تازه ها
کسبوکار برخط هم متحول شده است/ شرکتهای تکنفره با درآمدهای میلیون دلاری
به گزارش بازارکار، وقتی اسم «شرکت» میآید وسط، بلافاصله تصویر مجموعهای در ذهنتان شکل میگیرد که شامل مالک، مدیر، چند مسئول بخش و تعدادی کارمند است. خب تصورتان چندان بیراه هم نیست، اما برای اقتصاد و تجارت در جهان امروز ممکن است این تصویر و تصور بهزودی تبدیل به نوستالژی شود!
بر اساس گزارش «والاستریت ژورنال» همین حالا نزدیک به ۳۰ میلیون «شرکت تکنفره» بدون دفتر و دستک و کارمند در ایالاتمتحده مشغول به فعالیت هستند که مالک، مدیر، کارمند و... همه چیز آنها فقط یک فعال اقتصادی و کارآفرین است و تقریباً ۸/۱ تریلیون دلار (حدود ۷درصد از کل تولید اقتصادی آمریکا) درآمدسازی میکنند.
کدام شریک، کو شرکت؟
ماجرا از سرشماری سال ۲۰۲۳ شروع شد که آمار و ارقام نشان داد بیش از ۱۱۷هزار کسبوکار بدون کارمند در آمریکا وجود دارد. البته وقتی میگوییم «کسبوکار بدون کارمند» منظور کسبوکارهای خرد و متوسط آنلاین و اینترنتی که میشناسیم نیست. بدون شک آمار چنین فعالیتهایی خیلیخیلی بالاتر از این حرفهاست و در همین ایران خودمان چند سالی است که میلیونی شده است. کارشناسانی که سرشماری آن سال در آمریکا را زیر ذرهبین بردند درباره رونق کسبوکارهای تکنفرهای حرف میزدند که سالانه درآمدهای یک تا ۱۰ میلیون دلار داشتند!
بله تعداد ۱۱۷ هزار شرکت تکنفره رقم ناچیزی به نظر میرسد، اما دو نکته جالب در همین آمار ناچیز وجود دارد. نخست اینکه تقریباً سه چهارم کسبوکارهای انفرادی در آمریکا هرگز حتی به درآمد ۵۰ هزار دلار در سال هم نمیرسند چه برسد به درآمد رؤیایی یک تا ۱۰ میلیون دلار. دوم، آمار و ارقام بعدی نشان داد تا سال ۲۰۲۵ تعداد شرکتهای تکنفره با درآمد میلیون دلاری یکباره بیش از دو برابر شده است. بررسیهای تازه هم نشان میدهد در سال ۲۰۲۶ این رقم بازهم افزایش داشته است. هرچند کارشناسان و اقتصاددانان با دیدن آمار و ارقام، دنبال پاسخ این سؤال بودند که دلیل افزایش یکباره تعداد شرکتهای تکنفره با درآمد میلیون دلاری چیست، اما من و شما مخاطبان این مطلب دنبال این هستیم بدانیم چرا وقتی یک کارآفرین به صورت انفرادی و بدون مشارکت افراد دیگر برای خودش کسبوکار راه انداخته، کارشناسان اصرار دارند به جای استفاده از «کارآفرین میلیون دلاری» به او لقب «شرکت تکنفره میلیون دلاری» بدهند؟ وقتی شریکی وجود ندارد، شراکتی هم در کار نیست، دلیل اطلاق «شرکت» به این کارآفرین چه دلیلی دارد؟
شریک همهکاره
پاسخ سؤال کارشناسان و همچنین سؤال من و شما، هوش مصنوعی است! درواقع پیدایش و رونق گرفتن این فناوری جدید به آنهایی که تفکر و ایدههای مختلف اقتصادی و تجاری در ذهن داشتند، این امکان را داد که برای خودشان کسبوکار تکنفرهای با درآمدهای میلیون دلاری راه بیندازند. در این نوع کسبوکار، کارآفرین با هوش مصنوعی شریک میشود تا ایدههای خودش را به کمک فناوری پیش ببرد و رؤیاهایش را محقق کند.
این هوش مصنوعی و نرمافزارهای مختلف هستند که به کارآفرین مشورت میدهند، بازارها و تحولات اقتصادی را رصد و پیشبینی میکنند و از نقش و وظایف یک مدیر ارشد تا یک کارمند ساده را به عهده میگیرند. «ارنی تدسکی» -اقتصاددان- در این زمینه میگوید: «در گذشته، افرادی که ارتباطات تجاری یا هوش خاصی نداشتند، ممکن بود ندانند چطور ایدههای خود را عملی کنند. امروزه، اما هوش مصنوعی میتواند یک شریک تجاری داخلی باشد... توانایی هوش مصنوعی در انجام وظایف مختلف اداری که آن را به طور بالقوه برای راهاندازی کسبوکارهای انفرادی مفید میکند، بخش ساده و اولیه ماجراست، اما تواناییهایش در انجام وظایف کلیدی، مانند کدنویسی، پیشبینیها و... نکته مهم ماجراست». یک پژوهشگر دیگر نیز در این مورد میگوید: «امروزه هوش مصنوعی به ارزانترین کارمند جهان تبدیل شده است. یک بنیانگذار شرکت انفرادی در سال ۲۰۲۶ میتواند خدمات مشتری، متن بازاریابی، مدیریت فروش، کدنویسی و تحلیل مالی را به نرمافزاری بسپارد که به جای حقوق، فقط هزینه اشتراک مختصری دارد». یعنی درواقع شراکت با هوش مصنوعی بهشدت هزینهها را پایین میآورد و مالک شرکت میتواند با پرداخت هزینه اندک اشتراک هوش مصنوعی، پولی که قرار بوده به کارمند، کارشناس و... بپردازد را بگذارید توی جیبش!
البته همه چیز این سبک کارآفرینی تکنفره، گل و بلبل نیست. شرکتهای تکنفره اگرچه هزینهها و دردسرهای سرسامآور بابت استخدام، بیمه و... کارمندانشان را ندارند، اما با مشکلاتی هم مواجهاند که اگر هوشمندانه رفتار نکنند ممکن است همه چیزشان به فنا برود.
زیاد شدن دست در بازار
شریکی به نام هوش مصنوعی اگر حواسمان نباشد میتواند بهشدت هزینهساز هم باشد. بهخصوص شرکتهایی که در روند خدمات دادن به مشتریانشان مثلاً به «کلود» شرکت آنتروپیک متوسل میشدند. گاهی آنها ته ماجرا متوجه میشدند هرچه از امکانات تخصصیتر و پیچیدهتری استفاده کردهاند، هزینه بیشتری پرداختهاند و پولی که از مشتری گرفتهاند، تقریباً برابر با هزینههایی بوده که کردهاند. برای همین هم کمی بعد قید نسخههای گرانقیمت هوش مصنوعی را زده و به مدلهای هوش مصنوعی متنباز رایگان از چین روی آوردهاند تا تهش، سود زیادی دستشان را بگیرد!
مشکل بعدی زیاد شدن دست در بازار شرکتهای تکنفره است. اگر راهاندازی یک کسبوکار مبتنی بر هوش مصنوعی برای یک کارآفرین آسان باشد، پس کپی کردن از آن هم میتواند آسان باشد.
همین موضوع برای خیلی از صاحبان این نوع کسبوکار اضطراب ایجاد کرده است. «تروی جانستون» که به تنهایی یک کسبوکار مبتنی بر هوش مصنوعی را در فلوریدا اداره میکند یک نمونهاش است. جانستون که با استفاده از هوش مصنوعی، اپلیکیشنی را کدنویسی کرده که به مردم کمک میکند تا بیشترین بهره را از مزایای کارت اعتباری ببرند، با اشاره به توانایی و قابلیتهای هوش مصنوعی میگوید: «این روزها همه این شمشیر برّان را در دست دارند، بنابراین ما اگر قرار است در میدان رقابت و جنگ باقی بمانیم باید بتوانیم «اکسکالیبور» مان را بیرون بکشیم»! اکسکالیبور در ادبیات انگلیسی همان شمشیر معروف شاه آرتور و فرورفته در سنگ است که آرتور برای اثبات شاه بودنش باید میتوانست آن را از داخل صخره سنگی بیرون بکشد. سادهتر اینکه کارآفرینی تکنفره با همه مزایا و درآمدش از حیث دشواری به گونهای است که باید بتوانی درآمد و سود بیشتر را از دل سنگ در بیاوری!
«والاستریت ژورنال» در پایان مینویسد: هنوز مشخص نیست کسبوکارهای تکنفره چه تأثیری بر بازار کار خواهند گذاشت. نظرسنجیها نشان میدهند آمریکاییها نگراناند هوش مصنوعی جای مشاغل انسانی را بگیرد و اقتصاددانان برجسته نیز در حال بررسی جدی این احتمال هستند. بااینحال، هوش مصنوعی شغلهای جدید بسیاری هم ایجاد میکند. کارآفرینانی که بهتنهایی فعالیت میکنند نشان میدهند این فناوری چگونه میتواند هم فرصتهای تازهای ایجاد کند و هم فرصتهای اشتغال را کاهش دهد.
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات