تازه ها
هوش مصنوعی؛ تهدید اشتغال یا موتور خلق شغل؟
بازارکار - مرور تیترهای رسانهای درباره هوش مصنوعی و اشتغال، در نگاه اول یک روایت یکدست را بازگو میکند: «فاجعه در راه است». روزنامه تلگراف هشدار داده بود که «رباتها ممکن است ظرف یک دهه نظم اقتصادی جهان را در هم بشکنند». آتلانتیک از آمدن «جهانی بدون کار» خبر داده بود. واشنگتنپست نوشته بود «دنیای شجاعِ نوِ رباتها و شغلهای ازدسترفته» فرارسیده است. بدبینانهتر از همه، فوربز پیشبینی کرده بود: «رباتها همه شغلهای ما را میدزدند و نه، شغل جدیدی هم ایجاد نخواهند کرد.».
اما یک نکته مهم وجود دارد: همه این تیترها حدود یک دهه پیش، بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ منتشر شدند؛ با این حال، آن فروپاشی بزرگ هرگز رخ نداد. در واقع، روایت هوش مصنوعی و اشتغال اکنون دگرگون شده است. والاستریت ژورنال در جمعبندی این تغییر مینویسد: «روایت مسلط از سناریوهای آخرالزمانیِ محل های کارِ کمنیرو در اثر هوش مصنوعی، به آیندهای تغییر کرده که در آن کارکنان شغل خود را حفظ میکنند و در عین حال از افزایش بهرهوری نیز برخوردار میشوند.»
اکنون روشنتر شده است که دو مفهوم مهم، یعنی پارادوکس جونز و پارادوکس موراوک، در تحلیلهای بدبینانه گذشته کمتر از حد لازم مورد توجه قرار گرفته بودند.
پارادوکس جونز؛ وقتی بهرهوری، تقاضا را بیشتر میکند
پارادوکس جونز به نام اقتصاددان انگلیسی قرن نوزدهمی نامگذاری شده که نشان داد افزایش بهرهوری در استفاده از بسیاری از منابع و کالاها، اغلب بهجای کاهش مصرف کل، به افزایش مصرف آن منبع منجر میشود. دلیل آن روشن است: کاهش هزینهها معمولاً تقاضا را بالا میبرد.
این منطق درباره هوش مصنوعی نیز صادق است. بهبودهای ناشی از اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند به شکلگیری کاربردهای جدید، رشد تقاضا برای خدمات و سامانههای تازه و در نتیجه افزایش نیاز به نیروی انسانی برای طراحی، راهبری و توسعه آنها منجر شود.
پارادوکس موراوک؛ سختی اتوماسیون کارهای بهظاهر ساده انسانی
پارادوکس موراوک به نام دانشمند علوم رایانهای دهه ۱۹۸۰ شناخته میشود که مشاهده کرده بود بسیاری از کارهای استدلالی و فیزیکی که برای انسان ساده به نظر میرسند، در عمل از دشوارترین امور برای خودکارسازی هستند؛ در مقابل، کارهایی که از نظر ذهنی برای انسان دشوارند، مانند محاسبات پیچیده، برای رایانهها نسبتاً آساناند.
این پارادوکس توضیح میدهد چرا اشتغال در بسیاری از بخشهایی که کارشناسان انتظار حذف شغل در آنها را داشتند، همچنان قوی و پایدار باقی مانده است.
واقعیت بازار کار؛ بسیاری از مشاغل هنوز به انسان نیاز دارند
امروز افراد بیشتری به این واقعیت ساده نزدیک شدهاند که، به تعبیر یکی از تیترهای اخیر والاستریت ژورنال، «شغلی که قرار بود هوش مصنوعی نابودش کند، اکنون بیش از هر زمان دیگری به انسان نیاز دارد.»
گرچه این گزارش درباره تندنویسان دادگاه بود که در عصر هوش مصنوعی همچنان وضعیت مناسبی دارند، اما همین الگو را میتوان در بسیاری از حرفههای دیگر نیز مشاهده کرد. این گزارش تأکید میکند: «تهدید اصلی این نیست که هوش مصنوعی بتواند کار را بهتر انجام دهد؛ بلکه مشکل این است که انسانهای کافی وارد این حرفه نمیشوند.»
همین وضعیت در بخش حملونقل بار نیز دیده میشود؛ جایی که با وجود سالها تبلیغ و فشار برای توسعه خودروهای بدون راننده، رانندگان کامیون همچنان با تقاضای بالای بازار کار مواجهاند.
از رادیولوژی تا پزشکی؛هوش مصنوعی بیشتر ابزار کمکی است تا جایگزین
رادیولوژیستها نیز نمونه مهم دیگری هستند. در سال ۲۰۱۶، جفری هینتون، برنده نوبل و از چهرههای شاخص هوش مصنوعی، مشهورانه گفته بود که باید آموزش رادیولوژیستها را متوقف کنیم، زیرا هوش مصنوعی ظرف پنج سال این حرفه را تصاحب خواهد کرد.
اما یک دهه بعد، نیویورکتایمز مینویسد: «انقراض پیشبینیشده رادیولوژیستها، مطالعه موردی گویایی است. تا اینجا، هوش مصنوعی بیشتر بهعنوان یک ابزار قدرتمند پزشکی برای افزایش کارایی و تقویت تواناییهای انسان عمل کرده است، نه عاملی برای گرفتن شغل افراد.»
در واقع، رادیولوژیستهای انسانی همچنان تقاضای بالایی دارند و متوسط دریافتی آنها در آمریکا به بیش از ۵۰۰ هزار دلار میرسد. همزمان، هوش مصنوعی در بسیاری از حوزههای دیگر پزشکی نیز فرصتهای کاری تازهای ایجاد کرده است.
فناوری در مجموع شغلساز بوده است
این روند، در واقع، چندان هم غافلگیرکننده نیست. فناوری اگرچه برخی بخشها و حرفهها را دگرگون کرده، اما در مجموع همواره موتور رفاه بیشتر و در عین حال خالق فرصتهای شغلی فراوان بوده است.
دلیل اصلی آن است که حجم کار در اقتصاد ثابت نیست، زیرا نیازها و خواستههای انسان پایانناپذیر است؛ بنابراین، فرصتهای نوآوری نیز محدود نیست. هرگاه فناوری به حل یک مسئله کمک میکند، امکان پرداختن به مسائل جدید نیز فراهم میشود.
در همین زمینه، کمیسیون MIT درباره «آینده کار» در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد: در سال ۲۰۱۸، ۶۳ درصد مشاغل در عناوین شغلی جدید، در سال ۱۹۴۰ هنوز «اختراع» نشده بودند. این گزارش تأکید میکند که بسیاری از این مشاغل تازه، مستقیماً بهواسطه فناوری ایجاد شدهاند و بخش قابلتوجهی از آنها برای چند نسل قبل حتی قابل تصور هم نبودند.
چرا پیشبینیهای آخرالزمانی همچنان تکرار میشوند؟
با این حال، پیشبینیهای فاجعهمحور همچنان ادامه دارند؛ زیرا رسانهها و بخشی از محافل دانشگاهی انگیزههای نیرومندی برای ترویج روایتهای آخرالزمان فناورانه دارند. مت ریدلی در کتاب "خوشبین خردگرا" نوشته بود: «بدبینی همیشه فروش خوبی داشته است.»
این مسئله بهویژه درباره ترس از بیکاری فناورانه صادق است. وبسایت Pessimists Archive نیز یادآور میشود که «روزنامهها صد سال است مینویسند رباتها در آستانه گرفتن همه شغلها هستند.»
در عین حال، برای کسانی که این پیشبینیهای اغراقآمیز را مطرح میکنند، معمولاً هزینه چندانی وجود ندارد. بسیاری از تیترهای هراسآلود گذشته، بر پایه گزارشهای دانشگاهی و مشاورهای شکل گرفتند که با بزرگنمایی خطر، توجه زیادی جلب کردند؛ بیآنکه در قبال خطاهای خود پاسخگو باشند.
برای نمونه، شرکت پژوهشی Gartner در سال ۲۰۱۵ پیشبینی کرده بود که ظرف یک دهه، یکسوم همه مشاغل بر اثر اتوماسیون از بین میروند. مککنزی نیز برآوردهایی مشابه ارائه کرده بود. این پیشبینیها کاملاً نادرست از آب درآمدند؛ اما هر دو نهاد همچنان بزرگتر از گذشته به فعالیت خود ادامه میدهند و به تولید پیشبینیهای «کارشناسی» مشغولاند.
خطاهای دانشگاهی هم کم نبوده است
دانشگاهیان نیز در این زمینه از نوعی «معافیت از پاسخگویی» برخوردار بودهاند. بسیاری از تیترهای رسانهای یادشده، از گزارشی در سال ۲۰۱۳ از پژوهشگران دانشگاه آکسفورد الهام گرفته بودند که هشدار داده بودند ۴۷ درصد مشاغل آمریکا در معرض خطر بالای اتوماسیون قرار دارند.
نهتنها این پیشبینیهای تند و تیره محقق نشد، بلکه بسیاری از حرفههایی که تصور میشد بیشترین افت اشتغال را تجربه کنند، در عمل با رشد اشتغال روبهرو شدند.
نمونه دیگر، پیشبینی ایتن مولیک، کارشناس هوش مصنوعی ، در سال ۲۰۱۶ بود که با اقتصاددان راب سیمَنز شرط بسته بود ظرف ۱۰ سال، رباتها نیمی از مشاغل صنعت انبارداری و ذخیرهسازی را از بین میبرند. مولیک کاملاً اشتباه کرد. او تصور میکرد اشتغال این صنعت به ۴۵۰ هزار نفر کاهش یابد؛ اما امروز اشتغال در این بخش حدود ۱.۸ میلیون نفر است. بهجای نصف شدن مشاغل، اشتغال در این صنعت دو برابر شد.
AI؛ ابزار تقویتکننده نیروی کار
برای بسیاری از حرفهها، هوش مصنوعی از هماکنون به یک ابزار چندبرابرکننده تبدیل شده که فرصتها و مشاغل جدیدی فراتر از آنچه رایانهها پیشتر فراهم کرده بودند، خلق خواهد کرد.
در سالهای آینده، افزایشهای مهمی در بهرهوری رخ خواهد داد و جامعه از تعاملات پیچیده انسان–ماشین سود خواهد برد؛ تعاملاتی که پیشبینی دقیق آنها از پیش ممکن نیست.
در همین راستا، گزارش تازه Vanguard نشان میدهد: «حدود ۱۰۰ شغلی که بیشترین مواجهه را با اتوماسیون مبتنی بر AI دارند، در زمینه رشد اشتغال و افزایش واقعی دستمزدها در حال عملکردی بهتر از سایر بخشهای بازار کار هستند.»
همچنین گزارش جدید بانک فدرال رزرو شیکاگو درباره دوره ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ تأکید میکند که میزان مواجهه با هوش مصنوعی «حداقل در کوتاهمدت، بهصورت مکانیکی به از دست رفتن شغل منجر نمیشود» و شاخصهای مبتنی بر وظایف شغلی را باید بیشتر نشانهای از بازآرایی مشاغل دانست تا پیشبینی مستقیم کاهش اشتغال.
خطر سیاستگذاری بر پایه شوک اشتباه
خطر نهاییِ این پیشبینیهای نادرست آن است که، به تعبیر اقتصاددان استیون لِوارن، اگر دولتها برای «شوک اشتباه بازار کار» آماده شوند، ممکن است سیاستهایی تصویب کنند که سازگاری اقتصاد و نیروی کار را دشوارتر کند.
به نظر میرسد این روزها بسیاری از مفسران و سیاستگذاران برای حل بحرانهای احتمالی آینده بازار کار، طرحهای بزرگی در ذهن دارند؛ بحرانهایی که شاید اساساً هیچگاه رخ ندهند. مشکل آنجاست که این ذهنیت بدبینانه میتواند به سیاستهای پرهزینه و معکوس منجر شود؛ سیاستهایی که بهجای تسهیل گذار به آیندهای بهتر برای نیروی کار و عموم مردم، مداخلههایی کماثر و نادرست را تحمیل میکنند.
جمعبندی
در این بحثها، فروتنی و احتیاط دو فضیلتی هستند که کمتر دیده میشوند. بهترین کاری که سیاستگذاران امروز میتوانند انجام دهند، حذف موانع پیشروی پویایی اقتصادی و فرصتهای تازه برای نیروی کار است؛ تا فناوری بتواند همان نقشی را ایفا کند که در بلندمدت بارها ایفا کرده است: موتور قدرتمند خلق شغل و رشد اقتصادی.
ارسال نظرات