محیط کار قرار است بستری برای رشد و پیشرفت باشد، اما برای بسیاری از کارکنان به منبعی از استرس، اضطراب و فرسودگی روانی تبدیل شده است، کارشناسان هشدار میدهند که گسترش محیطهای کاری سمی، سلامت روان کارکنان را بیش از هر زمان دیگری تهدید میکند و پیامدهای آن، از جمله کاهش بهرهوری تا آسیب به زندگی فردی و خانوادگی، قابل چشمپوشی نیست.
طبق آییننامههای آموزشی، تمامی هنرجویان هنرستانهای فنیوحرفهای و کاردانش، فارغ از رشته تحصیلی و جنسیت، موظفاند در دوره تابستان برای گذراندن دوره کارورزی راهی واحدهای تولیدی و صنعتی شوند.
گفتوگوی اختصاصی بازارکار با دکتر محمد جعفرمحمدزاده به مناسبت روز قلم
دکتر محمدجعفر محمدزاده، متولد 1347 در کوهدشت لرستان است؛ او در طول سالهای فعالیت علمی و پژوهشی خود، آثار متعددی در زمینه ادبیات، زبان، فرهنگ و مطبوعات پدید آورده است. از جمله مهمترین آثار او میتوان به دانشنامه مطبوعات ایران، تاریخ گزیده مطبوعات ایران، بیداری در باغ مومیایی، هستی و زبان، قول و غزل پارسی و اسفندیارنامه اشاره کرد. مجموعه فعالیتهای او جایگاه قابل توجهی در عرصه پژوهشهای ادبی و فرهنگی معاصر برایش رقم زده است.
در مسیر دشوار کارآفرینی، تفاوت میان یک ایده نوآورانه و یک تجارت سودآور، در داشتن یک ساختار منسجم است. «بوم مدل کسبوکار» به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای استراتژیک، امروزه به کارآفرینان کمک میکند تا بدون غرق شدن در جزئیات بیپایان، منطق اصلی فعالیت خود را طراحی، چالشبرانگیزی و بازطراحی کنند.
در آستانه ۱۲ تیر، روز ملی نساجی، پوشاک و خیاط، نشریه «بازارکار» در نشستی تخصصی با حضور چیا جبری (مدیرعامل مؤسسه توسعه مد و پوشاک چیامد)، سارا نوروزی (مدرس دانشگاه) و ساره خلج (کارآفرین و فعال حوزه پوشاک)، به بررسی یکی از ریشهایترین مسائل این صنعت، یعنی «شکاف عمیق میان آموزش آکادمیک و واقعیتهای بازار کار» پرداخت.
این نشست که در مرکز «ستفا» برگزار شد، کوشید تصویری واقعیتر از صنعت مد در ایران ارائه دهد؛ صنعتی که برخلاف ظاهر پرزرق وبرق و تصویر فانتزی رایج در شبکههای اجتماعی، در عمل با مسائل پیچیدهای، چون ضعف ساختار آموزشی، نبود پیوند مؤثر با صنعت، مدرک گرایی، کمبود مهارتهای کاربردی، فقدان دادههای پژوهشی و ناهماهنگی میان طراح و تولیدکننده دست به گریبان جمعبندی سخنان کارشناسان حاضر در این میزگرد نشان میدهد که بحران امروز طراحی لباس در ایران، صرفاً ناشی از کمبود شغل نیست، بلکه حاصل مجموعهای از نارساییهای انباشته است؛ نارساییهایی که طی سالها حل نشده و اکنون خود را در قالب انبوه فارغالتحصیلان کممهارت، کارگاههای بلااستفاده، تولیدکنندگان بی اعتماد به طراحان و دانشجویانی نشان میدهد که با مدرک دانشگاهی، اما بدون آمادگی حرفهای، وارد بازاری میشوند که قواعد آن را نمیشناسند.
نسل زد بیش از آنکه با کلیشههایی مانند «دیجیتال»، «بیحوصله» یا «متفاوت» شناخته شود، محصول جهانی است که با اینترنت، نااطمینانی اقتصادی و افول اقتدار نهادهای سنتی شکل گرفته است.