تازه ها
روایت نیروهای خدماتی آموزشوپرورش از قطع همکاری و وعدههای بیسرانجام
به گزارش بازارکار، با آغاز سال تحصیلی، زنگ مدارس دوباره به صدا درآمد، اما برای سرایداران و نیروهای خدماتی شرکتی که سالها مسئولیت مراقبت از مدارس را بر عهده داشتند، مهر امسال رنگ دیگری داشت. آنها حالا پشت درهای محل کار سابق خود ماندهاند، بیآنکه از آینده شغلیشان اطلاعی داشتهباشند.
ماجرا از روزهای پایانی شهریور ۱۴۰۵ آغاز شد؛ زمانی که به گفته تعدادی از این نیروها، آموزشوپرورش از قطع همکاری با آنها خبر داد. حالا با وجود مطرح بودن بحث ساماندهی نیروهای شرکتی، سرنوشتشغلیاینکارکنانروشننیست.
با وجود پیگیریهای چندروزه برای دریافت پاسخ مسئولان آموزشوپرورش، هیچیک از مسئولان مربوط حاضر به پاسخگویی نشدند. درنهایت، یکی از مسئولان آموزشوپرورش اظهار میکند: برای پیگیری این موضوع باید با آقای فرهادی، سخنگوی وزارت آموزشوپرورش یا مشاور ایشان صحبت کنید. من اطلاع دقیقی از برنامههای مربوط به این نیروها ندارم. در حال حاضر آزمونهایی برای استخدام سرایداران برگزار شده، اما بعید میدانم برنامهای برای کنار گذاشتن آنها وجود داشته باشد. برای روشن شدن ابعاد این ماجرا و پیگیری وضعیت نیروهای بلاتکلیف، به سراغ تعدادی از سرایداران و کارکنان خدماتی مدارس رفتیم تا روایت آنها را از آنچه در ماههای اخیر بر سرشان آمده، بشنویم.
نه قرارداد داریم، نه تکلیفمان روشن است
خانمی از سرایداران شرکتی مدارس که در منطقه جلال آلاحمد مشغول به کار بوده و سرپرستی دو فرزندش را بر عهده دارد، درباره بلاتکلیفی نیروهای شرکتی به خبرنگار ما میگوید: پنج سال است بهعنوان سرایدار مدرسه کار میکنم. آموزشوپرورش در روزهای پایانی شهریور، ناگهان و بدون اطلاع قبلی به ما اعلام کرد باید مدرسه را تخلیه کنیم. این در حالی است که برخی از همکارانم ۹، ۱۰ و حتی ۱۵ سال سابقه کار دارند. از آن زمان تاکنون هیچ خبر مشخصی درباره بازگشت به کار به ما ندادهاند. شنبه هفته گذشته به تعدادی از همکارانمان اطلاع دادهاند که احتمال دارد از اول آبان دوباره استخدام شوند، اما هنوز تصمیم قطعی در این زمینه اعلام نشده است.
او اضافه میکند: من حتی نمیدانم شرکتی که مسئول پرداخت حقوق و بیمه ما بود، چه شرکتی است، چون هیچ قراردادی برای امضا در اختیارمان قرار ندادند. در ماه سوم به ما اعلام کردند آموزشوپرورش با یک شرکت به توافق رسیده و قرار است حقوق ما از طریق همان شرکت پرداخت شود. با این حال، مبلغ واریزی بسیار کمتر از حقوق تعیینشده در قانون کار بود. مشکل دیگر ما این بود که در ماههای تابستان نه حقوقی دریافت میکردیم و نه بیمهای برایمان رد میشد. با وجود سالها سابقه کار، وضعیت شغلی و درآمدی مشخصی نداشتیم و حالا هم با قطع همکاری، پیگیری مطالباتمان دشوارتر شده است.
این سرایدار خانم خاطرنشان میکند: هر بار که درباره علت قطع همکاری و وضعیت آینده شغلیمان سؤال میکردم، به ما میگفتند آموزشوپرورش تصمیم دارد نیروهای شرکتی را سازماندهی کند تا بهجای شرکتهای پیمانکاری، مستقیماً زیر نظر آموزشوپرورش باشند. اما هیچکس توضیح نمیدهد منظور از این سازماندهی چیست و آیا قرار است به کار برگردیم یا همکاری با ما بهطور کامل قطع شود. با وجود سالها سابقه کار، هنوز زمان مشخصی برای بازگشت به کار یا انعقاد قرارداد اعلام نشده و نمیدانیم باید همچنان منتظر بمانیم یا به فکر پیدا کردن شغل دیگری باشیم.
وی از وضعیت زندگی خود گلایه میکند و میافزاید: در مدتی که بیکار شدهایم، زندگیمان تحت فشار قرار گرفته و همان درآمد اندک را هم از دست دادهایم. از طرف دیگر، بهطور ناگهانی به ما اعلام کردند که باید حداکثر تا ۲۲ شهریور خانههای سازمانی را تخلیه کنیم؛ آن هم در شرایط گرانی اجارهها و هزینههای جابهجایی. بعضی از همکارانمان از مسئولان درخواست کردند دستکم یک ماه دیگر فرصت بدهند تا بتوانند خانهای پیدا کنند، اما موافقت نکردند و تمام هزینهها و مشکلات جابهجایی بر عهده خودمان بود.
