بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۹۶۴۵
چهل و ششمین سالگرد تشکیل جهاد دانشگاهی؛

گفت وگوی فرهیختگان با دکتر علی منتظری/ جهاددانشگاهی چگونه اداره می‌شود؟

دکتر منتظری در مصاحبه با فرهیختگان
رئیس جهاددانشگاهی در گفت‌و‌گو با «فرهیختگان» با تشریح فلسفه شکل‌گیری این نهاد، از روز‌های نخست فعالیت آن در ساماندهی دانشگاه‌ها و نقش‌آفرینی در دوران دفاع مقدس تا مسیر تحول آن در حوزه‌های پژوهش، فناوری و حل مسائل کشور سخن گفت؛ نهادی که پس از ۴۶ سال همچنان مأموریت خود را پیوند میان دانشگاه و نیاز‌های ملی می‌داند.
پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۲

به گزارش بازارکار از روابط عمومی جهاددانشگاهی، دکتر علی منتظری رئیس جهاددانشگاهی، در آستانه چهل‌وششمین سالگرد تشکیل این نهاد با حضور در رسانه فرهیختگان با برنامه میدان دانشگاه به گفت‌و‌گو پرداخت.

در ادامه گزارش روزنامه فرهیختگان از این برنامه را که در شماره پنجشنبه ۱۵ مرداد ماه منتشر شده است می‌خوانید:

جهاددانشگاهی یکی از نهاد‌های برآمده از سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که با مأموریت پیونددادن دانشگاه با نیاز‌های واقعی کشور شکل گرفت؛ نهادی که از ابتدا تلاش داشت ظرفیت علمی، فرهنگی و انسانی دانشگاه‌ها را در مسیر حل مسائل ملی سازماندهی کند. این نهاد در ۱۶ مرداد ۱۳۵۹ به عنوان بازوی اجرایی ستاد انقلاب فرهنگی تأسیس شد و در سال‌های ابتدایی فعالیت خود، هم در ساماندهی فضای دانشگاه‌ها و هم در پشتیبانی علمی، فنی و فرهنگی از کشور در دوران دفاع مقدس نقش‌آفرینی کرد.

جهاددانشگاهی در طول بیش از چهاردهه فعالیت، از یک مجموعه دانشجویی با محوریت حوزه فرهنگی و پژوهشی به نهادی فناورانه و اثرگذار در زیست‌بوم علم‌وفناوری کشور تبدیل شده است. فعالیت در حوزه‌های پژوهش‌های کاربردی، توسعه فناوری تا مراحل نیمه‌صنعتی و صنعتی، آموزش‌های تخصصی، فعالیت‌های فرهنگی دانشجویی و ایجاد زیرساخت‌های نوآوری از جمله محور‌های اصلی عملکرد این نهاد به شمار می‌رود. پژوهشگاه رویان، پژوهشگاه ابن‌سینا، پژوهشگاه علوم‌انسانی و اجتماعی و مراکز متعدد پژوهشی و فناورانه وابسته به جهاددانشگاهی بخشی از کارنامه این نهاد در پاسخ به نیاز‌های علمی و اجتماعی کشور است.

دستاورد‌هایی مانند توسعه درمان ناباروری، تحقیقات سلول‌های بنیادی، فعالیت در حوزه سرطان، امنیت غذایی، محیط‌زیست، انرژی، فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی و فناوری‌های کوانتوم نشان می‌دهند جهاددانشگاهی تلاش کرده از مرز فعالیت‌های دانشگاهی عبور کند و به نهادی مسئله‌محور برای حل چالش‌های کشور تبدیل شود. در آستانه چهل‌وششمین سالگرد تأسیس جهاددانشگاهی پای صحبت‌های علی منتظری، رئیس جهاددانشگاهی نشستیم تا مأموریت امروز و چالش‌های پیش‌روی این نهاد را بررسی کنیم. مشروح کامل این گفت‌و‌گو را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

باتوجه‌به اینکه در آستانه ۴۶ سالگی جهاددانشگاهی هستیم و احتمالاً مخاطب‌های نسل جوان ما سابقه و فعالیت‌های آن دوران اوج را کمتر یادشان باشد، مقداری در مورد فلسفه شکل‌گیری جهاددانشگاهی در کشور برایمان توضیح می‌دهید؟

واقعیت این است که در سال ۱۳۵۷، با وقوع انقلاب اسلامی یکی از مراکز مهمی که در جریان انقلاب نقش داشت، دانشگاهیان مسلمان بودند و حضور فعالی داشتند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی باتوجه‌به آن فضای کلی که در کشور به وجود آمده بود - هیجانات ر‌هایی از نظام استبدادی و خفقان پهلوی‌ها - در دانشگاه هم طبیعتاً یک شور و هیجان خاصی وجود داشت. منتها متأسفانه طولی نکشید که یکباره دانشگاه‌ها محل منازعه گروه‌های مختلف سیاسی شد. یعنی گروه‌هایی که در گذشته خبری از آنها نبود یا شناختی از آنها وجود نداشت، در دانشگاه حضور پیدا کردند و همین باعث یک‌سری منازعات در داخل دانشگاه شد. گروه‌ها تقریباً با هم درگیر شده بودند. گاهی اینها به زدوخورد‌های فیزیکی هم منجر می‌شد. یعنی عملاً دانشگاهی وجود نداشت و به یک میدان سیاسی تبدیل شده بود. از طرف دیگر هم‌زمان گروه‌هایی که به‌نوعی وابستگی به نظام ستم‌شاهی، آمریکا و قدرت‌های بزرگ در آن زمان داشتند، به‌خاطر همان فضای آزادی که در کشور به وجود آمده بود، در مناطق مختلف کشور شروع به ایجاد درگیری کردند. مثلاً در خوزستان خلق عرب، در سیستان‌وبلوچستان، خلق بلوچ؛ در کردستان، خلق کرد؛ در آذربایجان، خلق ترک؛ در شمال و اطرافش، خلق ترکمن و نوعی مطالبه استقلال یا نوعی جدایی‌طلبی که متأسفانه در همان اوایل شکل گرفت.

اگر ملاحظه کنید همه قسمت‌ها از جمله خوزستان، سیستان‌وبلوچستان، کردستان، آذربایجان و ترکمن‌صحرا تقریباً نقاط مرزی کشور نیز هستند. جالب است این گروهک‌هایی که پیدا شده بودند، مثل همین خلق کرد، خلق عرب، پیکار، کارگر، طوفان و ده‌ها اسم دیگر و البته گروه‌هایی مثل حزب توده، فداییان خلق، یا از گروه‌های منتسب به مسلمان‌ها، سازمان منافقین، جنبش مسلمانان مبارز، جنبش مردم ایران؛ خلاصه انواع‌واقسام این گروه‌ها هم در داخل دانشگاه فعال شده بودند و هر کدام هم گروهی را دنبال خودشان راه انداخته بودند. عرض کردم، گاهی هم منازعه بود و گاهی هم برای اعزام اینها به درگیری‌هایی که در این مناطق به وجود آمده بود سربازگیری می‌کردند. یعنی جوان آزادشده و دارای احساس شعف و شادی از پیروزی انقلاب، می‌خواست بگوید من هم حضور دارم، من هم نقشی دارم؛ و به دام این گروه‌ها مبتلا می‌شد.

انقلاب نیز بالاخره با کلی مسائل و مشکلات مواجه بود. مثلاً شما نگاه کنید، گروه فرقان، مدتی از پیروزی انقلاب نگذشته بود که اولین ترور‌ها را انجام دادند و استاد شهید مرتضی مطهری را به شهادت رساندند؛ لذا امام در فروردین سال ۱۳۵۹ فرمودند که باید تحولی اساسی در دانشگاه به وجود بیاید. این‌طور که نمی‌شود؛ دانشگاه محل منازعه و درگیری بود و اصلاً کلاسی و درسی نبود و همه مشغول همین بازی‌هایی شده بودند که عرض کردم.

دانشجویان مسلمان دانشگاه‌ها احساس کردند مخاطب امام آنها هستند و اینها هستند که باید یک کاری و حرکتی انجام بدهند؛ لذا در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۹ نهضتی به نام نهضت انقلاب‌فرهنگی شکل گرفت. دانشجویان مسلمان گفتند این دانشگاه متوقف بشود بهتر از این است که هر روز ما در آن شاهد درگیری، منازعه و دعوا‌های بیهوده باشیم. به‌این‌ترتیب نهضت انقلاب‌فرهنگی شروع شد که بعضی‌ها موافق و بعضی‌ها مخالف بودند. حالا من دیگر وارد جزئیات نمی‌شوم.

در تاریخ بیست‌وسوم خرداد ۱۳۵۹، دوم اردیبهشت را شما در نظر بگیرید تا بیست‌وسوم خرداد - حضرت امام (رضوان‌الله تعالی علیه) هفت نفر از شخصیت‌های علمی و فرهنگی کشور را منصوب کردند که حرکت انقلاب‌فرهنگی را مدیریت کنند. افرادی مثل زنده‌یاد دکتر حسن حبیبی، دکتر علی شریعتمداری، دکتر عبدالکریم سروش، شهید باهنر، جلال‌الدین فارسی، شمس آل‌احمد برادر جلال آل‌احمد، به‌عنوان چهره فرهنگی منصوب شدند که حرکت انقلاب‌فرهنگی را مدیریت کنند.

برای ستاد انقلاب‌فرهنگی هم - طبق آن چیزی که الان در ذهن من هست- حضرت امام سه وظیفه مهم مقرر فرمودند؛ یکی تحول اساسی در دانشگاه‌ها و نظام آموزش عالی کشور، دوم تحول در آموزش‌وپرورش و سوم تحول در فرهنگ عمومی جامعه از جمله مهم‌ترین وظایفی بود که به ستاد انقلاب‌فرهنگی سپرده شد.

این شخصیت‌های علمی و فرهنگی در ساختمانی که به ساختمان دبیرخانه ستاد انقلاب‌فرهنگی معروف بود در کنار هم قرار گرفتند و شروع به برنامه‌ریزی، اصلاح و حرکت به سمت یک تحول دانشگاه در تراز انقلاب و جمهوری اسلامی کردند. این افراد احساس کردند احتیاج به یک بازوی اجرایی دارند تا کار‌ها را دنبال بکند. ازاین‌جهت گفتند ما بیاییم از همین جوان‌هایی که در انقلاب‌فرهنگی شرکت داشتند کمک بگیریم تا کار‌ها را در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور دنبال کنند؛ لذا شانزدهم مرداد ۱۳۵۹ نهادی را به نام جهاددانشگاهی به وجود آوردند که به‌عنوان بازوی اجرایی ستاد انقلاب‌فرهنگی بود. روشن شد حالا برای خود شما که از جوان‌ها هستید؟

بله!

حالا جهاد تشکیل شد. اولین کاری که در واقع جهاد داشت این بود که در داخل دانشگاه‌هایی که بسته است، مدیریت بحران را به عهده بگیرد و ساماندهی کند. بالاخره اساتید و دانشجویان حضور داشتند. روز‌های اول تشکیل جهاد عمدتاً به این امور مربوط می‌شد. تا اینکه طولی نکشید، در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ جنگ تحمیلی آغاز شد. یعنی قبل از اینکه دوستان ما در ستاد و جهاد بخواهند یک برنامه را شروع کنند، جنگ شروع شد و این تأثیر بسزا و تعیین‌کننده‌ای بر حرکت آینده جهاد گذاشت. طبیعتاً کاری که ما در آن ایام بیشتر دنبال می‌کردیم این بود که بتوانیم در کنار نیرو‌های مسلح و رزمندگان خودمان، امکاناتی اگر فراهم است، در اختیار آنها قرار بدهیم.

حتی بعضی از دانشگاه‌ها مثل دانشگاه شهید چمران اهواز، خودش یک پایگاه اجتماع رزمندگان یا در واقع ستادی بود که در خدمت جنگ بود. دوستان ما در دانشگاه‌هایی که ما یک واحد سازمانی مستقر داشتیم، تلاش کردند علاوه بر اینکه بتوانند به لحاظ تجهیزات، امکانات و لجستیک، کمک‌هایی را در خدمت جبهه‌ها قرار بدهند، وارد کار‌های علمی و پژوهشی نیز شوند که این کار با کمک اساتیدی که در روز‌های تشکیل جهاددانشگاهی در کنار ما بودند انجام می‌شد و خدمات و تلاش‌هایی در جهت علمی صورت گرفت. تا اینکه در سال ۱۳۶۲ - اگر اشتباه نکنم - اولین اساسنامه جهاددانشگاهی به تصویب ستاد انقلاب‌فرهنگی رسید.

برای جهاد یک شورای مرکزی و دو حوزه فعالیت فرهنگی و تحقیقاتی را پیش‌بینی کرده و در نظر گرفتند؛ لذا وقتی که در سال ۱۳۶۱ دانشگاه‌ها بازگشایی شدند، تمام فعالیت‌های فرهنگی در داخل دانشگاه‌ها به عهده جهاددانشگاهی بود. از طرفی نیز دوستانی در حوزه پژوهشی مشغول شدند و بعضی از پروژه‌های بسیار مهم را بر اساس نیاز‌هایی که اعلام می‌شد در آن ایام انجام می‌دادند. این اساسنامه در سال ۱۳۶۵ هم بازنگری شد. در آن اساسنامه فعالیت جهاد عمدتاً فعالیت‌های تحقیقاتی و فرهنگی بود، اما از کار مدیریتی جهاددانشگاهی کنار گذاشته شد. چون عرض کردم تقریباً مدیریت دانشگاه‌ها به عهده جهاد بود شورایی در دانشگاه تحت عنوان شورای مدیریت جهاددانشگاهی مستقر بود.

یعنی در انتخاب رئیس دانشگاه تأثیر داشت؟

بله هم در انتخاب رؤسای دانشگاه‌ها و هم خودشان در مدیریت دانشگاه‌ها حضور داشتند و نقش داشتند؛ علاوه بر اینکه کار‌های فرهنگی و پژوهشی را هم دنبال می‌کردند.

چرا جهاددانشگاهی از مدیریت دانشگاه کنار گذاشته شد؟ رویکرد قرار بود به چه سمتی برود؟

نهاد‌های رسمی به‌تدریج مستقر شدند. ستاد انقلاب‌فرهنگی هم استحضار دارید که در ۱۹ آذر ۱۳۶۳ ارتقای جایگاه پیدا کرد. دیگر از آن هفت نفر که بعداً ۹ نفر هم شده بودند؛ حضرت امام به آن هفت نفر در یک مرحله‌ای دو نفر را اضافه کردند؛ زنده‌یاد حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر احمدی و آقای دکتر مصطفی معین افرادی بودند که به آن هفت نفر اضافه شدند. در مرحله بعد یعنی در ۱۹ آذر سال ۱۳۶۳، ستاد انقلاب‌فرهنگی ارتقای جایگاه پیدا کرد و به شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی تبدیل شد.

شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی ترکیب جدیدی پیدا کرد و رئیس‌جمهور رئیس شورای‌عالی شد. وزرا از جمله وزیر فرهنگ و آموزش عالی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزیر آموزش‌وپرورش، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، عضو شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی شدند. یعنی تمام کسانی که در دست‌اندرکار امر دانشگاه یا فرهنگی بودند. از طرف دیگر رئیس کمیسیون آموزش عالی و رئیس کمیسیون بهداشت مجلس هم به این ترکیب اضافه شدند و مجلس هم حضور معنادار پیدا کرد. سران دو قوه دیگر نیز یعنی رئیس قوه قضائیه و رئیس مجلس شورای اسلامی به این شورا اضافه شدند؛ ترکیبی که می‌شود گفت جامعی از نظام حکمرانی و مدیریت کشور بودند در آنجا حضور داشتند.

مدیریت خود جهاد هم در شورای‌عالی عضو بود؟

نه. مدیریت جهاد عضو نبود. در شورای‌عالی دو دانشجو پیش‌بینی شده بود که حضور داشته باشند. مدتی از عمر شورا مثلاً فرض کنید یک سال گذشت. در سال ۱۳۶۴، ولی هنوز این دو دانشجو در شورای‌عالی کرسی نداشتند. تا آنجایی که من اطلاع دارم و نقل شده از منابع، رهبر شهید انقلاب خدمت حضرت امام مشرف می‌شوند و می‌فرمایند که ما هنوز نتوانستیم برای این دو دانشجو تصمیم بگیریم، چون اختلاف‌نظر هست. مثلاً فرض کنید همه دانشجویان دانشگاه‌ها بنشینند این دو نفر را انتخاب کنند یا قشر خاصی این کار را انجام بدهند؟ بن‌بستی حاصل شده است.

اگر شما اجازه بفرمایید، به‌جای آن دو دانشجو این دو نفر را ما از جهاددانشگاهی وارد شورا کنیم؛ لذا حضرت امام هم موافقت می‌فرمایند و ازآن‌پس به ابتکار رهبر شهید انقلاب، دو نفر از سوی جهاددانشگاهی انتخاب می‌شدند و در شورای‌عالی شرکت می‌کردند. چرا؟ برای اینکه جهاد یک نهاد عمدتاً دانشجویی بود و می‌خواستند که بالاخره صدای دانشجویان هم در شورا شنیده بشود. بعد از تشکیل دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی هم به ترکیب شورا اضافه شد و بعد نهاد نمایندگی رهبری هم به این ترکیب اضافه شد و خلاصه یک جمع وزین و معتبری به نام شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی شکل گرفت.

همان‌طور که عرض کردم شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی در سال ۱۳۶۵ یک بازنگری کرد و، چون استقرار وزرا و سیستم رسمی کشور بود، دیگر جهاد به‌تدریج از مدیریت کنار گذاشته شد. برای اینکه ما در مقابل ستاد و شورا پاسخگو بودیم، در مقابل مجلس که پاسخگو نبودیم. وزرا درحالی‌که مسئولیت داشتند باید پاسخگوی مجلس می‌بودند. طبیعتاً از این نقش مدیریتی کم شد و جهاد عمدتاً به فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی پرداخت.

آقای دکتر الان هم همین‌طور است؟ یعنی شما هنوز هم روی فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی پیش می‌روید؟

بله.

الان جایگاه جهاددانشگاهی در اکوسیستم فناوری کجاست؟

عرض می‌کنم خدمتتان. در سال ۱۳۷۱ بار دیگر اساسنامه جهاددانشگاهی توسط شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی مورد بازنگری قرار گرفت تا پایان دهه، یعنی سال ۷۰، جهاد توسط یک شورای مرکزی اداره می‌شد؛ ولی از سال ۱۳۷۰ به بعد تحول ساختاری هم در جهاد به وجود آمد. دیگر از شورا یعنی نظام شورایی، به مدیریت فردی تبدیل شد. رسماً از سال ۱۳۷۱ دیگر جهاددانشگاهی رئیس داشت و رئیس، بالاترین مقام اجرایی جهاد بود. البته در اساسنامه جدید دو رکن دیگر هم برای جهاد پیش‌بینی شد.

رکن اول، هیئت‌امنای جهاددانشگاهی با حضور وزرای علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها، دبیر شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه‌وبودجه یا نماینده ایشان و بعد‌ها معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور تشکیل شد. این ترکیب در طول ایام مقداری هم تغییر کرد، ولی هیئت‌امنا بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در جهاددانشگاهی بر اساس اساسنامه مصوب شورای‌عالی است. رکن دوم، شورای علمی و رکن سوم، رئیس جهاددانشگاهی که بالاترین مقام اجرایی است؛ لذا یک تحول ساختاری در جهاد به وجود آمد و در وظایف جهاد یک بخش دیگری هم اضافه شد و آن بحث آموزش بود. یعنی گفته شد که جهاددانشگاهی مثلاً در زمینه آموزش‌های علمی‌کاربردی هم به طور رسمی وارد میدان بشود که شد.

درعین‌حال در این اساسنامه پیش‌بینی شد که جهاددانشگاهی در زمینه تحقیقات و پژوهش تا مرحله نیمه‌صنعتی و صنعتی کار‌های خودش را ادامه بدهد. از اینجا بود که ما به‌تدریج وارد حوزه فناوری شدیم؛ اما سرنوشت جهاد در واقع در حال حاضر و نقطه‌ای که ما ایستاده‌ایم این است که جهاددانشگاهی به لحاظ مشروعیت، نهادی زیر نظر شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی است. یعنی مشروعیت ما از شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی و به‌واسطه از رهبری انقلاب است. به لحاظ ماهیت نیز یک نهاد انقلاب اسلامی است؛ برای اینکه اصلاً ما چیزی شبیه جهاد حتی قبل از انقلاب هم نداشتیم و به تعبیر رهبر شهید ما، جهاددانشگاهی محصول مستقیم انقلاب اسلامی است.

