دار کردن جامعه
شائبه‌هایی مطرح است که انگیزه‌هایی پشت پرده برای بزرگ‌نمایی و پخش این الفاظ وجود داشته است. جدای از اینکه فحاشی به هر نحو به ویژه از سوی ستاره‌های محبوب مردم به هیچ وجه قابل توجیه و قابل قبول نیست ولی برخی معتقدند هدف از پخش گسترده این ویس، تخریب چهره یک تیم محبوب و پرهوادار مانند تراکتور و ایستادن در مسیر موفقیت‌های آن است. اما حتی اگر فرض را بر وجود چنین انگیزه‌هایی بگذاریم، یک پرسش بنیادین باقی می‌ماند: آیا ارزش دارد برای ضربه زدن به یک باشگاه فوتبال، عفت عمومی جامعه قربانی شود؟
امروز بخش قابل توجهی از هواداران فوتبال را نوجوانان و دختران جوان تشکیل می‌دهند. کسانی که فوتبال را نه فقط برای هیجان، که برای الگوبرداری از رفتار ورزشکاران دنبال می‌کنند. وقتی رسانه‌ای با مخاطب میلیونی، الفاظ رکیک را بدون سانسور پخش می‌کند، در واقع به این قشر از جامعه پیام می‌دهد که «خشونت کلامی و بی‌احترامی، بخشی از بازی است». این پیام، بسیار خطرناک‌تر از باخت یا برد یک تیم فوتبال است.
سابقه‌ای تکراری در فوتبال ایران
متأسفانه این نخستین بار نیست که فوتبال ایران طعم تلخ بی‌اخلاقی رسانه‌ای را می‌چشد. در سال‌های گذشته نیز شاهد موارد مشابهی بوده‌ایم؛ از فحاشی‌های ضبط‌شده در زمین تمرین تا درگیری‌های لفظی که با آب‌وتاب زیاد از رسانه‌ها پخش شد. هر بار به بهانه‌ای؛ گاهی برای تخریب یک مربی، گاهی برای تحت فشار گذاشتن یک تیم و گاهی صرفاً برای جذب مخاطب بیشتر. اما حاصل این روند، چیزی جز عادی‌سازی بی‌احترامی و کاهش سرمایه اجتماعی فوتبال نبوده است.
اگر قرار باشد معیار پخش یا عدم پخش یک محتوای نامناسب، «محبوبیت تیم» یا «جهت‌گیری‌های رسانه‌ای» باشد، تکلیف استانداردهای اخلاقی چیست؟ آیا اگر همین الفاظ از سوی بازیکن یک تیم دیگر بیان می‌شد، باید با همان بی‌پردگی پخش می‌شد؟ قطعاً خیر. پس چرا امروز باید عفت عمومی قربانی رقابت‌های باشگاهی یا جهت‌گیری‌های پنهان شود؟
مسئولیت رسانه‌ها؛ فراتر از پخش یک خبر
رسانه‌ها، مسئولیتی فراتر از انعکاس رویدادها دارد. مسئولیت «صیانت» از مخاطب. طبق قوانین نظارتی و اخلاقی، پخش محتوایی که موجب جریحه‌دار شدن احساسات عمومی شود، ممنوع است. آیا انتشار بی‌سانسور فحاشی‌های خصوصی، مصداق خدمت به فرهنگ عمومی است یا آسیب به آن؟
اگر هدف اصلاح رفتار در فوتبال است، راهکار آن «رسوا کردن» در رسانه نیست؛ راهکار آن، برخورد انضباطی درون‌سازمانی توسط نهادهای ناظر فوتبال و آموزش اخلاق حرفه‌ای است. تبدیل کردن یک تخلف انضباطی به یک بحران فرهنگی، هیچ دردی از فوتبال دوا نمی‌کند، بلکه تنها شکاف میان هواداران و مسئولان را عمیق‌تر می‌کند.
کلام آخر
فوتبال ایران نیاز به شفافیت دارد، اما شفافیت به معنای بی‌پردگی در حریم خصوصی و کلامی نیست. تیم‌ها ممکن است بیایند و بروند، رکوردها تغییر کنند و قهرمانان عوض شوند، اما «عفت عمومی» و «سلامت فرهنگی جامعه» سرمایه‌ای ماندگار است که نباید به بهای رقابت‌های ورزشی یا تخریب چهره یک تیم خاص، هزینه شود.
امید است نهادهای ناظر رسانه‌ای و ورزشی، با درک حساسیت این موضوع، اجازه ندهند هیجان‌های زودگذر ورزشی، خط قرمزهای اخلاقی جامعه را کمرنگ کند. چرا که هزینه این بی‌توجهی، نه بر دستان یک باشگاه، که بر دوش تک‌تک اعضای خانواده‌های ایرانی خواهد بود.

انتهای پیام

ارسال نظرات

captcha