تازه ها
"مانوین"؛ این جشنواره به برگزاری اش می ارزد؟!
جشنواره ملی صنایع خلاق «مانوین» جمعه ۲۴ مهرماه، پس از سه روز به کار خود پایان داد؛ رویدادی که قرار بود فرصتی برای معرفی ظرفیتهای صنایع خلاق کشور باشد، اما نحوه برگزاری، هزینهها، شیوه حمایت از برگزیدگان و میزان دستاوردهای عملی آن، پرسشهایی جدی درباره اولویتگذاری در این حوزه مطرح میکند.
در شرایطی که صنایع خلاق کشور برای توسعه کسبوکار، دسترسی به بازار، تأمین مالی و تجاریسازی ایدهها با محدودیتهای جدی مواجهاند، انتظار میرفت مانوین بیش از آنکه به تریبونی برای سخنرانی مسئولان دولتی تبدیل شود، بستری برای ارتباط مستقیم صاحبان ایده، شرکتهای خلاق، سرمایهگذاران، فعالان بازار و مشتریان بالقوه باشد. با این حال، به نظر میرسد فاصله میان اهداف مورد انتظار از چنین رویدادی و خروجیهای ملموس آن، همچنان نیازمند بررسی است.
جشنوارهای برای صنعت یا رویدادی برای مدیران؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره مانوین، نسبت میان هزینههای برگزاری و دستاوردهای آن برای فعالان واقعی صنایع خلاق است. برگزاری رویدادهای ملی، بهخودیخود نهتنها ایرادی ندارد، بلکه در صورت طراحی درست میتواند به همافزایی، شبکهسازی و توسعه بازار منجر شود. مسئله از جایی آغاز میشود که تشریفات، سخنرانیها و حضور مدیران بر فرصتهای واقعی کسبوکار سایه میاندازد.
صنایع خلاق برای رشد به فضای رسانهای و معرفی عمومی نیاز دارند، اما معرفی بهتنهایی کافی نیست. یک شرکت خلاق زمانی میتواند مسیر توسعه را طی کند که پس از معرفی، امکان مذاکره با سرمایهگذار، یافتن شریک تجاری، دسترسی به بازار و فروش محصول نیز برایش فراهم شود. اگر جشنوارهای با صرف هزینههای قابلتوجه نتواند این حلقهها را به یکدیگر متصل کند، باید درباره اثربخشی الگوی برگزاری آن بازنگری کرد.
در این میان، برخی گزارشها از اختصاص بخش عمده یا حتی تمام بودجه صنایع خلاق کشور در سال 1405 به برگزاری این رویداد حکایت دارند. این ادعا، به دلیل اهمیت آن، نیازمند انتشار اسناد بودجهای و توضیح شفاف برگزارکنندگان است. اگر چنین موضوعی صحت داشته باشد، پرسش اساسی این است که آیا تمرکز منابع محدود بر یک رویداد، در مقایسه با حمایت مستقیم از شمار بیشتری از شرکتها و تیمهای خلاق، انتخابی بهینه بوده است؟
جای خالی صادرات و بازارسازی
اقتصاد صنایع خلاق، اقتصادی متکی بر ایده، نوآوری، مالکیت فکری، هویت فرهنگی و توانایی تبدیل خلاقیت به ارزش اقتصادی است. در چنین اقتصادی، موفقیت را نمیتوان صرفاً با تعداد شرکتکنندگان، شمار سخنرانیها یا مبلغ جوایز سنجید؛ معیار اصلی باید میزان اثرگذاری بر فروش، اشتغال، سرمایهگذاری و توسعه بازار باشد.
در شرایط تحریم و محدودیت ارتباطات بینالمللی، دعوت از گروهها، شرکتها و سرمایهگذاران خارجی ممکن است با دشواریهای فراوان روبهرو باشد. با این حال، همین محدودیتها میتوانست ضرورت طراحی رویدادی با محوریت صادرات، بازاریابی دیجیتال، شناسایی بازارهای منطقهای، توسعه تجارت الکترونیک و ایجاد شبکههای فروش را پررنگتر کند.