به لحاظ ساختاری و اجرایی ما جزء نهاد‌های عمومی غیردولتی هستیم. یعنی جهاددانشگاهی به لحاظ ساختاری وابستگی به دولت ندارد؛ یک نهاد مستقل به لحاظ حقیقی و حقوقی است که زیر نظر شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی فعالیت می‌کند.

اما اتصال ما به دولت از طریق شورای‌عالی و رئیس شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی که شخص رئیس‌جمهور است برقرار شده و احکام رؤسای جهاددانشگاهی را رئیس‌جمهور و رئیس شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی صادر می‌کند. این اتصال، بحمدالله از ابتدا پیش‌بینی شده بود و الان هم وجود دارد. طبیعتاً ما در همه ادوار در کنار دولت‌ها بودیم و برای ما افتخار است که بتوانیم به دولت‌ها، اگرچه دولتی نیستیم، خدمت کنیم و نیاز‌ها و مشکلاتی را که دارند برطرف کنیم.

اشاره کردید در بخش تحقیقات و فناوری هم فعالیت می‌کنید. باز این را از سمت مخاطبان جوان‌تر می‌پرسم. با توجه به اینکه ما الان پارک‌های علم‌وفناوری را، مراکز رشد را و مؤسسات آموزشی و پژوهشی مختلف داریم، تفاوت جهاددانشگاهی و مزیتش در اکوسیستم علم‌وفناوری چیست؟

اولاً خود جهاد یک پارک است، یعنی ما اولین پارک علم‌وفناوری کشوریم. آن موقعی که کسی اصلاً نمی‌دانست پارک چیست.

پارک علم‌وفناوری بودید وقتی پارک بودن مد نبود.

احسنت! ما خودمان یک پارک بودیم و کار ما این بود که بستر‌هایی را برای ایده‌ها و علایق جوانان دانشگاهی و حتی اساتید دانشگاه فراهم کرده بودیم. قبلاً یکی دو بار این را گفته‌ام، باز هم گفتنش اشکال ندارد؛ دوستان ما در جهاد دانشگاه صنعتی شریف کار‌های بسیار مهمی را در دوران دفاع مقدس کردند که یکی از کار‌هایشان این بود وقتی آمریکایی‌ها رفتند و هواپیما‌های اف-۵ را در اینجا گذاشتند، تمام مادربورد‌های آن را با خودشان بردند و آن را از کار انداختند. دوستان ما در جهاددانشگاهی صنعتی شریف، جوان‌هایی بودند که اغلب درسشان هم تمام نشده بود. همین‌ها را مهندسی معکوس کردند و با جهاد خودکفایی در نیروی هوایی- که آن هم از دستاورد‌ها و ابتکارات رهبر شهید انقلاب بود- همکاری داشتند و اینها را در خدمت جنگ تحمیلی و دفاع مقدس قرار دادند. از این کار‌ها بسیار بود، مثلاً در مورد آلیاژ لوله‌های ابزار دفاعی، یعنی همین تفنگ‌ها یا چیز‌های دیگر، دوستان ما در جهاددانشگاهی دانشگاه تهران مشغول بودند. در قسمت غرب که هوا سرد است، رزمندگان ما دچار مشکل شدند؛ یادم است دوستان ما در جهاد صنعتی اصفهان - اگر اشتباه نکنم - پکیج‌هایی درست کرده بودند که وقتی در جیب می‌گذاشتی با ابتکارات گوناگون گرما ایجاد می‌کرد. در حال حاضر خودمان پارک درست کرده‌ایم. ما یک پارک در استان البرز، یک پارک در استان کرمانشاه و یک پارک هم در تهران داریم که به فناوری‌های نرم و صنایع خلاق فرهنگی می‌پردازند. حدود ۸۶۰ شرکت رشد و شرکت دانش‌بنیان در آنها مستقرند و مشغول کارند که تحت حمایت جهاددانشگاهی فعالیت می‌کنند. علاوه بر اینکه حوزه‌های پژوهش و فناوری ما کمافی‌السابق در واحد‌های سازمانی ما فعالند، پژوهشکده‌های ما هم به آنها اضافه شده است. ما سابقاً پژوهشکده نداشتیم. الان سه پژوهشگاه از جمله پژوهشگاه رویان، پژوهشگاه ابن‌سینا و پژوهشگاه علوم انسانی و اجتماعی داریم. اخیراً پژوهشگاه دیگری به نام پژوهشگاه ملی سرطان اضافه کرده‌ایم که این هم سوابقی دارد، منتها الان تبدیل به پژوهشگاه شده است. حدود ۱۵ پژوهشکده در جهاد داریم. اینها قبلاً نبوده‌اند، ولی به‌تدریج تأسیس و ساختارمند شده‌اند، لذا تمام کار‌های علمی و فناوری ما یا از طریق پژوهشکده‌ها، پژوهشگاه‌ها، پارک‌های علم‌وفناوری یا از طریق واحد‌های سازمانی انجام می‌شود که فاقد این دو ساختارند.

