تازه ها
دانشجویان بعد از ۹ ماه دوری، از دانشگاه چه میخواهند؟
به گزارش بازارکار به نقل از ایسنا، دانشگاهها در روزگار تغییرات شتابان جهانی، با چالشی فراتر از مسائل آموزشی روبهرو هستند؛ چالشی که ریشه در شکاف میان نسل جدید و ساختارهای سنتی مدیریتی دارد. میزگرد ایسنا با حضور دانشجویان، ابعاد مختلف این بحران را از منظر بیاعتمادی میان مدیریت و دانشجو تا گسست ساختاری میان دانشگاه و صنعت بررسی کرد. در این نشست، مشخص شد که چگونه نگاههای سنتی و چالشهای اقتصادی، نه تنها مسیر اشتغال را برای دانشجویان دشوار کرده، بلکه هویت علمی آنها را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
این میزگرد با حضور محمدصالح نوریفرد دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیک پلاسما، پوریا افشار دانشجوی کارشناسی فیزیک و زینب مهاجری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مواد، برگزار شد و حاضران به بررسی ابعاد مختلف بازگشایی دانشگاهها پس از ۹ ماه آموزش غیرحضوری پرداختند. این دانشجویان در این نشست، انتظارات و چالشهای پیش روی دانشجویان را تبیین کردند؛ جزئیات این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
پس از ۹ ماه دوری از فضای آموزشی؛ دانشگاه چطور میتواند فضای پویای علمی و اجتماعی را فعال کند؟
نوریفرد: به نظر من، یک فضای پویا مستلزم وجود صمیمیت است. بسیاری از دانشجویان به دلیل عدم ارتباط مؤثر با فضای دانشگاه، نمیتوانند پویایی لازم را در عرصههای علمی و غیرعلمی کسب کنند. دانشگاه باید این تضمین را بدهد که با بازگشایی کلاسها، انسجام برقرار شود؛ دانشجویان باید اطمینان یابند که بازگشایی دانشگاهها، منجر به تعطیلیهای مکرر نخواهد شد، چرا که عدم قطعیت در مورد «حضوری بودن» دانشگاه، خود عاملی در کاهش پویایی است.
با توجه به چالشهای موجود در سطح کشور، شکافی میان مسئولان و دانشجویان شکل گرفته است. اعتراضات اخیر در دانشگاههای تهران نشان داد که گاهی دانشجویان و مسئولان در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند. به باور من، مسئولان دانشگاهی باید برای کاهش این شکاف، تلاش کرده و با ایجاد فضای گفتوگو، حس اطمینان را در دانشجویان بازسازی کنند. آنها باید القا کنند که دانشجویان از دانشگاه جدا نیستند، بلکه همگی در یک کشتی مشترک قرار دارند. هدف باید کمک به تحصیل آرام دانشجویان، ایجاد شرایط رفاهی و برگزاری برنامههای فرهنگی و آموزشی باشد. در مجموع، ایجاد حس امنیت و برگزاری سمینارهای علمی بیشتر میتواند دانشجویان را گرد هم آورد و فضای غیرصمیمانه و شکاف موجود را ترمیم کند. مسئولان نباید از تجمع دانشجویان واهمه داشته باشند؛ زیرا اگر از تجمع به دلیل ترس از تنش دوری کنند، قطعاً شاهد اعتراضات گستردهتر خواهند بود.
مهاجری: مسئولان باید فارغ از اتفاقات اجتماعیِ جاری، با دانشجویان متفاوت رفتار کنند و رفتارهای جامعه را در محیط دانشگاه علیه دانشجویان تلافی نکنند. فاصله میان دانشجو و دانشگاه باید کاهش یابد. در حال حاضر، اولویت اصلی نباید صرفاً اصلاحات در بخش تغذیه و خوابگاه باشد؛ چرا که مشکل اصلی، از دست رفتن رابطه میان دانشجو و دانشگاه است. اتخاذ تصمیماتی که این فاصله را بیشتر کند، مانع از آن میشود که دانشجو دوباره با دانشگاه همسو و کنار آن قرار بگیرد.
افشار: در رابطه با بازگشایی دانشگاهها، نکته کلیدی این است که جهانبینی دانشجویان نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده است. برای پر کردن این شکاف، باید فرآیند «همسوسازی با دانشگاه» صورت گیرد. ما با نسل «زد» روبهرو هستیم که جهانبینی متفاوتی دارند و تعاریف آنها از مفاهیم دانشگاهی با آنچه در ساختار سنتی وجود دارد، متفاوت است. تصمیمگیران دانشگاه باید به این تفاوت توجه ویژهای داشته باشند.
مهمترین شکاف موجود، در لایه «جهانبینی» است؛ اگرچه دادههای ما در این زمینه محدود است، اما میتوان گفت که تعاریف همسالان من از مفاهیمی، چون تحصیل، مدرک و زندگی، با تعاریف سنتی متفاوت است. بازتعریف این مفاهیم از طریق برگزاری سمینارها و کارگاهها میتواند به پر شدن این شکاف کمک کند؛ بهگونهای که دانشجویان دیدگاه خود را بیان کنند و دانشگاه نیز موضع خود را ارائه دهد تا در نهایت به یک نقطه مشترک برسند.
در حال حاضر دانشجویان چه تصوری از دانشگاه دارند؟
مهاجری: فاصله بسیار زیاد شده است و این تصور، مستقیماً به جهتگیریهای اخیر دانشگاه بازمیگردد؛ بهویژه واکنش دانشگاه به اتفاقات اخیر. دانشجویان انتظار دارند تغییری محسوس در فضای دانشگاه مشاهده کنند. به نظر من، تمرکز صرف بر اصلاحات در روند تغذیه، خود باعث ایجاد تنش میان دانشجویان شده است؛ چرا که آنان از وضعیت خوابگاه و کیفیت غذا ناراضی هستند. دانشجویان انتظار دارند با توجه به فضای جنگی و بحرانی فعلی، با بازگشایی دانشگاه با اضطراب مواجه نشوند و دانشگاه سعی کند شرایط را برای آنان هموارتر کند.
نوریفرد: حضور دانشجویان، به نوع برخورد مسئولان و اساتید بستگی دارد. از همان اولین برخورد، نگاه برخی مسئولان به دانشجویان این است که آنها لزوماً با هدف اعتراض و ایجاد تنش وارد دانشگاه میشوند و همین نگاه، منجر به برخوردهای سختگیرانه میشود. در گذشته، اساتید به راحتی برای دانشجویان پروژه تعریف میکردند و ارتباط میان دانشگاه و واحدهای صنعتی بسیار تسهیل شده بود؛ اما اکنون به دلیل شرایط کشور، اساتید تمایلی به معرفی دانشجویان به صنعت ندارند، زیرا نگرانند دانشجو نتواند نیازهای صنعتی را برآورده کند. حتی بسیاری از واحدهای تولیدی نیز به دلیل ترس از لو رفتن اطلاعات خود، از ارتباط با دانشگاه خودداری میکنند. در واقع، نوعی «عدم اعتماد به دانشجو» شکل گرفته که نتیجه آن، کاهش فرصتهای فعالیت عملیاتی و از بین رفتن تجربههای علمی ارزشمندی است که قرار بود دانشجویان کسب کنند.
دانشجویان بعد از ۹ ماه دوری، از دانشگاه چه میخواهند؟
افشار: نگاه دانشجویان به دانشگاه دستخوش تغییر بنیادین شده است. نسل جدید با این تصور وارد فضای دانشگاهی میشوند که از طریق کسب مهارت، زندگی خود را رونق بخشند؛ با این حال، بسیاری از جوانان تمایلی به ورود به دانشگاه ندارند یا در انتخاب رشته دچار تردید هستند. پرسش محوری آنها این است که تحصیلات عالی چه دستاورد اقتصادی برایشان به همراه خواهد داشت. در این میان، مشاهده میشود که آمار دانشجویان تحصیلات تکمیلی در میان زنان بیشتر است، چرا که آنان به دنبال دستیابی سریعتر به موقعیتهای شغلی مطلوب هستند.
گسست میان دانشگاه و صنعت
یکی از چالشهای جدی، تحریم شدن بنیاد نخبگان، پارکهای علم و فناوری و بسیاری از موسساتِ مرتبط با صنعت است. این وضعیت باعث شده دانشجویان تمایلی به همکاری با این نهادها نداشته باشند و صرفاً به دریافت مدرک بسنده کنند؛ در حالی که گروه دیگری نیز تنها به دنبال مهاجرت هستند. از سوی دیگر، دانشگاه سعی در ارائه یک «جهانبینی» خاص دارد، اما دانشجو تمایلی به پذیرش آن ندارد. این اختلاف در جهانبینی، شکاف اساسی میان دانشگاه و دانشجو است که نیازمند رسیدگی جدی است. همچنین، تعریف دانشجویان از «سبک زندگی» تغییر کرده است؛ لذا دانشگاه باید با برگزاری کارگاههای تخصصی، با سبک زندگی آنان آشنا شود، چرا که دانشجویان بخش بزرگی از عمر خود را در محیط دانشگاه سپری میکنند.
در حوزه صنعتی نیز، واحدهای بزرگ صنعتی غالباً به صورت یکطرفه قراردادهای خود را با دانشگاه فسخ میکنند و برخی نیز تمایلی به همکاری ندارند. در مقابل، دانشگاهها نیز معمولاً اشتیاقی برای ورود به عرصه حل مسائل واقعی نشان نمیدهند.
انتقاد از ضعف مدیریت و اقدامات نهادهای فرهنگی
با توجه به مشاهدات، با وجود نزدیکی به بازگشایی دانشگاهها در ماه مهر، هنوز اقدامات اساسی صورت نگرفته است. برای نمونه، در عرصههای سیاسی، دیدگاه دانشجویان نسبت به مقولهی «کارخانه و تولید» در اتفاقات اخیر تغییر کرده است؛ حتی افرادی که در حوادث دیماه با شعارهای تند حضور داشتند، پس از دوران جنگ رمضان، نگاه متفاوتی پیدا کردهاند؛ اما متأسفانه دانشگاه و نهادهای فرهنگی توجهی به این تغییرات و به دانشجویان ندارند. در حالی که دانشگاهها در آستانه بازگشایی هستند، هیچ اقدام ملموسی انجام نشده و دانشجویان نیز خوراک فکری و اطلاعاتی خود را از رسانههای خارجی دریافت میکنند.
در بحث مدیریت، مسئولان جلسات متعددی برگزار میکنند، اما پرسش اینجاست که خروجی این جلسات چیست؟ مسئولان در گزارشهای بودجهای، عدم برگزاری نشستهای مشترک با دانشجویان را به محدودیتهای مالی نسبت میدهند؛ در حالی که برگزاری یک جلسه با هزینهای بسیار ناچیز (حتی در حد یک پذیرایی ساده) قابل انجام است. پرسش اصلی این است که چرا با وجود ضرورت گفتوگو، جلسات برگزار نمیشود؟ آیا باید بودجهها و سوخت خودروهای دانشگاهی بیهوده هدر رود؟ حتی گفته میشود برخی مسئولان حتی بودجهی یک میلیون تومانی برای برگزاری جلسات ندارند که این موضوع برای دانشجویان خندهآور است و آنها به دقت این ضعفهای مدیریتی را رصد میکنند.
بحران اشتغال و چالشهای علمی
اصول شکلگیری دانشگاه بر پایه «رهنمودسازی در یک مسیر مشخص» است؛ اما واقعیت این است که شاهد بیکاری گسترده فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد هستیم. بسیاری از این افراد اگر وارد بازار کار شوند، با حقوقهای بسیار ناچیز مواجه میشوند و معتقدند ماندن در خانه، سود اقتصادی بیشتری برایشان دارد.
