بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۸۰۰۶۷

آیا هوش مصنوعی شغل جوان‌ها را می‌گیرد؟

هوش مصنوعی در نمایی از یک شرکت یا اداره
بازار کار ۲۰۲۶ برای جوانان و فارغ‌التحصیلان تازه‌وارد به مسیری دشوارتر تبدیل شده است؛ جایی که فرصت‌های شغلی ابتدایی محدودتر شده، کارفرمایان حتی برای نخستین استخدام نیز تجربه و مهارت‌های دیجیتال می‌خواهند و هوش مصنوعی بخشی از وظایفی را که زمانی محل آموزش نیروهای تازه‌کار بود، بر عهده گرفته است.
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۶

به گزارش بازارکار به نقل از سایت اقتصاد معاصر؛ بازار کار کشور‌های توسعه‌یافته در سال ۲۰۲۶ برای جوانان و فارغ‌التحصیلان تازه‌وارد دشوارتر شده است؛ بیکاری جوانان در بریتانیا به ۱۶.۴ درصد رسیده، در سوئد از ۲۵ درصد عبور کرده و در آمریکا نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان جوان از متوسط کل نیروی کار بالاتر رفته است. هم‌زمان فرصت‌های شغلی ابتدایی در برخی بخش‌ها محدودتر شده و کارفرمایان بیش از گذشته از متقاضیان تجربه عملی و مهارت‌های دیجیتال و هوش مصنوعی مطالبه می‌کنند.

این وضعیت یک تناقض تازه در بازار کار ایجاد کرده؛ جوان برای پیدا کردن اولین شغل به تجربه نیاز دارد، اما برای به دست آوردن تجربه، قبل از هر چیز باید همان اولین شغل را پیدا کند. مجموعه داده‌ها و گزارش‌های منتشرشده در ژوئیه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد «پله اول» نردبان شغلی در بسیاری از اقتصاد‌های توسعه‌یافته باریک‌تر شده است؛ روندی که فقط به ظهور هوش مصنوعی مربوط نیست و ضعف استخدام، احتیاط شرکت‌ها، تغییر ساختار صنایع و تغییر مهارت‌های مورد نیاز کارفرمایان نیز در آن نقش دارند.

بریتانیا؛ بیکاری یک نفر از هر شش جوان

بریتانیا یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این تغییر است. بر اساس داده‌های بازار کار منتشرشده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶، نرخ بیکاری کل افراد بالای ۱۶ سال در فاصله مارس تا مه به ۴.۹ درصد رسیده، اما نرخ بیکاری جوانان ۱۶ تا ۲۴ ساله به ۱۶.۴ درصد افزایش یافته که بالاترین سطح در ۱۱ سال گذشته است.

به زبان ساده، تقریبا یک نفر از هر شش جوان فعال در بازار کار بریتانیا بیکار است که شمار جوانان بیکار این گروه سنی به حدود ۷۴۳ هزار نفر رسیده است. هم‌زمان تعداد فرصت‌های شغلی خالی در فاصله آوریل تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۷۱۲ هزار مورد بوده که نسبت به سه‌ماهه قبل ۷ هزار و نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۸ هزار موقعیت کمتر است؛ بنابراین افزایش تعداد جوانان جویای کار با رشد متناسب فرصت‌های استخدامی همراه نشده است؛ مساله‌ای که فشار بیشتری بر تازه‌واردان به بازار کار وارد می‌کند.

در آمار‌های جزئی‌تر، حدود ۴۶۹ هزار جوان فعال اقتصادی که دانشجوی تمام‌وقت نیستند، بیکار بوده‌اند و نرخ بیکاری این گروه ۱۴.۳ درصد گزارش شده است، در همین حال، حدود ۸۶۹ هزار جوان از نظر اقتصادی غیرفعال بوده‌اند که معادل ۲۰.۹ درصد این گروه است. این ارقام البته تعاریف متفاوتی دارند و نمی‌توان نرخ ۱۶.۴ درصد بیکاری جوانان را با نرخ ۲۰.۹ درصد عدم فعالیت اقتصادی یکسان دانست.

آمریکا؛ مدرک دانشگاهی دیگر سپر مطمئنی نیست

فشار بازار کار فقط به جوانان فاقد تحصیلات عالی محدود نمانده است. در آمریکا، نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان ۲۲ تا ۲۷ ساله دانشگاهی در مارس ۲۰۲۶ به ۵.۶ درصد رسیده؛ در حالی که نرخ بیکاری کل نیروی کار ۴.۲ درصد بوده است. این وضعیت با الگوی سنتی بازار کار تفاوت دارد؛ الگویی که در آن فارغ‌التحصیلان دانشگاهی معمولا نرخ بیکاری پایین‌تری نسبت به متوسط جامعه داشتند.

تجربه جویندگان کار نیز شدت رقابت را نشان می‌دهد، یکی از فارغ‌التحصیلان سال ۲۰۲۵ در آمریکا اعلام کرده بود پس از ارسال درخواست برای حدود ۲۵۰ موقعیت شغلی، کمتر از ۱۰ مصاحبه مرحله اول دریافت کرده است.

با این حال بازار آمریکا کاملا منفی نیست، نظرسنجی انجمن ملی کالج‌ها و کارفرمایان از ۱۸۵ شرکت نشان داده است کارفرمایان برای فارغ‌التحصیلان جدید سال ۲۰۲۶ افزایش ۵.۶ درصدی استخدام را پیش‌بینی می‌کنند؛ رشدی که بیشتر در حوزه‌هایی مانند اطلاعات، خدمات مهندسی، عمده‌فروشی و ساخت‌وساز متمرکز است. این تفاوت نشان می‌دهد مساله، «مرگ مشاغل ابتدایی» نیست؛ بلکه بازآرایی نامتوازن فرصت‌های ورود به بازار کار است.

از سوئد تا کانادا؛ بحران فقط انگلیسی‌زبان نیست

مشکل استخدام جوانان به بریتانیا و آمریکا محدود نیست، در سوئد نرخ بیکاری جوانان در ژوئن به ۲۵.۹ درصد رسیده است. البته در این کشور، دانشجویان تمام‌وقت فاقد شغل نیز در محاسبات بیکاری وارد می‌شوند و همین مساله در تفسیر رقم نهایی اهمیت دارد.

در کانادا نیز شکاف نسلی در بازار کار قابل مشاهده استف در حالی که سهم شاغلان ۵۵ ساله و بالاتر نسبت به میانه سال ۲۰۲۲ افزایش یافته، نرخ اشتغال جوانان ۲۰ تا ۲۴ ساله ۲.۹ واحد درصد کاهش پیدا کرده و افت اشتغال گروه ۱۵ تا ۱۹ ساله به ۸.۷ واحد درصد رسیده است.

ژاپن، اما وضعیت متفاوتی دارد. نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله حدود ۴.۵ درصد گزارش شده که در مقایسه با اروپا پایین است، اما تقریبا دو برابر نرخ بیکاری کل کشور محسوب می‌شود. در این کشور، مساله بخشی از جوانان بیشتر در قالب اشتغال ناقص، چندشغله بودن و درآمد‌هایی که با رشد هزینه‌های زندگی همگام نشده‌اند، خود را نشان می‌دهد. وجه مشترک این کشور‌ها فقط فناوری نیست؛ کندی استخدام، احتیاط بنگاه‌ها، نااطمینانی اقتصادی، تغییر ساختار صنایع و فاصله میان آموزش و نیاز واقعی بازار کار نیز جوانان را در نقطه ورود آسیب‌پذیرتر کرده است.

هوش مصنوعی؛ متهم اصلی یا یکی از عوامل؟

در مرکز بحث درباره آینده مشاغل ابتدایی، هوش مصنوعی قرار گرفته است. بخشی از وظایفی که در گذشته به کارکنان تازه‌کار سپرده می‌شد، از آماده‌سازی اسناد و ارائه‌ها گرفته تا تحقیقات اولیه، جمع‌آوری اطلاعات و برخی امور اجرایی، اکنون می‌تواند با کمک ابزار‌های هوش مصنوعی انجام شود. همین مساله این نگرانی را ایجاد کرده که شرکت‌ها دیگر به اندازه گذشته به نیروی انسانی برای انجام وظایف ابتدایی نیاز نداشته باشند، اما داده‌های موجود اجازه نمی‌دهد تمام بحران استخدام جوانان را به هوش مصنوعی نسبت دهیم.

