تازه ها
«مهارت تمرکز»؛ برای تمرکز دانش آموزان چه کنیم
به گزارش بازارکار از ایرنا، کتاب، روزگاری یگانه دروازه دانایی بود و حالا در کشاکش با جاذبههای بیوقفه گوشی و هوش مصنوعی، جای خود را به مرورگر شدن نسل جدید داده است.
دانشآموزی که روزگاری برای فهم یک متن صبوری میکرد امروز بیشتر سراغ تلفن همراه میرود معلمی که میگوید دیگر نمیشود تمرکز را سنجید، چون اصلا درس نمیخوانند و مسوولی که هشدار میدهد دانشآموز امروز بیشتر مرورگر است تا خواننده و در این میان، کارشناسان سخن از موضوعی فراتر از تنبلی میگویند که همان تغییر سبک شناختی نسلی است که ذهنش با ضرباهنگ تند و پارهپاره فضای دیجیتال انطباق یافته است.
تفاوت نگاه دانشآموزان و والدین به عادتهای مطالعه و استفاده از گوشی، نکته مهمی است که در گفتوگوها به چشم میآید، در حالی که برخی والدین از کاهش تمرکز، وابستگی به تلفن همراه و کمشدن علاقه فرزندانشان به مطالعه گلایه داشتند، دانشآموزان، بهویژه در مقاطع بالاتر، در توصیف عادتهای خود تصویر متفاوتی ارائه میدهند و گاه وضعیت مطالعه و استفاده از گوشی خود را عادی و کنترلشده میدانند.
برای مثال، ممکن است یک دانشآموز پایه دهم یا دوازدهم معتقد باشد شیوه مطالعه و میزان استفاده او از گوشی کاملا مناسب است، در حالی که والدینش از تغییر رفتار، کاهش حوصله مطالعه یا وابستگی بیشتر او به فضای مجازی سخن بگویند.
این تفاوت نگاه لزوما به معنای نادرست بودن یکی از روایتها نیست، بلکه میتواند نشانهای از تغییر سبک زندگی و تفاوت برداشت نسل نوجوان و والدین از مفهوم تمرکز، مطالعه و استفاده متعارف از فناوری باشد.
در همین خصوص آیدین، دانشآموز پایه دهم، میگوید مطالعه درسی خود را بدون تلفن همراه انجام میدهد، اما پس از هر یک ساعت مطالعه، حدود ۱۰ دقیقه استراحت میکند و در این زمان سراغ گوشی میرود.
او کتاب کاغذی را به متنِ گوشی ترجیح میدهد و حتی در مواجهه با یک متن پنجصفحهای، ترجیح میدهد آن را کامل و با دقت بخواند، فقط در شرایط کمبود وقت یا تکلیف بسیار دشوار به ندرت از هوش مصنوعی کمک میگیرد و پس از دریافت پاسخ، متن را دوباره میخواند.
مادر یک دانشآموز پایه دهم نیز کاهش تمرکز فرزندش را تا حدی ناشی از علاقه بیشتر نوجوانان به بازیهای رایانهای میداند و میگوید: بیشتر به بازیهای رایانهای فکر میکنند و در نتیجه نمیتوانند تمرکز کنند.
به گفته این مادر، هرچه فرزندش بیشتر مطالعه کند پرسشهای بیشتری برایش ایجاد میشود و برای یافتن پاسخ از اینترنت کمک میگیرد.
وی افزود: استفاده از شبکههای اجتماعی اثر منفی بر مطالعه نوجوانان گذاشته و میزان مطالعه آنان بسیار کم شده است بطوریکه میتوان گفت حوصله کتابخوانی ندارند.
مادر دیگری استفاده از اینترنت و هوش مصنوعی برای انجام تکالیف را بسیار زیاد و نامطلوب میداند و معتقد است وابستگی بیش از حد به گوشی میتواند به فاصله گرفتن نوجوان از والدین، تنهایی و افزایش پرخاشگری بینجامد، اختلاف بر سر گوشی بارها در خانه پیش آمده است.