شما نیز همراه با دولت و شورای عالی انقلاب‌فرهنگی درگیر تدوین نقشه جامع علمی کشورید؟ نقش جهاد در این تدوین را برایمان توضیح می‌دهید؟

صادقانه بگویم خود آن نقشه سرانجامی پیدا نکرد که ما بتوانیم نقش خودمان را ایفا کنیم؛ اما امیدواریم در بازنگری جدید، مقداری واقعی‌تر و عینی‌تر این وظایف دیده شود. اینکه سندی را منتشر و وظیفه هر حوزه مثل جهاد را مشخص کنیم، ولی الزامات و ابزار‌های لازم برای آن وجود نداشته باشد، عملاً امکان‌پذیر نیست. من فکر می‌کنم این امر در مورد سایر دستگاه‌ها تقریباً مثل جهاد بوده است. ما از حرکت باز نایستادیم و کار‌ها را با همان سرعت و قوت دنبال کرده‌ایم؛ اما هنوز این سند به فرجام قابل‌قبول دست پیدا نکرده است.

دقیقاً مشکل این سند کجاست؟

شما باید دست‌اندرکار پژوهش و تحقیق باشید که بنشینید یک سند را تدوین کنید. لااقل یک بار خود شما یک تحقیق انجام داده یا کار علمی کرده باشید وگرنه می‌شود جملات خیلی زیبایی را در کنار هم گذاشت. بخشی از وظایف ما این بود که بتوانیم درمورد فناوری‌های نوین، دانش را از آن طرف آب به این طرف آب منتقل کنیم. این کار الزاماتی دارد و ابزار و وسایلی می‌خواهد. وقتی هنوز در داخل کشور گرفتاری‌هایی داریم، مثل اینکه آیا ما را داخل دانشگاه بگذارند بمانیم یا اسباب و اثاث ما را از دانشگاه بیرون بریزند. کسانی که دانشگاه را آماده و آب و جارو و پاکیزه کرده‌اند و تحویل داده‌اند، الان دارند از دانشگاه بیرون می‌کنند و می‌گویند شما بروید بیرون! وقتی درگیر این مسائلید، چگونه می‌شود تکنولوژی را از آن طرف برداشت و به داخل کشور آورد و به وظایف عمل کرد. اینها واقعاً در حد همان نوشته باقی می‌ماند، حتی عرض می‌کنم چه این سند باشد، چه این سند نباشد، فرزندان این انقلابیم؛ فرزندان امام و رهبری هستیم. خودمان را موظف می‌دانیم بر اساس نیاز‌ها حرکت کنیم. دو دیدگاه وجود دارد؛ یکی اینکه من بنشینم و بگویم آقا به من مأموریت بده، بعد بگویم این سند علمی کشور است و جایگاه شما اینجاست. نگاهی دیگر هم این است که من نمی‌نشینم؛ نیاز را می‌بینم.

می‌بینم مردم کشورم، زوج‌های نابارور در کشور‌های خارجی اموالشان به غارت می‌رود و بعد هم می‌فرستندشان خارج برای اینکه بچه‌دار شوند. آنها علاقه دارند بچه‌دار شوند، اما توانایی ندارند. بر اساس همین، زنده‌یاد سعید کاظمی آشتیانی این حل موضوع ناباروری را راه‌اندازی کرد. از همان‌جا بود که تحقیقات سلول‌های بنیادی آغاز شد، دانشکده علوم سلولی تشکیل شد و پژوهشگاه رویان به وجود آمد. نگاه جهادی این است؛ معطل نمی‌شود که در سندی به شما وظیفه داده‌اند یا نداده‌اند. مأموریتی داده‌اند یا نداده‌اند. دولت و شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی به ما مأموریت بدهد استقبال می‌کنیم. وزارتخانه‌ها از ما بخواهند و بگویند این کار‌ها را برایمان انجام بده سمعاً و طاعتاً در خدمتیم، ولی اینکه فکر کنید بنشینیم تا سندی دربیاید، بعد ببینیم که جای ما در آن سند کجاست، آیا آن سند زمینه‌های اجرا و مقدماتش فراهم است یا نه؛ این مسیر دیگر جهادی نیست؛ راه جهادی این است که نیاز‌ها را ببینیم، وارد شویم و بتوانیم آنها را برطرف کنیم. شاید برای شما که در رسانه هستید جالب باشد، ما یک موقع نشسته بودیم، جوان بودیم، اصلاً سن و سالی نداشتیم. اوایل کار ما در جهاد با رسانه بود. یک مجله تحت‌عنوان دانشگاه انقلاب برای تبیین حرکت انقلاب‌فرهنگی منتشر می‌کردیم، بعد از مدتی در دهه ۷۰ احساس کردیم یک جنگ شناختی و رسانه‌ای علیه ایران توسط رسانه‌های بیگانه و مزدور شروع شده است. گفتیم امروز میدان جنگ ما جنگ رسانه است. چرا باید ایران توسط رسانه‌های بیگانه ترسیم و تصویر شود؟ بیاییم خودمان این کار را بکنیم؛ لذا ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران را برای ایران به روایت ایران شروع کردیم. این شعار اصلی بود. چرا به روایت رویترز و فلان خبرگزاری؟! اگر می‌خواستیم منتظر مأموریت باشیم، کسی به ما اصلاً می‌گفت شما چه کاری به رسانه دارید؟

ولی ما با جوان‌ها و دانشجو‌ها، این رسانه را در زمانی که لازم بود شروع کردیم. الحمدلله الان همین رسانه الگو شده است، بقیه هم خبرگزاری‌هایی را تشکیل دادند و انحصار هم شکسته شد، ولی واقعیت امر این نبود که ما آمدیم رسانه درست کنیم که برای خودمان تبلیغات کنیم. آمدیم بگوییم باید ایران را به روایت ایران تبیین کرد و این را نیز جوان‌های دانشجو انجام دادند که با ذوق‌وشوق، دقت، صحت و سلامت دنبال کار می‌رفتند. البته این نظر سازمانی جهاددانشگاهی نیست، نظر شخصی خود من است. ما در جهاد وظیفه خودمان می‌دانیم هر جا نیاز است و باری بر زمین مانده و ضرورت دارد، وارد شویم و این کار را انجام بدهیم.

اگر یادتان باشد موقعی از رهبر معظم انقلاب پرسیدند چرا با مذاکره مخالفید یا یک نوع چهارچوب‌هایی برایش قائلید؟ گفتند دلیل، تجربه. تجربه به ما نشان می‌دهد طرف‌های مقابل آدم‌های قابل‌اعتمادی نیستند. حالا اگر از من بپرسید، بلاتشبیه، در مورد اینکه آقا شما کدام یک از این دو راه را انتخاب می‌کنید؛ منتظر می‌مانید تا به شما مأموریت بدهند یا نگاه می‌کنید کجا نیاز و ضرورت است وارد میدان شوید، می‌گویم دومی. بعد می‌گویید چرا این بر قبلی ترجیح دارد؟ می‌گویم ما این مسیر را تجربه کرده‌ایم و هرگاه در این بزنگاه‌ها وارد شدیم و کاری را شروع کردیم، بحمدالله توفیقات بزرگی همراه داشته است. الان هم نگاه مجموعه ما همین است که بتوانیم به هر دولتی- فرقی نمی‌کند- در زمینه نیاز‌هایی که دارد ورود و کمک کنیم. همین‌الان در زمینه انرژی، محیط‌زیست و امنیت غذایی ورود کرده‌ایم و کار می‌کنیم. امیدواریم برای امور اجرایی کشور و به‌خصوص دولت و مردم مفید باشیم.

ارسال نظرات

captcha