محققان در پژوهشی تازه، به سراغ بررسی مؤلفههای اصلی تقویت فرهنگ کار و مهارتآموزی رفتهاند؛ موضوعی که میتواند در فهم بهتر رابطه میان آموزشهای مهارتی، آمادگی شغلی، بهرهوری و نیازهای متغیر بازار کار مؤثر باشد.
لیلا عبداله زاده رامهرمزی، پژوهشگر، استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه و کارشناس رسمی دادگستری( بورس و اوراق بهادار ) این مقاله را به بازارکار ارسال نموده است که حاوی مطالب ارزنده ای است. این مقاله را به خوانندگان ارجمند توصیه می کنیم.؛
در نظم ژئوپلیتیکی جدید، کریدورها فراتر از مسیرهای انتقال کالا، به ابزارهایی برای تولید قدرت، بازآرایی امنیت منطقهای و شکلدهی به نفوذ سیاسی و اقتصادی تبدیل شدهاند. غرب آسیا به یکی از کانونهای اصلی رقابت بر سر این شبکههای ارتباطی بدل شده و ایران، به دلیل موقعیت راهبردی خود در پیوند شرق آسیا، آسیای مرکزی، روسیه، خلیج فارس و اروپا، در مرکز این رقابت قرار دارد.
این نوشتار به تحلیل پارادایم جدیدی از خشونت در ساختارهای قدرت لیبرالیسم معاصر میپردازد که از صیانت از انسان به سمت استخراج و حذف او تغییر جهت داده است. با بررسی گذار استراتژیک قدرت سرمایهداری (بهویژه قدرت هژمونیک غرب و آمریکا)، این پژوهش استدلال میکند که ما با یک الگوی تکاملی از خشونت روبهرو هستیم: گذار از «استخراج ابزاری» به «استخراج اطلاعاتی» و در نهایت رسیدن به مرحله «نابودی وجودی».
تحقیق ۸۴سالۀ دانشگاه هاروارد دربارۀ شادکامی چه میگوید؟
دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۳۸ مطالعهای را دربارۀ شادکامی آغاز کرد. این تحقیق تا امروز بیوقفه ادامه یافته و اکنون دکتر رابرت والدینگر سرپرست گروه پژوهشگران آن است. دکتر والدینگر میگوید سلامتی، پول و آزادی بر شادکامی افراد مؤثرند و اساساً تا وقتی آنها تأمین نشوند کمتر شادکامیم. اما در این میان یک عامل دیگر نیز وجود دارد که کمتر از آن شنیدهایم؛ عاملی که نتیجۀ ۸۴ سال تحقیق دانشگاه هاروارد میگوید تأثیرش بر شادکامی از سایر عوامل بیشتر است.
بیشتر شرکتها میگویند که برای کارکنانشان اهمیت زیادی قائلند و روی رشد و پیشرفت آنها سرمایهگذاری میکنند. اما تجربه خیلی از کارکنان چیز دیگری میگوید. بر اساس گزارش «قابل مشاهده بودن مهارتها» که سامانه مدیریت یادگیری ابری TalentLMS منتشر کرده، از هر ۱۰نیروی کار، ۴ نفر میگویند پیدا کردن یک شغل جدید در خارج از شرکت، برایشان آسانتر از پیدا کردن یک موقعیت شغلی جدید در داخل همان شرکت است. این یافته فقط وضعیت بازار کار را نشان نمیدهد، بلکه به مسالهای بزرگتر اشاره دارد: بسیاری از سازمانها در شناسایی و بهکارگیری استعدادهایی که همین حالا در اختیار دارند، مشکل دارند.
برخلاف موجی از پیشبینیهای آخرالزمانی درباره نابودی مشاغل بهدست هوش مصنوعی، تجربه یک دهه اخیر نشان میدهد AI نهتنها به فروپاشی بازار کار منجر نشده، بلکه در بسیاری از بخشها با افزایش بهرهوری، تقویت تقاضا برای نیروی انسانی و ایجاد فرصتهای شغلی تازه همراه بوده است.
روندهای جمعیتی در قرن بیستویکم به یکی از مؤلفههای مهم قدرت اقتصادی و راهبردی کشورها تبدیل شده است. کاهش نرخ باروری و سالمندی جمعیت در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، نیروی کار، نظامهای بازنشستگی و ظرفیت رشد اقتصادی آنها را تحت فشار قرار داده؛ در مقابل، کشورهایی مانند هند و برخی کشورهای خلیج فارس هنوز از مزیت جمعیت جوان برخوردارند. بااینحال، جمعیت زمانی به یک دارایی راهبردی تبدیل میشود که کشورها بتوانند از طریق آموزش، سلامت، اشتغال و افزایش مشارکت نیروی کار، آن را به سرمایه انسانی مولد تبدیل کنند.