ارسال انبوه و بیهدف درخواست برای استخدام، در نگاه اول شاید روشی پربازده به نظر برسد. اما «بث هندلر-گرانت»، بنیانگذار شرکت مشاوره شغلی Next Great Step که تاکنون به بیش از هزار دانشجو و فارغالتحصیل تازهکار برای یافتن موقعیت کارآموزی و مشاغل ابتدایی کمک کرده، میگوید در بیشتر موارد، ارسال دهها یا حتی صدها درخواست عمومی و مشابه، تاثیر قابلتوجهی در پیشبرد روند کاریابی ندارد.
شبکههای اجتماعی مشاغل یدی را برای نسل زد جذاب میکنند
«لیندزی هوور» با کلاه ایمنی صورتی و دستکشهایی که رنگش را با کلاه ست کرده، درحالیکه موهایش بهصورت بافتهشده روی شانهاش افتاده، ماهرانه میله جوشکاری را حرکت میدهد و در پسزمینه آهنگی از سبک دوم متال گوش میدهد. او با نام کاربری @thebluecollarbarbie فعالیت میکند و برای سرگرم کردن بیش از ۱۶۰ هزار دنبالکنندهاش، موتور یک خودرو را تعمیر میکند. روی ویدئوی او نوشته شده: «راستش فکر میکنم این کار از فرستادن ایمیل هم راحتتر است.»
آنها با رؤیای نجات بناها و آثار تاریخی وارد دانشگاه میشوند؛ با درسهایی درباره اصالت اثر، اخلاق حرفهای و حداقل مداخله. اما بسیاری از دانشجویان و فارغالتحصیلان مرمت میگویند واقعیت بازار کار، روایت دیگری است؛ روایتی از بیکاری، پروژههای غیرتخصصی و فاصلهای عمیق میان آنچه آموختهاند و آنچه از آنها خواسته میشود و دستاورد چیزی جز سرخوردگی نیست.
سابقه کار اغلب برای همه فارغ التحصیلان جوان دانشگاهی که مدت زمان زیادی از اتمام دوره آموزش عالی می گذرد به عنوان یک سد به حساب می آید.مقاله حاضر با تکیه براین موضوع به بررسی وضعیت استخدام حسابداران بدون سابقه کار می پردازد.
آیا «مدلهای زبانی هوشمند» همردیف تکنولوژیهای گذشته خواهند بود؟
نگرانی از جایگزینی هوش مصنوعی، حتی در پرمهارتترین حرفهها گسترده شده است. برخی پیشبینیها از جابهجایی میلیونها شغل حکایت دارند. با آنکه جوامع همواره شاهد ظهور فناوریها بودهاند، بیآنکه بحران شغلی ایجاد شده باشد؛ اما اینبار ممکن است نتیجهای متفاوت در انتظار باشد.
چند ماه پس از استخدام، مدیر بازاریابی اخراج میشود و مدیرعامل با اطمینان میگوید: «بازاریابی جواب نداد.»، اما آیا واقعاً مشکل از مدیر بازاریابی است؟ یا سازمان از همان ابتدا او را در موقعیتی قرار داده که موفقیت در آن تقریباً ناممکن است؟ این یادداشت نشان میدهد چرا بسیاری از مدیران عامل، ناخواسته، زمینه شکست مدیران بازاریابی خود را فراهم میکنند؛ با انتظارات مبهم، اختیارات محدود و نگاهی که هنوز بازاریابی را با تبلیغات و فروش یکی میداند.
خودکارسازی فرآیندهای کاری یا همان اتوماسیون، شاهکلید موفقیت و تداومبخش روند پیشرفت شرکتها و کسب و کارهاست. در واقع خودکارسازی فرآیندها با کمک هوش مصنوعی و ایجاد سیستمهای دیجیتال میتواند منجر به تسهیل جریان امور، کاهش دخالت عامل انسانی و افزایش تناسب و هماهنگی بین فرآیندها و کارها شود و جلوی موازیکاری و انجام کارهای بیهوده و وقتگیر را بگیرد.
متخصصانی که کسی فکرش را نمیکرد تصمیمگیر هوش مصنوعی باشند
یکی از چالشهای بزرگ عصری که در آن به سر میبریم، تصمیمگیری در مورد ادامه مسیر کاری یا بازنشسته شدن است. نسلهای قبلتر تقریبا مسیر بهتری را برای شکلدهی به پیشینه شغلی خود طی کردند. بیشتر آنها سالها در یک شرکت میماندند و در همانجا هم بازنشسته میشدند. اما در سالهای اخیر، کارکنان بیش از هر زمانی طعم تعدیل نیرو را چشیدهاند و برخی هم تا مدتها موفق به پیدا کردن شغل جدید نشدهاند. این موضوع برای نیروهای کار مسنتر که به سالهای بازنشستگی خود نزدیک میشوند، وضعیت را پیچیدهتر میکند. بسیاری از آنها چارهای ندارند، جز اینکه در سنین بالا هم مدت زمان بیشتری را به دنبال شغل بگردند.