تازه ها
دانشگاه؛ از مدرکگرایی تا اشتغالپذیری
مسئله اشتغال دانشآموختگان دیگر موضوعی حاشیهای نیست. بیکاری در میان دانشآموختگان همچنان یکی از چالشهای جدی بازار کار است و تداوم آن میتواند به افزایش اشتغال نامرتبط با رشته تحصیلی، کاهش انگیزه برای ادامه تحصیل و هدررفت سرمایه انسانی منجر شود.
نکته مهم اینجاست که سیاستگذاری آموزش عالی نیز بهتدریج به سمت تقویت ارتباط میان تحصیل، مهارت و اشتغال حرکت کرده است. در قانون برنامه هفتم پیشرفت، موضوع ارتباط آموزش عالی با نیازهای بازار کار و افزایش مهارتآموزی مورد توجه قرار گرفته و بازطراحی آموزشهای عملی و مهارتی نیز در دستور کار قرار گرفته است.
آنچه ضرورت دارد این است که دانشگاهها از همان ترمهای نخست، دانشجو را با دنیای واقعی کار آشنا کنند. کارآموزی واقعی، پروژههای مشترک با صنعت، آموزش ابزارهای تخصصی، مهارتهای ارتباطی، کار تیمی، حل مسئله، کارآفرینی و سواد دیجیتال نباید فعالیتهایی حاشیهای و فوقبرنامه تلقی شوند؛ بلکه باید بخشی از تجربه اصلی دانشجو باشند.
در این میان، برگزاری نمایشگاههای کار باید از یک رویداد تشریفاتی به یکی از ابزارهای اصلی اشتغالپذیری دانشگاهها تبدیل شود. نمایشگاه کار فرصتی است تا دانشجویان و فارغالتحصیلان مستقیماً با شرکتها، سازمانها و کارفرمایان ارتباط برقرار کنند، نیازهای واقعی بازار کار را بشناسند و حتی برای فرصتهای شغلی و کارآموزی وارد فرآیند جذب شوند. دانشگاهها میتوانند این نمایشگاهها را بهصورت منظم و تخصصی و متناسب با رشتههای مختلف برگزار کنند و ارتباط میان کارفرما و دانشجو را از مرحله آشنایی تا استخدام پیگیری کنند.
در کنار این موضوع، استفاده جدیتر از ظرفیت "جهاد دانشگاهی" نیز میتواند به تقویت مهارتآموزی دانشجویان کمک کند. تجربه و زیرساختهای آموزشی جهاد دانشگاهی در حوزه آموزشهای تخصصی و کوتاهمدت، ظرفیت مناسبی برای تکمیل آموزشهای دانشگاهی و پاسخ به نیازهای متغیر بازار کار است. همکاری دانشگاهها با جهاد دانشگاهی میتواند به طراحی دورههایی منجر شود که دانشجو در مدت کوتاه، مهارتهای کاربردی و مورد نیاز یک شغل مشخص را کسب کند.
**آموزشهای کوتاهمدت مهارتی** از این جهت اهمیت دارند که همه مهارتهای مورد نیاز بازار کار الزاماً در قالب یک دوره چهار ساله دانشگاهی قابل ارائه نیستند. فناوری و نیازهای شغلی با سرعت زیادی تغییر میکنند و دانشجو باید بتواند در کنار تحصیل دانشگاهی، مهارتهای جدیدی مانند کار با نرمافزارهای تخصصی، ابزارهای دیجیتال، هوش مصنوعی، تحلیل داده، بازاریابی دیجیتال، مدیریت پروژه، مهارتهای فروش و ارتباطات حرفهای را نیز فرا بگیرد.
از سوی دیگر، مهارتآموزی نباید به معنای برگزاری چند کارگاه و صدور یک گواهینامه پایان دوره باشد. معیار موفقیت دانشگاه باید این باشد که دانشجو در پایان تحصیل چه کاری را واقعاً میتواند انجام دهد، نه اینکه صرفاً چند واحد درسی گذرانده یا چند گواهینامه دریافت کرده است.
دانشگاهها همچنین باید ارتباط خود را با کارفرمایان تقویت کنند. هر دانشکده میتواند فهرستی از مهارتهای مورد نیاز بازار کار در رشتههای خود تهیه و برنامه آموزشی را متناسب با آن بازنگری کند. ایجاد بانک فرصتهای کارآموزی، دعوت از متخصصان صنعت، تعریف پروژههای واقعی برای دانشجویان، برگزاری نمایشگاههای کار، ارائه دورههای کوتاهمدت مهارتی و سنجش وضعیت اشتغال فارغالتحصیلان میتواند فاصله میان دانشگاه و بازار کار را کاهش دهد.
در این میان، دانشجو نیز مسئولیت دارد. بازار کار امروز صرفاً به مدرک دانشگاهی نگاه نمیکند؛ بلکه توانایی حل مسئله، یادگیری مستمر، کار با فناوریهای جدید، ارتباط مؤثر، کار تیمی و تجربه عملی اهمیت فزایندهای دارد.
اکنون که نسل جدیدی از دانشجویان وارد دانشگاه میشوند، فرصت مناسبی است تا یک سؤال اساسی در برابر مدیران آموزش عالی قرار گیرد: آیا دانشگاه میخواهد فقط فارغالتحصیل تولید کند یا نیروی انسانی توانمند برای اقتصاد آینده؟
پاسخ به این سؤال باید در برنامه درسی، بودجه دانشگاه، ارتباط با صنعت، نمایشگاههای کار، آموزشهای مهارتی و حتی ارزیابی عملکرد دانشگاهها دیده شود. اگر اشتغالپذیری از روز نخست ورود دانشجو به دانشگاه جدی گرفته شود، دانشگاه میتواند از یک مسیر صرفاً مدرکمحور به نهادی برای توانمندسازی، مهارتآموزی و اتصال جوانان به بازار کار تبدیل شود؛ وگرنه افزایش تعداد فارغالتحصیلان، بدون افزایش مهارت و فرصت شغلی، تنها فاصله میان آموزش عالی و بازار کار را بیشتر خواهد کرد.
یادداشت: امیر علی بینام
ارسال نظرات