بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران

تازه ها

کد خبر : ۱۸۱۷۶۲
گزارش «بازارکار» از یک الگوی موفق کارآفرینی روستایی:

روایت زنی که زمین بایر خمام را به کانونی برای صادرات و راهی یرای اشتغال زنان تبدل کرد

لیلا بردبار
صنعت گردشگری در ادبیات نوین توسعه، مدت‌هاست که از تعریف تک‌بعدی یک تفریح موسمی و گذرا فاصله گرفته است. امروز کارشناسان حوزه اقتصاد کار، گردشگری را یکی از کارآمدترین و ارزان‌ترین ابزار‌های «اشتغال‌زایی اجتماع‌محور»، تمرکززدایی از کلان‌شهر‌ها و بازتوزیع عادلانه درآمد ملی می‌دانند. در شرایطی که ایجاد هر فرصت شغلی در صنایع سنگین و کارخانه‌ای نیازمند میلیارد‌ها تومان سرمایه‌گذاری ارزی و ریالی است، «اقامتگاه‌های بوم‌گردی» توانسته‌اند با کمترین بار مالی بر دوش بودجه‌های عمومی، زنجیره‌هایی مولد و پایدار از ارزش اقتصادی در قلب دورافتاده‌ترین روستا‌ها خلق کنند.
چهارشنبه ۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۰

به گزارش بازارکار؛ به مناسبت ۲۷ سپتامبر؛ روز جهانی گردشگری، خبرنگار نشریه «بازارکار» راهی جاده میان‌بر رشت به بندرانزلی و روستای سرسبز «مرزشت» از توابع شهرستان خمام شده است. روستایی که اگرچه نامش با شالیزار‌های یکدست و هوای مرطوب خزری گره خورده، اما در دل خود روایتگر داستان زنی است که نه‌تنها تعریف گردشگری روستایی را در استان دگرگون ساخت، بلکه نشان داد چگونه می‌توان از بستری به‌ظاهر متروک، نان بر سر سفره ده‌ها زن سرپرست خانوار نشاند. این گزارش، واکاوی تجربه زیسته لیلا بردبار، کارآفرین پیشرو و بنیان‌گذار نخستین اقامتگاه رسمی بوم‌گردی در گیلان است؛ الگویی که در آن تاب‌آوری، مدیریت زنجیره تأمین و خودباوری کارآفرینانه دست‌دردست هم گذاشته‌اند.

از خاکستر زمین بایر تا شکوه عمارت اربابی؛ درس نخست کارآفرینی

پای به محوطه بوم‌گردی که می‌گذارید، نخستین عنصری که چشم را می‌نوازد، هم‌نشینی سحرانگیز چوب‌های جنگلی، نرده‌های خراطی‌شده و اندود کاه‌گلی دیوارهاست. این فضا، اما حاصل یک میراث موروثی یا ثروت بادآورده نیست؛ حاصل جسارتی است که در سال ۱۳۹۳ کلید خورد.

لیلا بردبار، با چهره‌ای مصمم و لحنی سرشار از تجربه، با اشاره به پیشینه شکل‌گیری این اقامتگاه گفت: «روزی که کار را در سال ۱۳۹۳ آغاز کردم، پیش چشم همه ما یک تکه زمین بایر بود؛ زمینی رهاشده که هیچ‌کس کوچک‌ترین پتانسیل اقتصادی یا اشتغال‌زایی برای آن قائل نبود. در آن سال‌ها حتی در بدنه اداری و اجرایی استان نیز مفهوم اقامتگاه بوم‌گردی به شکل امروزی تعریف نشده بود. ساخت‌وساز‌های سنتی با معماری بومی گیلان به دست فراموشی سپرده شده بود و کمتر کسی حاضر بود روی احیای خانه‌های چوبی و کاه‌گلی سرمایه‌گذاری کند. همه به دنبال سازه‌های بتنی و نما‌های ناهماهنگ شهری بودند.
وی درادامه افزود:، اما هدف من اثبات یک نظریه بود؛ اینکه می‌توان با تکیه بر دانش بومی و احیای هویت کهن، ثروت پایدار خلق کرد. ما آستین‌ها را بالا زدیم و با استفاده از مصالح طبیعی منطقه و با الهام مستقیم از خانه ارباب‌های کهن گیلان، بنایی خلق کردیم که کاملاً اصیل، سنتی و منطبق بر الگو‌های پایداری اقلیمی بود. مسیر آسانی نبود؛ شکستن مقاومت‌های ذهنی، تغییر نگرش‌ها و طی کردن فرآیند‌های پیچیده اداری دو سال به طول انجامید تا سرانجام در سال ۱۳۹۵ موفق شدیم نخستین پروانه رسمی بهره‌برداری اقامتگاه بوم‌گردی در استان گیلان را از نهاد‌های متولی دریافت کنیم و رسماً سنگ‌بنای این صنعت نوپا را در این پهنه سرسبز بگذاریم.

