تازه ها
انتخاب رشته بدون شناخت استعدادها؛ عامل نارضایتی شغلی فارغالتحصیلان
به گزارش بازارکار، منصوره ابوالحسنی در گفتوگو با ایسنا درباره عوامل مؤثر بر دشواری تصمیمگیری تحصیلی و شغلی دانشجویان، اظهار کرد: معمولاً دانشآموزان هنگام انتخاب رشته در دبیرستان یا دانشگاه و حتی تعیین مسیری که قرار است آینده زندگی آنها را شکل دهد، بر اساس اطلاعات کامل و شناخت چندجانبه تصمیم نمیگیرند، بلکه انتخاب آنها تا حد زیادی تحت تأثیر کلیشههای موجود در جامعه، تصورات ذهنی، پرستیژ رشتهها، درآمد احتمالی و آنچه از اطرافیان درباره بازار کار شنیدهاند، قرار دارد.
وی ادامه داد: گاهی دانشآموزان صرفاً به دلیل کسب رتبه بالا تصور میکنند باید رشته خاصی را انتخاب کنند، در حالی که ممکن است این انتخاب ارتباطی با علایق، رغبتها، اهداف، استعدادها و مهارتهای آنها نداشته باشد. همین مسئله موجب میشود افراد بدون شناخت کافی از واقعیتهای رشته تحصیلی و شرایط فعالیت در آن، مسیر آینده خود را انتخاب کنند.
این روانشناس با اشاره به تغییر رشته برخی دانشجویان در سالهای ابتدایی تحصیل، اضافه کرد: برای مثال، در گروه رشتههای پزشکی، گاهی افراد بیشتر تحت تأثیر پرستیژ اجتماعی این رشتهها قرار میگیرند و شناخت دقیقی از واقعیتهای شغلی آن ندارند. ممکن است فرد تصور کند فعالیت در حرفه پزشکی صرفاً به معنای برخورداری از موقعیت اجتماعی و جایگاه خاص است، در حالی که فعالیت در این حوزه مستلزم مواجهه مستمر با شرایط دشوار بیمارستانی، خون، بیماری و وضعیت نامطلوب برخی بیماران است.
ابوالحسنی بیان کرد: این مسئله تنها به رشتههای علوم پزشکی محدود نمیشود و در سایر گروههای آزمایشی نیز وجود دارد. در گروه ریاضی، برخی رشتههای مهندسی و در گروه علوم انسانی رشتههایی مانند حقوق و روانشناسی ممکن است بهعنوان رشتههای برتر و پرطرفدار شناخته شوند، اما بسیاری از داوطلبان اطلاعات دقیقی درباره ویژگیهای این رشتهها، جایگاه شغلی آنها و مهارتهایی که برای موفقیت در آنها نیاز دارند، کسب نمیکنند.
وی با تأکید بر اهمیت شناخت توانمندیهای فردی، خاطرنشان کرد: یکی از موضوعات مهمی که معمولاً هنگام انتخاب مسیر تحصیلی و شغلی مورد غفلت قرار میگیرد، شناخت فرد از خودش و اهدافی است، که برای زندگی آینده دارد. افراد باید بدانند چه استعدادهای منحصربهفردی دارند و این توانمندیها چگونه میتوانند آنها را به اهدافشان نزدیک کنند.
این روانشناس ادامه داد: فرد باید از خود بپرسد انجام چه فعالیتهایی برایش احساس خوشایندی ایجاد میکند، در چه زمینههایی قدرت ایدهپردازی و خلاقیت بیشتری دارد و چه ویژگی یا توانمندی متمایزی نسبت به دوستان و اطرافیان خود دارد. همچنین باید بررسی کند در انجام چه کارهایی میتواند عملکرد مطلوبتر و مؤثرتری داشته باشد. پاسخ به این پرسشها به فرد کمک میکند شناخت دقیقتری از ظرفیتهای خود به دست آورد و هنگام انتخاب رشته یا شغل، صرفاً به معیارهای بیرونی تکیه نکند.
ابوالحسنی با بیان اینکه توجه به درآمد و بازار کار در انتخاب رشته اهمیت دارد، اما نباید تنها معیار تصمیمگیری باشد، اضافه کرد: در بسیاری از موارد، افراد ابتدا وضعیت اقتصادی و درآمد احتمالی یک شغل را در نظر میگیرند و سپس به سایر ویژگیهای آن توجه میکنند، در حالی که ابتدا باید استعدادها، توانمندیها، علایق و اهداف فردی شناسایی شوند.