تعدادی از معلمان هم شرایطی مشابه ما داشتند، اما حالا برایشان شماره پرسنلی صادر شده، به کار برگشتهاند و حقوقشان را مستقیم از آموزشوپرورش دریافت میکنند. ما هم انتظار داریم تکلیفمان روشن شود. اگر از ابتدا میدانستیم قرار نیست به کار برگردیم، میتوانستیم از اول مهر در جای دیگری مشغول به کار شویم. اما حالا نه قرارداد داریم، نه سر کار هستیم و نه میدانیم باید همچنان منتظر بمانیم یا دنبال شغل دیگری برویم. در حال حاضر نیروهای شرکتی در سراسر کشور بلاتکلیف هستند. فقط در منطقه ما حدود ۸۰ نفر با همین شرایط مواجهاند و در مشهد این تعداد بسیار بیشتر است. در هر ناحیه، بسته به وسعت و تعداد مدارس، دستکم ۵۰ تا ۶۰ نیروی شرکتی مشغول به کار بودهاند و در نواحی بزرگتر مانند ناحیه ۷، این تعداد بیشتر است.
او همچنین میگوید: در تمام سالهایی که سرایدار بودم، در همان مدرسه سکونت داشتم. ما سرایدارها عملاً شبانهروز مسئول مراقبت از ساختمان و رسیدگی به کارهای مدرسه بودیم. حتی در تابستان که حقوق و بیمه نداشتیم، باید برای رفتوآمد نیروهای خدماتی و تعمیرکاران در مدرسه حضور میداشتیم. حالا نیروهای رسمی جایگزین سرایداران شرکتی شدهاند و ما پس از تخلیه مدرسه مجبور شدیم خانه اجاره کنیم و قرارداد یکساله ببندیم. اگر قرار باشد دوباره برگردیم، یا باید برای فسخ قرارداد جریمه بدهیم یا تا پایان یک سال در خانه اجارهای بمانیم.
از زمان جنگ بیکاریم و هنوز قراردادی با ما نبستهاند!
یکی دیگر از زنان شاغل در بخش خدمات مدارس با پنج سال سابقه فعالیت در ناحیه ۷ آموزشوپرورش میگوید: در این سالها بهطور میانگین ماهانه ۲۰ روز برایمان بیمه رد میشد و در تابستان و ایام عید حقوق و بیمه نداشتیم. حتی در اردیبهشت فقط بابت ۱۰ روز حقوق و بیمه دریافت میکردیم و از پیش از جنگ هم پرداختها قطع شده بود.
این در حالی است که برخی نیروهای رسمی با کار کمتر، حقوق و مزایای بیشتری دارند. امسال هم بدون پرداخت حقوق، اعلام کردند دیگر با ما همکاری نمیکنند و برای ادامه کار باید در آزمون شرکت کنیم. حالا پس از پنج سال سابقه کار، همچنان وضعیت استخدامیمان نامشخص است.
وی ادامه میدهد: مدرک کارشناسی دارم و سال گذشته در آزمون استخدامی شرکت کردم، اما قبول نشدم. پنج سال به امید استخدام در آموزشوپرورش کار کردم. بسیاری از همکارانم هم همین شرایط را داشتند. من نیروی خدماتی بودم، اما شاهد بودم بعضی از سرایداران برای اجاره خانه مجبور به فروش وسایل زندگیشان شدند. حتی یکی از آنها تلویزیون و یخچالش را فروخت تا ۳۰ میلیون تومان پول رهن فراهم کند. حقوق ما هم ثابت نبود و از ۲ تا ۹ میلیون تومان متغیر بود. با این شرایط، همچنان آینده شغلیمان نامشخص است.
این نیروی خدمات درباره قراردادهای کاری خود نیز میگوید: تا جایی که به خاطر دارم، سال گذشته قرارداد و بیمه ما از طریق شرکت «ماهانگستر» انجام میشد. مهر و آبان مشغول به کار بودیم، اما حقوقمان را ناقص پرداخت میکردند. حالا اعلام کردهاند فعلاً قراردادی بسته نمیشود. من و بسیاری از همکارانم از زمان جنگ بیکار شدهایم. برای پیگیری به اداره کل آموزشوپرورش مراجعه کردیم، اما میگویند تا زمانی که از نهادهای بالادستی دستور صادر نشود، کاری از دستشان برنمیآید.
برای تأمین مخارج خانوادهام درماندهام
یکی دیگر از سرایداران مدارس، مردی که چهار سال و نیم در یک هنرستان در منطقه اندیشه مشغول به کار بوده و دو فرزند دارد، درباره شرایط کاری خود به ما میگوید: در این مدت قراردادهایم با سه یا چهار شرکت مختلف بسته میشد که حتی یکبار هم مسئولانشان را ندیدم و فقط با بخش کارپردازی اداره آموزشوپرورش در ارتباط بودم. حقوق و بیمه ما از طریق اداره پرداخت میشد، اما از جزئیات مبالغ پرداختی و کسورات اطلاعی نداشتم. در شهریور ناگهان اعلام کردند از اول مهر دیگر سر کار نرویم و فقط ۱۰ تا ۱۵ روز برای تخلیه مدرسه فرصت دادند. درنهایت، ۲۵ شهریور مدرسه را تخلیه کردیم و بدون هیچ کمکی مجبور به اجاره خانه شدیم. وقتی علت را پرسیدم، گفتند اداره دیگر به نیروهای شرکتی نیازی ندارد. حالا پس از چهار سال و نیم بیکار شدهام و تأمین هزینههای زندگی و اجاره خانه برایم دشوار است. تنها خواستهام این است که دستکم حقوحقوق سالهای خدمتمان را بهدرستی پرداخت میکردند و ما را یکباره و دستخالی رها نمیکردند.
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات