تازه ها
تهدیدها و فرصت های اشتغال درحوزه برنامه نویسی
دراین نشست که درادامه سلسله نشستهای تخصصی بازارکار و در آستانه گرامیداشت روز برنامه نویسان برگزار شد و جمعی از اعضای جهاد دانشگاهی و کارشناسان این حوزه حضور داشتندمهندس محمدکاظم قنبری مدیرعامل شرکت قاصدک سامانه، دکتر حبیب ا.. اصغری عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی و مهندس سید محمد رضا قهاری مدیر خدمات تخصصی نرم افزار پژوهشکده فناوری اطلاعات جهاد دانشگاهی به تشریح وضعیت بازارکار دانش آموختگان برنامه نویسی در کشور پرداختند و موضوعاتی نظیر مبدأ تقویمی روز برنامهنویس، توهم اشباع بازار، ضعف شدید آموزشهای مهارتی، پیامدهای ورود هوش مصنوعی و دلایل مهاجرت و موفقیت متخصصان ایرانی در خارج از کشور را مورد بحث و بررسی تفصیلی قرار دادند.
رازهای تقویمی روز برنامهنویس؛ از ۲۵۶ روسیه تا ۱۰۲۴ چین
درابتدای این نشست، مجری دلیل برگزاری آن را تقارن انتشار این شماره بازارکار با روز برنامه نویسان ذکر کرد و یادآور شد که مبدأ نخستین نامگذاری این روز به دو برنامه نویس روسی بازمیگردد که عدد ۲۵۶ (تعداد مقادیر متمایز قابل بازنمایی در یک بایت) را مبنا قرار دادند و دویستوپنجاهوششمین روز سال (مصادف با ۱۲ یا ۱۳ سپتامبر) را به عنوان روز برنامهنویس پیشنهاد کردند.
در ادامه مطرح شد که جامعه متخصصان رایانه در چین دیدگاه متفاوتی دارند و عدد ۱۰۲۴ (معادل یک کیلوبایت) را مبنا قرار دادهاند؛ به همین دلیل، بیستوچهارمین روز از دهمین ماه میلادی (۲۴ اکتبر) را به عنوان روز برنامهنویس گرامی میدارند.
در این نشست تأکید شد که با وجود نقش کلیدی و استراتژیک حوزه نرمافزار در اقتصاد دیجیتال کشور، هنوز روز رسمی و ثبتشدهای تحت عنوان «روز برنامه نویسان» در تقویم ملی ایران وجود ندارد و مناسبتهای فعلی بیشتر به صورت صنفمحور برگزار میشوند. کارشناسان خاطرنشان کردند که ثبت رسمی این مناسبت نیازمند پیگیری و تصویب در شورای فرهنگ عمومی کشور است.
توهم اشباع بازار کار؛ تخصصگریزی بهجای کمبود فرصت شغلی
قنبری، مدیرعامل شرکت قاصدک سامانه و از فعالان پیشکسوت صنعت فناوری اطلاعات با ۳۰ سال سابقه فعالیت، در واکنش به شایعات مطرحشده درباره اشباع بازار کار برنامه نویسی، این فرضیه را به شدت رد کرد و وضعیت کنونی را «کمبود شدید نیروی ماهر» توصیف کرد.
وی گفت: «نیاز شرکتهای بخش خصوصی به نیروی کارآمد و متخصص بسیار فراتر از میزان عرضه در بازار است. مشکل اصلی اینجاست که مفهوم برنامهنویسی نسبت به گذشته تغییر کرده و بسیار تخصصی تر شده است. امروز بازار کار به افرادی نیاز دارد که علاوهبر کدنویسی ساده، بر حوزههایی مانند پایگاه داده، توسعه بکاند، شبکه و زیرساخت، امنیت، تحلیل سیستم و معماری نرمافزار تسلط داشته باشند.»
