تازه ها
نسل زد، فضاهای اشتراکی و معمای کارآفرینی: وقتی میز اجارهای دیگر کافی نیست
وی در ادامه دربارهی چالش شکستپذیری گفت: در فرهنگ ما شکست یعنی خجالت. در ذهنیت نسل زد، شکست یعنی داده. این دو نگاه در یک جامعه همزیستند و کارآفرین جوان در میانهی آن دو، فشار مضاعفی تحمل میکند.
ضیایی با انتقاد از وضعیت فعلی فضاهای کوچینگ در ایران، گفت: فضاهای اشتراکی در ایران ۱۰ سال است که وجود دارند، اما اکثرشان هنوز در مرحلهی میز اجارهای بهعلاوهی قهوه ماندهاند. نسل زد چیزی فراتر میخواهد.
وی افزود: فضای اشتراکی نسل زد باید چهار لایه داشته باشد: لایهی اول فضا؛ طراحیای که ایدهپردازی را تحریک کند، نه فقط عکسبرداری برای اینستاگرام. لایهی دوم شبکه؛ دموهای هفتگی و جلسات پیتچ داخلی. لایهی سوم خدمات؛ دسترسی به مشاور حقوقی، مالی، برندینگ و – نکتهی مهم –مشاورهی روانشناختی، چون فشار ذهنی کارآفرینی نسل زد واقعی است. لایهی چهارم داده؛ تحلیل رقبا و دسترسی مستقیم به مشتریان.
رئیس انجمن مراکز مشاوره اصفهان با ارائهی پیشنهاد عملی به شهرداریها و انجمنها گفت: بهجای ساخت یک فضای بزرگ 200 متری در مرکز شهر، شبکهای از فضاهای کوچک ۱۵ تا 40 متری در محلههای مختلف ایجاد شود. هر فضا یک هویت تخصصی داشته باشد: یکی برای استارتاپهای فناوری، یکی برای صنایعدستی و خلاق، یکی برای مشاوران و فریلنسرها. همه با یک پلتفرم دیجیتال به هم متصل.
ضیایی با اشاره به ظرفیتهای اصفهان تصریح کرد: در اصفهان، با میراث صنعتی و هنریاش، میتواند الگویی متفاوت بسازد: فضایی که ساختن با دست و ساختن با کد در یک سقف همزیستی داشته باشند. این فقط شعار نیست. این پیشنهاد عملی برای اصفهان است.
ضیایی در بخش پایانی گفتوگو، چهار پیشنهاد عملی برای انجمنها و نهادهای صنفی ارائه داد:
وی گفت: اول، پل زدن بین نسلها. نسل زد ایده دارد، نسلهای قبل تجربه، شبکه و سرمایه دارند. مرکز مشاوره باید فضای تلاقی این دو باشد. دوم، دادهمحور شدن. هر مرکز باید داشبورد داشته باشد: چند نفر مراجعه کرده، چند کسبوکار ثبت شده، چند ماه بعد هنوز فعالاند. این دادهها زبان مشترک ما با مسولین، دانشگاه و بخش خصوصی خواهد بود. سوم، استانداردسازی خدمات. چارچوب حداقلی: سه جلسه شامل ارزیابی ایده، طراحی مدل درآمدی و نقشهی راه ۶ ماهه. چهارم، اتصال فیزیکی به فضاهای اشتراکی. دفتر مشاوره داخل کورکینگ باشد. مشاور کنار میز کارآفرین بنشیند، نه در اتاقی سه طبقه بالاتر.
ضیایی با جمعبندی گفت: نسل زد منتظر بازار کار نیست. او بازار کار را میسازد. اگر ما هنوز در چارچوب استخدام در کارخانه و بازنشستگی در ۶۰ سالگی فکر کنیم، نسل زد را از دست میدهیم. نه به معنای مهاجرت فیزیکی، به معنای مهاجرت ذهنی. او میرود به اکوسیستمی که با او همزبان باشد. سؤال این نیست که چطور نسل زد را به کارآفرینی تشویق کنیم. سؤال این است: چطور اکوسیستمی بسازیم که نسل زد نیازی به تشویق نداشته باشد؟ و این، دقیقاً همان کاری است که مراکز مشاوره، فضاهای اشتراکی و انجمنهای صنفی، اگر دست در دست هم بگذارند، میتوانند انجام دهند.
ارسال نظرات