گزارش «چشم‌انداز اشتغال ۲۰۲۶» سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان می‌دهد دشواری بازار کار برای برخی فارغ‌التحصیلان جوان، پیش از گسترش مدل‌های هوش مصنوعی مولد نیز آغاز شده بود. OECD نقش فعلی هوش مصنوعی را در توضیح این روند محدود ارزیابی کرده و در کنار آن به ضعف عمومی بازار کار، تغییرات بلندمدت فناوری و تحول نیاز‌های مهارتی اشاره می‌کند.

از سوی دیگر، داده‌های مربوط به استخدام نیز تصویری دوگانه ارائه می‌کنند، برخی کارفرمایان انتظار دارند هوش مصنوعی تعداد مشاغل ابتدایی را کاهش دهد، اما برخی دیگر معتقدند همین فناوری می‌تواند مشاغل جدیدی ایجاد کند و حتی به استخدام نیروی سطح ابتدایی بیشتری منجر شود؛ بنابراین مساله شاید نه حذف کامل مشاغل ابتدایی، بلکه تغییر تعریف این مشاغل باشد. شغلی که زمانی برای یک فارغ‌التحصیل بدون تجربه طراحی شده بود، ممکن است همچنان وجود داشته باشد، اما شرح وظایف آن تغییر کرده باشد؛ کار‌های تکراری کمتر و در مقابل توان تحلیل، حل مساله، ارتباط موثر و استفاده از ابزار‌های هوش مصنوعی مهم‌تر شده است.

تناقض تازه؛ AI شغل را می‌گیرد، مهارت AI شغل می‌سازد

هوش مصنوعی در سوی دیگر بازار به یکی از مهارت‌های تازه مورد توجه کارفرمایان تبدیل شده است. در داده‌های مربوط به بازار بریتانیا، تقاضا برای برخی مهارت‌های تخصصی هوش مصنوعی طی شش ماه رشد قابل توجهی داشته است. همچنین برخی بررسی‌های کارفرمایان نشان می‌دهد شرکت‌ها حاضرند در شرایطی، متقاضی کم‌تجربه‌تری را که مهارت یا گواهی مرتبط با هوش مصنوعی مولد دارد، به فرد باتجربه‌تری که چنین مهارتی ندارد ترجیح دهند.

در آمریکا نیز داده‌های انجمن ملی کالج‌ها و کارفرمایان نشان می‌دهد مهارت‌های هوش مصنوعی در کنار مهارت‌هایی مانند حل مساله، کار تیمی و ارتباطات در بخشی از آگهی‌های شغلی سطح ابتدایی به یک الزام تبدیل شده‌اند.

در نتیجه، رقابت برای اولین شغل دیگر فقط بر سر مدرک دانشگاهی نیست، کارآموزی، پروژه واقعی، نمونه‌کار، مهارت دیجیتال و توانایی کار با ابزار‌های جدید در حال تبدیل شدن به سیگنال‌های مهم‌تری برای استخدام هستند.

بحران «تجربه»؛ وقتی برای اولین شغل هم سابقه می‌خواهند

اینجا همان جایی است که تناقض بازار کار جدید شکل می‌گیرد، جوان برای کسب تجربه به اولین شغل نیاز دارد، اما کارفرما برای واگذاری همان اولین شغل نیز تجربه می‌خواهد. در گذشته، بسیاری از کارکنان تازه‌کار با انجام وظایف ساده وارد سازمان می‌شدند، تجربه می‌کردند و به‌تدریج مسوولیت بیشتری می‌گرفتند، اما اکنون بخشی از همان وظایف ساده، نخستین گزینه‌های اتوماسیون هستند. در نتیجه، بخشی از تجربه‌ای که زمانی در محل کار ساخته می‌شد، اکنون باید پیش از استخدام به کارفرما اثبات شود.

این تغییر حتی یک بازار جانبی ایجاد کرده است، در یکی از گزارش‌های مرتبط با بریتانیا، یک مشاور شغلی از افزایش سهم فارغ‌التحصیلان جوان در میان مشتریان خود خبر داده و هزینه برخی خدمات آماده‌سازی برای ورود به بازار کار را تا ۷۵۰ پوند اعلام کرده است.

توصیه‌ها نیز دیگر فقط به اصلاح رزومه محدود نمی‌شود؛ کارآموزی، فعالیت داوطلبانه، دوره‌های آنلاین و پروژه‌های مستقل به ابزار‌هایی برای ساختن سابقه پیش از استخدام تبدیل شده‌اند. به این ترتیب، هزینه اولین شغل فقط زمان ارسال رزومه و شرکت در مصاحبه نیست؛ در بخشی از بازار، متقاضی باید پیش از دریافت اولین حقوق، برای قابل‌استخدام شدن زمان و حتی پول بیشتری هزینه کند.

اگر پله اول حذف شود، نیروی متخصص آینده از کجا می‌آید؟

اهمیت این مساله فقط به جوانان امروز محدود نمی‌شود، اگر شرکت‌ها به دلیل نااطمینانی اقتصادی، کاهش هزینه یا اتوماسیون، استخدام نیرو‌های تازه‌کار را بیش از اندازه کاهش دهند، در سال‌های آینده ممکن است با کمبود نیرو‌های باتجربه مواجه شوند.

بسیاری از مدیران و متخصصان امروز کار خود را از همان موقعیت‌های ابتدایی آغاز کرده‌اند؛ وظایفی که شاید در بازار کار آینده بخشی از آنها توسط ماشین انجام شود. به همین دلیل، بحران «اولین شغل» را نمی‌توان صرفا یک مشکل فردی برای فارغ‌التحصیلان دانست بلکه این مساله می‌تواند به یک چالش اقتصادی بلندمدت تبدیل شود و مساله اصلی بازار کار ۲۰۲۶ شاید نه حذف انسان به دست ماشین، بلکه بالا رفتن ارتفاع اولین پله باشد.

جوانی که پیش‌تر می‌توانست پس از دانشگاه وارد یک موقعیت ابتدایی شود و مهارت خود را در محل کار بسازد، اکنون در بسیاری از موارد باید بخشی از همان مهارت و تجربه را پیش از استخدام به کارفرما ثابت کند.

در چنین بازاری، مدرک دانشگاهی همچنان ارزش خود را حفظ کرده، اما دیگر به‌تنهایی بلیت ورود به بازار کار نیست. تجربه عملی، مهارت دیجیتال، نمونه‌کار و توانایی استفاده از هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به سرمایه‌های اصلی استخدام هستند؛ درست در زمانی که فرصت‌های لازم برای کسب همین تجربه‌ها محدودتر شده‌اند.

به بیان دیگر، بازار کار هنوز به نیروی متخصص نیاز دارد، اما مسیر تبدیل یک جوان بی‌تجربه به نیروی متخصص دشوارتر شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، پرسش فقط این نخواهد بود که «جوانان امروز چگونه شغل پیدا کنند؟»؛ پرسش بزرگ‌تر این است که نیروی متخصص فردا قرار است از کجا و از چه مسیری تربیت شود؟

تا ۱۶ اوت ۲۰۲۶، تازه‌ترین آمار جامع رسمی بازار کار بریتانیا همان داده‌های منتشرشده در ۲۱ ژوئیه است و دفتر آمار ملی این کشور قرار است مجموعه بعدی داده‌ها را ۱۸ اوت منتشر کند؛ بنابراین برای قضاوت قطعی درباره عمق و دوام این روند باید منتظر داده‌های بعدی ماند؛ اما آنچه در داده‌های فعلی دیده می‌شود، تغییر قواعد ورود به بازار کار است و جوانان دیگر فقط با یکدیگر رقابت نمی‌کنند، بلکه با فناوری، انتظارات بالاتر کارفرمایان و فرصت‌های محدودتری برای کسب تجربه نیز روبه‌رو هستند.

ارسال نظرات

captcha