در حوزه تعاملات، حضور دانشجویان در جلسات تبیینی تنها زمانی معنا مییابد که «ایدههای جدید» ارائه شود؛ چرا که سخنرانیهای یکجانبه فایدهای ندارد. همچنین، دانشجویان حتی زمانی که با نظام همسو هستند، اگر راهی برای عرضه سبک زندگی و اندیشهی خود نداشته باشند، قادر به بیان آن نخواهند بود. در حال حاضر، افرادی که نگاه غربی دارند و در گفتار خود از کلمات انگلیسی استفاده میکنند، بیشتر دیده میشوند و کسی به صحت یا نادرستیِ نگاه آنان توجهی ندارد. این افراد با تمرکز بر فرآیند دریافت مدرک مانند آیلتس و مسیر مهاجرت، در فضای مجازی مورد تحسین قرار میگیرند و به الگو تبدیل میشوند.
در نهایت، چالش بزرگی در پیش است: دانشجویان رشتههای علوم پایه به دلیل عدم همکاری نهادهای علمی، از تعامل با آنها خودداری میکنند؛ چرا که بیم آن دارند که با ارائه مقالات و فعالیت علمی، فرآیند مهاجرت خود را با مشکل مواجه کنند. در این میان، نه وزیران و نه نمایندگان مجلس، پاسخی به این نگرانیها نمیدهند و در هیچ کجای سیاستگذاریها به این نکات کلیدی اشاره نمیشود. در این میان، مشاهده میشود که دانشگاهها نیز تاکنون اقدام خاصی در این راستا انجام نداده است.
گفتوگو چه جایگاهی دارد؟
مهاجری: اخیراً شنیدهام قانونی وضع شده که طبق آن، اساتیدی که متقاضی ارتقای علمی هستند، ملزم به برقراری ارتباط با صنعت هستند؛ به همین دلیل، بسیاری از اساتید در تلاشاند تا با بخش صنعت پیوند برقرار کنند. پیش از این، در رشتههای مرتبط با صنعت، اساتید صرفاً رویکردی آکادمیک داشتند؛ بسیاری از آنان تنها تحصیلات دانشگاهی را پشت سر گذاشته و حتی تجربه زیسته کار در فضای صنعت را نیز کسب نکردهاند.
در فرآیند تصمیمگیری، برای گروههایی تصمیم گرفته میشود که خودشان در جریان آن حضور ندارند. در واقع، افرادی که دارای تحصیلات و شغل هستند، اما در آستانه بازنشستگی قرار دارند، تصمیماتی اتخاذ میکنند که هیچکدام از آنها اجرایی نمیشود.
اگرچه گفتوگو در محیط دانشگاه شکل میگیرد و اخیراً اساتید نیز در این جلسات حضور یافتهاند، اما باید بپذیریم که دانشجو در شرایط بیکاری قرار دارد و وضعیت اقتصادی جامعه نیز مطلوب نیست. دانشجویان هنگامی که مشاهده میکنند عدهای با رعایت ضوابط، شغل و درآمد کسب میکنند، دچار خشم و ناامیدی میشوند. در این جلساتِ گفتوگو، اگر دانشجو اندکی از حد معمول فراتر رود، ممکن است کارش حتی به اخراج نیز بکشد.
گفتوگوها نباید صرفاً به تنش ختم شوند؛ نباید صرفاً صدای دانشجویان را سرکوب کرد. به جای سرکوب، باید گفت: «اگر فریاد میزنید، ما صدای شما را شنیدیم و از مشکلتان آگاه شدیم»؛ بهویژه اگر پیش از این، دانشجویان با آرامش صحبت کردهاند و کسی صدای آنان را نشنیده است. وقتی صدای دانشجو از حد معمول فراتر میرود، به جای شنیدن، از جلسات اخراجش میکنند و ادعا میکنند که او در حال توهین است، در حالی که او تنها با لحنی تند سخن میگوید.
دانشجویان بعد از ۹ ماه دوری، از دانشگاه چه میخواهند؟
نوریفرد: باید فضای گفتوگو برقرار شود؛ مسئولان باید دانشجویان را به درستی بشناسند، چرا که در حال حاضر شناخت درستی از این نسل ندارند. تفکیک دانشجویان از یکدیگر مانند تقسیمبندی به دانشجوی شورشی یا بسیجی اقدام درستی نیست، زیرا این کار منجر به دوقطبیسازی میشود. بهجای آن، باید هر دو طیف را شنید و نشستهای گفتوگومحور را بر پایه شناخت دقیق از هر دو گروه برگزار کرد.
مسئولان نباید از آشوب بترسند؛ آنها باید توانایی مدیریت بحران را داشته باشند و این امر تنها از طریق شناخت درست از واقعیتهای موجود میسر است.
افشار: گفتوگو تنها ابزاری است که میتوان به آن تکیه کرد و تنها راهی است که میتوان به آن امید داشت. باز کردن باب گفتوگو بسیار حیاتی است، زیرا ورود از هر مسیر دیگری، ما را در مواجهه با دانشگاه به بنبست میرساند.
گفتوگو اگر توسط افراد ذیصلاح انجام شود، اثرگذار خواهد بود، اما اگر صرفاً به یک تشریفات و فرمالیته تبدیل شود، بیفایده است. جلسه نباید صرفاً زمانی را برای پر کردن تقویم سپری کند؛ بلکه باید مقامی مسئول در آن حضور یابد، دغدغههای دانشجویان و سایر افراد را بشنود و در راستای آن، اقدامات عملی انجام دهد. در غیر این صورت، دانشجویان تمایلی به حضور در این جلسات نخواهند داشت.
وضعیت فعلی دانشگاهها با چالشهای ساختاری متعددی روبروست که از جمله آنها میتوان به عقبماندگی از تحولات تکنولوژیک اشاره کرد. در حالی که موج هوش مصنوعی ابعاد جدیدی به جهان دانش و صنعت بخشیده است، دانشگاهها همچنان در زمینه برگزاری کارگاههای جامع و معرفی ابزارهای کاربردی این فناوری به دانشجویان با کمبود مواجه هستند؛ هرچند تلاشهای پراکندهای در قالب دورههای محدود با تمرکز بر «جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی» صورت گرفته است.
مدیران و معاونان دانشگاهی نقش بسیار مهمی در این زمینه دارند، اما در حال حاضر دانشجویان ارتباطی با مدیران دانشگاه ندارند. اگر چالشی در دانشگاه وجود دارد، بهتر است مدیران مستقیماً با دانشجویان درباره موضوعاتی نظیر بودجه یا کیفیت خدمات گفتوگو کنند؛ اما مشاهده شده که مدیران و معاونان، دانشجویان را به شورای صنفی حواله میدهند و شورا نیز پاسخ میدهد که توان انجام امور را ندارد؛ این چرخه بیهوده همچنان ادامه دارد.
برداشت من این است که مدیران به دلیل مشکلات ساختاری، توانایی مدیریت کافی را ندارند. رئیس دانشگاه در حاکمیت با محدودیتهایی مواجه است و این محدودیت به گونهای است که از اقدام کردن هراس دارند و در برابر پاسخگویی نیز دچار تردید میشوند. اگرچه از زحمات برخی قدردانی میشود و مدیرانی هم هستند که تلاش میکنند، اما نکته اصلی اینجاست که فقدان جرئتمندی و ابتکار عمل، فضای دانشگاهی را به این مرحله رسانده است. همچنین مشاهده میشود که حتی با وجود بودجههای موجود، خروجی و نتیجه مناسبی حاصل نمیشود.
دانشجو پس از ۹ ماه دوری، خواهان چه نوع دانشگاهی است؟
افشار: آنها به دنبال مسیری برای مهاجرت هستند و چیزی جز این نیست. البته نمیتوان این موضوع را به همه تعمیم داد؛ افرادی هستند که دل در گرو این وطن دارند و میخواهند برای کشور خدمت کنند، برخی دانشجویان خاکستری، بهدنبال سکویی برای مهاجرت هستند. فرآیند به این گونه است که اگر فرد حتی یک مقاله ISI داشته باشد، حتی با معدل ۱۲ نیز میتواند به ایتالیا مهاجرت کند.
دانشجویان بعد از ۹ ماه دوری، از دانشگاه چه میخواهند؟
دانشگاه آرمانی دانشجویان چیست و از دانشگاه چه میخواهند؟
آنها میخواهند از آنچه تحصیل کردهاند، کسب درآمد کنند. بسیاری از نسل جوان به ساختن ایران فکر نمیکنند. ما چندین سال است که محور مقاومت را در منطقه پیگیری کردهایم، اما دانشجویان نمیتوانند افقهای پیش رو را ببینند. آنچه حاکمیت ارائه میدهد، پس از چهار سال از بین میرود و در نتیجه، دانشجویان نمیتوانند نقطه مشترکی میان خود و حاکمیت پیدا کنند. اگر نقطه مشترکی میان این دو ایجاد شود، دانشجویان دانشگاه را به عنوان مکانی مشترک برای ماندن در کشور خواهند دانست؛ اما در حال حاضر، عدم وجود یک «زبان مشترک» در نحوه تعامل و ارائه مطالب به دانشجویان نیز مشهود است. آنها میخواهند به خارج از کشور مهاجرت کنند تا با فناوریهای روز دنیا در ارتباط باشند.
مهاجری: مهاجرت یک پدیده جاری است، اما بخشی از آن ناشی از نیاز دانشجویان به حمایتِ مسئولان است؛ این در حالی است که دانشگاهها حمایت لازم را از دانشجویان بهعمل نمیآورند. در گذشته، بهویژه در دهه ۹۰، با حمایت مسئولان، بسیاری از دانشجویان توانستند مشکلات صنایع را مرتفع کنند و این موفقیتها ناشی از حمایت مستقیم مسئولان دانشگاه بود. حمایت از دانشجویان بسیار حیاتی است؛ باید افراد مستعد را برای انجام امور علمی شناسایی کرد تا بتوانند در عرصههای علمی و بازار کار ارتقا یابند. این امر تنها با حمایتهای معنوی و ساختاری ممکن میشود؛ دانشگاه باید بتواند دانشجویان را با بخشهای صنعتی مرتبط سازد.
نوریفرد: پس از ۹ سال تحصیل، دانشجویان بهمعنای واقعی کلمه، خواهان «دانشگاه بودن» هستند. آنها نمیخواهند دانشگاه صرفاً به یک مسجد یا پایگاه مقاومت تبدیل شود، بلکه میخواهند دانشگاه رسالت علمی خود را ایفا کند، در عرصههای پژوهشی از دانشجویان حمایت نماید و همگام با روزگار، بهروز باشد. در حال حاضر، مدلهای جدیدی از هوش مصنوعی آمده است که شبکههای عصبی میسازند و حتی آخرین مدلهای چتجیپیتی توانستهاند مسائل بسیار پیچیده را حل کنند. پرسش این است که دانشگاهها در حال حاضر چقدر بهروز هستند و چه میزان از اساتید با هوش مصنوعی آشنایی دارند؟ گاهی مشاهده میشود که برخی اساتید حتی با کار با کامپیوتر نیز آشنایی ندارند. به نظر من، دانشجویان از دانشگاهها انتظار دارند که بهروز شوند و سطح علمی و ساختاری خود را به جایگاهی در حد یک دانشگاه واقعی ارتقا دهند.
به گزارش ایسنا، دانشجویان در این نشست با تبیین چالشهای موجود، از شکاف میان مدیریت و دانشجو، گسست میان دانشگاه و صنعت و عدم انطباق ساختارهای سنتی با جهانبینی نسل جدید گفتند. همچنین تأکید شد تحریمها و بحرانهای اقتصادی، انگیزه دانشجویان را برای فعالیت علمی کاهش داده است؛ بنابراین خواستار ایجاد فضای گفتگوی واقعی، امنیت روانی و مشارکت دادن دانشجویان در برنامههای دانشگاهی جهت تقویت پیوند با صنعت و کشور شدند.
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات