تازه ها
چرا برخی برنامههای فرهنگی دانشگاهها اثرگذار نیستند؟
دکتر خسرو کنعانی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اینکه گاهی برنامههای فرهنگی دانشگاهها با وجود صرف وقت، هزینه و انرژی نیروی انسانی، نمیتوانند ارتباط مطلوبی با دانشجویان برقرار کنند، اظهار کرد: در چنین شرایطی معمولاً دلایلی مانند بیعلاقگی نسل جدید به فعالیتهای فرهنگی، تأثیر فضای مجازی یا افزایش دغدغههای اقتصادی و شغلی مطرح میشود؛ درحالیکه پیش از نسبت دادن این مسئله به مخاطبان، باید خود برنامهها و شیوه طراحی و اجرای آنها را نیز بررسی کنیم.
وی با بیان اینکه حضور نداشتن دانشجویان در یک برنامه فرهنگی، باید ما را به بازنگری در طراحی برنامه نیز وادار کند، افزود: پیش از آنکه برای دانشجو برنامه طراحی کنیم، باید بدانیم چه میخواهد، چه چیزی برایش مسئله است، از چه موضوعاتی نگران است و اساساً فرهنگ را چگونه تجربه میکند.
رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی با اشاره به تجربه خود در دوران مسئولیت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی استان و طرح موضوع در یکی از جلسات شورای فرهنگی دانشگاه تبریز، ادامه داد: همین پرسش که چرا بخشی از برنامههای فرهنگی، با وجود صرف منابع و امکانات، ارتباط مطلوبی با دانشجویان برقرار نمیکنند، زمینه توجه جدیتر به موضوع ارزیابی و نیازسنجی برنامههای فرهنگی دانشگاه تبریز را فراهم کرد. به اعتقاد من، این مسئله همچنان یکی از موضوعات مهم در برنامهریزی فرهنگی دانشگاههاست.
برگزاری رویداد لزوماً به معنای ایجاد اثر فرهنگی نیست
کنعانی با تأکید بر ضرورت تفکیک میان برگزاری برنامه فرهنگی و تحقق اثر فرهنگی، اظهار کرد: برگزاری نشست، جشن، مسابقه، اردو، نمایشگاه یا مراسم مناسبتی، در وهله نخست یک رویداد فرهنگی است؛ اما برگزاری رویداد الزاماً به معنای ایجاد اثر فرهنگی نیست. ممکن است برنامهای با حضور تعداد زیادی از دانشجویان برگزار شود، اما پس از پایان آن، تغییر معناداری در نگرش، رفتار یا مشارکت مخاطبان شکل نگیرد.
وی در ادامه افزود: در مقابل، ممکن است یک نشست کوچک یا گفتوگویی محدود، زمینه مطالعه بیشتر، شکلگیری یک فعالیت اجتماعی یا تغییر نگاه تعدادی از دانشجویان را فراهم کند. بنابراین، تعداد شرکتکنندگان بهتنهایی معیار مناسبی برای ارزیابی میزان اثرگذاری برنامههای فرهنگی نیست و باید میان مخاطب داشتن، برگزاری موفق رویداد و ایجاد اثر فرهنگی تفاوت قائل شد.
رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی با اشاره به تغییرات نسلی و تحولات محیط ارتباطی دانشجویان گفت: دانشجوی امروز در معرض حجم گستردهای از اطلاعات، تصاویر، روایتها و تجربهها قرار دارد و با چند لمس صفحه تلفن همراه میتواند به سخنرانی، فیلم، موسیقی، کتاب و دیدگاههای متنوع دسترسی پیدا کند. در چنین شرایطی، دانشگاه دیگر تنها محل دسترسی دانشجو به محتوای فرهنگی نیست.
وی ادامه داد: تغییر مخاطب الزاماً به معنای بیعلاقگی او به فرهنگ نیست؛ بلکه به این معناست که دانشجو انتخابهای بیشتری برای تجربه فرهنگی دارد. از این رو، تکرار برنامههای گذشته با همان زبان و قالبهای پیشین، بدون توجه به تحولات مخاطب، ممکن است بخشی از ظرفیت ارتباطی فعالیتهای فرهنگی را کاهش دهد.
نیازسنجی فرهنگی باید فراتر از پرسشنامه باشد
کنعانی با بیان اینکه نیازسنجی فرهنگی را نباید صرفاً به توزیع پرسشنامه و جمعآوری پاسخهای آماری محدود کرد، گفت: پرسیدن اینکه دانشجو چه برنامهای را ترجیح میدهد، بهتنهایی برای شناخت نیازهای فرهنگی او کافی نیست. گاهی انتخاب یک برنامه سرگرمکننده یا حضور در یک اردوی دانشجویی، میتواند ریشه در نیازهای عمیقتری مانند تعلق اجتماعی، ارتباط با همسالان، دیدهشدن، تجربه جمعی یا فاصله گرفتن موقت از فشارهای روزمره داشته باشد.
وی افزود: در نیازسنجی واقعی باید تلاش کنیم پشت انتخاب مخاطب را نیز ببینیم. پرسش از اینکه دانشجو چه برنامهای میخواهد، با پرسش از اینکه چه مسئلهای دارد، یکسان نیست. اگر دغدغههای واقعی دانشجویان را بشناسیم، میتوانیم میان موضوعاتی مانند آینده شغلی، هویت، امید اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی پیوندهای معنادارتری ایجاد کنیم.
رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی با تأکید بر ضرورت حرکت از «برنامه فرهنگی» به سمت «تجربه فرهنگی» تصریح کرد: در این رویکرد، دانشجو فقط شنونده، تماشاگر یا دریافتکننده محتوا نیست؛ بلکه فرصت دارد گفتوگو کند، انتخاب کند، نقد کند، تولید کند و در شکلگیری یک تجربه جمعی نقش داشته باشد. در چنین الگویی، نیازسنجی صرفاً مرحلهای اداری پیش از اجرای برنامه نیست، بلکه بخشی از فرایند مستمر فعالیت فرهنگی محسوب میشود و ارزیابی نیز به ابزاری برای شناخت نقاط قوت و ضعف و اصلاح برنامههای آینده تبدیل خواهد شد.
وی گفت: شاید بهجای آنکه صرفاً بپرسیم چرا دانشجویان در برنامههای فرهنگی شرکت نمیکنند، باید بپرسیم آیا برنامههایی که طراحی کردهایم، فرصت واقعی برای تجربه، گفتوگو و مشارکت در اختیار آنان قرار میدهد؟ پاسخ به این پرسش میتواند مسیر برنامهریزی فرهنگی دانشگاهها را تغییر دهد.
کنعانی تأکید کرد: راهحل لزوماً برگزاری برنامههای بیشتر نیست؛ گاهی باید برنامههای کمتر، اما دقیقتر و متناسبتری طراحی کنیم، بهجای سخنرانیهای یکطرفه فرصت گفتوگو را افزایش دهیم، بهجای تصمیمگیری صرفاً برای دانشجویان با آنها تصمیم بگیریم و بهجای اتکا به آمار حضور، اثر واقعی فعالیتها را بسنجیم. زیرا فرهنگ از شناخت انسان آغاز میشود و برنامه فرهنگی زمانی میتواند ماندگار و اثرگذار باشد که از نقطهای آغاز شود که مخاطب در آن ایستاده است.
وی با تأکید بر اینکه فرهنگ در خلأ شکل نمیگیرد، خاطرنشان کرد: فعالیت فرهنگی زمانی میتواند ارتباط عمیقتری با مخاطب برقرار کند که با زندگی واقعی، مسائل روزمره و دغدغههای او ارتباط داشته باشد. این شناخت نیز به گفتوگو با دانشجویان، مشاهده رفتارها و استفاده از روشهای معتبر ارزیابی و پژوهش نیاز دارد.
دانشجو باید شریک فعالیت فرهنگی باشد، نه صرفاً مخاطب آن
رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی در ادامه با تأکید بر ضرورت تغییر رابطه متولیان فرهنگی با دانشجویان اظهار کرد: در بسیاری از موارد، برنامهها برای دانشجویان طراحی میشوند و سپس از آنها دعوت میشود که در برنامه حضور پیدا کنند؛ اما باید به سمت الگویی حرکت کنیم که در آن دانشجویان در انتخاب موضوع، طراحی محتوا، اجرای برنامه و ارزیابی نتایج نیز نقش داشته باشند.
کنعانی افزود: دانشجویی که صرفاً مخاطب یک برنامه است، ممکن است در آن شرکت کند و پس از پایان برنامه نیز ارتباطش با موضوع قطع شود، اما اگر در فرایند طراحی و اجرای فعالیت فرهنگی نقش داشته باشد، از یک مصرفکننده محتوا به کنشگر فرهنگی تبدیل میشود.
وی با اشاره به نقش فعال نسل جدید در تولید محتوا در فضای مجازی گفت: طبیعی است نسلی که هر روز در محیطهای ارتباطی مختلف تولیدکننده محتواست، لزوماً با الگویی که در آن فقط باید شنونده و تماشاگر باشد، ارتباط مؤثری برقرار نکند. بنابراین، مشارکت دادن دانشجویان در فعالیتهای فرهنگی صرفاً یک روش اجرایی نیست، بلکه میتواند به تقویت احساس تعلق، مسئولیتپذیری و مشارکت فرهنگی آنان کمک کند.
تقویم مناسبتها نباید جای مسئلهیابی فرهنگی را بگیرد
وی با اشاره به یکی دیگر از چالشهای برنامهریزی فرهنگی دانشگاهها، غلبه مناسبتها بر مسئلهمحوری را از موضوعات قابل تأمل دانست و گفت: مناسبتهای ملی، مذهبی و دانشگاهی فرصتهای مهمی برای فعالیت فرهنگی هستند، اما اگر تقویم مناسبتها به موتور اصلی برنامهریزی تبدیل شود، ممکن است فعالیتها به مجموعهای از رویدادهای تکرارشونده محدود شوند.
کنعانی ادامه داد: پرسش اصلی این نیست که در روز دانشجو، هفته فرهنگی یا یک مناسبت خاص چه برنامهای برگزار کنیم؛ بلکه باید مشخص کنیم هر برنامه قرار است کدام مسئله فرهنگی دانشجویان را هدف قرار دهد و چه تغییر یا نتیجهای از اجرای آن انتظار داریم.
رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی افزود: تقویم به ما میگوید چه زمانی میتوانیم برنامه برگزار کنیم، اما بهتنهایی مشخص نمیکند چرا باید آن برنامه را برگزار کنیم. این چرایی باید از شناخت نیازها، مسائل و اولویتهای مخاطبان به دست آید.
ضرورت حرکت از آمار حضور به ارزیابی اثر
وی با تأکید بر لزوم بازنگری در شاخصهای ارزیابی فعالیتهای فرهنگی گفت: اگر معیار موفقیت صرفاً تعداد شرکتکنندگان باشد، ممکن است یک برنامه سرگرمکننده با جمعیت زیاد، موفقتر از یک نشست تخصصی با تعداد محدودی مخاطب ارزیابی شود؛ درحالیکه ممکن است نشست دوم، زمینه گفتوگو، مطالعه، شکلگیری گروههای دانشجویی یا پیگیری یک مسئله اجتماعی را فراهم کرده باشد.
کنعانی خاطرنشان کرد: باید بهتدریج از ارزیابی مبتنی بر آمار حضور به سمت ارزیابی اثر حرکت کنیم. البته سنجش اثر فرهنگی به زمان، ابزار و روش مناسب نیاز دارد و نمیتوان تمام نتایج یک برنامه را با پرسشنامهای فوری پس از پایان مراسم اندازهگیری کرد؛ اما اگر هدف فعالیت فرهنگی ایجاد تغییر در فرد و جامعه است، باید بتوانیم درباره نتایج و پیامدهای آن نیز ارزیابی داشته باشیم.
رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی با بیان اینکه مقیاس یک برنامه لزوماً با عمق اثرگذاری آن رابطه مستقیم ندارد، گفت: این نگاه به معنای کماهمیت دانستن همایشها و برنامههای بزرگ نیست، بلکه تأکید بر این نکته است که نباید بزرگی رویداد یا تعداد حاضران را با میزان اثر فرهنگی آن یکسان بدانیم. گاهی یک گفتوگوی کوچک میتواند تجربهای عمیقتر و ماندگارتر از یک برنامه پرجمعیت ایجاد کند.
پیش از نقد دانشجویان، باید برنامههای خود را بازبینی کنیم
وی در بخش دیگری از این گفتوگو، بازنگری در شیوه فعالیت متولیان فرهنگی را ضروری دانست و اظهار کرد: پیش از آنکه از نسل جدید گلایه کنیم، باید از خود بپرسیم که آیا زبان و موضوع برنامههای ما با مخاطب تناسب دارد، آیا فرصت انتخاب و مشارکت به دانشجویان میدهیم، آیا ارتباط با مخاطب پس از پایان برنامه ادامه پیدا میکند و آیا ارزیابی عملکرد ما صرفاً به شمارش شرکتکنندگان محدود شده است؟
رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی افزود: اگر در طراحی برنامهها به این پرسشها توجه نکنیم، منصفانه نیست که تمام مسئولیت کمرنگ بودن مشارکت را به دانشجویان نسبت دهیم. گاهی مسئله این نیست که مخاطب از فعالیت فرهنگی فاصله گرفته، بلکه ممکن است برنامه فرهنگی از نیازها و تجربههای واقعی مخاطب فاصله گرفته باشد.
انتهای پیام
ارسال نظرات