وی بیان کرد: طبیعتاً فردی که در زمینهای استعداد و توانمندی دارد، میتواند مهارتهای خود را در آن حوزه تقویت کند، ایدهپردازی داشته باشد و به موفقیت بیشتری برسد. این موفقیت نیز میتواند زمینه دستیابی به درآمد مناسب را فراهم کند. اما اگر فرد صرفاً به دلیل وجهه اجتماعی یا درآمد احتمالی، رشتهای را انتخاب کند که با توانمندیهای او تناسبی ندارد، ممکن است در آینده نتواند جایگاه شغلی مطلوبی به دست آورد.
انتخاب رشته بدون شناخت استعدادها؛ عامل نارضایتی شغلی فارغالتحصیلان
این روانشناس با اشاره به وجود فارغالتحصیلان بیکار در رشتههای مختلف، خاطرنشان کرد: تعداد زیادی از افراد در رشتههای گوناگون، حتی رشتههای پرطرفدار، نتوانستهاند جایگاه شغلی مورد انتظار خود را به دست آورند؛ بنابراین صرف انتخاب یک رشته برخوردار از اعتبار اجتماعی یا تصور درآمد بالا، تضمینکننده موفقیت شغلی نیست. فردی که بدون شناخت تواناییهای خود وارد یک حوزه تحصیلی یا حرفهای میشود، ممکن است پس از صرف سالها زمان و انرژی، همچنان نتواند به جایگاه مورد نظرش دست پیدا کند.
ابوالحسنی با اشاره به تفاوت تصمیمگیری محتاطانه و گرفتار شدن در تردیدهای فرساینده، ادامه داد: گاهی افراد به دلیل شرایط اقتصادی و نگرانی از آینده شغلی، صرفاً به دنبال انتخاب مسیری هستند، که امنیت شغلی بیشتری برای آنها فراهم کند، در چنین شرایطی ممکن است سایر ابعاد انتخاب، از جمله علاقه و توانمندیهای فردی، نادیده گرفته شود.
وی با اشاره به افزایش تمایل برخی داوطلبان به انتخاب رشتههای دانشگاه فرهنگیان، اضافه کرد: یکی از دلایل این گرایش، برخورداری از شرایط استخدامی و اطمینان نسبی از آینده شغلی است. با این حال، داوطلب باید پیش از انتخاب این مسیر از خود بپرسد آیا به حرفه معلمی علاقه دارد، آیا توانمندیهای لازم برای تبدیل شدن به یک معلم تأثیرگذار را در خود میبیند و آیا میتواند بخش قابل توجهی از زندگی حرفهای خود را در این شغل سپری کند.
این روانشناس بیان کرد: اگر فرد صرفاً به دلیل اطمینان از استخدام و درآمد، بدون توجه به علاقه و توانمندیهای خود وارد حرفهای شود، ممکن است پس از مدتی با فرسودگی و نارضایتی مواجه شود. چنین شغلی بهتدریج میتواند برای فرد به فعالیتی روزمره و تکراری تبدیل شود، بدون اینکه موفقیت یا اثرگذاری قابل توجهی در آن تجربه کند.
ابوالحسنی خاطرنشان کرد: برای مثال، فردی که بدون علاقه و شناخت کافی وارد حرفه معلمی شده است، ممکن است پس از مدتی متوجه شود توانمندیهای لازم برای ارتباط مؤثر با دانشآموزان و تأثیرگذاری بر آنها را ندارد. در نتیجه، هم خودش احساس عدم کفایت میکند و هم نمیتواند عملکرد و اثرگذاری مطلوبی در محیط کار داشته باشد؛ بنابراین برخورداری از امنیت شغلی بهتنهایی نمیتواند رضایت فرد از حرفه انتخابی را تضمین کند.
این روانشناس اضافه کرد: تصمیمگیری محتاطانه به معنای بررسی جوانب مختلف یک انتخاب، شناخت شرایط و پیامدهای احتمالی و در نظر گرفتن واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی است، اما زمانی که فرد صرفاً از ترس آینده نامعلوم یا نگرانی از تأمین مالی به یک گزینه خاص وابسته میشود و سایر معیارهای مهم را نادیده میگیرد، ممکن است در بلندمدت با مشکلات بیشتری مواجه شود.
ابوالحسنی بیان کرد: برای انتخاب صحیح رشته تحصیلی و مسیر شغلی، لازم است افراد مجموعهای از عوامل را بهصورت همزمان مورد توجه قرار دهند. علاقه، رغبت، خلاقیت، استعداد، توانمندی، مهارت، هدفمندی و شناخت جایگاه شغلی از جمله معیارهایی هستند، که باید در کنار یکدیگر بررسی شوند. نمیتوان تنها یکی از این عوامل را مبنای تصمیمگیری قرار داد و انتظار داشت انتخاب انجامشده در بلندمدت به رضایت و موفقیت منجر شود.
ارسال نظرات