تازه ها
نابینایی که با صدای دوبلورهای بزرگ، راهش را به روزنامهنگاری باز کرد / نابینایی مانع من نبود؛ نگاه جامعه بود
به گزارش بازارکار به نقل از رکنا، مجید سرایی، روزنامهنگار و فعال اجتماعی حوزه نابینایان، با روایت زندگی خود از دوران کودکی تا ورود به عرصه رسانه، گفت: علاقه به سینما و دوبله از همان سالهای کودکی مسیر زندگیاش را تغییر داد و در نهایت او را به سمت فعالیت در مطبوعات و روزنامهنگاری سوق داد.
کودکی و تحصیل در مدرسه استثنائی
سرایی در گفتوگو با خبرنگار رکنا با اشاره به علت نابینایی خود اظهار کرد: حدود ۴۰ روز پس از تولد دچار تشنج شدم که همین موضوع باعث شد بینایی خود را از دست دادم.
وی درباره دوران تحصیل خود گفت: مدارس ویژه نابینایان در ایران سابقهای حدود ۷۰ تا ۸۰ ساله دارد. دوران ابتدایی را در مدرسه دانشآموزان استثنایی شهرستان خوی گذراندم. در آن مدرسه دانشآموزان نابینا، ناشنوا و دانشآموزان دارای معلولیت ذهنی، هر کدام در کلاسهای جداگانه تحصیل میکردند و امکانات آموزشی نیز محدود بود.
سرایی درباره نگاه جامعه به افراد نابینا در سالهای کودکی خود گفت: در آن دوران برخورد نامناسبی با من نمیشد، اما نوعی نگاه خاص نسبت به نابینایان وجود داشت؛ برخی افراد تصور میکردند نابینایان «بندگان خاص خدا» هستند و اگر خداوند نعمتی را از آنها گرفته، تواناییهای ویژهای نیز به آنها داده است. این نگاه هنوز در برخی شهرهای کوچک، روستاها و حتی در برخی اقشار مذهبی وجود دارد.
وی افزود: این نگرش با رفتارهای تحقیرآمیز یا سرزنشآمیز تفاوت داشت، اما در برخی مناطق محروم همچنان شاهد پنهان کردن افراد دارای معلولیت از سوی خانوادهها هستیم که موضوعی نگرانکننده است.
این فعال اجتماعی ادامه داد: برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی و دبیرستان به تهران آمدم و در آموزشگاه نابینایان شهید محبی تحصیل کردم و تا اخذ مدرک دیپلم در این مرکز آموزشی حضور داشتم.
ازدواج علی رغم محدودیتها
این روزنامهنگار درباره زندگی شخصی خود گفت: هنگام ازدواج، خانواده همسرم در ابتدا با شرایط نابینایی آشنایی چندانی نداشتند و این موضوع برایشان ناشناخته بود، اما خیلی زود با شرایط کنار آمدند و همراه شدند.
وی افزود: همسرم از همان ابتدا نگاه متفاوتی داشت و معلولیت برای او معیار تصمیمگیری نبود. او پیش از هر چیز، شخصیت و جایگاه اجتماعی فرد مقابل را ملاک قرار داد و همین نگاه باعث شد زندگی مشترک موفقی را آغاز کنیم.
شغلی برای زندگی
روزنامهنگار و فعال اجتماعی حوزه نابینایان، با تأکید بر اینکه علاقه به یک شغل بهتنهایی برای موفقیت کافی نیست، گفت: هر فردی که وارد یک حرفه میشود باید علاوه بر علاقه، به جایگاه اجتماعی، ثبات شغلی و فرصت رشد نیز فکر کند و بداند که مسیر پیشرفت، برای همه افراد، چه دارای معلولیت و چه بدون معلولیت، با فراز و نشیب همراه است.
سرایی در ادامه، با اشاره به ادامه تحصیل پس از دیپلم اظهار کرد: در مقطع کارشناسی رشته الهیات با گرایش فقه و مبانی حقوق تحصیل کردم و سالها بعد در مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات ادامه تحصیل دادم تا بتوانم فعالیت حرفهای خود را در حوزه رسانه تقویت کنم.
سرایی با اشاره به فعالیتهای حرفهای خود گفت: به عنوان روزنامهنگار در روزنامه «ایران سپید» فعالیت میکنم و تلاش دارم در کنار کار رسانهای، مسائل و دغدغههای افراد دارای آسیب بینایی را پیگیری و منعکس کنم.
وی با قدردانی از افرادی که در آغاز مسیر حرفهای همراه او بودند، اظهار کرد: دوستانی مانند حسن فرامرزی، شیرین حسینی و همچنین سهیل معینی، سردبیر وقت روزنامه ایران سپید، نقش مهمی در آموزش و پیشرفت من داشتند و باعث شدند به تدریج مراحل حرفهای روزنامهنگاری را طی کنم.
دریچهای برای امید افراد توانیاب
وی در پاسخ به این پرسش که چه توصیهای برای افراد دارای معلولیت و حتی جوانانی که در شرایط امروز دچار ناامیدی شدهاند دارد، گفت: نمیتوان صرفاً با شعار دادن به افراد گفت، چون به کاری علاقه دارید، حتماً آن را ادامه دهید. علاقه مهم است، اما تنها عامل موفقیت نیست.
این روزنامهنگار افزود: وقتی فردی وارد یک حرفه میشود، باید به این فکر کند که آیا آن شغل میتواند برای او جایگاه اجتماعی ایجاد کند، ثبات شغلی داشته باشد و آینده حرفهای مناسبی برایش رقم بزند. این عوامل در کنار علاقه، مسیر پیشرفت را شکل میدهند.
سرایی ادامه داد: طبیعی است که هر شغلی با مشکلات و سختیهایی همراه باشد. خود من نیز طی بیش از دو دهه فعالیت حرفهای، نه به خاطر نابینایی، بلکه به دلیل برخی حاشیههای کاری و کمبود همراهیها، با مشکلات متعددی روبهرو بودهام و این مسائل هنوز هم وجود دارد.
وی با بیان اینکه همه افراد در مسیر شغلی خود با چالش مواجه میشوند، گفت: تفاوتی میان افراد دارای معلولیت و سایر افراد وجود ندارد؛ همه برای رسیدن به جایگاه حرفهای باید فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر بگذارند و این موضوع بخشی از مسیر طبیعی هر شغل است.
مشکلات شهر برای معلولان
این فعال اجتماعی به مشکلات تردد افراد دارای آسیب بینایی در شهرها اشاره کرد و گفت: موضوع دسترسپذیری شهری همچنان یکی از مشکلات حلنشده نابینایان است و به دلیل تغییرات مداوم مدیریتی در دستگاههایی مانند شهرداری و سازمان بهزیستی، برنامهریزی منسجم و مستمری برای اجرای مناسبسازی وجود نداشته است.
وی افزود: هرچند در برخی نقاط اقداماتی با عنوان مناسبسازی انجام شده، اما در عمل بسیاری از این اقدامات پاسخگوی نیاز افراد نابینا نیست. بهویژه در کلانشهری مانند تهران، موانع متعدد شهری همچنان تردد را دشوار میکند.
سرایی با اشاره به نمونههایی از این موانع اظهار کرد: وجود موانع فیزیکی در پیادهروها، حفاریها، داربستها، دیوارهای موقت کارگاههای ساختمانی و حتی درهای شیشهای مغازهها که بدون هیچ نشانهای رها میشوند، بارها برای من و افرادی که شرایطی مشابه با من دارند حادثه ایجاد کرده است.
وی تصریح کرد: با وجود اینکه آگاهی عمومی از ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته افزایش یافته، اما فرهنگ مناسبسازی و توجه به حقوق افراد دارای معلولیت هنوز به شکل مطلوب در جامعه نهادینه نشده است. اگر مردم در بسیاری از مواقع به افراد نابینا کمک میکنند، بیشتر ناشی از روحیه همدلی و نوعدوستی ایرانیان است، نه نتیجه شکلگیری یک فرهنگ عمومی درباره دسترسپذیری.
عرصه سینما و مطبوعات
این روزنامهنگار کمبینا درباره ورود به عرصه رسانه اظهار کرد: علاقهام به سینما، مسیر ورودم به مطبوعات را هموار کرد. از کودکی مخاطب جدی برنامههای رادیو، تلویزیون و فیلمهای سینمایی بودم و شاید بیش از درس خواندن، وقت خود را صرف دنبال کردن برنامههای فرهنگی میکردم.
وی ادامه داد: نخستین فیلمی که همراه خانواده در سینما دیدم، «بگذار زندگی کنم» بود. علاقه به سینما باعث شد به دنیای دوبله علاقهمند شوم و صدای دوبلورهای مطرح را بشناسم.
سرایی با اشاره به پیگیری علاقه خود به دوبله گفت: وقتی به تهران آمدم، شماره واحد دوبلاژ صداوسیما را پیدا کردم و با دوبلورهای مطرح تماس میگرفتم. با وجود اینکه نوجوان بودم، بسیاری از هنرمندان با حوصله با من صحبت میکردند و هیچگاه از این علاقه دلسردم نکردند.
وی افزود: زندهیاد بهرام زند، زندهیاد ناصر نظامی، استاد تورج نصر، خانم ژاله علو و بسیاری دیگر از هنرمندان دوبله، با وجود مشغله فراوان، وقت میگذاشتند و با یک نوجوان علاقهمند گفتوگو میکردند. همین برخوردها انگیزه من را برای ادامه مسیر فرهنگی و رسانهای بیشتر کرد.
این فعال اجتماعی ادامه داد: در دوران دانشگاه به این نتیجه رسیدم که میتوانم علاقهام به سینما و رسانه را به صورت حرفهای دنبال کنم. همان سالها با بازگشت زندهیاد استاد جلیلوند به ایران، همراه تعدادی از دوستان برای حضور در استودیوهای دوبله و گفتوگو با دوبلورهای پیشکسوت رفتوآمد میکردیم و این گفتوگوها را ضبط میکردیم.
مجید سرایی گفت: این مصاحبهها را به روزنامه «ایران سپید» میبردم و متن آنها را پیاده میکردم. در آن زمان هنوز تجربه حرفهای در روزنامهنگاری نداشتم، اما به مرور و با راهنمایی همکارانم، با اصول این حرفه آشنا شدم.
ارسال نظرات