تازه ها
نقش دانشگاهها در حل مسائل واقعی جامعه
به گزارش بازارکار از ایسنا، در قرن بیستویکم، دانشگاهها با دگرگونیهای گسترده اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و محیطزیستی روبهرو شدهاند و همین مسئله باعث شده است نقش سنتی آنها دوباره مورد بازبینی قرار گیرد. تا چند دهه پیش، معمولاً از دانشگاه انتظار میرفت که آموزش بدهد و پژوهش تولید کند، اما امروز این انتظار بسیار گستردهتر شده است. اکنون از دانشگاه خواسته میشود نه فقط دانش تولید کند، بلکه به مسائل واقعی جامعه نیز نزدیک شود و برای حل آنها نقشآفرینی کند. در این نگاه، دانشگاه، نهادی جدا از جامعه نیست، بلکه باید با مردم، نهادهای اجتماعی، دولت، صنعت و دیگر ذینفعان در ارتباط باشد. چنین برداشتی، دانشگاه را به نهادی مسئولیتپذیرتر تبدیل میکند؛ نهادی که میکوشد اثر عملی و قابل لمس خود را در زندگی شهروندان نشان دهد.
اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر میشود که جوامع امروز با چالشهایی پیچیده مانند تغییرات اقلیمی، کمبود منابع، نابرابری، فقر، مهاجرت، تحولات دیجیتالی و مسائل مدنی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، دانشگاهها میتوانند با دانش، تخصص و توان آموزشی خود به بخشی از راهحل تبدیل شوند. از سوی دیگر، هنوز درباره مفهوم دقیق «ارتباط دانشگاه و جامعه» ابهامهایی وجود دارد و این اصطلاح گاه با مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی دانشگاه، مشارکت عمومی، ترویج علم، نوآوری مسئولانه و فعالیتهای مأموریت سوم درهم آمیخته میشود. همین نبودِ شفافیت مفهومی، ضرورت انجام پژوهشهای دقیقتر را نشان میدهد. چنین مطالعاتی میتوانند روشن کنند که دانشگاه برای نزدیک شدن به جامعه، دقیقاً باید چه کارهایی انجام دهد، چه الگوهایی را در پیش بگیرد و از چه مسیرهایی اثرگذاری خود را بیشتر کند.
در همین چارچوب، مریم پورجمشیدی، دانشیار گروه علوم تربیتی دانشکده علوم انسانی دانشگاه بوعلیسینا، با همکاری دانشگاه علامه طباطبائی، پژوهشی را درباره ابعاد و الگوهای پیوند دانشگاه با جامعه انجام داده است. این مطالعه که با نگاهی مروری و تحلیلی پیش رفته، تلاش کرده است تصویری روشنتر از این ارتباط در ادبیات علمی معاصر به دست دهد و نشان دهد دانشگاهها چگونه میتوانند از مرحله شناخت مسئله تا اجرای راهحل، حضوری فعالتر در جامعه داشته باشند.
این پژوهش با استفاده از دو روش «مرور سیستماتیک» و «تحلیل مضمون» انجام شد. مرور سیستماتیک یا مرور نظاممند، روشی است که در آن پژوهشگر بهصورت منظم و با معیارهای مشخص، مطالعات پیشین را جستوجو، انتخاب و بررسی میکند تا به جمعبندی قابل اتکایی برسد. در این مطالعه، پژوهشهای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی معتبر بینالمللی در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ جمعآوری و غربال شدند. پس از انتخاب منابع مناسب، عوامل و موضوعات مشترک از دل آنها استخراج شد و در سه مرحله کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفت. سپس برای آنکه مشخص شود دانشگاههای برتر جهان تا چه اندازه به این موضوعات توجه کردهاند، وبسایت این دانشگاهها نیز بررسی شد تا بازتاب این مضامین در سیاستها، برنامهها و فعالیتهایشان ارزیابی شود.
یافتههای پژوهش نشان دادند که ارتباط دانشگاه و جامعه را میتوان در چهار مضمون اصلی خلاصه کرد. نخست، «حکمرانی خوب» که به موضوعهایی مانند ظرفیتسازی برای جامعه، مسئولیتپذیری مدنی و ایجاد پردیس سبز مربوط میشود. منظور از پردیس سبز، محیط دانشگاهیای است که در آن به کاهش آسیبهای زیستمحیطی، مدیریت بهتر منابع و پایداری توجه میشود. مضمون دوم، «توسعه علم و دانش» است که غنیسازی محتوای آموزشی، پژوهش نافع، مسئولیتپذیری علمی و کارآفرینی آکادمیک را دربر میگیرد. به زبان ساده، این بخش بر آن تأکید دارد که آموزش و پژوهش دانشگاهی باید به درد جامعه بخورد و فقط در فضای دانشگاهی باقی نماند.
مضمون سوم «تصویرسازی خلاقانه» نام گرفته است؛ مفهومی که به دسترسپذیر شدن منابع دانشگاه، توجه به خیر عمومی و دیدهشدن نقش اجتماعی دانشگاه مربوط میشود. مضمون چهارم نیز «حکمرانی مطلوب شبکهای» است که بر توصیههای سیاستی، مرجعیت علمی و ترویج علم و فناوری تکیه دارد. بررسی وبسایت دانشگاههای برتر جهان نیز نشان داد که این مضامین به شکلهای مختلف در برنامهها و سیاستهای آنها حضور دارد. به بیان دیگر، دانشگاههای موفق تنها به آموزش و انتشار مقاله بسنده نکردهاند، بلکه کوشیدهاند جایگاه خود را در حل مسائل عمومی، گفتوگو با جامعه و انتقال دانش به عرصه عمل تقویت کنند.
نتیجه کلی پژوهش این است که ارتباط دانشگاه و جامعه، موضوعی فرعی یا تشریفاتی نیست، بلکه بخشی از مأموریت اصلی دانشگاه در دنیای امروز به شمار میآید. این یافتهها میتوانند به پژوهشگران و مدیران دانشگاهی کمک کند تا این ارتباط را عمیقتر بفهمند و برای آن برنامهریزی دقیقتری انجام دهند. همچنین این چارچوب میتواند از مرحله مسئلهیابی تا اجرا و ارزیابی، راهنمایی برای طراحی پژوهشها و فعالیتهایی باشد که پاسخگوی نیازهای روبهرشد جامعه هستند.
اهمیت این نتایج که «فصلنامه نامۀ آموزش عالی» وابسته به مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی و سازمان سنجش آموزش کشور انتشار یافتهاند، در آن است که نشان میدهند دانشگاه برای اثرگذار بودن، باید هم در درون خود تغییر کند و هم در بیرون از خود فعالتر باشد. برای نمونه، گنجاندن مسائل اجتماعی و محیطزیستی در آموزش، تقویت یادگیری مبتنی بر پروژه، شکلدادن به پژوهشهای مسئلهمحور، ارائه خدمات مشاورهای به دولت و کسبوکارها و استفاده از زبان ساده برای انتقال دانش به مردم، همگی از راههای تقویت این پیوند هستند. این پژوهش همچنین یادآور میشود که مشارکت عمومی در فعالیتهای دانشگاه، از جشنوارهها و سخنرانیها تا پژوهشهای مشارکتی و ابزارهای دیجیتال، میتواند فهم متقابل دانشگاه و جامعه را بیشتر کند.
در عین حال، مطالعه به برخی موانع نیز اشاره دارد، از جمله اینکه دانشگاهها همیشه شناخت دقیقی از نیازهای جامعه ندارند و جامعه نیز گاهی کارکرد واقعی دانشگاه را بهدرستی درک نمیکند. کمبود منابع مالی، ساختارهای اداری پیچیده و انعطافناپذیری در پاسخ به نیازهای اجتماعی نیز میتواند این ارتباط را دشوار کند.
با وجود این، نتایج پژوهش نشان میدهند اگر دانشگاهها رویکرد مسئولیتپذیری اجتماعی را جدی بگیرند، میتوانند در تربیت دانشجویانی توانمندتر، حل مسائل واقعیتر و افزایش رفاه اجتماعی نقش مهمتری ایفا کنند. این یافتهها همچنین میتواند برای سیاستگذاران، تأمینکنندگان مالی پژوهش و مدیران آموزش عالی در ارزیابی و هدایت بهتر طرحهای علمی سودمند باشد.
ارسال نظرات