بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری
کد خبر : ۱۸۲۴۳۲

نسل زد ازکارجویی تا فرصت‌سازی

نسل زد ازکارجویی تا فرصت‌سازی
کیوان البرزیان: مسئله نسل جدید صرفاً یافتن شغل نیست، بلکه باید با فاصله گرفتن از رویکردهای سنتی اشتغال، بسترهایی برای مهارت‌آموزی، تجربه واقعی، حل مسئله و تبدیل توانمندی جوانان به فرصت‌های جدید و خلق ارزش اقتصادی فراهم شود.
چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۹

کیوان البرزیان، مدیر کلینیک کسب‌وکار شرکت شهرک‌های صنعتی اصفهان و فعال حوزه توسعه کسب‌وکار و فناوری در گفت وگو با بازارکار صنعتی اصفهان بیان کرد: بازار کار ایران در حال تجربه تغییری است که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با شاخص‌هایی مانند نرخ بیکاری یا تعدادم فرصت‌های شغلی توضیح داد. ورود نسل زد به بازار کار، توسعه فناوری، هوش مصنوعی، تغییر مدل‌های کسب‌وکار و افزایش فعالیت‌های پروژه‌ای، رابطه میان نیروی انسانی و کارفرما را تغییر داده است.

به نظرم یکی از خطاهای جدی این است که نسل زد را فقط به عنوان متقاضی شغل ببینیم. این نسل می‌تواند هم‌زمان نیروی متخصص، کارآفرین، فریلنسر، صاحب کسب‌وکار، تولیدکننده محتوا، فعال فناوری و حتی ایجادکننده یک بازار جدید باشد. بنابراین مسئله فقط ایجاد شغل نیست مسئله مهم‌تر، ایجاد بستر خلق فرصت است.

امروز با یک تناقض جدی مواجهیم از یک طرف جوانانی داریم که می‌گویند فرصت شغلی مناسب پیدا نمی‌کنیم و از طرف دیگر، بسیاری از بنگاه‌ها از کمبود نیروی توانمند گلایه دارند. این نشان می‌دهد بخشی از مسئله بازار کار، نه صرفاً کمبود شغل، بلکه فاصله میان مهارت‌های موجود و نیاز واقعی کسب‌وکارهاست.

به همین دلیل باید از مدل آموزش برای استخدام به سمت توانمندسازی برای خلق ارزش حرکت کنیم. جوان باید علاوه بر توانایی رقابت برای یک موقعیت شغلی، بتواند یک مسئله واقعی را شناسایی و برای آن راه‌حل ارائه کند.

در این میان، نسل زد را نیز نباید با معیارهای نسل‌های گذشته ارزیابی کرد. این نسل با فناوری، سرعت تغییر و دسترسی گسترده به اطلاعات رشد کرده است و طبیعی است که از محیط کار، مسیر رشد، یادگیری و حتی رابطه میان زمان و درآمد، انتظارات متفاوتی داشته باشد. این تفاوت لزوماً به معنای کم‌تعهد بودن یا نخواستن کار نیست بسیاری از جوانان امروز به دنبال کار اثربخش، امکان یادگیری، رشد حرفه‌ای و ارتباط منطقی میان تلاش و نتیجه هستند.

البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن مسئولیت خود جوانان نیست. نسل جدید نیز باید بپذیرد که دسترسی به اطلاعات، معادل تخصص نیست و برای ورود موفق به بازار کار، باید مهارت، تجربه و توانایی حل مسئله ایجاد کند. در اقتصاد امروز، دیگر صرف داشتن مدرک یا گذراندن چندین دوره آموزشی مزیت کافی ایجاد نمی‌کند آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانایی اثبات یک قابلیت در میدان واقعی کار است.

اینجاست که ارتباط دانشگاه و صنعت اهمیت پیدا می‌کند. دانشجو نباید نخستین مواجهه جدی خود با بازار کار را بعد از فارغ‌التحصیلی تجربه کند. کارآموزی هدفمند، پروژه‌های واقعی، ارتباط با بنگاه‌ها و حضور در محیط‌های حرفه‌ای باید بخشی از مسیر آموزش باشد. از سوی دیگر، صنعت نیز نباید دانشگاه را صرفاً تأمین‌کننده نیروی انسانی بداند بلکه می‌تواند در فرآیند تربیت نیروی متخصصم و انتقال مسائل واقعی به دانشگاه نقش داشته باشد.

