تازه ها
ICT در دوره توفان
بازارکار-تا چند سال پیش از در و دیوار استارتآپ میبارید. انبوه فارغالتحصیلان دانشگاههای دولتی و آزاد در جستوجوی کار بودند و قواعد شرکتهای بزرگ نمیتوانست این حجم را جذب کند. فضای کاری شرکتها برای جوانان، تنگ و سخت بود و آنها دنبال راهی بودند که هم کار داشته باشند و هم تن به ساختارهای از پیش تعیینشده ندهند. ساعت کاری، روابط بینفردی، نوع پوشش، سلسلهمراتب سلب و… آنها را از محیطهای قدیمی سرخورده کرده بود و در مقابل، محیطهای استارتآپی هیچکدام از اینها را نداشتند. شعار «همه ما عضو یک خانواده هستیم» همهگیر بود و شور جوانی فوران میکرد. از سوی دیگر، باقیمانده پولهای حاصل از انفجار قیمت نفت در دهه ۸۰ و سرمایههای جذبشده در اندکتنفس برجام وارد صنعت ICT شدند. جایی که نه از تعرفههای دستوری صنعت برق خبری بود و نه از انحصار صنعت نفت و گاز. چارچوبهای قدیمی بهسادگی میشکستند و رقبای سنتی خیلی راحت حذف میشدند. ادبیات استارتآپی، که مشخصه آن استفاده از کلمات انگلیسی باربط و بیربط بود، همهگیر و عبارت «اکوسیستم استارتآپی» ابداع شد.
اما همانطور که میشد انتظار داشت، این تب خیلی زود فروکش کرد. مانند دیگر نقاط دنیا، از انبوه استارتآپها فقط چندتایی باقی ماندند و به شرکتهایی بزرگ با قواعد مشخص تبدیل شدند. دفاتر حسابداری و سلسلهمراتب اداری سروکلهشان پیدا شد و «اعضای یک خانواده» در شمار کارمندان حقوقبگیر قرار گرفتند. در سمت مقابل، پس از برخورد با چند سرمایهگذار بخش خصوصی، کمکم سروکله خصولتیها و معتمدان سیستم پیدا شد. پولهای خارجی تمام شدند و رگولاتوریهای قدرتمند سر برآوردند. بنیانگذاران قدیمی- آشکارا و نهان- گوشمالی داده شدند تا حساب کار دستشان بیاید و راه «استارتآپ ویزا» تنگ شد.
اکنون آن جوانان پرشور میانه دهه ۹۰ یا مهاجرت کردهاند یا کارمندانی سربهراه شدهاند؛ به قول شاعر، «موجها خوابیدهاند آرام و رام».
تعرفه دستوری و سختگیریهای رگولاتوریها، نبود سرمایه و کمبود نیروی کار ماهر، قطعی مکرر اینترنت و برخوردهای امنیتی با فعالان صنعت، نفس اکوسیستم را گرفته و فضا برای مانور کم شده است. جنگ و بلاتکلیفی سایه رخوت را بر کل اقتصاد و طبیعتاً صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات گسترده است.
در چنین فضایی، «بقا» حرف اول را میزند و حتی رویدادی مانند «جایزه نوآوری آزاده» نیز نوآوری را رها کرد و ملاک را «تابآوری» گذاشت. نمایشگاه الکامپ در کوچکترین اندازه سالهای اخیر برگزار شد و اغلب شرکتکنندگان نه محصول جدیدی داشتند و نه سرویس جذابی. تازه این درباره آنهایی است که در نمایشگاه شرکت کردند وگرنه که بیشتر بزرگان این صنعت ترجیح دادند هزینه حضور در نمایشگاه را جای مهمتری خرج کنند.
اکنون بهسادگی میتوان از پایان دهه استارتآپها در ایران سخن گفت و شاید حتی بتوان دایره را وسیعتر کرد و از آبرفتن صنعت ICT حرف زد. پول نیست، قواعد سختگیرانه شدهاند، نگاه قانونگذار امنیتی است، مصرف به حداقل رسیده، نیروی کار مهاجرت کرده، انگیزه و امید و اشتیاق در جامعه به حداقل رسیده و اولویت حاکمیت به عرصههای دیگر منتقل شده است.
صنایع گوناگون در دورههایی دچار رکود میشوند. بعضی از آنها مانند ساختمان و خودرو رکودشان سروصدای رسانهای بهپا میکند و برخی دیگر، مانند برق چون آرامآرام دچار رکود میشوند، نمایش بیرونی کمتری دارند اما اثرشان پایدارتر و شدیدتر است. صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز اکنون در دوره رکود خود به سر میبرد و با توجه به وضعیت اقتصادی کشور و نگاه سیاستگذار، افق کوتاهمدتی برای خروج از رکود دیده نمیشود. پول این صنعت یا به خارج منتقل شده یا دارد به صنایع دیگر میرود. حتی امکان سرمایهگذاری در زیرساختهای دیربازده نیز به حداقل رسیده است. یکی دو بخش بینرشتهای مانند طلای آنلاین و BNPL نیز اندکزمانی دیگر به جمع حاضر خواهند پیوست؛ مانند همان اتفاقی که برای رمزارزیها رخ داد.
بعد از این چه اتفاق خواهد افتاد؟ خیلی طبیعی، صنعت کمربندش را محکمتر میبندد و به درون لاک خودش میرود. سر خم میکند تا توفان بگذرد. اما دو حالت در چنین مرحلهای متصور است. یا مانند صنعت برق، پس از دورهای دوباره در کانون توجه قرار میگیرد یا مانند صنعت گردشگری آنقدر در خودش جمع میشود که مثل انار خشکشده، فقط برای لب طاقچه مناسب باشد.
گزینش هر یک از این دو راه متاسفانه چندان به نظر فعالان صنعت وابسته نیست و منوط به شرایط کشور و تصمیم سیاستگذار است.
تا پیداشدن روزنهای برای خروج از این وضعیت باید صبر کرد.
منبع : ماهنامه پیوست 149
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات