تازه ها
بانویی که ماند تا روستا بماند؛ روایت زنی که اشتغال را به خانهها برد
به گزارش بازارکار در ادامه معرفی نخبگان، مشاهیر و کارآفرینان کهگیلویه و بویراحمد این بار به سراغ مرضیه نادری رفتیم؛ زنی که با ماندن در روستا، برای دهها زن عشایری و روستایی فرصت زندگی و اشتغال آفرید و ثابت کرد توسعه از دل روستا آغاز میشود، بانویی از روستای دشتروم که سالهاست نامش با کارآفرینی، توانمندسازی زنان، تولید، کشاورزی، صنایعدستی و فعالیتهای جهادی گره خورده است.
وقتی وارد کارگاهش میشوی، صدای دار گلیمبافی با دوخت لباسهای محلی، بوی محصولات کشاورزی و شور و شوق زنانی که هر کدام روزی شاگرد او بودهاند، در هم میآمیزد. اینجا فقط یک کارگاه نیست؛ مدرسهای است که در آن امید آموزش داده میشود.
مرضیه نادری متولد سال ۱۳۶۳ و ساکن روستای دشتروم است؛ زنی که امروز هم مدیرعامل یک تعاونی، هم مدیر آموزشگاه فنی و حرفهای، هم تولیدکننده، هم کشاورز، هم فرمانده پایگاه مقاومت بسیج و هم مسئول یک گروه جهادی است.
او در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار مهر، داستان مسیر پر فراز و نشیب خود را اینگونه روایت میکند.
از کجا شروع شد؟ چه شد که تصمیم گرفتید در روستا بمانید؟
مرضیه نادری: سال ۱۳۸۷ بعد از ازدواج تصمیم گرفتم زندگیام را همینجا، در روستا بسازم. آن زمان یک زمین کوچک کشاورزی داشتم که در آن گوجهفرنگی و کدو تنبل کشت میکردم. درآمد همان زمین سرمایه اولیه من شد تا یک کارگاه کوچک خیاطی در خانه راهاندازی کنم.
نه سرمایه بزرگی داشتم و نه امکانات ویژهای؛ فقط باور داشتم که اگر تلاش کنم میتوانم موفق شوم.
آن روزها پذیرش فعالیت اقتصادی زنان در روستا چندان آسان نبود؟
نادری: دقیقاً همینطور بود. زمانی که تصمیم گرفتم زنان روستا را دور هم جمع کنم و تعاونی تشکیل دهیم، این موضوع با فرهنگ آن روزهای روستا چندان سازگار نبود. مقاومتهایی وجود داشت و خیلیها باور نمیکردند زنان بتوانند چنین فعالیتی داشته باشند.
اما من دست نکشیدم. اصرار کردم، توضیح دادم و آرامآرام اعتمادها شکل گرفت. وقتی تعاونی جا افتاد، اولین زنی بودم که در روستا چنین فعالیت گستردهای انجام میداد.
از همان ابتدا هم دوست نداشتم فقط خودم کار کنم. هدفم این بود که زنان دیگر هم صاحب درآمد شوند؛ به همین دلیل آموزش رایگان را آغاز کردم تا دختران و زنان روستا کنار من مهارت یاد بگیرند.
این آموزشها به چه حوزههایی گسترش پیدا کرد؟
نادری: ابتدا خیاطی بود، اما کمکم پردهدوزی، دوخت لباسهای محلی، لباسهای بومی و حتی تولید اقلام جهیزیه مانند بالش و پشتی را هم انجام دادیم.
خوشحالم که بسیاری از دخترانی که کنار من آموزش دیدند، امروز خودشان کارگاه خانگی دارند و مستقل کار میکنند. این برای من از هر موفقیتی ارزشمندتر است.
علاقه شما به فرش و صنایعدستی از کجا شکل گرفت؟
نادری: این هنر را از مادرم و خواهرم یاد گرفتم. بعد هم برای اینکه کارم علمیتر باشد، رشته دانشگاهیام را فرش انتخاب کردم.
امروز در کنار گلیمبافی، تولید گمبول، تابلوفرش، فرش، عروسکهای بافتنی، محصولات کشاورزی و سوغات محلی را نیز انجام میدهیم.
خانواده چقدر همراه شما بودند؟
اگر همراهی خانواده نبود، شاید ادامه مسیر سختتر میشد. همسرم وقتی جدیت و علاقه مرا دید، کارش را در یک شرکت خصوصی رها کرد و در کنار من قرار گرفت.
امروز در کشاورزی، تولید و توسعه فعالیتها دوشادوش هم کار میکنیم.
فعالیتهای شما چه زمانی شکل رسمی به خود گرفت؟
سال ۱۳۹۱ شرکت تعاونی «ایل احساس بویراحمد» را ثبت کردم.
بعد احساس کردم آموزشها باید تخصصیتر باشد؛ بنابراین سال ۱۳۹۴ آموزشگاه آزاد فنی و حرفهای «نهال» را راهاندازی کردم.
من لیسانس فرش، فوقدیپلم صنایعدستی و گردشگری و همچنین لیسانس کامپیوتر دارم و هرچه در دانشگاه و دورههای تخصصی یاد گرفتم، تلاش کردم بدون چشمداشت به زنان روستا و عشایر منتقل کنم.
چرا گلیمبافی را بهصورت جدی دنبال کردید؟
نادری: وقتی دیدم این هنر اصیل در حال فراموش شدن است، خودم در دورههای تخصصی میراث فرهنگی و صنایعدستی شرکت کردم.
بعد از کسب مهارت، آموزش رایگان گلیم، تابلوفرش و تاپستری را برای بانوان روستا و حتی زنان تحت پوشش کمیته امداد آغاز کردم تا این هنر دوباره زنده شود.
با این حجم از فعالیت، هنوز هم کشاورزی را ادامه میدهید؟
بله. کشاورزی بخش مهمی از زندگی من است.
در زمینهایم لوبیا، نخود، عدس، گندم، جو و یونجه کشت میکنم. باغ سیب و گلابی دارم و گلخانه خیار و گوجهفرنگی را هم مدیریت میکنم.
بانویی که ماند تا روستا بماند؛ روایت زنی که اشتغال را به خانهها برد
در کنار همه اینها فرمانده پایگاه مقاومت بسیج حضرت معصومه (س) روستای تنگاری و مسئول گروه جهادی شهدای دشتروم ریواسی هم هستم.
مهمترین افتخاراتتان را چه میدانید؟
سال ۱۳۹۴ بهعنوان کارآفرین برتر زن استان انتخاب شدم.
شرکت تعاونی ما نیز از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ به دلیل ایجاد اشتغال برای زنان بیسرپرست و بدسرپرست، عنوان تعاونی برتر استان را کسب کرد.
در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ نیز در نمایشگاههای بینالمللی تهران، تبریز، سمنان، شیراز و خوزستان با غرفه سیاهچادر عشایری عنوان غرفهآرایی برتر را به دست آوردیم.
در طول این سالها بارها از سوی مسئولان استانی، مدیران کل کار، فنی و حرفهای و استانداران مورد تقدیر قرار گرفتم، اما نقطه عطف زندگی کاریام سال ۱۳۹۸ بود؛ زمانی که از سوی معاون وقت رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، لوح تقدیر کارآفرین برتر کشوری را دریافت کردم.
کرونا فعالیتهای شما را متوقف نکرد؟
نه. شاید شرایط سخت شد، اما کار تعطیل نشد.
آموزشها را به فضای مجازی منتقل کردیم و همزمان با کمک بانوان روستا تولید ماسک و لباس بیمارستانی را آغاز کردیم و آنها را در اختیار مراکز درمانی قرار دادیم.
آن روزها بیش از هر زمان دیگری همدلی زنان روستا را دیدم و این برای من بزرگترین سرمایه بود.
اگر امروز بخواهید تجربه سالها فعالیتتان را در یک جمله خلاصه کنید، چه میگویید؟
من در همان روستایی ماندم که خیلیها از آن مهاجرت میکنند. باور دارم اگر زن عشایری حمایت شود و خودش هم به تواناییهایش ایمان داشته باشد، نه تنها میتواند برای خودش آیندهای بسازد، بلکه میتواند نانآور چندین خانواده دیگر هم باشد. توسعه واقعی از روستا آغاز میشود.
روایت مرضیه نادری، تنها داستان موفقیت یک زن نیست؛ روایت زنده شدن امید در دل روستایی است که شاید روزگاری مهاجرت تنها رؤیای جوانانش بود. او ثابت کرده است توسعه الزاماً از ساختمانهای بلند و کارخانههای بزرگ آغاز نمیشود؛ گاهی از یک زمین کوچک کشاورزی، یک چرخ خیاطی ساده و اراده زنی شروع میشود که تصمیم گرفته است بماند، بسازد و دیگران را نیز با خود همراه کند.
شاید مهمترین دستاورد این بانوی کارآفرین نه لوحهای تقدیر و عناوین متعدد، بلکه لبخند زنانی باشد که روزی شاگرد او بودند و امروز خود، چراغ خانههایشان را با دسترنج خویش روشن نگه داشتهاند؛ همان چراغهایی که از دل دشتروم روشن شد و حالا روشنایی آن، فراتر از مرزهای یک روستا دیده میشود.
ارسال نظرات