تازه ها
محیطبانان: کمبود نیرو را با فرسودگی ما جبران نکنید
به گزارش بازارکار به نقل از شرق، در سال ۱۴۰۳ در زمانی که امید حاجتی معاون توسعه، حقوقی و امور مجلس سازمان محیط زیست بود، این مقام در نامهای به یگان حفاظت سازمان محیط زیست ابلاغ کرد که نحوه خدمت محیطبانان سراسر ایران باید به شکل ۱۲ ساعت کار و ۲۴ ساعت استراحت یا ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت باشد. در این بخشنامه تاکید شده بود که باید تا ۱۰۰ ساعت اضافه کار محیطبانان پرداخت شود.
«ما امتیاز ویژه نمیخواهیم. فقط میخواهیم قانون اجرا شود. اگر قرار است بیشتر کار کنیم، حقمان پرداخت شود و اگر بودجه وجود ندارد، کسی را به اضافهکار اجباری وادار نکنند. محیطبان وقتی با خیال آسوده از خانواده و معیشتش به منطقه برود، بهتر هم از طبیعت حفاظت خواهد کرد.»
«ما نمیگوییم قانون را عوض کنید؛ فقط همان قانونی را که وجود دارد اجرا کنید.» این جمله، خلاصه حرفهای یکی از محیطبانان فعال در یکی از پارکهای ملی ایران است که میگوید اعتراض او و همکارانش نه به اصل خدمت، بلکه به شیوه اجرای شیفتهای کاری، پرداخت اضافهکار و تأمین هزینههای معیشتی است.
او از بخشنامهای میگوید که به تازگی به ادارات کل محیط زیست استانها از سوی معاونت حقوقی سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ شده است، موضوعی که به گفته او باعث شده محیطبانان به اجبار در الگوی ۱۵ روز کار و ۱۵ روز استراحت قرار بگیرند.
به اجبار از ما کار میکشند
این محیطبان معتقد است اصل بخشنامه اشکال ندارد، اما مشکل اصلی از نحوه اجرای آن آغاز شده است. او میگوید: «سازمان محیط زیست گفته بود کسانی که میخواهند ۱۵ روز کار کنند، این شیفت را انتخاب کنند و اضافهکارشان را هم بگیرند؛ یعنی اجباری نبود. اما مدیرکل ما این موضوع را اجباری کرده است. الان همه ما را تحت فشار گذاشتهاند و به اجبار از ما کار میکشند.»
او با اشاره به قانون مدیریت خدمات کشوری، توضیح میدهد که ساعت کاری کارمندان مشخص است و اضافهکار نیز سقف قانونی دارد. به گفته او، در شیفتهای قبلی، محیطبانان حدود ۶۴ ساعت اضافهکار دریافت میکردند، اما اکنون با وجود افزایش ساعات حضور در پاسگاهها، شرایط تغییر کرده است: «الان ۱۵ شبانهروز کار و ۱۵ شبانهروز استراحت را اجباری کردهاند. این یعنی حدود ۱۸۰ ساعت اضافهکار، در حالیکه خود قانون خدمات کشوری میگوید بیش از ۱۲۰ ساعت اضافهکار قابل پرداخت نیست.»
او با اشاره به اینکه مشکل تنها افزایش ساعت کار نیست، بلکه اجبار به اجرای این الگوست، تاکید میکند: «در برخی استانهای دیگر همچنان محیطبانان با شیفت ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت فعالیت میکنند، اما در استان ما چنین امکانی از محیطبانان گرفته شده است.»
این محیطبان میگوید که اعتراض امروز همکارانش فقط به تغییر شیفتهای کاری محدود نمیشود. به اعتقاد او، شیفت ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت نیز مشکلات خاص خود را داشت، اما دستکم با شرایط زندگی محیطبانان سازگارتر بود. او توضیح میدهد: «وقتی شیفت ۲۴-۴۸ اجرا میشد هم مشکل داشتیم؛ جیره غذایی کافی نبود، کیفیتش مناسب نبود، اضافهکارها کامل پرداخت نمیشد و برخورد بعضی مدیران هم مناسب نبود. اما با همه اینها، شرایط از امروز قابل تحملتر بود.»