وی میافزاید: مدیریت استفاده از گوشی تنها با محدودیت ممکن نیست و والدین باید با افزایش ارتباط، سپردن مسئولیتهای متناسب با سن و وقت گذاشتن، زمینه استقلال و مسئولیتپذیری فرزندان را فراهم کنند.
پدری که سه فرزند دانشآموز در مقاطع ابتدایی و دبیرستان دارد، معتقد است مساله کاهش تمرکز در میان فرزندانش به مرور پررنگتر میشود و فرزندانش هنگام مطالعه معمولا بیش از سه بار سراغ تلفن همراه میروند.
وی تفاوتی نیز میان مقاطع تحصیلی فرزندانش قائل است و میگوید:دانشآموزان مقطع ابتدایی معمولا نمیتوانند یک متن را بدون وقفه مطالعه کنند، در حالی که دانشآموزان مقاطع بالاتر تا حدودی میتوانند مدت بیشتری به مطالعه ادامه دهند.
این پدر درباره استفاده از گوشی در خانه از «اختلاف نظر صددرصدی» با فرزندانش میگوید: فرزندانش مرتب تمایل به استفاده از تلفن همراه دارند، در حالی که والدین تلاش میکنند آنها را محدود کنند.
وی تاثیر فضای مجازی بر کتابخوانی را نیز بسیار زیاد و البته منفی میداند و میگوید: فرزندانش تا حدی از خواندن کتاب بیزار شدهاند، همچنین استفاده فرزندان از اینترنت و هوش مصنوعی برای پاسخ به تکالیف و پرسشها را در مقاطع ابتدایی کمتر و در مقاطع بالاتر بیشتر عنوان میکند.
با این حال، خودش نیز اعتراف میکند در مدیریت استفاده فرزندان از گوشی چندان سختگیر نیست و بیشتر به تذکر بسنده میکند چراکه به دلیل استفاده زیاد از گوشی، نمیتواند فرزندانش را به طور کامل از آن منع کند.
ناصر، پدر دو دانشآموز مقاطع راهنمایی و دبیرستان هم نگاه متفاوتی دارد و وابستگی فرزندانش به گوشی را شدید توصیف میکند؛ تا جایی که حتی برای درس خواندن هم از گوشی استفاده میکنند و هنگام تمام شدن شارژ یا بسته اینترنت به شدت عصبی میشوند.
به باور وی تاثیر شبکههای اجتماعی بر کتابخوانی بسیار زیاد بوده است، چون طراحی و محتوای کتاب و شیوههای آموزش و مطالعه، جذابیت محیط اینستاگرام را ندارد.
این پدر استفاده فرزندانش از اینترنت و هوش مصنوعی برای تکالیف را زیاد عنوان میکند، اما معتقد است جدا کردن کامل نوجوانان از تلفن همراه عملا ممکن نیست و به جای حذف، باید با آموزش، تشویق و تنبیه مناسب و بهبود فضاهای آموزشی حضوری، شیوه استفاده را مدیریت کرد.
نگاه معلمان و مسوولان آموزشی
شبنم شمس، معلم ریاضی، میزان تمرکز دانشآموزان را تا حد زیادی تابع شیوه تدریس و متناسب بودن مسائل با سطح درک آنان میداند.
به گفته وی، دانشآموزان در فهم صورت مسالههای طولانی دشواری بیشتری نسبت به مسائل کوتاه و خلاصهشده دارند، گاهی مسائل سنگین را خارج از حوصله خود میدانند و تلاش میکنند هرچه سریعتر به پاسخ برسند.
این معلم ریاضی استفاده درست از فضای دیجیتال را در فهم مسائل ریاضی مفید میداند، اما هشدار میدهد هوش مصنوعی اگر جایگزین تلاش ذهنی دانشآموز شود، قدرت تفکر و حل مساله او را تضعیف میکند.
کاهش تمرکز دانشآموزان دغدغه جدی آموزشی
معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش بروجرد در این خصوص گفت: کاهش محسوس تمرکز و عمق مطالعه دانشآموزان در سالهای اخیر، یکی از دغدغههای جدی مدارس است که افزایش محرکهای دیجیتال، سبک زندگی نامنظم و کاهش فعالیتهای حرکتی و مطالعه عمیق در شکلگیری این وضعیت نقش دارد.
مرضیه سلیمانپور در پاسخ به این سوال که وضعیت تمرکز و مطالعه دانشآموزان امروز نسبت به گذشته چگونه است؟ اظهار داشت: بیتردید شاهد افت محسوس در تمرکز و عمق مطالعه هستیم.
به گفته وی دامنه توجه کوتاهتر شده و دانشآموز امروز بیشتر «مرورگر» است تا «خواننده»، مطالعهای که پیشتر با بستری آرام و متن محور شکل میگرفت، امروز با جریان مداوم محرکهای دیجیتال رقابت میکند و تمرکز به یک مهارت کمیاب تبدیل شده است.
وی افزود: معلمان نیز این تغییر را در کلاسهای درس به وضوح مشاهده میکنند که بیشتر در سه حوزه خواندن فعال و درک معنای متن، نوشتن و حل مسائل چند مرحلهای نمود دارد؛ بهگونهای که برخی دانشآموزان در پیگیری یک موضوع تا رسیدن به نتیجه، صبوری و پایداری ذهنی کمتری دارند.
دانشآموزان در کشاکش کتاب و گوشی؛ وقتی «مهارت تمرکز» کمیاب میشود
معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش بروجرد درباره وضعیت یادگیری دانشآموزان نیز گفت: نتایج آزمونهای هماهنگ و ارزشیابیهای کشوری نشان میدهد در مهارتهای پایه از جمله خواندن، نوشتن و محاسبات، طی دو سه سال اخیر میانگین رشد کمتری نسبت به سالهای پیش از کرونا داشتهایم، هرچند برای تحلیل دقیق این موضوع نمیتوان تنها به آمار آزمونها اکتفا کرد.
سلیمانپور ادامه داد: بررسیهای میدانی انجام شده از آموزگاران نیز نشان میدهد بسیاری از آنها کاهش عمق یادگیری و افزایش شتابزدگی در پاسخدهی دانشآموزان را گزارش میکنند.
وی افزایش محرکها و کاهش حوصله را از عوامل مهم کاهش تمرکز دانست و بیان کرد: انفجار اطلاعات، چندوظیفهای شدن ذهن، بیخوابی و سبک زندگی نامنظم، کاهش بازیهای حرکتی و فعالیت بدنی، فضای پرتراکم کلاس و حتی سبک زندگی خانوادهها میتواند بر تمرکز دانشآموزان اثرگذار باشد.
وی با بیان اینکه گوشی و فضای مجازی به خودی خود دشمن آموزش نیستند افزود: موضوع نگرانکننده، استفاده نامحدود، بدون نظارت و بدون ساختار از این ابزارهاست؛ چراکه در چنین شرایطی ممکن است دانشآموز به محرکهای کوتاهمدت عادت و در مقابل متنهای طولانی و تفکر عمیق احساس خستگی کند.
کرونا و ماندگاری عادت «پاسخ سریع»
سلیمانپور در پاسخ به اینکه بعد از دوران کرونا تغییری در عادت مطالعه یا تمرکز دیده شده است؟ گفت: بله و این یکی از تلخترین میراثهای کروناست.
به گفته وی در آن دوره، یادگیری «سطحی و نمایشی» شد؛ یکی از آثار ماندگار آن دوره، شکلگیری نوعی یادگیری سطحی و انتظار برای دریافت پاسخ سریع بود که پس از بازگشت دانشآموزان به کلاس درس، بخشی از این عادت همچنان ادامه پیدا کرده است.
وی افزود: دانشآموز امروز گاهی انتظار دارد آموزش و پاسخ نیز مانند محتوای فضای مجازی فوری باشد، در حالی که یادگیری عمیق نیازمند زمان و صبر است و به همین دلیل میتوان گفت مدارس همچنان در حال بازآموزی «صبر برای یادگیری» هستند.
معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش بروجرد درباره برنامههای این مجموعه برای تقویت مطالعه عمیق نیز گفت: طرحهایی مانند توسعه سواد خواندن، زنگ انشا و کتابخوانی، «مدرسه خوانا» و حرکت به سمت ارزشیابی مبتنی بر تفکر به جای حفظیات در دستور کار قرار دارد و در شهرستان تلاش میشود این برنامهها با پروژههای کلاسی، مطالعه گروهی و ارزشیابی اصیل پیوند بخورد.
هوش مصنوعی؛ نه حذف، نه رها
سلیمانپور در پاسخ به این سوال که برای استفاده درست دانش آموزان از هوش مصنوعی چه برنامهای دارید گفت: رویکرد آموزش و پرورش باید «نه حذف و نه رها کردن» این فناوری، بلکه مدیریت هوشمندانه آن باشد.
وی تاکید کرد: هوش مصنوعی باید مانند «چراغقوه» برای کمک به فهم مطالب استفاده شود، نه اینکه به «عصای سفید» و جایگزین تفکر دانشآموز تبدیل شود بنابراین آموزش سواد هوش مصنوعی به معلمان و دانشآموزان، طراحی تکالیف فرآیندی تحلیلی، آموزش نقد و راستیآزمایی پاسخهای این ابزارها ضروری است.
وی نقش خانواده را در تقویت تمرکز دانشآموزان بسیار مهم دانست و گفت: تمرکز نه تنها یک مهارت کلاسی بلکه یک مهارت زندگی است بنابراین خانوادهای که خود الگوی مطالعه، خواب منظم، استفاده ساختارمند از گوشی و گفتوگوی عمیق باشد، بخش مهمی از مسیر را طی کرده است.
سلیمانپور افزود: هر میزان که مدرسه برای تقویت تمرکز تلاش کند، اگر در خانه استفاده بیقاعده از گوشی ادامه داشته باشد، اثرگذاری اقدامات مدرسه کاهش مییابد از این رو آموزش و همراه کردن والدین نیز باید جدی گرفته شود.
وی پیشنهاد اجرای روزانه پنج تا ۱۰ دقیقه «سکوت فعال» در کلاسهای درس را به عنوان یک راهکار ساده و کمهزینه مطرح کرد و گفت: تمرین تنفس، خواندن یک متن کوتاه یا مشاهده یک تصویر و بازگویی آن میتواند به خروج ذهن دانشآموز از حالت چندوظیفهای و تقویت توجه انتخابی کمک کند و اجرای این برنامه در مدارس میتواند بدون نیاز به هزینههای قابل توجه آغاز شود.
کاهش تمرکز نوجوانان، تغییر عادتهای شناختی
یک روانشناس بالینی نیز با اشاره به افزایش استفاده نوجوانان از تلفن همراه و شبکههای اجتماعی گفت: استفاده مداوم از محتوای سریع و جابجایی مکرر میان محرکهای مختلف میتواند تمرکز و توانایی مطالعه عمیق را کاهش دهد، اما این وضعیت به معنای کاهش توانایی ذهنی نوجوانان نیست و با تغییر عادتها و تمرین میتوان مهارت تمرکز را دوباره تقویت کرد.
سمیه کریمی با اشاره به اینکه کاهش تمرکز و دشوار شدن مطالعه عمیق، امروز به یکی از دغدغههای بسیاری از والدین تبدیل شده است افزود: استفاده مداوم از فضای دیجیتال، بهویژه محتواهای سریع، میتواند تمرکز را کاهش دهد، چون وقتی مغز به دریافت محرکهای سریع و پاداش فوری عادت میکند، فعالیتهای کند و عمیق مانند مطالعه ممکن است برای نوجوان خستهکننده به نظر برسد.
وی درباره اینکه چرا نوجوان ممکن است ساعتها در فضای مجازی بماند، اما برای مطالعه یک متن طولانی بیحوصله شود، توضیح داد: تفاوت در نوع پاداش این دو فعالیت نقش مهمی دارد.
به گفته وی شبکههای اجتماعی با محرکهای دیداری و شنیداری متنوع، توجه نوجوان را بهطور مداوم درگیر میکنند، در حالیکه مطالعه نیازمند تلاش ذهنی و شناختی است و پاداش آن، یعنی فهم مطلب، با تاخیر به دست میآید.
کریمی ادامه داد: این وضعیت را نباید لزوما به معنای کاهش توانایی ذهنی نوجوانان دانست، بلکه بیشتر به تغییر عادتها و شیوه استفاده از مغز مربوط است، چون مغز نوجوان همچنان انعطافپذیر است و با تغییر عادتها و تمرین میتوان توانایی تمرکز را دوباره تقویت کرد.
وی همچنین جابجایی مداوم میان مطالب و محرکهای مختلف را عامل دیگری در کاهش کیفیت تمرکز عنوان کرد و افزود: هر بار که نوجوان از یک موضوع به موضوع دیگر یا از درس به پیام تلفن همراه میرود، مغز باید انرژی زیادی برای تنظیم مجدد تمرکز صرف کند که تکرار این فرآیند میتواند موجب خستگی ذهنی، کاهش کیفیت یادگیری و دشواری در تفکر عمیق شود.
این روانشناس در پاسخ به اینکه چه زمانی خانوادهها باید نسبت به میزان استفاده فرزندشان از گوشی نگران شوند گفت: صرف استفاده از تلفن همراه به تنهایی معیار مناسبی نیست و زمانی باید جدیتر نگران شد که استفاده از فضای مجازی در عملکرد روزانه نوجوان اختلال ایجاد کند و مواردی مانند افت تحصیلی، بیخوابی، کنار گذاشتن علایق قبلی، پرخاشگری هنگام جدا شدن از گوشی یا ترجیح دادن فضای مجازی به ارتباط با خانواده و دوستان مشاهده شود.
کریمی افزود: محدود کردن گوشی به تنهایی راهحل نیست و باید در کنار آن، مهارت تمرکز و فعالیتهای جایگزین به نوجوان آموزش داده شود.
به گفته وی مطالعه باید با بازههای کوتاه مانند ۱۵ دقیقه مطالعه و پنج دقیقه استراحت آغاز و بهتدریج طولانیتر شود، قرار دادن گوشی در اتاقی دیگر هنگام مطالعه، تمرین تککاری و انجام فعالیتهایی مانند پازل، نقاشی، بازیهای فکری و موسیقی نیز از دیگر راهکارهای پیشنهادی است.
وی در توصیه به والدین با تاکید بر سه اصل الگو بودن والدین، گفتوگو به جای دستور و جایگزین کردن فعالیتهای جذاب به جای صرفا حذف گوشی افزود: والدین نمیتوانند از نوجوان بخواهند تلفن همراه را کنار بگذارد، در حالی که خودشان در زمان گفتوگو یا دورهمی خانوادگی دائم مشغول گوشی هستند.
کریمی تاکید کرد: تغییرات کوچک، اما پیوسته در نوجوانان ماندگارتر از محدودیتهای شدید و یکباره است بنابراین والدین باید در این مسیر صبور و همراه باشند.
تغییر سبک شناختی نسل جدید و ضرورت بازنگری در شیوههای آموزشی
جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی نیز میگوید: کاهش تمرکز و دشواری مطالعه عمیق میان دانشآموزان را نمیتوان صرفا ناشی از تنبلی یا کمکاری دانست، بلکه این وضعیت نشانه تغییر سبک شناختی نسل جدید تحت تاثیر فضای دیجیتال و جابجایی سریع میان اطلاعات است که نظام آموزشی باید متناسب با این تغییر، شیوههای آموزش و پرورش تفکر انتقادی را بازطراحی کند.
مجتبی ترکارانی در گفتوگو با ایرنا اظهار کرد: ذهن نسل جدید از «سواد خطی و عمیق» به سمت سیالیت دیجیتال و جابجایی سریع میان موضوعات حرکت کرده که این مهارت در فضای وب کارآمد است، اما در تفکر انتقادی و حل مسائل پیچیده میتواند به یک ضعف تبدیل شود.
وی افزود: گسترش هوش مصنوعی نیز این موضوع را پیچیدهتر کرده است، زیرا دسترسی سریع دانشآموزان به پاسخ آماده میتواند انگیزه آنها برای تمرین، ممارست و طی کردن مسیر طبیعی حل مساله را کاهش دهد و به نوعی «برونسپاری تفکر» منجر شود.
این پژوهشگر اجتماعی ادامه داد: این وضعیت در کشور با عواملی مانند گسستهای آموزشی ناشی از تعطیلیهای مکرر مدارس، فشارهای اقتصادی و شرایط محیطی نیز ترکیب شده و میتواند نظم فکری و عادت به یادگیری مستمر را تحت تاثیر قرار دهد.
ترکارانی تاکید کرد: مقابله با این روند نیازمند همکاری خانواده، مدرسه و نظام آموزشی است؛ در خانواده باید فضاهایی بدون فناوری با مطالعه تعاملی و گفتوگو محور تقویت شود، در مدرسه نیز تکالیف حافظهمحور جای خود را به فعالیتهای تحلیلی و خلاقانه بدهد و زمان مشخصی برای مطالعه آزاد و بدون ابزار دیجیتال اختصاص یابد.
وی بازنگری در حجم کتابهای درسی، تغییر شیوههای سنجش از حفظیات و تستزنی به ارزیابی مهارتهای تحلیلی و توانمندسازی معلمان را از دیگر ضرورتها دانست و گفت: رویکرد آموزشی نباید حذف فناوری باشد، بلکه باید مدیریت هوشمندانه آن و پرورش تفکر انتقادی در دل همین فضای دیجیتال باشد.
ترکارانی گفت: نسل امروز با ضرباهنگ تند، تصویرمحور و پارهپاره فضای دیجیتال خو گرفته است بنابراین سیاستگذاری آموزشی باید این تغییر را به عنوان یک واقعیت اجتماعی بپذیرد و به جای تلاش برای بازگرداندن اجباری دانشآموزان به الگوی سنتی مطالعه، راهکارهای تقویت تفکر عمیق و مهارتهای تحلیلی را متناسب با شرایط جدید بازطراحی کند.
بنا بر نظر کارشناسان باید پذیرفت که نسل امروز به لحاظ ساختار شناختی دچار دگرگونی بنیادین شده و ذهنش با نبض تند فضای دیجیتال انطباق یافته است از این رو، بازگرداندن اجباری دانشآموزان به دوران کتابخوانی فیزیکی و تمرکز عمیق سنتی، اگر ناممکن نباشد، هدفی دشوار و دور از واقعیتهای میدان است.
کارشناسان نیز معتقدند سیاستگذاری آموزشی باید به جای نوستالژیگرایی و مقاومت در برابر این تغییر الگو، آن را به عنوان واقعیت اجتماعی به رسمیت بشناسد و راهکارهای پرورش تفکر انتقادی را در دل همین سیالیت دیجیتال بازطراحی کند.
ارسال نظرات