چرا مانوین نباید به بستری برای معرفی محصولات خلاق ایرانی به بازارهای منطقهای تبدیل میشد؟ چرا امکان برگزاری نشستهای تخصصی میان شرکتها و خریداران، ایجاد بازارچههای تجاری، معرفی فرصتهای سرمایهگذاری و پیگیری قراردادهای همکاری در مرکز طراحی رویداد قرار نمیگرفت؟
البته توسعه بازار خارجی تنها با برگزاری چند نشست محقق نمیشود و به برنامهای مستمر برای شناسایی مشتریان، رفع موانع تجاری، تأمین مالی، حمایت حقوقی و پیگیری مذاکرات نیاز دارد. اما یک جشنواره ملی میتواند نقطه آغاز چنین مسیری باشد؛ به شرط آنکه از ابتدا با هدف ایجاد ارتباطات اقتصادی و نتایج قابلاندازهگیری طراحی شود.
جایزههای میلیاردی؛ حمایت هدفمند یا تمرکز منابع؟
از دیگر موضوعات قابل تأمل در مانوین، جوایز و حمایتهای مالی اعلامشده برای برگزیدگان است. اختصاص جوایز یک و دو میلیارد تومانی به تیمهای منتخب، در نگاه نخست میتواند نشانه توجه به استعدادهای خلاق و حمایت از ایدههای نوآورانه باشد. اما پرسش اینجاست که منطق انتخاب این مبالغ و نسبت آن با سایر نیازهای زیستبوم صنایع خلاق چه بوده است؟
در اقتصادی که بسیاری از کسبوکارهای کوچک و نوپا برای تأمین هزینههای اولیه، توسعه محصول، تبلیغات، ثبت مالکیت فکری، ورود به بازار و حتی حفظ نیروی انسانی با مشکل مواجهاند، آیا بهتر نبود بخشی از منابع به حمایت از تعداد بیشتری از شرکتها اختصاص یابد؟
این پرسش به معنای مخالفت با حمایتهای بزرگ و هدفمند نیست. برخی طرحها برای تجاریسازی یا ورود به بازارهای جدید به سرمایه قابلتوجه نیاز دارند. مسئله آن است که حمایت مالی باید بر پایه معیارهای روشن، ارزیابی تخصصی، برنامه کسبوکار و چشمانداز اشتغال و درآمد انجام شود. همچنین باید مشخص باشد که جایزهها چه تعهدی برای تیمهای برگزیده ایجاد میکنند و نتایج این حمایتها چگونه ارزیابی خواهد شد.
اگر هدف، توسعه صنایع خلاق است، سیاست حمایتی باید میان سرمایهگذاری روی طرحهای مستعد رشد و فراهم کردن حداقل امکانات برای تعداد بیشتری از کسبوکارهای نوپا تعادل برقرار کند. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که منابع محدود به چند برگزیده برسد، در حالی که بخش بزرگی از بدنه صنایع خلاق همچنان از کمبود حمایت رنج ببرد.
شفافیت؛ حلقه مفقوده مشارکت
موضوع دیگر، اطلاعرسانی درباره نحوه ثبتنام، شرایط حضور، معیارهای انتخاب و فرآیند مشارکت در رویداد است. جشنوارهای که قرار است نماینده ظرفیتهای ملی صنایع خلاق باشد، باید از سازوکاری شفاف برای اطلاعرسانی و دسترسی فعالان برخوردار باشد.
وقتی فعالان یک حوزه از فرصت حضور یا شرایط شرکت در رویداد اطلاع کافی ندارند، این پرسش پیش میآید که دامنه مشارکت تا چه اندازه فراگیر بوده است. شفافیت در اعلام فراخوانها، معیارهای داوری، ترکیب هیئتهای تخصصی، هزینههای اجرایی و نتایج حمایتهای مالی، نه یک مطالبه تشریفاتی، بلکه شرط اعتمادسازی در زیستبوم نوآوری است.