مدیرعامل قاصدک سامانه، با ذکر خاطرهای از سالهای نخست فعالیت خود در مجموعه "ایران سیستم" و چالشهای فنی آن دوران افزود: «در گذشته برای حل یک مسئله فنی، مانند طراحی و پیادهسازی فونتهای فارسی روی چاپگرهای سوزنی و لیزری، ماهها وقت صرف تحقیق، مطالعه مستندات محدود و آزمون و خطا میکردیم. اما متأسفانه امروز صبر و حوصله نسل جدید برای تحقیق عمیق کاهش یافته است. بسیاری از متقاضیان تنها با گذراندن چند دوره کوتاه و بدون داشتن دانش پایهای عمیق، توقعات شغلی و مالی بسیار بالایی دارند و خیلی زود از تلاش دست میکشند.»
دانشگاه و پدیده «توهم دانستن» در میان فارغالتحصیلان
در ادامه نشست، اصغری، عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی، به واکاوی ریشههای گسست میان نظام آموزش عالی و صنعت نرم افزار پرداخت. وی یکی از بزرگترین آسیبهای موجود را «توهم دانستن» در میان دانشجویان و فارغ التحصیلان دانست.
وی تصریح کرد: «در حوزه نرمافزار، فاصله میان تحقیق و توسعه (R&D) تا ورود محصول به بازار بسیار کوتاه است و تکنولوژیها با سرعت بالایی تغییر میکنند. دانشجو پس از گذراندن چند واحد درسی یا نوشتن یک برنامه ساده، تصور میکند به تخصص کامل رسیده است، در حالی که این دانش با انتظارات واقعی کارفرما و سطح پیچیدگی پروژههای صنعتی فاصله زیادی دارد.
اصغری با تأکید بر اینکه ذات دانشگاه آموزش مبانی نظری و تفکر علمی است، گفت: «نباید انتظار داشت که دانشگاه تمام مهارتهای تخصصی و ابزاری مورد نیاز بازار را آموزش دهد.
در کشورهای پیشرفته، شرکتهای بزرگ مانند سیسکو، مایکروسافت یا هواوی با ایجاد نظام آموزشهای مهارتی و ارائه مدرکهای تخصصی، خروجی تئوریک دانشگاه را برای ورود به صنعت آماده میکنند؛ دورانی که متأسفانه در ایران به صورت منسجم و فراگیر وجود ندارد.»
این عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی همچنین بر ضعف فارغ التحصیلان
در مهارتهای شغلی تأکید کرد و افزود: «یک مهندس نرم افزار علاوه بر دانش فنی، باید مهارتهای مذاکره با کارفرما، نحوه تنظیم قرارداد، فعالیت در تیم و مسئولیت پذیری در تحویل پروژه را بیاموزد؛ مباحثی که در نظام فعلی دانشگاهی مغفول مانده است.»
شکاف عمیق «کدنویس» تا «حلکننده مسئله»؛ چالش رزومههای غیرواقعی
قهاری مدیر خدمات تخصصی نرم افزار پژوهشکده فناوری اطلاعات جهاد دانشگاهی در این نشست با تشریح واژه «شکاف» به عنوان ریشه مشکلات بازار کار، گفت: «صنعت امروز دیگر نیازی به کدنویس صرف ندارد، بلکه به شدت تشنه حل مسئله یا همان حلکننده مسئله است. کدنویس فردی است که تنها دستورات دیکتهشده را پیاده میکند، اما حل کننده مسئله کسی است که چالش کسب وکار را درک کرده، آن را تحلیل میکند و راهحل نرمافزاری پایدار برای آن ارائه میدهد.»
وی با انتقاد از وضعیت رزومه نویسی و سنجش نیروی انسانی افزود: «بررسیها نشان میدهد در بسیاری از شرکتهای پیشرو، مدرک تحصیلی اولویت اول جذب نیست، بلکه توانایی عملی، تجربه پروژه واقعی و روحیه مسئولیت پذیری حرف اول را میزند. متأسفانه شاهد هستیم برخی متقاضیان رزومههای چند صفحه ای پر از عناوین تکنولوژی ارائه میدهند، اما در آزمونهای عملی ساده و حل مسئله عاجز هستند.»
