بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری
کد خبر : ۸۸۷۳۵

روایت توانمندسازی بانوی سرپرست خانوار با تولید و فروش لبنیات سنتی

بانوی سرپرست خانوار قزوینی با راه‌اندازی طرح خودکفایی در حوزه لبنیات، به توانمندی رسیده و از حمایت کمیته امداد خارج شده است.
پنجشنبه ۲۳ شهريور ۱۴۰۲ - ۱۰:۴۵

به گزارش بازارکار از پایگاه اطلاع‌رسانی کمیته امداد، پس از سپری کردن سختی‌های زیاد، حالا «کبری قجری»، بانوی سرپرست خانوار قزوینی، برای خودش کسب و کاری دست و پا کرده است. تا پیش از این، او مددجوی کمیته امداد بود و زندگی خود و دخترش با سختی سپری می‎شد. حالا اما با کمک این نهاد، زندگی‌ را از نو ساخته است. او آرزو داشت که کسب و کاری داشته باشد، که حالا به آن دست پیدا کرده است.

زندگی کبری و دخترش، پر از فراز و نشیب بوده است. بالا و پایین زندگی او این قدر زیاد بوده که حالا تعجب می‎کند از این همه سکون و آرامش. به قول خودش، تا همین ۲ سال قبل، یک روز خوش در زندگی‎اش ندیده بود. زندگی با دور تند، افتان و خیزان، شتابنده و پر از تنش و مشکل برای او سپری می‌‎شد. او می‌گوید که زندگی مشترکش را با امید و آرزو شروع کرد، روزهای اول زندگی خوب بود، بعد اما شرایط تغییر کرد و او با یک دختر کوچک، مجبور به جدایی شد. مشکلات ریز و درشتش اما بعد از آن، بعد از جدایی شروع شد.

کبری سن و سالی نداشت، در دهه چهارم زندگی‎اش بود که دست دختر کوچکش را گرفت و سرپرستی‌اش را قبول کرد. آن زمان، او نه شغلی داشت و نه درآمدی. کبری می‎گوید که خودش را در زندگی تنها و بی‎کس می‎دید. با این وجود به خاطر دخترش باید تلاش می‎کرد.

این بانوی سرپرست خانواده می‎گوید که تنها نقطه امید آن روزهایش، دخترش بود و بس، بنابراین شغلی برای خودش دست و پا کرد. او اما از شغلش راضی نبود، هر روز خودش را به سختی، به محل کارش می‌کشاند تا لقمه نانی به دست بیاورد. در ذهن کبری همیشه یک آرزوی دست نیافته وجود داشت. او همیشه به این فکر می‌‎کرد که مستقل شده و برای خودش، کسب‎وکاری راه انداخته است. آرزویی که به نظر دور و دست‎ نیافتنی می‌آمد.

دو سال قبل این بانوی خوشفکر که اهل قزوین است و در شهرستان اقبالیه، زندگی می‌کند، حتی فکرش را هم نمی‌‎‌کرد، زندگی‌اش از این رو به آن رو شود. او می‎‌‌گوید آن زمان که تازه طعم سخت سرپرست خانواده بودن را چشیده بود، یکی از اقوامش به او پیشنهاد داد تا تحت پوشش حمایتی کمیته امداد امام خمینی (ره) قرار گیرد. او هم به دلیل شرایط سخت زندگی‎اش، قبول کرد تا چتر حمایتی کمیته امداد، بالای سرش بیاید. بعد اما زمانی که متوجه شد می‎تواند از همین کمیته وام اشتغا‌‌ل‌زایی بگیرد، سریع دست به کار شد و برای دریافت وام اقدام کرد.

آرزوهایی که محقق می‌‎شوند

کبری حالا یک مغازه لبنیاتی در شهرستان اقبالیه دارد. در مغازه او، شیر، ماست، پنیر، کشک، کره و سرشیر تازه تهیه و به مشتری‎ها عرضه می‎شود. این سرپرست خانواده می‌‎گوید اگر تا همین چند وقت پیش، خودش را به سختی و از سر اجبار، به محل کارش می‎کشاند، حالا اما، هر روز صبح با عشق و علاقه کرکره مغازه‎اش را بالا می‎دهد. برای این که به این آرزو هم برسد، قجری به ساختمان کمیته امداد امام خمینی (ره) رفت و از آن‎ها کمک گرفت. وام ۲۰ میلیونی او، هزینه دستگاه‌های تولید لبنیات تازه شد.

 تا همین دیروز، نقطه‎ای که امروز کبری، در آن قرار دارد، آرزویی دست‌نیافتنی بود، حالا اما همه چیز، تغییر کرده است. او به خودش جرات داده است و دوباره آرزو می‎کند. کبری می‎گوید، دوست دارد، خانه‌ای از آن خودش داشته باشد، خانه‎ای که حالا در آن زندگی می‎کند خیلی کوچک است و برای او نیست، دخترش برای درس خواندن نیاز به اتاق و فضای شخصی دارد. حالا کبری با امید و آرزو زنده است، آرزوی خانه‌دار شدن، خانه‎ای که اتاق خواب هم دارد و دخترش، می‌تواند در آنجا درس بخواند.

ارسال نظرات

captcha