تازه ها
چرا «اتاق فکر کنشگری»، حلقۀ گمشدۀ اقتدار جهانی ایران است؟
به گزارش بازارکار، در وضعیت خطیر کنونی، جمهوری اسلامی ایران با یک «دوگانهی راهبردی» مواجه است: از سویی، طیفی از مسئولین فعلی و سابق بر ضرورت صلح شرافتمندانه (به تعبیر دکتر سید محمد خاتمی) تأکید دارند و برخی دیگر، لزوم پایانبندی جنگ در موضع قدرت (به تعبیر رئیسجمهورآقای دکترپزشکیان) را فریاد میزنند. اما واقعیت عریان میدان، نشان از انسداد مسیرهای دیپلماتیک دارد؛ وضعیتی که در آن دشمن با بمباران لبنان و تجاوز به حاکمیت هستهای، «میز مذاکره» را نه برای گفتوگو، بلکه برای به آتش کشیدن عزت ملی ما به کار گرفته است.
در همان روزهای ابتدایی جنگ، در حالی که ما شاهد شهادت رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه) بودیم، فاجعهای بزرگ و فراموشناشدنی رقم خورد: حمله به کلاس درس در مدرسه شجره طیبه میناب که به شهادت ۱۸۶ دانشآموز بیپناه انجامید. این جنایت علیه بشریت و حملات مکرر به زیرساختهای حیاتی و بیمارستانهای کشور و کشته و مجروح کردن مردم مظلوم و بی دفاع کشور، زخمی عمیق بر پیکرهی تمدنی ایران است. این داغ تا سالهای سال از ذهن و خاطرهی ملت ایران پاک نخواهد شد و مردم ما هرگز مسببان چنین جنایات ددمنشانهای را نخواهند بخشید. در چنین شرایطی، طرح دوبارهی «میز مذاکره» نه تنها سادهانگاری، بلکه جفایی بزرگ به خون بیگناهان است. برای عبور از این بنبست، ما نیازمند بازتعریف مفهوم «حقطلبی» و ارتقای «مقاومت منطقهای» به «ائتلاف جهانی آزادیخواهان» هستیم.
بنبست دیپلماسی در تلهی «توهمنامهها»
تجربهی تلخ عهدشکنیهای مکرر، نشان داد که رژیم تروریستی آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی به چیزی جز «عقبنشینی کامل از خطوط قرمز» راضی نمیشود. در چنین فضایی، پیگیری تفاهمنامههایی نظیر آنچه برخی «توهمنامه» مینامند، نه تنها راهگشا نیست، بلکه حکم تنفس مصنوعی به «ترامپ قمارباز» و نوچه ش نخست وزیر جنایتکار رژیم جعلی کودک کش صهیونیستی نتانیاهو را دارد؛ چیزی جز یک «تکنیک سیاسی» برای نجات جایگاه متزلزل او در دیوانهخانهی سیاست داخلی آمریکا. چنانکه از سوی نخبگان سیاسی تأکید شده است؛ ما نباید فریب این «نمایش صلح» را بخوریم؛ چرا که صلح، محصول «قدرت بازدارنده» است، نه محصول «مذاکره در موضع ضعف».
واقعیت اقتصادی؛ پدافند، تنها راه نجات
دادههای رئیس بانک مرکزی (آقای همتی) از توقف صادرات نفت و مسدود شدن ذخایر ارزی، نشان میدهد که اقتصاد ما در محاصرهای تمامعیار در جنگ شناختی قرار دارد. در شرایطی که برخی منتقدان داخلی، فارغ از رنج واقعی ناشی از تحریم، بیمحابا اظهار نظر میکنند، باید صراحتاً گفت: تورم و فشارهای معیشتی، ابزارهای جنگی دشمن برای تسلیم تدریجی جامعه هستند. از طرفی، کمی آن سو ترهزینههای سرسامآور جنگ برای مردم عادی قیمت سوخت در اتحادیه اروپا در یک سال ۱۶.۹ درصد افزایش داده است و اقدامات حفاظتی در آمریکای لاتین نیز، نشان میدهد که سیستم لیبرالیسم در حال فروپاشی از درون است. پاسخ ما در برابر این وضعیت، نه چشمدوختن به توافقات خیالی و بدهبستانهای سیاسی بیحاصل، بلکه میبایست تمرکز بر «پدافند اقتصادی» باشد. ما نیازمند پیادهسازی عملیاتی «بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی» هستیم. عبور از اقتصاد وابسته به ارزهای سلطهگر به سمت «دلارزدایی» و تقویت نظامهای مبادلهی جایگزین، آسیبپذیری ما در برابر تروریسم مالی آمریکا را به حداقل میرساند. پدافند اقتصادی یعنی گذار به سوی «اقتصاد مقاومتی»، اتکا به ظرفیتهای درونی و تبدیل کریدورهای استراتژیک (شمال-جنوب، خزر و چابهار) به شریانهای حیاتی خارج از کنترل استکبار.
اتاق فکر کنشگری؛ پیوند با آزادیخواهان جهانی
نقیصهی بزرگ ما «انزوای گفتمانی» است. در حالی که افکار عمومی جهان از لندن تا سئول علیه ماشین جنگی استکبار به پا خاستهاند، ما نتوانستهایم از این ظرفیت استفاده کنیم. سازمانهایی نظیر «فلوشیپ صلح بوداییها»، «پاکس کریستی»، نهادهایی مانند «ائتلاف توقف جنگ» (Stop the War Coalition)، «کد پینک» (CODEPINK) و مواضع شخصیتهایی، چون پاپ لئو چهاردهم، پتانسیل بالایی برای بسیج افکار عمومی ضد جنگ در قلب بلوک غرب دارند. تظاهرکنندگان با شعارهایی همچون «نه به جنگ با ایران» و «پول برای اشتغال و آموزش، نه برای جنگ»، نشان دادهاند که آمادهی شنیدن روایت ما هستند. اتاق فکر ما باید با این گروهها، نه در موضع ضعف، بلکه به عنوان «شرکای راهبردی» در نبرد با استعمار نوین، پیوند برقرار کند. آنها به «دادههای میدانی» و «روایت دست اول ایران» نیاز دارند. این «اتاق فکر کنشگری فعال» باید پلی باشد میان «بازدارندگی نظامی ما» و «مبارزات مدنی آنها». وقتی امنیت ما با تورم آنها، و بازدارندگی ما با صلح جهانی آنها گره بخورد، ما دیگر در برابر تحریمها تنها نخواهیم بود. در شرایطی که سازمان ملل متحد به دلیل سیاسیکاری و گزینشی عمل کردن، عملاً در پایان دادن به جنگها فلج است، این «اتحادیه جهانی جدید» باید نقش جایگزین را ایفا کند. ما نباید تنها «مقاومت» کنیم؛ ما باید «ائتلاف» بسازیم. زمان آن رسیده است که از «مقاومت ایزوله» به «کنشگری شبکهای» عبور کنیم. اگر بتوانیم خشم محرومان جهان از استکبار را با سیاستهای بازدارندهی ایران پیوند بزنیم، دشمن در خاک خودش و در افکار عمومی خودش زمینگیر خواهد شد. این، تنها راه «صلح شرافتمندانه» است.
نویسنده: دکتر مهدی شیرمحمدی
«عضو هیئت علمی و کارشناس استراتژیک حوزه مطالعات خاورمیانه»
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات