تازه ها
مادری و آینده شغلی زنان؛ حمایتها تا کجا پاسخگو هستند
برای بسیاری از زنان، مادر شدن در کنار تجربهای مهم در زندگی شخصی، با پرسشهایی درباره آینده شغلی نیز همراه است. چگونه میتوان پس از تولد فرزند به فعالیت حرفهای ادامه داد؟ در زمان اشتغال، چه کسی از کودک مراقبت میکند؟ آیا شرایط محیط کار امکان رسیدگی به نیازهای فرزند را فراهم میکند؟ این پرسشها فقط دغدغه فردی زنان نیستند؛ پاسخ به آنها به شرایط اقتصادی خانواده، نحوه سازماندهی مشاغل، دسترسی به خدمات مراقبتی و نوع حمایتهایی بستگی دارد که جامعه برای پیوند میان اشتغال و مسئولیتهای خانوادگی فراهم میکند.
اشتغال زنان برای بسیاری از خانوادهها بخشی از راه تامین هزینههای زندگی و دستیابی به امنیت اقتصادی است. در عین حال، فعالیت حرفهای میتواند زمینه رشد فردی، استفاده از دانش و مهارت، استقلال مالی و مشارکت اجتماعی را فراهم کند. از این رو، حمایت از مادران شاغل را نباید صرفا اقدامی رفاهی یا امتیازی برای گروهی از کارکنان دانست. مسئله اصلی این است که شرایط زندگی خانوادگی چگونه با الزامات اشتغال هماهنگ میشود و چه موانعی ممکن است زنان را در ادامه مسیر حرفهای خود با دشواری روبهرو کند.
یکی از این موانع، دشواری دسترسی به مراقبت مطمئن و متناسب با نیازهای کودک است. هزینه نگهداری از فرزند، فاصله محل سکونت تا محل کار، ساعات فعالیت مراکز مراقبتی و محدودیت در امکان استفاده از خدمات باکیفیت میتوانند برنامه روزانه خانواده را پیچیده کنند. این مشکلات برای همه زنان یکسان نیستند. کارمندی که ساعت کاری مشخصی دارد، پرستاری که در شیفتهای مختلف فعالیت میکند، زنی که در یک کارگاه مشغول است و کارآفرینی که مسئولیت اداره کسبوکار خود را بر عهده دارد، با شرایط و محدودیتهای متفاوتی روبهرو هستند. بنابراین، حمایت موثر نمیتواند بر یک الگوی واحد استوار باشد؛ بلکه باید با نوع اشتغال، شرایط کاری و نیازهای خانواده تناسب داشته باشد.
در ایران، بخشی از حمایتهای مرتبط با بارداری و مراقبت از کودک در قوانین پیشبینی شده است. برای نمونه، ماده ۱۷ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، مرخصی زایمان و در شرایط مشخص، امکان دورکاری مادران باردار را در مشاغلی که امکان دورکاری در آنها فراهم است، مورد توجه قرار داده است.
ماده ۷۸ قانون کار نیز فرصت شیردهی و تکلیف ایجاد مراکز نگهداری کودکان را در چارچوب مقرر در این ماده پیشبینی میکند. با این حال، وجود حکم قانونی بهتنهایی همه مسائل را حل نمیکند. آگاهی از حقوق، دسترسی به سازِکارهای اجرایی و امکان استفاده عملی از حمایتها در تجربه واقعی افراد اهمیت دارند. همچنین، باید میان کارکنان دارای رابطه استخدامی و زنانی که بهصورت مستقل فعالیت میکنند یا کسبوکار خود را اداره میکنند، تفاوت قائل شد؛ زیرا برخورداری از مرخصی، جایگزینی درآمد و امکانات مراقبتی برای این گروهها لزوما از مسیر یکسانی تامین نمیشود.
در این میان، نباید حمایت از مادران را صرفا به دوره مرخصی زایمان محدود کرد. بازگشت به محیط کار پس از تولد فرزند، ادامه فعالیت حرفهای در ماههای نخست زندگی کودک و امکان رسیدگی به نیازهای مراقبتی در طول زمان نیز اهمیت دارند. گاهی مسئله اصلی، نبود یک امکان مشخص نیست، بلکه دشواری استفاده از آن است؛ برای مثال، برنامه کاری انعطافناپذیر، نگرانی از کاهش فرصتهای پیشرفت، نبود فضای مناسب برای شیردهی یا دشواری هماهنگی میان ساعات کار و خدمات نگهداری کودک میتواند استفاده از حمایتهای موجود را محدود کند. در چنین شرایطی، حمایت موثر باید هم امکانات مورد نیاز را در نظر بگیرد و هم موانعی را که استفاده از آنها را دشوار میکنند، کاهش دهد.
البته نمیتوان از همه کارفرمایان انتظار داشت که بدون توجه به اندازه، منابع مالی و ماهیت فعالیت خود، امکانات یکسانی فراهم کنند. ایجاد مرکز نگهداری کودک در یک مجموعه بزرگ ممکن است امکانپذیر باشد، اما برای یک کسبوکار کوچک یا کارآفرین مستقل، تامین چنین امکانی میتواند هزینهبر یا غیرعملی باشد. این تفاوت به معنای کنار گذاشتن گروهی از زنان از حمایت نیست؛ بلکه نشان میدهد راهکارها باید متنوع باشند. همکاری چند مجموعه برای تامین خدمات مراقبتی، استفاده از مراکز معتبر نزدیک به محل کار یا سکونت، تنظیم متناسب ساعات کاری در مشاغلی که امکان آن وجود دارد و طراحی حمایتهای بیمهای متناسب با وضعیت اشتغال، از جمله گزینههایی هستند که میتوان متناسب با شرایط بررسی کرد. انتخاب هر راهکار نیز باید با توجه به کیفیت مراقبت، هزینه، امکان اجرا و نیاز واقعی خانواده صورت گیرد.
از سوی دیگر، مسئولیت مراقبت از فرزند نباید فقط بر دوش مادر قرار گیرد. همراهی پدر، حمایت خانواده و مشارکت کارفرما میتوانند بخشی از فشارهای روزم
ره را کاهش دهند؛ اما برای پایداری این همراهی، به ترتیبات روشن و قابل استفاده نیز نیاز است. اگر حمایت از خانواده صرفا به توصیههای اخلاقی یا تلاش فردی مادران واگذار شود، بخش مهمی از موانع ساختاری همچنان باقی خواهد ماند. در مقابل، هنگامی که سیاستهای عمومی، ترتیبات محیط کار و خدمات مراقبتی در کنار مسئولیتپذیری اعضای خانواده قرار گیرند، امکان پاسخگویی به نیازهای کودک و ادامه فعالیت حرفهای مادران بیشتر میشود.
از منظر اقتصادی نیز حمایت از مادران شاغل را میتوان بخشی از توجه به سرمایه انسانی دانست. خروج ناخواسته یک نیروی متخصص از بازار کار، از دست رفتن تجربه و مهارت او و دشوار شدن بازگشت به موقعیت حرفهای پیشین، ممکن است برای خود فرد، خانواده و محل اشتغال هزینه ایجاد کند. در مقابل، حمایتهای متناسب با شرایط میتوانند به حفظ نیروی انسانی، کاهش بخشی از دشواریهای بازگشت به کار و استفاده بهتر از تواناییهای حرفهای زنان کمک کنند. البته میزان این آثار به نوع حمایت و چگونگی اجرای آن بستگی دارد و نمیتوان برای همه مشاغل نتیجه یکسانی در نظر گرفت.
در مجموع، حمایت از مادران شاغل زمانی موثر خواهد بود که از نگاه محدود به یک گروه استخدامی یا یک امکان مشخص فراتر برویم و شرایط متفاوت زنان در بازار کار را در نظر بگیریم. مرخصی زایمان، فرصت شیردهی و خدمات نگهداری کودک اهمیت دارند، اما در کنار آنها باید به امنیت شغلی، امکان بازگشت به فعالیت حرفهای، توان مالی خانواده و دسترسی زنان خوداشتغال و کارآفرین به حمایتهای متناسب نیز توجه کرد.
هدف، حذف همه دشواریهای جمع میان اشتغال و مراقبت نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی واقعبینانهتر است تا مادر شدن، تا حد امکان، به معنای کنار گذاشتن مسیر حرفهای نباشد و ادامه اشتغال نیز با بیپاسخ ماندن نیازهای کودک همراه نشود. دستیابی به این هدف، به حمایتهایی نیاز دارد که نه فقط در متن قوانین و برنامهها، بلکه در زندگی روزمره زنان و خانوادهها نیز قابل استفاده باشند.
ارسال نظرات