تازه ها
«مدرک» و «واقعیت بازار کار»؛ شکافی که باید پر شود
به گزارش بازارکار دکتر یدالله مهرعلیزاده در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: مساله مدرک تحصیلی در همه نظامهای آموزشی و بازار کار موضوع مهمی است. در ایران نیز رابطه میان مدرک تحصیلی و جایگاه شغلی در ساختارهای اداری و سازمانی در نظام طبقهبندی مشاغل توسط سازمان امور اداری و استخدامی مشخص شده است، اما مدرک هم به عنوان شاخصهای شایستگی فرد برای ورود به سازمان و یا شغل خاصی است و هم در بسیاری از مشاغل به صورت یک ابزار و فیلتر استخدامی استفاده میشود، زیرا دارا بودن یک مدرک نشان شایستگیهای تخصصی و عمومی و یا مدیریتی فرد برای موفقیت در یک شغل است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: مدرک همچنین به مثابه سیگنالدهی به بازار کار برای کارفرمایان است که فرد توانایی پشت سر گذاشتن یک دوره آموزشی منظم و رعایت نظم را داشته است ولو اینکه دانش تخصصی مستقیما در کار استفاده نشود. به تعبیر دیگر، کارفرماها از مدرک به عنوان یک جایگزین برای سنجش توانمندی استفاده میکنند. از آنجایی که سنجش دقیقِ شایستگیهای ذهنی و رفتاری هر فرد هزینهبر و دشوار است، کارفرما «مدرک» را به عنوان یک نماینده برای شایستگی در نظر میگیرد.
مهرعلیزاده گفت: به همین دلیل برخی از کارفرمایان اعتقاد دارند: «من نمیدانم تو چقدر باهوشی، اما، چون مدرک دکترا داری، فرض میکنم سطح تفکر و پشتکار بالایی داری». در ایران سیستم آموزشی بیشتر بر انتقال دانش نظری تمایل دارد، در حالی که بازار کار به دنبال شایستگیهای عملکردی است؛ این باعث میشود فارغالتحصیلان با وجود داشتن مدرک، فاقد مهارتهای عملی برای حل مسائل واقعی باشند.
استاد دانشگاه شهید چمران اهواز ادامه داد: وقتی تعداد دارندگان یک مدرک (مثلاً کارشناسی مدیریت یا مهندسی صنایع) از نیاز واقعی بازار بسیار بیشتر شود، مدرک دیگر یک «مزیت» نیست، بلکه تنها یک «شرط حضور» است. سوال مهمی که برای افراد و خانوادهها مطرح میشود این است که آیا داشتن مدرک دانشگاهی، تضمینکننده آینده شغلی ماست؟
امروزه مدرک تحصیلی دو روی یک سکه است
وی با اشاره به واقعیتهای امروز و شکاف عمیق میان «کاغذِ مدرک» و «واقعیتِ بازار کار» بیان کرد: در دنیای امروز، مدرک تحصیلی مثل یک سکه دو رو است؛ یک روی آن «اعتبار قانونی» است که توسط دانشگاهها و سازمانها صادر میشود و روی دیگر آن، «ارزش واقعی» در بازار کار است. اما نکته نگرانکننده اینجاست؛ این دو رو، همیشه با هم یکی نیستند.
مهرعلیزاده افزود: وقتی جوانان میبینند که با وجود صرف هزینههای گزاف و سالها تحصیل، باز هم در بازار کار با بنبست مواجه هستند یا باید به مشاغلی بسیار پایینتر از سطح علمی خود رضایت دهند، دو واکنش نشان میدهند یا یه سمت تخصصزدایی یعنی رها کردن مسیر علمی و رفتن به سمت فعالیتهای غیرتخصصی روی میآورند و یا منجر به مهاجرت و فرار مغزها میشود.
کارفرمایان دیگر مدرک را اولویت نمیدانند
رئیس پژوهشکده توسعه پایدار و مسایل منطقهای بیان کرد: من معتقدم که شرایط تغییرات اقتصاد جهانی و بازار ایران نشان میدهد که کارفرایان بخش خصوصی و بازار کار، مدرک را دیگر اولویت اول نمیدانند. بخش بزرگی از ارزش یک مدرک، مستقیما به نیازهای بازار کار گره خورده است. یعنی وقتی بازار کار به یک تخصص خاص نیاز داشته باشد، آن مدرک میتواند درآمدهای بالا، پاداشها و امکانات شغلی خوبی را برای فرد به ارمغان بیاورد، اما در مقابل، اگر چیزی که در مدرک نوشته شده با نیاز واقعی بازار همخوانی نداشته باشد، آن مدرک فقط یک کاغذ است.
تله ذهنی؛ یک چالش جدی در کشور
وی با اشاره چالش جدی «تله ذهنی» در کشورمان، گفت: در ایران، ما هنوز درگیر «فرهنگِ مدرکگرایی» هستیم. در ذهن خانوادهها، در افکار عمومی و حتی در نگاه دولت، مدرک تحصیلی بیش از حد بزرگنمایی شده است. ما هنوز فکر میکنیم داشتن یک مدرکِ بالا، خود به خود یعنی موفقیت؛ در حالی که واقعیت چیز دیگری میگوید.
دکتر مهرعلیزاده اظهار کرد: از اینرو ما شاهد تحولات اساسی بین بازار کار و انتظارات افراد و خانوادهها هستیم. تفاوت اصلی ایران با کشورهای پیشرفته در همینجا آشکار میشود. در کشورهای توسعهیافته که موج «تحول دیجیتال» و «صنعت ۴.۰» آنها را فراگرفته، بازی عوض شده است. در آنجا، بازار کار دیگر به دنبال «درجه و عنوانِ مدرک» نیست؛ بلکه به دنبال «توانایی و مهارت واقعی» است. در آن جوامع، اگر شما مدرکِ پردرجهای داشته باشید، اما نتوانید با سرعتِ تغییرات تکنولوژیک همگام شوید، بازار کار شما را کنار میگذارد.
اعتبار واقعی در توانایی حل مشکلات و تطبیق با تکنولوژیهای جدید نهفته است
دکتر مهرعلیزاده تاکید کرد: متقاضیان دانشگاهی و طرفداران مدرک دانشگاهی باید از این تفکر که «فقط مدرک بگیر و منتظر موفقیت باش» فاصله بگیرند. در دنیای جدید، اعتبار واقعی نه در نامِ مدرک، بلکه در توانایی شما برای حل مشکلات در دنیای واقعی و تطبیق با تکنولوژیهای جدید نهفته است.
وی ادامه داد: از این رو در ایران نیز موجی در حال شکلگیری است که دورانِ سلطه مدرکهای دانشگاهی را زیر سوال برده است، زیرا تغییر ساختار بازار کار جهانی و تلاشهای دولت برای اصلاح این مسیر در برنامههای توسعه و آسیبهای دانشآموختگان بیکار معضلات فراوانی در اقتصاد ایران ایجاد کرده است.
تمرکز از عنوان مدرک به سمت «صلاحیتهای حرفهای» تغییر یافته است
رییس پژوهشکده توسعه پایدار و مسایل منطقهای، با بیان اینکه در دنیا، تمرکز از عنوانِ مدرک به سمت «صلاحیتهای حرفهای» تغییر یافته است، گفت: خبر خوب این است که ایران نیز در حال ورود به این چرخه تغییر است، اما ممکن است این سوال مطرح شود که صلاحیت چه هست؟ و چگونه و چرا جایگزین مدرک میشود؟
وی ادامه داد: در گذشته، داشتن یک مدرک رسمی، تنها معیارِ کافی بود، اما امروز، مفهوم «صلاحیت حرفهای» جای آن را گرفته است. صلاحیت، یعنی ترکیبی هوشمندانه از تجربیات عملی در محیط کار، دورههای آموزشی تخصصی و کوتاه، تحصیلات رسمی دانشگاهی و مهارتهای نرم (مانند حل مساله و مدیریت).
دکتر مهرعلیزاده اظهار کرد: در واقع، دیگر تنها دانستن دانش نظری دانشگاهی کافی نیست بلکه توانایی انجام دادن بر اساس مجموعهای از این عوامل، معاملهگر اصلی در بازار کار است. اگرچه هنوز در افکار عمومی و میان خانوادهها، قدرتِ مدرک تحصیلی بسیار پررنگ است، اما تغییرات ساختاری در ایران در حال آغاز شدن است.
وی ادامه داد: این گذار، تنها یک شعار نیست؛ بلکه در برنامههای ششم و هفتم توسعه به طور جدی بر «صلاحیتهای حرفهای» تاکید شده است. در واقع، نظامی در حال شکلگیری است که سعی دارد از مدلِ قدیمیِ «فقط مدرکمحور»، به سمت مدلی حرکت کند که در آن ترکیبی از آموزشهای رسمی و تجربیات عملی، معیار اصلی برای استخدام و ارتقای شغلی باشد.
مدرک تحصیلی به تنهایی تضمینکننده اعتبار نیست
این استاد دانشگاه گفت: مدرک تحصیلی به تنهایی تضمینکننده اعتبار نیست. وقتی تعداد دارندگان یک مدرک خاص از نیاز بازار فراتر برود و اشباع شود، اعتبار آن مدرک کاهش یافته و رقابت برای مشاغل موجود سختتر میشود. اقتصاد آموزش و مهارتهای کلیدی تاکید زیادی بر صلاحیت حرفهای دارد. صلاحیتهایی مانند توانمندیها و ظرفیتهای ذاتی و اکتسابی و مهارتهای بنیادین، زیربنای عملکرد فردی و مهارتهای اساسی یعنی آنچه مستقیماً در حل مسائل کاربرد دارد، خواهد بود.
مهرعلیزاده افزود: در حال حاضر در بازار کار ایران تغییرات زیادی در حال ظهور است و تحولات انقلابهای صنعتی ۴ و ۵ به اقتصاد ایران نیز ورود کرده است و ضرورت دارد تطبیق آموزش با تغییرات بازار به عنوان یک اولویت باشد. به همین دلیل یک چالش اصلی برای برنامهریزان، شکاف میان آموزش نظری و نیازهای در حال تغییر اقتصاد ایران است.
وی ادامه داد: هدف نهایی باید طراحی برنامههای آموزشی و درسی باشد که ارزش بازار داشته باشد و کارفرما برای آن هزینه کند و پایداری شغلی ایجاد و فرد را در برابر تغییرات تکنولوژیک و اقتصادی مقاوم کند و از همه مهمتر، مزیت رقابتی ایجاد کند تا فرد را از دیگران متمایز سازد.
ارسال نظرات