قهاری در ادامه گفت: «برنامهنویسان باید از فاز تولید کد تکراری به فاز معماری، طراحی راهحل و درک بیزینس مهاجرت کنند. اگر برنامه نویس نتواند مسئلهای را به درستی حل کند، صرفِ حفظ کردن نسخههای مختلف فریمورکها و فناوریها کمکی به موقعیت شغلی او نخواهد کرد.»
هوش مصنوعی؛ تهدیدی برای کدنویسهای روزمره، فرصتی برای معماران سیستم
موضوع تأثیر هوش مصنوعی بر آینده شغلی برنامهنویسان از دیگر محورهای داغ این نشست بود. کارشناسان حاضر به یک جمع بندی مشترک در این زمینه دست یافتند: هوش مصنوعی باعث حذف برنامهنویسان واقعی نمیشود، بلکه الگوی کاری آنان را بهطور کامل تغییر میدهد.
مدیر خدمات تخصصی نرم افزار پژوهشکده فناوری اطلاعات جهاد دانشگاهی در این باره گفت: «هوش مصنوعی به سرعت کارهای تکراری و کدنویسیهای ساده را بر عهده میگیرد. بنابراین، افرادی که دانش پایهای عمیقی ندارند و صرفاً کدهای روزمره تولید میکنند، نخستین قربانیان هوش مصنوعی خواهند بود. اما متخصصانی که معماری نرمافزار، امنیت، نگهداری سامانهها و مدیریت زیرساخت را میدانند، میتوانند از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای افزایش سرعت و کیفیت کار خود بهره ببرند.»
وی تأکید کرد: «برنامه نویس آینده باید توانایی بازبینی کدهای هوش مصنوعی، تشخیص خطاهای امنیتی و تطبیق خروجی این ابزارها با نیاز واقعی کسبوکار را داشته باشد.»
بوت کمپها و چالش سرمایهگذاری شرکتها روی نیروهای جونیور
در بخش دیگری از نشست، موضوع صلاحیت آموزشهای آزاد، بوتکمپها و توجیه اقتصادی آموزش نیروهای تازهکار توسط بخش خصوصی بررسی شد.
قنبری با اشاره به تجربه طولانی خود در تربیت نیروهای جوان گفت: «بخش خصوصی همواره تمایل دارد نیروهای بدون تجربه، اما مستعد را جذب کرده و در محیط واقعی کار پرورش دهد. اما متأسفانه طی یک دهه اخیر با پدیدهای مواجه شدهایم که برخی نیروها پس از مدت کوتاهی آموزش و صرف هزینه از سوی شرکت، به محض دریافت پیشنهادی با حقوق کمی بالاتر، مجموعه را ترک میکنند. این رفتار بیثبات، انگیزه شرکتها را برای سرمایهگذاری روی نیروهای تازهکار تضعیف کرده است.»
وی افزود: «با این حال، سرمایهگذاری روی نیروی جونیور متعهد همچنان گزینه بهتری نسبت به خرید نیروهای ارشد از رقبا است، به شرط آنکه فرهنگ کار و مهارتهای اخلاقی و رفتاری در فرد وجود داشته باشد.»
اصغری نیز در خصوص جایگاه بوت کمپها گفت: «دانشگاهها در آینده به سمت تغییر نقش پیش خواهند رفت و فضای مجازی یا دورههای کوتاهمدت مهارتی بخش زیادی از آموزش تکنیکال را بر عهده خواهند گرفت. اما نقش اجتماعی دانشگاه در شبکهسازی، جامعهپذیری و شکلگیری ارتباطات کاریِ پایداری که در آینده به ایجاد کسبوکار میانجامد، همچنان غیرقابل جایگزین است.»
ضرورت اصلاح ریشهای نظام آموزش؛ از ابتدایی تا دانشگاه
مدیرعامل قاصدک سامانه با انتقاد شدید از ساختار آموزش و پرورش کشور، ریشه اصلی ضعف در مهارتهای نرم را به دوران ابتدایی و متوسطه مربوط دانست.
وی گفت: «نظام آموزشی ما دانشآموزان را تنها با حافظه محوری و نمرهگرایی بار میآورد و مهارتهای نرمی همچون کار تیمی، مدارا، صبر، تصمیم گیری و مسئولیت پذیری را به آنان آموزش نمیدهد. ما با فارغ التحصیلانی روبهرو هستیم که پس از ۱۶ سال تحصیل، حتی مهارت تعامل ساده انسانی یا پذیرش نقد در محیط کار را ندارند.»
وی پیشنهاد کرد: «نظام آموزشی باید مانند الگوهای موفق جهانی، دانش آموز را از همان دوران کودکی در موقعیت انتخاب و تصمیمگیری قرار دهد. احیای طرحهای قدیمی که دانشآموزان را یک روز در هفته با محیطهای واقعی کار آشنا میکرد، میتواند به درک واقعی آنان از فرهنگ کار، نظم و مسئولیتپذیری کمک شایانی کند.»
چرا متخصصان ایرانی در خارج از کشور موفقترند؟
در پایان نشست، مجری برنامه این پرسش را مطرح کرد که چرا نیروهای فارغ لتحصیل ایرانی با وجود آسیبهای ساختار آموزشی، پس از مهاجرت یا حضور در شرکتهای بین المللی عملکرد بسیار موفقی از خود نشان میدهند؟
مهندس قنبری در پاسخ به این پرسش گفت: «علت اصلی، وجود "سیستمهای ساختاریافته و شفاف" در مجموعههای خارجی است. در آن شرکتها، فرایندها مشخص است، مسئولیت هر فرد کاملاً تعریف شده و شفافیت شغلی وجود دارد. فرد در چنین محیطی ناچار است نظم پذیرا شده و تمام توان خود را به کار گیرد.»
وی افزود: «اما در ایران، نیروی بسیار مستعد و پرانرژی وقتی وارد یک ساختار غیرسیستماتیک میشود، پس از مدتی دچار فرسایش شده و انگیزه خود را از دست میدهد. وقتی تلاش بیشتر یا نوآوری فرد با واکنش مناسب مواجه نشود، نیروی انسانی به مرور خنثی میشود. بنابراین، مشکل از کمبود هوش یا استعداد ایرانیان نیست، بلکه ناشی از نبود بسترهای مدیریتی، ساختاری و سیستمیِ مناسب برای رشد و نگهداشت این سرمایه هاست.»
جمع بندی و راهکارها
در پایان نشست، مهمانان حاضر، راهکار برون رفت از بحران فعلی بازار کار برنامه نویسی را در چند محور کلیدی خلاصه کردند:
۱- ایجاد ارتباط ارگانیک و واقعی میان دانشگاه و صنعت جهت تعریف پروژههای واقعی صنعتی در کلاسهای درس.
۲- آموزش مهارتهای نرم نظیر کار تیمی، مسئولیتپذیری و حل مسئله از دوران پایه در مدارس.
۳- تغییر نگاه برنامه نویسان جوان از حفظ کردن ابزارها و کدنویسی تکراری به سمت تحلیل مسئله و معماری نرمافزار.
۴- سرمایه گذاری بخش خصوصی بر آموزش و حفظ نیروهای جونیورهمراه با ایجاد بسترهای انگیزش و ماندگاری.
۵. بهره گیری هوشمندانه از فناوری هوش مصنوعی به عنوان ابزار کمکی، جهت افزایش بهره وری و ارتقای کیفیت مهندسی نرمافزار.
ارسال نظرات