انتشار گزارش نهایی مانوین، شامل ریز هزینهها، تعداد شرکتکنندگان، میزان حمایتهای تخصیصیافته، قراردادهای منعقدشده، سرمایه جذبشده و برنامه پیگیری دستاوردها، میتواند به روشن شدن این موضوع کمک کند که رویداد تا چه اندازه به اهداف خود رسیده است.
پیشگامان کجا بودند؟
شاید یکی از مهمترین پرسشها درباره مانوین، کمرنگ بودن نام و نقش افرادی باشد که در سالهای گذشته برای شکلگیری مراکز رشد، پارکهای علم و فناوری و زیرساختهای حمایتی شرکتهای خلاق تلاش کردهاند.
زیستبوم صنایع خلاق یکشبه شکل نگرفته است. پشت هر مرکز رشد، شتابدهنده یا مجموعه حمایتی، سالها تجربه، آزمونوخطا، ارتباطگیری با صاحبان ایده و تلاش برای تبدیل ایده به کسبوکار قرار دارد. بسیاری از فعالان این حوزه پیش از آنکه صنایع خلاق به موضوعی پررنگ در برنامهها و رویدادهای رسمی تبدیل شود، برای ایجاد زیرساختهای لازم و حمایت از تیمهای نوپا تلاش کردهاند.
نادیده گرفتن این تجربهها، حتی اگر ناخواسته باشد، به معنای از دست دادن بخشی از سرمایه اجتماعی و دانشی این حوزه است. اگر قرار است مانوین به رویدادی ملی تبدیل شود، باید بستری برای مشارکت و انتقال تجربه پیشگامان، مدیران مراکز رشد، فعالان پارکهای علم و فناوری و کارآفرینان موفق فراهم کند؛ کسانی که میتوانند درباره دشواریهای واقعی تجاریسازی، شکستهای کسبوکارها و راهکارهای توسعه بازار سخن بگویند.
توسعه صنایع خلاق تنها با تصمیمهای مدیریتی و تخصیص بودجه پیش نمیرود؛ این مسیر به انباشت تجربه، یادگیری جمعی و پیوند میان سیاستگذاران و بدنه واقعی صنعت نیاز دارد.
مانوین؛ فرصتی برای بازنگری
نقد مانوین به معنای نادیده گرفتن ضرورت حمایت از صنایع خلاق یا انکار ظرفیتهای چنین رویدادهایی نیست. برعکس، اهمیت این حوزه و محدودیت منابع عمومی ایجاب میکند که درباره نحوه هزینهکرد و میزان اثربخشی برنامهها حساسیت بیشتری وجود داشته باشد.
مانوین میتوانست و همچنان میتواند به فرصتی برای پیوند دادن ایده به بازار، خلاقیت به اشتغال و نوآوری به درآمد تبدیل شود؛ اما تحقق این هدف مستلزم عبور از الگوی رویدادمحور و حرکت به سمت حمایتهای مستمر، شفاف و نتیجهگراست.
اکنون پرسش اصلی این نیست که مانوین چند روز برگزار شد، چه تعداد مدیر در آن سخنرانی کردند یا چه مبالغی به برگزیدگان اختصاص یافت؛ پرسش این است که پس از پایان جشنواره، چه تعداد کسبوکار مسیر رشد را طی خواهند کرد، چه میزان سرمایه جذب میشود، چه قراردادهایی شکل میگیرد، چه فرصتهای شغلی پایداری ایجاد میشود و چه سهمی از محصولات خلاق ایرانی به بازارهای جدید راه پیدا میکند.
اگر قرار است مانوین در سالهای آینده به رویدادی اثرگذار تبدیل شود، باید پاسخ این پرسشها در مرکز برنامهریزی آن قرار گیرد. صنایع خلاق بیش از جشنوارههای پرهزینه، به فرصتهای واقعی برای دیدهشدن، تأمین مالی، فروش، صادرات و رشد نیاز دارند؛ فرصتهایی که اثرشان نه در روز اختتامیه، بلکه در زندگی کسبوکارها و آینده اشتغال کشور نمایان شود.
یادداشت: امیر علی بینام
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات