بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۹۴۰۳

بیکاری جوانان سه برابر نرخ عمومی؛ فاصله دانشگاه تا استخدام طولانی‌تر شد

کارگر در حال کار در کارخانه
نرخ بیکاری کل کشور در بهار ۱۴۰۵ به ۹.۱ درصد رسیده است؛ عددی که به‌تنهایی ممکن است تصویری نسبتاً قابل کنترل از بازار کار ارائه دهد. اما در میان جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله، نرخ بیکاری به ۲۳.۴ درصد رسیده و نسبت به بهار سال قبل ۳.۷ واحد درصد افزایش یافته است. در گروه ۱۸ تا ۳۵ ساله نیز نرخ بیکاری ۱۷.۵ درصد اعلام شده است.
پنجشنبه ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۸

بازارکار - این تفاوت نشان می‌دهد یک عدد کلی نمی‌تواند تجربه همه گروه‌ها را توضیح دهد. بازار کار برای فردی باتجربه، صاحب سرمایه یا دارای ارتباط حرفه‌ای با جوانی که تازه از دانشگاه یا مدرسه خارج شده یکسان نیست.در آمار رسمی بیکار کسی است که در دوره مورد بررسی شغلی نداشته، آماده کار بوده و برای یافتن کار اقدام کرده باشد. فردی که از جست‌وجو ناامید شده یا به‌دلیل نبود فرصت مناسب دیگر دنبال کار نمی‌گردد، ممکن است در جمعیت غیرفعال قرار گیرد و بیکار محاسبه نشود.

همچنین فردی که در هفته حتی مدت محدودی کار کرده، ممکن است در گروه شاغلان قرار گیرد. بنابراین نرخ بیکاری باید همراه با نرخ مشارکت، ساعات کار، درآمد و کیفیت شغل خوانده شود.

ممکن است بیکاری کاهش یابد، اما بخشی از شغل‌های ایجادشده کوتاه‌مدت، کم‌درآمد یا بدون بیمه باشند.

چرا جوانان بیشتر بیکارند؟

کارفرما معمولاً تجربه می‌خواهد، اما جوان برای کسب تجربه به نخستین فرصت شغلی نیاز دارد. این تناقض، ورود به بازار را دشوار می‌کند.

از سوی دیگر میان رشته تحصیلی و نیاز بازار فاصله وجود دارد. برخی فارغ‌التحصیلان برای مشاغلی آموزش دیده‌اند که ظرفیت جذب محدودی دارند، در حالی که بنگاه‌ها در یافتن نیروی فنی و ماهر مشکل دارند.

ضعف دوره‌های کارآموزی واقعی نیز این فاصله را بیشتر می‌کند. کارآموزی در بسیاری از موارد به فعالیت کوتاه و کم‌اثر تبدیل شده و مسیر مشخصی به استخدام ندارد.

بخشی از جوانان برای فرار از بیکاری وارد مشاغلی می‌شوند که ارتباطی با تحصیلات و مهارت آنها ندارد. این شغل ممکن است درآمد ایجاد کند، اما سرمایه‌گذاری چندساله خانواده و دولت در آموزش را به بهره‌وری تبدیل نمی‌کند.

اشتغال نامرتبط همچنین می‌تواند احساس ناکامی و میل به مهاجرت را افزایش دهد. جوانی که سال‌ها برای یک تخصص آموزش دیده اما امکان استفاده از آن را ندارد، فقط با مشکل درآمد روبه‌رو نیست؛ هویت حرفه‌ای او نیز آسیب می‌بیند.

افزایش بیکاری جوانان چه پیامی دارد؟

رشد ۳.۷ واحد درصدی نرخ بیکاری جوانان در یک سال، نیازمند توضیح دقیق است. آیا اقتصاد فرصت‌های جدید کافی ایجاد نکرده؟ آیا موج تازه‌ای از جوانان وارد بازار شده؟ یا رکود بنگاه‌ها باعث شده استخدام نیروهای تازه نخستین بخش کاهش هزینه باشد؟

بدون تفکیک استانی، تحصیلی و جنسیتی، علت دقیق روشن نمی‌شود. نرخ بیکاری یک جوان دانشگاه‌دیده در شهر بزرگ ممکن است با جوان روستایی یا نیروی فنی تفاوت زیادی داشته باشد.

دولت چگونه شغل را می‌سنجد؟

سیاست‌های اشتغال معمولاً بر تعداد فرصت‌های ثبت‌شده، تسهیلات پرداختی یا تعهد دستگاه‌ها متمرکزند. اما ثبت یک شغل به معنای دوام آن نیست. شغل باید پس از شش ماه و یک سال نیز بررسی شود: آیا فرد همچنان کار می‌کند؟ بیمه دارد؟ درآمد او هزینه زندگی را پوشش می‌دهد؟ و فعالیت بنگاه ادامه یافته است؟

تمرکز بر تعداد می‌تواند مسئولان را به سمت پروژه‌هایی سوق دهد که سریع‌تر در سامانه ثبت می‌شوند، نه لزوماً مشاغلی که پایدارترند.

آموزش فنی چرا تعیین‌کننده است؟

آموزش مهارتی زمانی مؤثر است که مستقیماً به بازار محلی متصل باشد. یک استان صنعتی، گردشگری یا کشاورزی نیازهای متفاوتی دارد و دوره یکسان کشوری نمی‌تواند به همه پاسخ دهد.

کارفرما نیز باید در طراحی دوره نقش داشته باشد و بخشی از آموزش در محیط واقعی کار انجام شود. در غیر این صورت، مدرک مهارتی دیگری تولید می‌شود که تضمینی برای استخدام ندارد.

نرخ بیکاری ۹.۱ درصد تصویر کلی اقتصاد است؛ اما عدد ۲۳.۴ درصدی جوانان تصویری از آینده آن ارائه می‌دهد. اقتصادی که نتواند نسل تازه را وارد کار پایدار کند، با کاهش امید، تأخیر ازدواج، مهاجرت و فرسایش سرمایه انسانی روبه‌رو می‌شود.

منبع : سایت بازتاب

ارسال نظرات

captcha