تازه ها
شکاف دانشگاه و صنعت ریشه در ناهماهنگی رشتهها با نیازهای منطقهای دارد
به گزارش بازارکار به نقل ازایسکانیوز، سالهاست در ادبیات رسمی آموزش عالی ایران از ضرورت تحول، کاهش تمرکز، آمایش آموزش عالی و نزدیکتر شدن دانشگاه به نیازهای جامعه سخن گفته میشود، اما فاصله میان سیاستگذاری و اجرا همچنان یکی از چالشهای اصلی نظام دانشگاهی کشور است.
از یک سو، دانشگاهها با ساختاری مواجهاند که بخش قابلتوجهی از اختیار تصمیمگیری را در سطوح بالاتر متمرکز کرده و از سوی دیگر، شیوههای سنتی تامین مالی، جذب و ارتقای اعضای هیئت علمی و سنجش عملکرد دانشگاهها، همچنان بر رفتار دانشگاهها تاثیر میگذارد.
یونس رومیانی، عضو هیئت علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، در گفتوگو با ایسکانیوز، از ضرورت عبور از تمرکزگرایی، استقلال مالی، اداری و ساختاری دانشگاهها و اصلاح نظام حکمرانی آموزش عالی سخن گفته که در ادامه میخوانید.
برای تحول آموزش عالی در سالهای آینده، مهمترین مسئلهای که باید در نظر داشت چیست؟
یکی از مهمترین موضوعاتی که باید مورد توجه قرار بگیرد، مسئله استقلال دانشگاههاست. بهویژه با توجه به شرایطی که اکنون بر نظام دانشگاهی کشور حاکم است، یکی از راهکارهایی که میتواند به دانشگاهها کمک کند و زمینه تحول را فراهم کند، استقلال دانشگاه است.
البته استقلال دانشگاه ابعاد مختلفی دارد. یکی از مهمترین ابعاد آن، استقلال مالی است. ما همیشه یک مثال ساده میزنیم؛ وقتی دانشگاه دستش در جیب دولت است و دولت تمام مخارج آن را تامین میکند، نمیتوان انتظار داشت که دانشگاه کاملا مستقل عمل کند.
طبیعی است که دولت نحوه استخدام، جذب دانشجو ئ اساتید و نحوه توسعه دانشگاه را تعیین کند. در چنین شرایطی، استقلال واقعی ایجاد نمیشود. بنابراین، نخستین عاملی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که وابستگی دانشگاهها به بودجه دولتی کاهش پیدا کند.
اکنون در کشور دانشگاههایی داریم که صددرصد به بودجه دولت وابستهاند. یعنی اگر سازمان برنامه و بودجه، برای مثال، اعلام کند که به دلیل درگیری با جنگ یا یک بحران، در این ماه یا شش ماه آینده امکان تامین بودجه دانشگاه را ندارد، دانشگاه عملا با بحران جدی مواجه میشود.
در خوشبینانهترین حالت، برخی دانشگاهها مانند دانشگاه تهران و یکی دو دانشگاه دیگر، نهایتا حدود ۱۵ درصد درآمد اختصاصی دارند و ۸۵ درصد منابع آنها همچنان از بودجه دولتی تامین میشود. این وابستگی اجازه نمیدهد دانشگاه استقلال لازم را داشته باشد و همین مسئله به عدم استقلال اداری، ساختاری و در بخشهای دیگر نیز منجر میشود.
استقلال دانشگاه فقط به استقلال مالی محدود میشود یا ابعاد دیگری هم دارد؟
استقلال مالی تنها یکی از ابعاد استقلال دانشگاه است. ما در بحث آمایش و ساماندهی آموزش عالی، از استقلال ساختاری و استقلال اداری نیز صحبت میکنیم. دانشگاه باید قدرت تصمیمگیری داشته باشد و بتواند بر اساس شرایط و نیازهای خود تصمیم بگیرد و اقدام کند. طبیعتا چنین استقلالی، استقلال مالی را هم طلب میکند. اگر دانشگاه اختیار تصمیمگیری نداشته باشد، حتی اگر منابع مالی هم داشته باشد، باز نمیتواند نقش واقعی خود را ایفا کند؛ بنابراین استقلال دانشگاه باید از جنبههای مختلف مورد توجه قرار گیرد.
چرا با وجود اینکه در سالهای اخیر بارها از تحول در آموزش عالی صحبت شده، در مرحله اجرا اتفاق چندانی رخ نداده است؟
ما در دهه اخیر دائما درباره تحول صحبت کردهایم، اما وقتی وارد مرحله اجرا میشویم، مشاهده میکنیم که اتفاق چندانی نیفتاده است. در نهایت، ممکن است موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی سندی را تدوین کند، این سند به وزارت علوم برود و حتی تصویب هم بشود، اما اقدام عملی که نشان دهد نظام آموزش عالی در حال حرکت به سمت تحول است، مشاهده نمیشود. مشکل اصلی این است که بسیاری از این سیاستها در مرحله اجرا متوقف میشوند.
یکی از نمونههای این وضعیت را میتوان در نحوه آمایش در آموزش عالی دید؟
برای مثال، زمانی که میخواهید آمایش آموزش عالی را اجرا کنید. در یک استان چند دانشگاه به صورت پراکنده فعالیت میکنند، اما وقتی قرار است بر اساس نیاز منطقه ساماندهی صورت بگیرد، استاندار، نماینده مجلس و دیگر نمایندگان و ذینفعان محلی وارد موضوع میشوند و تلاش میکنند آن تصمیم اجرا نشود. همین مسئله مشکل ایجاد میکند؛ بنابراین یکی از ضرورتهای تحول نظام آموزش عالی این است که به سمت آمایش آموزش عالی حرکت کنیم. آمایش آموزش عالی، تناسب میان ورودی و خروجی و منابع مرتبط را مشخص میکند. یعنی مشخص میکند در یک منطقه چه تعداد دانشجو باید پذیرفته شود، چه تعداد استاد باید جذب شود، دانشگاه باید روی چه محورهایی تمرکز کند، چه رشتههایی داشته باشد و خروجی آن چگونه باشد. اکنون دانشگاههایی داریم که هیچ تناسبی با نیاز منطقه خود ندارند.
این مسئله به عدم اجرای درست آمایش آموزش عالی برمیگردد. برای مثال، ممکن است در یک استان کشاورزی رونق داشته باشد، اما رشتهها و فعالیتهای دانشگاهی آن منطقه ارتباط مناسبی با حوزه فعالیت اقتصادی و اجتماعی همان منطقه نداشته باشند. در حالی که آموزشعالی میتواند تناسبی میان فعالیت دانشگاه و شرایط فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی منطقه ایجاد کند؛ تناسبی که متاسفانه اکنون در بسیاری از موارد مشاهده نمیشود.
باید به سمت نیاز منطقهای حرکت کنیم. اکنون دانشگاههایی داریم که بدون هیچ تناسبی با نیاز منطقه خود فعالیت میکنند. وزارت علوم چند سال پیش، حدود پنج یا شش سال قبل، اقدام خوبی انجام داد و دانشگاهها را رتبهبندی کرد و آنها را به چهار سطح بینالمللی، ملی، منطقهای و محلی تقسیم کرد. برای مثال، گفته شد که دامنه فعالیت برخی دانشگاهها منطقهای است یا برخی دانشگاهها ماموریت محلی دارند. اما این سیاست در همان حد یک ابلاغ باقی ماند و وارد مرحله اجرا نشد.
ارسال نظرات