بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۹۰۰۲

صنایع‌دستی ایران بیش از مهارت، به تفکر دیزاین نیاز دارد/ مدرن‌کردن صنایع‌دستی به معنای حذف گذشته نیست

صنایع دستی
همان‌گونه که معماری تاریخی ایران بر اساس اقلیم، منابع و شیوه زندگی هر منطقه شکل می‌گرفت، منطق موجود در فرش، پارچه، سفال و دیگر هنر‌های کاربردی نیز از همین نظام پیروی می‌کند.
جمعه ۰۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۱

به گزارش بازارکار، سمانه رستمی، دیزاینر هویت فرهنگی معاصر ایران و موسس استودیو رسی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار میراث‌آریا، با تأکید بر این که کار او از ساختار آغاز می‌شود نه از ظاهر، گفت: بیشتر ارجاعات تاریخی در دیزاین معاصر از ظاهر شروع می‌شوند، اما در رویکرد او بازتولید فرم‌های تاریخی یا خلق اشیای نوستالژیک هدف نیست، بلکه ترجمه منطقی است که آن فرم‌ها را به وجود آورده است.

او توضیح داد: در سفال، منسوجات، معماری و فرهنگ مادی ایران همواره رابطه‌ای مستقیم میان دست، ماده و ضرورت وجود داشته و فرم هرگز امری تصادفی نبوده، بلکه نتیجه آشکار یک نظام فکری پنهان است. ترجمه بصری به معنای نقل‌قول از گذشته نیست، بلکه بازآفرینی شیوه‌ای از اندیشیدن است؛ اگر این ترجمه درست انجام شود، محصول نهایی لزوماً شبیه آثار تاریخی نخواهد بود، اما از همان هوش و منطق دیزاین متولد می‌شود.

رستمی درباره مرز وفاداری و نوآوری نیز گفت به مرز ثابت اعتقاد ندارد و این مرز در هر پروژه دوباره تعریف می‌شود. او وفاداری را حفظ منطق دیزاین، یعنی نسبت‌ها، ریتم، سکوت و هندسه دانست و نوآوری را تغییر زبان بیان، یعنی مقیاس، کاربرد، متریال و زمینه استفاده. اگر نقش حذف شود، اما منطق آن باقی بماند، همچنان همان زبان است، فقط در جمله‌ای جدید. به گفته او، اگر چیزی بدون توضیح تاریخی هم درست به نظر برسد، یعنی تعادل درست برقرار شده است.

این دیزاینر با اشاره به نگاه نسل امروز گفت: مسئله امروز، گذشته نیست، بلکه فاصله است. نسل امروز با برداشت از تاریخ گذشته مشکل ندارد، بلکه با خارج بودن آن از زندگی روزمره مشکل دارد. آنچه در گذشته دیزاین شده برای زندگی امروز کاربردی نیست، زیرا نوع زندگی تغییر کرده است. به محض آنکه یک زبان تاریخی وارد شیئی شود که هر روز از آن استفاده می‌کنیم، میراث فرهنگی دیگر یک تصویر یا یادگار نیست، بلکه به یک تجربه زیسته تبدیل می‌شود و درست همان‌جا ارتباط شکل می‌گیرد. مخاطب امروز دنبال خانه‌ای شبیه موزه نیست، بلکه به دنبال زندگی قابل لمس است.

رستمی افزود: در استودیو رُسی هر مجموعه بر اساس یک شهر و یک دوره تاریخی شکل می‌گیرد؛ از اشیای خانه و سرامیک گرفته تا منسوجات و لباس، با این هدف که گذشته بازسازی نشود، بلکه به بخشی طبیعی از سبک زندگی امروز تبدیل شود.

او در ادامه درباره نسبت واژه «دیزاین» و «طراحی» توضیح داد که از واژه دیزاین استفاده می‌کند، نه طراحی، چون ریشه اصلی این واژه به «designare» بازمی‌گردد که به معنای نشانه‌گذاری کردن و تعیین کردن با علامت است. رستمی گفت: واژه طراحی که به معنای ترسیم است، کلمه‌ای است که مرسوم شده، اما در فارسی معنای دقیق این مفهوم را نمی‌رساند و به همین دلیل او ترجیح می‌دهد از دیزاین استفاده کند.