برندسازی با صداقت، شبکه مسافران و انتقال تجربه به نسل آینده کارآفرینان

راه‌اندازی فیزیکی یک طرح کارآفرینی روستایی تنها بیست درصد از مسیر است؛ هشتاد درصد باقی‌مانده در بازارسازی، ایجاد اعتماد و تبدیل مسافر به سفیر برند نهفته است.

بردبار در این زمینه تصریح کرد: پس از افتتاح، سیل مسافران ایرانی و توریست‌های خارجی راهی مرزشت شدند. بازاریابی ما پرهزینه نبود، بلکه مبتنی بر صداقت، کیفیت خدمات و تعامل عمیق انسانی با مهمانان تعریف شد. رفتار احترام‌آمیز، پاسخ‌گویی سریع و معرفی واقعی جاذبه‌ها باعث شد اقامتگاه مرزشت دهان‌به‌دهان بچرخد. وقتی مهمانی احساس کند عضوی از یک خانواده روستایی است و نه صرفاً یک منبع درآمد، تا سال‌ها وفادار باقی می‌ماند.

وی که هم‌اکنون تجربیات خود را در مقیاس ملی به اشتراک می‌گذارد، افزود: «با توسعه زیرساخت‌های بوم‌گردی در کشور، نیاز به انتقال تجربه به متقاضیان جوان بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شد. به همین دلیل به عنوان مشاور تخصصی حوزه بوم‌گردی به سامانه کارآفرینی "میدون" پیوستم. امروز متقاضیان از سراسر ایران پیش از آنکه دست به سرمایه‌گذاری‌های نسنجیده بزنند، تماس می‌گیرند تا نقشه راه واقعی کسب‌وکار را مرور کنیم؛ مسائلی نظیر اینکه چگونه با دست خالی سازه بومی بسازند، چگونه مجوز بگیرند، چگونه با روستاییان همسایه هم‌افزایی کنند و چگونه در زمستان‌های کم‌مسافر تاب بیاورند.

اقتصاد مقاوم در تلاطم تنش‌های منطقه‌ای؛ عبور از بحران با تکیه بر تولید و صادرات

در سال‌های اخیر، تنش‌های منطقه‌ای، بی‌ثباتی‌های ناشی از شرایط جنگی در خاورمیانه و نوسانات اقتصادی، همواره صنعت توریسم را با افت‌وخیز‌های شدید روبه‌رو کرده است. در مقاطعی که ناامنی‌های منطقه‌ای و شوک‌های برون‌زا جریان ورود گردشگران خارجی و حتی مسافرت‌های داخلی را کند می‌کند، بسیاری از مجموعه‌های گردشگری دچار رکود و ورشکستگی می‌شوند. اما در مرزشت، این چالش‌ها با یک تغییر تاکتیک هوشمندانه مدیریت شد: «خروج از وابستگی صرف به خدمات اقامتی و ورود به میدان تولید و صادرات صنایع‌دستی.

این بانوی کارآفرین با لحنی حاکی از استواری و دوراندیشی اظهار کرد: «تنش‌های سیاسی-نظامی در منطقه و شرایط ناپایدار اقتصادی، همواره نبض توریسم را دچار شوک می‌کند. وقتی سایه بحران‌های جنگی و نوسانات بر بازار می‌افتد، تقاضای سفر کاهش می‌یابد و فعالان این حوزه آسیب می‌بینند. ما نیز در دوره‌هایی ناچار شدیم ساختار نیروی انسانی مستقیم خود را بازآرایی کنیم. اما یک کسب‌وکار بومی اصیل هرگز نباید متوقف شود. در مقاطعی که جریان سفر‌ها افت می‌کرد، به جای انفعال، تمام توان مجموعه را به سمت تولید متمرکز صنایع‌دستی و رفع نواقص زیرساختی شیفت دادیم.

شبکه مویرگی مشاغل خانگی؛ معیشتی که از اقامتگاه به ۳۰ خانه سرریز می‌شود

یکی از نقد‌های همیشگی به طرح‌های گردشگری، محبوس ماندن ثروت در دست صاحب تأسیسات و محرومیت اهالی بومی از منافع مالی است. اما ساختار اقتصادی این بوم‌گردی، یک نقشه راه متفاوت ارائه می‌دهد. بزرگ‌ترین مساحت زیربنایی این مجموعه، نه به سوئیت‌های اقامتی، بلکه به یک «فروشگاه دائمی صنایع‌دستی و سوغات روستایی» اختصاص یافته است.

بردبار در تشریح این مدل زنجیره ارزش محلی گفت: کارآفرینی در روستا زمانی پایدار است که مردم محلی احساس کنند هرچه پای گردشگر به این روستا بیشتر باز شود، سفره آنها رنگین‌تر خواهد شد. اگر گردشگر بیاید و منافعش فقط در جیب من برود، تنش‌های اجتماعی آغاز می‌شود. به همین دلیل، ما شبکه‌ای زنجیره‌ای از ۲۰ تا ۳۰ نفر از بانوان توانمند و سرپرست خانوار روستای مرزشت و مناطق مجاور ایجاد کرده‌ایم. این بانوان در آرامش خانه‌های خود محصولات صنایع‌دستی، بافته‌های حصیری، چای محلی اعلا، زیتون پرورده، سیرترشی هفت‌ساله و مشتقات باغی را فرآوری می‌کنند.

وی افزود: ما بازار این محصولات را در فروشگاه اقامتگاه تضمین کرده‌ایم. مسافرانی که اینجا اقامت می‌کنند، بدون نیاز به گشت‌وگذار‌های پرهزینه، تمام سوغات مورد نیاز خود را به صورت ارگانیک و با اصالت تضمین‌شده از همین غرفه تهیه می‌کنند. پول مستقیماً از جیب مسافر به حساب این زنان واریز می‌شود. این یعنی اقتصاد پایدار خرد؛ یعنی تثبیت جمعیت در روستا و قطع مهاجرت به حاشیه شهر‌ها از طریق عزت‌نفس اقتصادی.

افق پیش‌رو: توسعه فیزیکی و پیوند دادن مهمانان به ژئوپلیتیک گردشگری گیلان

خمام به عنوان منطقه‌ای میانی و پیونددهنده میان کلان‌شهر رشت و سواحل بندرانزلی، موقعیتی ژئوپلیتیک و طلایی در نقشه گردشگری شمال کشور دارد.

این کارآفرین نمونه با اشاره به برنامه‌های پیش‌روی مجموعه خود بیان کرد: طرح توسعه فیزیکی اقامتگاه هم‌اکنون روی میز قرار دارد و به‌زودی با ساخت سوئیت‌های جدید و اضافه کردن کارگاه‌های تعاملی، ظرفیت پذیرش اقامتگاه را ارتقا خواهیم داد. هدف ما محبوس کردن مسافر در چاردیواری اقامتگاه نیست، بلکه مأموریت داریم گردشگر را به دل جاذبه‌های بیرونی هدایت کنیم؛ از قایق‌سواری در تالاب انزلی و بازدید از معماری موزه میراث روستایی سراوان گرفته تا شگفتی‌های بازار هفتگی یکشنبه‌بازار خمام، بازار روز ماهی‌فروشان و دکه‌های سبزی‌های معطر محلی. ما نقشه و لوکیشن دقیق این نقاط را پیش از ورود به مسافران ارائه می‌دهیم تا چرخه اقتصاد اصناف شهری و بازار‌های دست‌فروشی گیلان نیز با حضور مهمانان ما به حرکت درآید.

وی با نقدی دوستانه نسبت به همکاران صنفی خود تأکید کرد: از تمام همکاران بوم‌گردی در استان گیلان تمنا دارم که صداقت و شفافیت اطلاعاتی را سرلوحه کار خود قرار دهند. یک برخورد ناشایست، یک قیمت‌گذاری غیرمنصفانه یا رفتار زننده در یک اقامتگاه، کل برند گردشگری استان گیلان را لکه‌دار می‌کند. ما باید سفیران شایسته‌ای برای مهمان‌نوازی تاریخی مردم گیلان باشیم.

انقلاب در ذائقه؛ چرا در این اقامتگاه بوی دود کباب به مشام نمی‌رسد؟

یکی از جسورانه‌ترین تصمیمات مدیریتی لیلا بردبار، طراحی منوی غذایی این اقامتگاه بر پایه حذف کامل کباب‌های رستورانی و بازگشت به خوراک‌های مادربزرگ‌های گیلانی است.

وی در این‌باره توضیح داد: در اقامتگاه ما چیزی به نام کوبیده یا جوجه‌کباب سرو نمی‌شود. این کباب‌ها در هر رستوران بین‌راهی یا تالار شهری در دسترس است. اگر مهمانی به بوم‌گردی مرزشت آمده، حق دارد سفره اصیل و میراث ناملموس غذایی یونسکو در گیلان را تجربه کند. شخصاً پای دیگ‌های مسی می‌ایستم و برای مهمانان، غذا‌های ارگانیک و کهن محلی طبخ می‌کنم؛ از اناربیج پر از سبزی‌های جنگلی، خورشت فسنجان اصیل سیاه، مرغ ترش با رب ازگیل، شامی ترش ترد و سیرقلیه معطر گرفته تا میرزاقاسمی روی زغال و آلومسما با برنج هاشمی شالیزار‌های بومی منطقه. این شیوه نه‌تنها هویت فرهنگی را زنده نگه می‌دارد، بلکه باعث می‌شود اقامتگاه ما مشتری مستقیم برنج‌کار، پرورش‌دهنده اردک و زنانی باشد که در باغچه‌هایشان سبزی‌های سنتی چوچاق و کوتکوتو می‌کارند.

کلام پایانی: کلید اشتغال پایدار در جعبه‌ابزار بوم‌گردی

غروب پاییزی که بر شالیزار‌های روستای مرزشت سایه می‌افکند و نور ملایم فانوس‌های ایوان چوبی در کاه‌گل دیوار‌ها منعکس می‌شود، دستاورد‌های این گزارش میدانی بیش از هر سندی ارزش خود را عیان می‌سازد.

در «روز جهانی گردشگری»، روایت پیشگامانی، چون لیلا بردبار برای تصمیم‌گیران حوزه کار و اشتغال کشور حامل پیامی روشن و قاطع است: **توسعه لزوماً از دودکش کارخانه‌های پرهزینه و طرح‌های مقلدانه صنعتی آغاز نمی‌شود.

گاهی بزرگ‌ترین گره‌های رکود معیشتی و معضل بیکاری جوانان و زنان روستایی، به دست کارآفرینانی گشوده می‌شود که خاک، هنر و فرهنگ نیاکان خود را باور دارند. اقامتگاه‌های بوم‌گردی اگر هوشمندانه طراحی شوند و بر زنجیره انتفاع جامعه بومی استوار گردند، بدون نیاز به اعتبارات نجومی می‌توانند خاکریز نخست کارآفرینی خرد، توزیع شرافتمندانه ثروت و حفاظت از اصالت‌های فرهنگی ایران باشند؛ تجربه‌ای عینی که نشان داد چگونه از کاه‌گل و چوب می‌توان کارخانه‌ای بی‌صدا برای اشتغال و امید بنا نهاد.

گزارش: لیلا قرنفلی 

ارسال نظرات

captcha