تازه ها
چابهار؛ سرزمینِ نجیب و در انتظار پیشرفتِ پایدار
خبرها نشان میدهد، برج مراقبت دریایی این منطقه که به نمادی زیبا از شهر تبدیل شده بود، طی چند مرحله حمله ناجوانردانه تخریب شده است، دشمن به گمان خود آرامش مردم آرام این دیار و بنادر دیگری را در حاشیه خلیج همیشه فارس به هم زده است تا سلطه خود را به رخ بکشد، اما طولی نخواهد کشید که همه خرابیها دوباره به دست مردم این خطه آباد خواهد شد. اگرچه برای من که سال گذشته روزهایی را در این بندر گذرانده بودم، خبرهایی که رسید تلخ بوده است، اما این تلخی باعث نمیشود آنچه را از این بندر به یاد دارم فراموش کنم.
بهمنماه سال گذشته، برای شرکت در رویدادی در حوزه فناوریهای نرم و صنایع فرهنگی، در سفری به مکران، سه روز را در منطقه آزاد چابهار گذراندم. در کنار برنامههای کاری، در هر فرصتی که فراهم میشد، با راهنمایی یکی از رانندگان جوان منطقه، سعی میکردم گوشههایی از آن شهر و دیار را از نزدیک ببینم؛ در بازارهای سنتی و محلی پرسه بزنم، با زنان و مردان، صیادان، کسبه، دانشجویان و اقشار مختلف مردمِ چابهار و اطراف آن همصحبت شوم و تا حد ممکن با سبک زندگی و آداب و رسومِ آنان آشنا شوم.
چابهار، نهفقط یک بندر و منطقه آزاد، بلکه سرزمینی است با فرهنگِ کهن و هویتی اصیل به قدمتِ تاریخ ایران. پوشش رنگرنگ زنان نجیبِ بلوچ، ساحل زیبای خلیج فارس و دریای عمان، آوایِ موسیقی محلی، عطر انواع ادویههای خوش رنگ، طعمِ تندِ غذاهای محلی، مهماننوازی ایرانی، سادگی و کم توقعی مردمان مرزبان، احترام به دیگری و روحیه همدلی و... تنها بخشی از ویژگیهایی بود که از منظر فرهنگی و اجتماعی برایم نقش میبست و با هر تصویر آن به وجد میآمدم.
در میان خیابانها، کوچهها و دالانهای شهر، فرهنگ بلوچستان حضوری پررنگ داشت. نقشهایِ سوزندوزیِ لباس زنان بلوچ که هر کدام حاصل ساعتها رنج و صبر هنرمندان منطقه است و موسیقی دلنشین محلی و آهنگ شیرینِ کلام مردم این دیار براین بسیار دلچسب بود و با خود میاندیشیدم که این سرزمین با وجودِ این همه سرمایه و ظرفیت و این میراث تمدنی و ویژگیهای منحصربهفرد که هریک به عنوان سرمایهایی بزرگ که توان رقابت با ظرفیتهای اقتصادی را هم دارند، چرا انگار فراموش شدهاند و این سرزمین چرا نباید همزمان به جاذبههای اقتصادی، دری درخشان در عرصه گردشگری و فرهنگی ایران باشد؟!
و چرا با وجود این ظرفیت فرهنگی و اقتصادی و موقعیتِ کمنظیر، آنطور که بایسته و شایسته است، پیشرفت و پایدار به نظر نمیآید و کیفیت زندگی بخش قابل توجهی از مردم آن فاصلهای محسوس با آنچه میتواند باشد دارد. فاصلهای که پر کردن آن، نه فقط یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک مسئولیت تاریخی و ملی بر زمین مانده است.
در میان گپ و گفتهایم با اقشار اجتماعی منطقه، آنچه بیش از هر چیز در ذهنم ماند، بزرگواری و وطندوستی مردمان این دیار بود. مردمانی که با وجود دشواریهای معیشتی و کمبود امکانات، با عزت زندگی میکرند و تعلق خاطر عمیقی به ایران داشتند با این حال، توسعهنیافتگی فرهنگی و اجتماعی منطقه به روشنی قابل مشاهده بود. کمبود زیرساختهای فرهنگی، فضاهای آموزشی و تفریحی، فرصتهای محدود برای رشد جوانان و برخی محرومیتهای انباشته، واقعیتی بود که حالم را دگرگون میکرد و نمیتوانستم به سادگی از کنار آن بگذرم.
چابهار سالهاست به عنوان یکی از مهمترین نقاط راهبردی کشور شناخته میشود و درباره بندر، کریدورهای تجاری و ظرفیتهای اقتصادی آن بارها سخن گفتهشده است و دهها طرح توسعهای را هم در خود دارد. اما کیست که نداند پیشرفت واقعی، تنها با ساخت اسکله، جاده و منطقه آزاد محقق نشده و نمیشود. توسعه زمانی پایدار خواهد بود که همزمان، فرهنگ، آموزش، سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی مردم نیز ارتقا یابد.
جنگ امروز و جایگاه مرزنشینان چابهاری.
اما امروز و در شرایطی که کشور، طعم تلخ جنگ و ناامنی را نیز تجربه میکند، اهمیت مناطق مرزی بیش از گذشته آشکار میشود. مردم بومی این سرزمین، نخستین حافظان مرزها و پشتوانهای ارزشمند برای حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران هستند. بی تردید هرچه پیوند آنان با توسعه، عدالت و پیشرفت عمیقتر شود، امنیت و اقتدار ملی نیز پایدارتر خواهد بود.
از هر زاویه که به موضوع بنگریم، چابهار شایسته توجهی بسیار فراتر از آن چیزی است که تاکنون دریافت کرده است. این توجه نباید تنها در قالب پروژههای عمرانی یا سرمایهگذاری اقتصادی خلاصه شود، بلکه باید به سرمایهگذاری گسترده در فرهنگ، آموزش، سلامت، اشتغال، توانمندسازی اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی مردم بینجامد.
چابهار امروز، آسیب دیده است و این آسیبها باید با عزمی ملی برطرف شوند؛ عزمی که مردم این دیار را نه صرفاً ساکنان یک منطقه مرزی، بلکه شهروندان و شرکای راهبردی ایران در ساختن آیندهای امن، آباد و سربلند بداند. این بخش از ایرانِ عزیز امروز بیش از هر زمان دیگری، شایسته بازسازی و و بازآفرینی امید و ایجاد همدلی با نگاهی آیندهنگر برای ساکنانش است.
باور دارم در آینده روشن ایران، سواحل مکران جایگاه ویژهای دارد؛ اما این آینده باید پیش از هر چیز در چهره امیدوار و زندگی شایسته مردم چابهار دیده شود. تا پس آز آن بتوان امیدوار بود که منطقه هم رشد و پیشرفت پایدار داشته باشد.
بهزاد رشیدی
کارشناس فرهنگ و ارتباطات اجتماعی
ارسال نظرات