در حوزه کارآفرینی نیز باید از نگاه‌های کلیشه‌ای فاصله بگیریم. قرار نیست همه جوانان کارآفرین شوند یا همه کسب‌وکار خودشان را راه‌اندازی کنند. اقتصاد به کارآفرین، متخصص، مدیر، تکنسین، پژوهشگر و نیروی اجرایی حرفه‌ای نیازم دارد. اما وجه مشترک همه آنها باید توانایی خلق ارزش باشد.

از طرف دیگر، آینده اشتغال به شدت تحت تأثیر فناوری و هوش مصنوعی قرار خواهد گرفت. هوش مصنوعی بخشی از وظایف شغلی را تغییر می‌دهد و برخی فعالیت‌ها را کاهش می‌دهد، اما هم‌زمان فرصت‌های جدیدی ایجاد خواهد کرد. مزیت نسل زد این است که از نظر مواجهه با ابزارهای دیجیتال، ظرفیت بالایی برای سازگاریم دارد اما این مزیت زمانی به فرصت اقتصادی تبدیل می‌شود که فناوری با تخصص و توانایی حل مسئله ترکیب شود.

در چنین شرایطی، کسب‌وکارهای کوچک و متوسط نیز اهمیت زیادی دارند. اشتغال آینده الزاماً در سازمان‌های بزرگ ایجاد نمی‌شود. شرکت‌های کوچک، دانش‌بنیان‌ها، تیم‌های تخصصی و کسب‌وکارهای فناوری‌محور می‌توانند بخش مهمی از فرصت‌های شغلی نسل  جدید را ایجاد کنند. اما برای این کار، خود بنگاه‌ها نیز به بازار، سرمایه، فناوری، مشاوره، نیروی انسانی توانمند و محیط کسب‌وکار مناسب نیاز دارند.

بنابراین سیاست اشتغال جوانان را نمی‌توان از سیاست توسعه کسب‌وکار جدا کرد. اگر بنگاه‌ها رشد نکنند، ظرفیت ایجاد شغل نیز محدود خواهد شد. به همین دلیل، حمایت از اشتغال باید هم‌زمان با حمایت از رشد بنگاه‌ها، افزایش بهره‌وری، توسعه بازار و بهبود محیط کسب‌وکار دنبال شود.

در موضوع مهاجرت نیز معتقدم صرفاً توصیه به ماندن کافی نیست. اگر می‌خواهیم جوان در کشور بماند، باید امکان رشد، یادگیری، درآمد و اثرگذاری برای او ایجاد کنیم. ماندن زمانی انتخاب می‌شود که آینده‌ای برای آن قابل تصور باشد.

در عین حال، حتی در مورد جوانانی که مهاجرت کرده‌اند نیز می‌توان از ظرفیت شبکه ایرانیان متخصص در خارج از کشور برای ارتباطات علمی، فناوری و اقتصادی استفاده کرد.

در نهایت، به نظرم آینده بازار کار ایران را نباید صرفاً با تعداد استخدام‌ها سنجید. ما نیازمند اقتصادی هستیم که جوان بتواند در آن تجربه کسب کند، مهارت خود را به ارزش اقتصادی تبدیل کند، پروژه بگیرد، کسب‌وکار راه‌اندازی کند یا در یک سازمان حرفه‌ای رشد کند.

مسئله نسل زد فقط پیدا کردن شغل نیست مسئله اصلی، پیدا کردن مسیر خلق ارزش است. اگر بتوانیم این مسیر را ایجاد کنیم، اشتغال، کارآفرینی و رشد اقتصادی دیگر سه موضوع جدا از هم نخواهند بود. بلکه به اجزای یک زنجیره واحد برای توسعه تبدیل خواهند شد.

ارسال نظرات

captcha