او تأکید کرد: هیچ پروژه‌ای برای او از دیزاین آغاز نمی‌شود، بلکه همه چیز از خواندن یک منطق پنهان، یعنی پژوهش، شروع می‌شود. تاریخ، باستان‌شناسی، جغرافیا، مواد بومی و صنایع‌دستی برای او صرفاً منابع الهام نیستند، بلکه نظام‌هایی هستند که باید خوانده شوند. سپس از دل این پژوهش، آنچه را «دی‌ان‌ای بصری» می‌نامد استخراج می‌کند؛ الگوهایی، چون هندسه، ریتم، نسبت‌ها، سکوت، شیوه ساخت و رابطه میان ماده و عملکرد. تنها پس از آن فرآیند دیزاین آغاز می‌شود؛ یعنی تبدیل ایده فرهنگی به ساختار قابل تولید.

رستمی بیان کرد: پرسش اصلی این نیست که یک شیء تاریخی چه شکلی داشته، بلکه این است که چگونه می‌توان منطق درونی آن را به یک نظام تولید معاصر تبدیل کرد. اگر یک شیء نتواند به‌طور طبیعی وارد زندگی روزمره شود، هنوز دیزاین نشده است.

رستمی با اشاره به نمونه‌های کاری استودیو رُسی از مجموعه «کَلپورگان» نام برد و گفت این مجموعه از یکی از کهن‌ترین سنت‌های سفالگری جنوب‌شرق ایران الهام گرفته است.

او زبان بصری این مجموعه را بسیار خاص و مینیمال توصیف کرد و گفت: نقش‌های گرافیکی، حذف رنگ و نشانه‌هایی که حافظه‌ای چند هزار ساله را حمل می‌کنند، این مجموعه را ساخته است، اما هدف بازتولید نقش‌ها نبوده، بلکه ترجمه منطق ساختاری آنها به اشیایی بوده که در خانه‌های امروز زندگی می‌کنند و همچنان حضور دست سازنده و حافظه فرهنگی را در خود حفظ کرده‌اند.

این دیزاینر همچنین به مجموعه «مارلیک» اشاره کرد و اظهار کرد: این مجموعه از فرهنگ بصری گیلان الهام گرفته است. در یکی از لباس‌های این مجموعه، پارچه دست‌باف پشمی منطقه ماسال، ساختار چادرشب، نوار‌های الهام‌گرفته از نقش ماه و رشتی‌دوزی با الهام از گل سوسن چلچراغ، که یکی از گیاهان بومی گیلان است، در قالب لباسی کاملاً معاصر بازتعریف شده‌اند. این جلیقه در تیراژی محدود تولید شده و در سفر‌های اروپایی خریدارانش نه به‌دلیل نمایش مستقیم هویت ایرانی، بلکه به‌خاطر زبان دیزاین و کیفیت عملکردش مورد توجه قرار گرفته است. در کار‌های استودیو رُسی، جغرافیا صرفاً یک مرجع تاریخی نیست، بلکه به تجربه‌ای تبدیل می‌شود که از طریق دیزاین قابل زیستن است و دیزاین امروزی او مرز نمی‌شناسد.

این پژوهشگر و دیزاینر ایران را یک آرشیو زنده طراحی توصیف کرد و گفت: ایران یک هویت واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از زبان‌های دیزاین است. هر منطقه منطق خاص خود را دارد؛ گاهی هندسه، گاهی رنگ، گاهی تکرار و گاهی سکوت بنیان شکل‌گیری آثار آن است.

رستمی توضیح داد: همان‌گونه که معماری تاریخی ایران بر اساس اقلیم، منابع و شیوه زندگی هر منطقه شکل می‌گرفت، منطق موجود در فرش، پارچه، سفال و دیگر هنر‌های کاربردی نیز از همین نظام پیروی می‌کند.

او مهم‌ترین دغدغه خود را تبدیل نقوش دوره‌های تاریخی هر شهر به زبانی دانست که کمتر شناخته شده‌اند، چون به گفته او سال‌هاست که دیزاین برگرفته از تاریخ ایران به کلیشه تبدیل شده است. روشی که آغاز کرده‌ایم، بازخوانی دوره‌هایی از تاریخ هدف است که هنوز می‌توان زبان اصیل دیزاین را در آنها دید، نه نسخه‌برداری با چشم‌های بسته.

او در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو به نسبت صنایع‌دستی و دیزاین معاصر پرداخت و تأکید کرد: صنایع‌دستی کاربردی بدون دیزاین معاصر به شیء تزئینی تبدیل می‌شود و دیزاین معاصر بدون نگاه به گذشته و صنایع‌دستی، ریشه‌های فرهنگی خود را از دست می‌دهد. این دو اگر درست به هم برسند، یکی حافظه می‌دهد و دیگری آینده و قرار نیست یکدیگر را نجات دهند، بلکه باید در کنار هم آینده‌ای تازه بسازند.

او با اشاره به کتاب خود گفت در آن، تعریف صنایع‌دستی و جایگاه‌های مختلف تولید آن را طبقه‌بندی کرده؛ کاری که به باور او می‌بایست طی این سال‌های طولانی توسط متولیان صنایع‌دستی انجام می‌شد.

رستمی در ادامه تصریح کرد: مسئله اصلی صنایع‌دستی ایران کمبود مهارت نیست، بلکه کمبود تفکر دیزاین است. ایران استادکاران برجسته‌ای دارد، اما پیوند میان دیزاین، صنعت، برندسازی و صنایع‌دستی هنوز شکل نگرفته است. مدرن کردن صنایع‌دستی به معنای حذف گذشته نیست، بلکه تبدیل دانش تاریخی به محصولاتی است که با نیاز‌های زندگی امروز، شیوه‌های تولید معاصر و تجربه کاربر هماهنگ باشند.

رستمی همچنین چهار مشکل اصلی صنایع‌دستی ایران را چنین برشمرد: نخست، اشتباه گرفتن راه و روش با تکرار دائم گذشته؛ دوم، زیاد بودن صنعتگر و کم بودن دیزاینر؛ سوم، ترجمه نشدن هویت ایرانی به زبان معاصر؛ و چهارم، غلبه نگاه تزئینی بر نگاه کاربردی.

او گفت: در بسیاری از موارد همان محصول صد سال پیش همچنان تولید می‌شود، در حالی که پرسش درست این است که اگر امروز این هنر خلق می‌شد، چه شکلی داشت. ایران استادکاران و صنعتگران فوق‌العاده‌ای دارد، اما طراحی صنعتی، طراحی محصول، طراحی خدمات و برندسازی کمتر با صنایع‌دستی پیوند خورده‌اند.

به گفته او، در کشور‌های موفق مانند ژاپن، دانمارک یا فنلاند، همکاری دائمی میان استادکار و دیزاینر وجود دارد، اما در ایران صنعتگر خود تصمیم می‌گیرد چه چیزی بسازد بدون آنکه به زندگی امروز، کاربرد و فروش آن توجه داشته باشد.

رستمی با اشاره به قابلیت‌های هنر ایرانی گفت: نمونه‌های تاریخی ایران بسیار مدرن‌اند اگر درست خوانده شوند؛ از جمله هندسه معماری ایرانی که قابلیت تبدیل شدن به طراحی مبلمان و نورپردازی را دارد و نیز الگو‌های فرش، خطوط نوشتاری و گچبری‌ها که می‌توانند به رابط کاربری، دیزاین معاصر و محصول تبدیل شوند، اما معمولاً فقط همان شکل تاریخی تکرار می‌شود.

ارسال نظرات

captcha