تازه ها
چرا کارآفرینی سازمانی؟ چگونه کارآفرینی سازمانی به موتور جدید رشد اقتصادی کسب و کارها و کشور تبدیل میشود؟
کارآفرینی سازمانی چیست؟
بازارکارصنعتی اصفهان در گفت و گو با موسوی اظهار کرد: کارآفرینی را نباید صرفاً به تأسیس شرکتهای جدید محدود کرد. گاهی یک فرصت اقتصادی بزرگ نه در راهاندازی کسبوکار از نقطه صفر، بلکه در دل یک شرکت باسابقه و تثبیتشده قرار دارد شرکتی که میتواند با تکیه بر دانش، سرمایه انسانی، زیرساخت و ارتباطات تجاری خود، کسبوکارهایی کاملاً جدید ایجاد کند.
برای مثال، یک شرکت تولیدکننده میتواند علاوه بر فعالیت اصلی خود، شرکت سرمایه گذاری را در خود ایجاد کند و آن شرکت سرمایه گذار از تیم هایی که محصولات، خدمات و حتی فرآیند های نوآورانه دارند حمایت کند.
در چنین شرایطی، سازمان صرفاً فعالیت فعلی خود را توسعه نمیدهد بلکه به بستری برای تولد کسبوکارهای جدید میشود. این همان ظرفیتی است که در ادبیات مدیریت از آن با عنوان کارآفرینی سازمانی یاد میشود.
چرا این رویکرد برای اقتصاد ایران اهمیت دارد؟
به گفته موسوی، اقتصاد کشور برای رشد به سرمایهگذاری، نوآوری، توسعه بازار و ایجاد اشتغال نیاز دارد اما تحقق این اهداف الزاماً به معنای آغاز تمام فعالیتهای اقتصادی از نقطه صفر نیست.
بنگاههای موجود میتوانند با اسپین آف کردن،توسعه محصولات جدید، ورود به بازارهای صادراتی، تجاریسازی فناوری و ایجاد واحدهای کسبوکار تازه، ظرفیتهای اقتصادی خود را افزایش دهند. این فرایند، در صورت برخورداری از توجیه اقتصادی و بازار مناسب، میتواند به افزایش بهرهوری، تقویت رقابتپذیری، توسعه صادرات و ایجاد فرصتهای شغلی تخصصی منجر شود.
وی افزود: چنین رویکردی همچنین میتواند ارتباط میان شرکتهای بزرگ و متوسط، استارتاپها، دانشگاهها و نیروی انسانی متخصص را تقویت کند و زمینه انتقال دانش و تبدیل ایدهها به فعالیتهای اقتصادی واقعی را فراهم سازد.
نقش نهادها و دولت فراتر از حمایت از استارتاپ ها
موسوی با تأکید بر مسئولیت دولت و سیاستگذاران تصریح کرد: حمایت از کسبوکارهای نوپا ضروری است، اما سیاست توسعه کارآفرینی نباید صرفاً بر تعداد شرکتهای تازه تأسیس متمرکز باشد. دولت باید به این پرسش نیز پاسخ دهد که چگونه میتوان ظرفیت بنگاههای موجود را برای خلق کسبوکارهای جدید فعال کرد.
از نگاه وی، دولت میتواند با ثباتبخشی به مقررات، کاهش موانع اداری، تسهیل تأمین مالی طرحهای نوآورانه همچون استفاده از اعتبار مالیاتی، حمایت از تحقیق و توسعه و فراهمکردن بستر همکاری میان صنعت و دانشگاه، انگیزه و امکان سرمایهگذاری در فعالیتهای جدید را افزایش دهد.
موسوی در ادمه گفت: دولت نباید جایگزین و مانع کارآفرین و سرمایهگذار بخش خصوصی شود بلکه باید شرایطی فراهم کند. اولا بخش خصوصی خودش شناسایی فرصت کند خودش ارزیابی فرصت کند و خودش بهره برداری از فرصت را انجام دهد. چرا که فرصت از نظر همه افراد متفاوت است و دولت باید تنها این اکوسیستم را به نحوی مدیریت کند که این 3 فرایند بدرستی انجام پذیرد.
اگر این رویکرد بهصورت هدفمند و هماهنگ اجرا شود، تحولی بزرگ در اقتصاد کشور ایجاد خواهد شد.
کارآفرینی سازمانی میتواند حلقه اتصال فرصتهای جدید به ظرفیتهای موجود اقتصاد باشد مشروط بر آنکه دولت نقش تسهیلگر را ایفا کند.
ارسال نظرات