بخشنامههای سازمان برای شیفت کاری محیطبانان
در سال ۱۴۰۳ در زمانی که امید حاجتی معاون توسعه، حقوقی و امور مجلس سازمان محیط زیست بود، این مقام در نامهای به یگان حفاظت سازمان محیط زیست ابلاغ کرد که نحوه خدمت محیطبانان سراسر ایران باید به شکل ۱۲ ساعت کار و ۲۴ ساعت استراحت یا ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت باشد. در این بخشنامه تاکید شده بود که باید تا ۱۰۰ ساعت اضافه کار محیطبانان پرداخت شود. این بخشنامه برای محیطبانان رضایتبخش بود، اما نارضایتی مدیران کل استانها و روسای مناطق حفاظتشده را در پی داشت. از نگاه این گروه، بخشنامه سال ۱۴۰۳ موجب خالی شدن مناطق تحت مدیریت محیط زیست از محیطبان میشد.
در اتفاقی تازه، همتعلی شاهنظری معاون کنونی توسعه، حقوقی و امور مجلس سازمان محیط زیست در نامهای به مدیران کل محیط زیست استانها، ضمن تاکید بر رعایت قانون خدمات کشوری، اختیار تعیین ساعات کاری محیطبانان را به مدیران کل تفویض کرده است. همین نامه موجب شده تا مدیران کل محیط زیست تعدادی از استانها شیفت کاری محیطبانان را به شرایط قبل از سال ۱۴۰۳ و ۱۵ روز کار و ۱۵ روز استراحت برگردانند. تصمیمی که مورد اعتراض محیطبانان است. آنها این تصمیم یک جانبه را اقدامی منافی منافع خود میدانند. البته در همین بخشنامه تاکید شده است که از ایجاد تعهد مازاد برای محیطبانان جلوگیری شود.
مدیران فشار را روی دوش محیطبان انداختهاند
یکی از محیطبانان که با موضوع شیفت اجباری درگیر است، میگوید: «بعد از رفتن آقای حاجتی، گفتند شیفت قبلی به مناطق آسیب میزند. اما هیچوقت برای ما توضیح ندادند این آسیب دقیقاً چیست. قرار نیست کمبود نیرو را با بیشتر نگه داشتن محیطبان در پاسگاه جبران کنند.» او معتقد است تصمیمهای مدیریتی بیشتر بر پایه کمبود امکانات و نیروی انسانی گرفته میشود تا نیاز واقعی مناطق حفاظتشده. این محیطبان گلایهاش را این طور ادامه میدهد: «وقتی نیرو کم است، سادهترین راه را انتخاب میکنند که از همان نیروهای موجود بیشتر کار بکشند. اما این راهحل نیست؛ فقط فشار را از دوش مدیریت برمیدارد و روی دوش محیطبان میگذارد.»
۱۶۰ ساعت اضافه کار میکنیم، اما پول ۴۸ ساعتش را میگیریم
این محیطبان میگوید که در حال حاضر سه شبانهروز متوالی در پاسگاه خدمت میکند و سه شبانهروز بعد را در استراحت است؛ هرچند به گفته خودش، در بسیاری از مواقع همین زمان استراحت نیز با تماسهای کاری و مأموریتهای ناگهانی همراه است.
او با اشاره به میزان اضافهکار میگوید: «اگر مجموع ساعات حضور را حساب کنید، ماهانه بیش از ۱۵۰ تا ۱۶۰ ساعت اضافهکار میشود، اما چیزی که پرداخت میکنند فقط ۴۸ ساعت است.» به گفته او، مطالبه اصلی محیطبانان اجرای قانون است، نه دریافت امتیاز ویژه. «اگر قرار است این مقدار کار کنیم، حداقل اضافهکار واقعیمان پرداخت شود. اگر هم بودجه وجود ندارد، کسی را مجبور به این حجم از کار نکنند.»
حقمان را پرداخت کنند
او بر خواسته اصلی خود و همکارانش تأکید میکند: «ما امتیاز ویژه نمیخواهیم. فقط میخواهیم قانون اجرا شود. اگر قرار است بیشتر کار کنیم، حقمان پرداخت شود و اگر بودجه وجود ندارد، کسی را به اضافهکار اجباری وادار نکنند. محیطبان وقتی با خیال آسوده از خانواده و معیشتش به منطقه برود، بهتر هم از طبیعت حفاظت خواهد کرد.»
جیره غذایی ماهانه دو میلیون ۲۵۰ هزار تومان
محیطبانان در مصاحبههایشان مدام بر ناچیز بودن جیره غذایی تاکید میکنند، موضوعی که به گفته آنها فشار مضاعفی بر نیروها وارد کرده است. یکی از محیطبانان میگوید: «برای ۱۵ روز حضور در پاسگاه، حدود ۴۵ وعده غذایی باید تأمین شود، اما اعتبار اختصاصیافته با هزینههای واقعی همخوانی ندارد. به گفته او، «برای این تعداد روز کاری، تنها دو میلیون و ۲۵۰ هزار تومان به عنوان جیره و سهم غذایی برای محیطبانان در نظر گرفتهاند؛ با این مبلغ مگر میشود ۴۵ وعده غذا تهیه کرد؟ همین مبلغ هم در چند ماه گذشته پرداخت نشده و محیطبانان معوقات جیره غذایی دارند.»
به گفته یکی از محیطبانان، جیره بهصورت نقدی به حساب آنها واریز نمیشود، بلکه خرید از طریق کارت فروشگاهی انجام میشود؛ با این حال، سه تا چهار ماه است همین اعتبار هم در برخی استانها پرداخت نشده است.
یکی از محیطبانان معتقد است: اگر قرار است شیفتهای طولانیتر اجرا شود، باید هزینههای آن هم تأمین شود. او میگوید: «اگر قرار باشد ۱۵ روز در پاسگاه باشیم، باید هزینه غذا، رفتوآمد و زندگی ما محیطبانان هم لحاظ شود. در غیر این صورت باید از جیب خودمان هزینه کنیم هر چند در شرایط کنونی هم همین روال است.»
ناراضی هستید استعفا کنید
محیطبانان اعتراض خود را به گوش مدیران مناطق حفاظتشده و مدیران کل محیط زیست استانها رسانده، اما پاسخ منطقی دریافت نکردهاند و حتی رفتار برخی روسای ادارات محیط زیست و مدیران کل از نظر محیطبانان بسیار ناامیدکننده بوده است. حتی در برخی مناطق حفاظت شده کار بالا گرفته است، چون بنا به گفته یکی از محیطبانان، پس از طرح اعتراضها، برخی مدیران به محیطبانها گفتهاند: «اگر از شیفتبندی جدید ناراضی هستید، استعفا بدهید.»
یک محیطبان در گفتوگو با شرق ضمن انتقاد از این نحوه برخورد روسا و مدیران محیط زیست میگوید: «این پاسخ برای ما که سالها در محیطبانی فعالیت کردهایم، غیرقابل قبول است. او میگوید: «چرا باید به محیطبانی که فقط حق قانونیاش را میخواهد، بگویند استعفا بده؟ ما چیز اضافهای نمیخواهیم. فقط میگوییم همان حقی را که قانون برای ما تعیین کرده است، پرداخت کنند.»
تهدید محیطبانان توسط مدیرانشان
به گفته یکی از محیطبانان، حتی تهدید به معرفی به هیأت تخلفات اداری نیز مطرح شده است. یعنی تعدادی از مدیران محیط زیست محیطبانان را تهدید کردهاند که اگر شیفتبندی ۱۵ روز شبانه روز کار را نپذیرند و با این طرح مخالفت کنند، به هیات تخلفات اداری معرفی خواهند شد، در این مورد یکی از محیطبانان میگوید: «اضافهکار اجباری معنا ندارد. هیچکس نمیتواند کارمند را فقط به خاطر نپذیرفتن اضافهکار، به تخلفات اداری معرفی کند. این تهدیدشان وجاهت قانونی ندارد.»
محیطبان دیگری هم در مصاحبه با خبرنگار شرق با دلخوری بسیار از مدیران بالادستی، از تهدیدهایی سخن میگوید که پس از اعتراض برخی محیطبانان به شیفتهای کاری مطرح شده است. او میگوید: «به ما میگویند اگر میخواهید ۲۴-۴۸ کار کنید، یا استعفا بدهید یا ممکن است پروندهتان به تخلفات اداری برود. در حالیکه من دارم وظیفه قانونیام را انجام میدهم و فقط اضافهکار اجباری را قبول ندارم.»
کمبود محیطبان ریشه اصلی اختلافات
در این ماجرا خبرنگار شرق با دو تن از مدیران استانها و دو نفر از روسای مناطق محیط زیست گفتوگو کرد. آنها کمبود نیروی محیطبانی و خالی شدن مناطق تحت مدیریت خود را به عنوان دلیل اصرارشان بر حضور بیشتر محیطبانان در مناطق و پاسگاه محل خدمت میدانند.
یکی از محیطبانان با سابقه هم ضمن تاکید بر کمبود نیروی محیطبانی به عنوان ریشه اصلی اختلافات و مشکلات، اما میگوید: «کمبود نیرو دلیل قانع کنندهای نیست که شیفتهای طولانیتر را به محیطبانان تحمیل کنند. راهحل، استخدام نیروی جدید و دادن حق انتخاب به محیطبانان است، نه اجبار همه نیروها به یک الگوی کاری.»
این محیطبان میگوید: «اگر سازمان حفاظت محیط زیست قصد حل این اختلاف را دارد، پیش از هر چیز باید به محیطبانان حق انتخاب بدهد. چون همه نیروها شرایط یکسانی ندارند و نمیتوان یک نسخه واحد را برای تمام پاسگاهها و همه مناطق حفاظتشده ایران اجرا کرد.»
او توضیح میدهد: «بهترین راه این است که هر کسی میخواهد با شیفت ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت خدمت کند، همان شیفت را داشته باشد و اضافهکار قانونیاش را هم دریافت کند. اگر هم کسی خودش میخواهد ۱۵ روز کار کند، اضافهکار همان شیفت را بگیرد. انتخاب باید با خود محیطبان باشد، نه اینکه همه را مجبور کنند.»
به گفته این محیطبان، حتی اگر قانون اجازه پرداخت همه ساعات اضافهکار را ندهد، باز هم نباید نیروها را به پذیرش شیفتی مجبور کرد که بودجه اجرای آن وجود ندارد. او میگوید: «ادارهکل ما بودجه پرداخت اضافهکار را ندارد، اما با این وجود، همه را مجبور کردهاند ۱۵ روز خدمت کنند. سؤال ما این است که وقتی پولش نیست، چرا باید اجبار باشد؟»
شیفت مازاد و اجباری قانونی نیست
او تأکید میکند که مخالفتش با اصل خدمت نیست و میگوید: «ما برای محیط زیست آمدهایم و از خدمت فرار نمیکنیم، اما نمیشود اضافهکار اجباری باشد. قانون خدمات کشوری چنین چیزی را قبول ندارد.»
او معتقد است کمبود نیروی انسانی باعث شده فشار اصلی بر محیطبانان فعلی وارد شود. به گفته این محیطبان، در برخی شهرستانها و استانها همچنان شیفت ۲۴-۴۸ اجرا میشود و مدیران نیز از نیروهایشان حمایت میکنند، اما در استان ما و برخی استانهای دیگر چنین حمایتی وجود ندارد.
مخالفت با الگوی اجباری کار برای محیطبانان
حقوق محیطبانان حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان است که همگی آن را با توجه گرانی کالاها و تورم ناکافی برای امور زندگی و معیشت خود و خانوادههایشان میدانند. در این خصوص یکی از محیطبانان میگوید: «حتی اگر تمام اضافهکار وعده دادهشده هم پرداخت شود، هزینههای حضور ۱۵ روزه در پاسگاهها همچنان سنگین است. اگر فقط هزینه غذا را حساب کنید، برای ۱۵ روز حضور، رقم قابل توجهی میشود. این شرایط از نظر اقتصادی برای بسیاری از محیطبانان صرفه ندارد.»
به اعتقاد او، تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که الگوی ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت، در صورت پرداخت اضافهکار قانونی، برای محیطبانان قابل قبولتر بوده است. این محیطبان با اشاره به بخشنامه معاونت توسعه در سال ۱۴۰۳، میگوید: «در آن مقطع، شیفت ۲۴-۴۸ اجرا میشد و ۶۴ ساعت اضافهکار هم پرداخت میکردند. آن زمان احساس میکردیم برای شرایط کاری ما برنامه وجود دارد، اما پس از تغییر معاونت توسعه، اختیار تعیین شیفتها به مدیران کل استانها واگذار شد و همین موضوع باعث شد در برخی استانها، الگوی ۱۵-۱۵ به شکل اجباری اجرا شود این درحالیست که همه مناطق شرایط مشابهی ندارند.»
او در پایان، خواسته خود و همکارانش را در یک جمله خلاصه میکند: «ما امتیاز ویژه نمیخواهیم؛ فقط میخواهیم همان چیزی که قانون برای محیطبان تعیین کرده است، اجرا شود. اگر قرار است بیشتر کار کنیم، حقمان پرداخت شود و اگر بودجه آن وجود ندارد، کسی را به اضافهکار اجباری مجبور نکنند. امیدوارم صدای ما شنیده شود.»
برای شیفتها باید از خود محیطبان نظر خواست
یکی از محیطبانان معتقد است اگر قرار باشد اختیار تعیین شیفتها به مدیران مناطق واگذار شود، این تصمیم نیز باید با مشارکت خود محیطبانان گرفته شود. او به «شرق» میگوید: «کسی که هر روز در منطقه حضور دارد، بهتر از هر مدیر دیگری میداند چه برنامهای قابل اجراست. اگر قرار است سه روز متوالی در پاسگاه بمانم، باید بدانند بعد از آن دیگر توان انجام همان حجم کار را ندارم. تصمیمی که بدون نظر محیطبان گرفته شود، روی کاغذ خوب به نظر میرسد، اما در عمل جواب نمیدهد.»
محیطبان فرسوده و ناامید، دیگر محیطبان مؤثری نیست
به گفته این محیطبان فشار مداوم کاری در نهایت به فرسودگی جسمی و روانی نیروها منجر میشود؛ موضوعی که نهتنها به ضرر محیطبان، بلکه به زیان حفاظت از مناطق نیز خواهد بود. او با اشاره به آسیبهای جسمی ناشی از سالها کار میگوید: «بسیاری از همکارانش با وجود بیماریهایی مانند دیسک کمر، همچنان ناچار به انجام مأموریتهای سنگین هستند. همکارانی داریم که آسیب دیدهاند، اما باز هم همان حجم کار از آنها خواسته میشود. انگار تا زمانی که یک محیطبان از پا نیفتد، کسی متوجه فرسودگی او نمیشود.»
او یادآوری میکند که خطرهای شغلی محیطبانان تنها به درگیری با متخلفان محدود نیست و فشار روانی مداوم نیز بخش مهمی از این حرفه است؛ فشاری که به گفته او، کمتر در تصمیمهای مدیریتی دیده میشود.
محیطبان را با انتقال و سکوت تنبیه میکنند
روایت ادامهدار از احساس تبعیض، مهاجرت نیروها و مطالبه کرامت شغلی در صحبت همه محیطبانانی که با آنها مصاحبه شد، روایت مشترک است. حتی یکی از محیطبانان معتقد است اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، سازمان حفاظت محیط زیست در سالهای آینده با موج تازهای از خروج نیروهای باتجربه روبهرو خواهد شد. به گفته او، تعدادی از محیطبانان تنها به دلیل نداشتن فرصت شغلی دیگر در سازمان ماندهاند و هر زمان امکان استخدام در دستگاهی دیگر فراهم شود، محیطبانی را ترک خواهند کرد.
روایت یک محیطبان از کاهش حمایت سازمانی و احساس خفقان
این محیطبان معتقد است: در سالهای گذشته مدیران دستکم خود را مدافع محیطبانان میدانستند، اما در یکی، دو سال اخیر این حمایتها کمرنگ شده است. او میگوید: «قبلاً مدیران حداقل از بدنه محیطبانی دفاع میکردند، اما حالا احساس میکنیم فضای خفقان بیشتر شده و کسی حاضر نیست حرف محیطبان را بشنود.»
همیشه از ما گزارش خواستهاند، نه نظر
به گفته این محیطبان، یکی از مشکلات ساختاری سازمان، فاصله مدیران با بدنه اجرایی است. او میگوید: مدیران هنگام بازدید از پاسگاهها، بیشتر به دنبال کنترل دفترها و گزارشها هستند تا شنیدن مشکلات محیطبانان. وقتی وارد پاسگاه میشوند، قبل از اینکه بگویند خسته نباشید، دفترها را میبینند که چه نوشتهاید و چه نکردهاید. اما کمتر پیش آمده بپرسند خودتان چه مشکلی دارید یا برای بهتر شدن وضعیت چه پیشنهادی دارید.»
او معتقد است اگر تجربه محیطبانان در تصمیمگیریها جدی گرفته شود، بسیاری از اختلافهای امروز شکل نخواهد گرفت. او در عین حال تأکید میکند که فرسودگی جسمی و مصرف مداوم داروهای مسکن میان محیطبانان مسئلهای جدی است. «محیطبانی را میشناسم که هر چند ساعت یک بار به دلیل درد، مسکن مصرف میکند. این هم نوعی آسیب شغلی است که کمتر درباره آن صحبت میشود.»
این محیطبان میگوید با وجود آنکه دریافتی خالصش با دو فرزند حدود ۲۹ میلیون تومان است، تأمین هزینههای زندگی برایش دشوار شده است. او توضیح میدهد: «۲۹ میلیون تومان شاید روی کاغذ عدد بدی نباشد، اما وقتی هزینه کلاس بچه، درمان، رفتوآمد، تفریح و سایر مخارج را حساب کنید، چیزی باقی نمیماند. سالهاست حتی فرصت یا توان رفتن به سفر را هم نداریم.»
او معتقد است مدیران هنگام طراحی شیفتهای کاری، شرایط خانوادگی نیروها را در نظر نمیگیرند. «همه فکر میکنند، چون محیطبان هستیم باید فقط کار کنیم. انگار خانواده، فرزند و زندگی شخصی نداریم.»
برای گذران زندگی شغل دوم داریم
یکی از دیگر محیطبانان مشغول به کار در یک منطقه حفاظتشده که علاقهای به افشای نامش نداشت به شرق میگوید: «دوریهای طولانی از خانواده در بسیاری از موارد آثار اجتماعی سنگینی بر زندگی محیطبانان گذاشته است؛ از مشکلات تربیتی فرزندان گرفته تا افزایش اختلافات خانوادگی و حتی طلاق برخی همکاران. این مسائل کمتر در تصمیمگیریهای مدیریتی دیده میشود.»
او میگوید: «تقریباً همه محیطبانان ناچارند در روزهای استراحت به دنبال شغل دوم باشند؛ این موضوع کیفیت حفاظت از مناطق را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. چون با این حقوق نمیشود زندگی را جلو برد. خیلی از ما در زمان استراحت کار دیگری انجام میدهیم تا هزینههای خانواده تأمین شود. این یعنی محیطبان، بعد از چند روز حضور در منطقه، به جای استراحت باید دنبال کار دوم برود.»
او تأکید میکند که با وجود همه مشکلات، هرگز حاضر نشده برای جبران وضعیت مالی به درآمدهای غیرقانونی از محیط زیست فکر کند. «ترجیح میدهم نان خشک بخورم، اما دستم به پول ناحق نرود. فقط انتظار داریم مسئولان هم حق قانونی ما را نادیده نگیرند.»
بحران عمیقتر از شیفت کاری است
«گاهی احساس میکنیم از محیطبان فقط انتظار دارند هرچه گفته میشود انجام دهد؛ بدون اینکه کسی بپرسد آیا این خواسته شدنی است یا نه.» این را یکی از محیطبانان استانهای شمالی ایران در ادامه گفتوگویش با «شرق» میگوید: «اختلاف امروز بر سر شیفتهای کاری، در واقع نشانه بحرانی عمیقتر در نظام مدیریت منابع انسانی سازمان حفاظت محیط زیست است.»
او در پاسخ به این پرسش که چه الگویی میتواند هم به نفع محیطبان باشد و هم مناطق حفاظتشده را بدون نیرو نگذارد، تأکید میکند مسئله اصلی، شیفتبندی نیست؛ بلکه کمبود مزمن نیروی انسانی است.
ناتوانی در مدیریت نیروی انسانی
این محیطبان میگوید استدلال مدیران مبنی بر اینکه اجرای شیفت ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت باعث خالی ماندن مناطق میشود، تنها بخشی از واقعیت است.
او توضیح میدهد: «اگر منطقه خالی میماند، دلیلش کمبود نیروست، نه نوع شیفت. سازمان سالهاست میداند چه تعداد محیطبان بازنشسته میشوند، اما برای جایگزینی آنها برنامهریزی نمیکند. بعد هم میخواهد این کمبود را با بیشتر کار کشیدن از نیروهای موجود جبران کند.»
به اعتقاد او، اگر برای مناطق حساس ضریب حفاظتی در نظر گرفته شود و نیرو بر اساس نیاز واقعی توزیع شود، نیازی به تحمیل شیفتهای سنگین نخواهد بود.
یعنی به جای استخدام، از همان نیروها بیشتر کار میکشند.
او ضعف برنامهریزی منابع انسانی را یکی از مهمترین مشکلات سازمان حفاظت محیط زیست میداند و میگوید: «وقتی میدانند چهار یا پنج سال دیگر چندین محیطبان بازنشسته میشوند، چرا از قبل برای جذب نیرو اقدام نمیکنند؟ سادهترین راه این است که همان نیروهای موجود را ساعات بیشتر در محل کار نگه دارند، اما این راهحل درستی نیست.» به گفته او، وسعت مناطق تحت حفاظت تناسبی با تعداد محیطبانان ندارد و یک محیطبان نمیتواند همزمان چند نقطه را پوشش دهد.
تجهیزات هم بخشی از بحران است
یکی از دیگر محیطبانان معتقد است مشکلات محیطبانان فقط به حقوق و شیفتهای کاری محدود نمیشود و وضعیت تجهیزات نیز به همان اندازه نگرانکننده است. او به شرق میگوید: «خودروها، موتورسیکلتها و تجهیزات انفرادی محیطبانان فرسودهاند و گاهی مأموریت با این نگرانی آغاز میشود که آیا وسیله نقلیه در میانه راه از کار میافتد یا نه.»
او با اشاره به اینکه کیفیت تجهیزات شخصی نیز هر سال کاهش یافته است، میگوید: «کفشی به ما دادند که در همان اولین مأموریت پاره شد. این فقط هدر دادن بیتالمال است. اگر قرار است تجهیزاتی تهیه شود، حداقل کیفیتی داشته باشد که دوام بیاورد.»
شخصیت محیطبان را به او برگردانید
یک محیطبان ضمن ابراز گلایه شدید از برخورد مدیران بالادستی خود میگوید: «برخلاف تصور مدیران، مهمترین مطالبه محیطبانان تنها افزایش حقوق یا تغییر شیفتهای کاری نیست؛ بلکه بازگرداندن شأن و منزلت شغلی آنهاست.
شیفت، جیره، اضافهکار و تجهیزات همه مهم هستند، اما مشکل اصلی این است که محیطبان احساس میکند برای شخصیت و نظرش ارزشی قائل نیستند. اگر احترام و اعتماد برگردد، بسیاری از مشکلات هم قابل حل خواهد بود.»
این محیطبان که با مدرک دانشگاهی کارشناسی محیط زیست وارد سازمان محیط زیست شده، معتقد است توان علمی و تجربی نیروهای محیطبانی در تصمیمگیریها نادیده گرفته میشود. انتظار داریم مدیران از دانش و تجربه نیروهای خود استفاده کنند، نه اینکه فقط دستور بدهند.
هر انتقادی با تهدید به انتقال پاسخ داده میشود
به گفته این محیطبان، یکی از نگرانیهای جدی محیطبانان، برخورد با نیروهایی است که درباره مشکلات سازمان صحبت میکنند. او میگوید: «وقتی کسی انتقاد میکند، به جای اینکه مشکل بررسی شود، اولین حرف این است که منتقلش کنید. به جای حل مسئله، صورت مسئله را پاک میکنند.»
این محیطبان معتقد است در بسیاری از موارد، فشارها نه از سوی شخص مدیرکل، بلکه از سوی حلقه مدیریتی اطراف او اعمال میشود. او میگوید: «مدیرکل یک نفر است، اما معاونان و مدیران میانی تأثیر زیادی بر تصمیمها دارند. گاهی همین حلقه اطراف، فضایی ایجاد میکند که هیچ صدای انتقادی تحمل نشود.»
به گفته او، حتی رساندن صدای محیطبانان به مدیران ارشد و رئیس سازمان خفظات محیط زیست نیز کار سادهای نیست. او میگوید: «اگر یک محیطبان بخواهد مستقیم با مسئولان سازمان محیط زیست صحبت کند، باید از چندین لایه مدیریتی عبور کند؛ در حالیکه بسیاری از مشکلات اصلاً به آن مرحله نمیرسند. فضای سازمان محیط زیست به سمتی رفته که بسیاری از نیروها ترجیح میدهند درباره مشکلات سکوت کنند. وقتی میبینند هر انتقادی ممکن است برایشان هزینه داشته باشد، طبیعی است که کمتر حرف بزنند. اما ساکت شدن محیطبان به معنای حل شدن مشکل نیست.»
این محیطبان ضمن ابراز ناامیدی بسیار از تغییر روند مدیریتی در سازمان محیط زیست میگوید: «گاهی مهمتر از حل مسئله، این است که صدای آن بیرون نرود. در حالیکه اگر مشکلات دیده نشود، هیچوقت هم اصلاح نخواهد شد.» این محیطبان در پایان مهمترین مطالبه خود و همکارانش را چنین جمعبندی میکند: «ما نه امتیاز ویژه میخواهیم و نه برخورد متفاوت؛ فقط میخواهیم با محیطبان به عنوان یک نیروی متخصص و انسانی برخورد شود. اگر شأن و کرامت محیطبان حفظ شود، انگیزه حفاظت از طبیعت هم زنده میماند.»
ارسال نظرات