تازه ها
تعاون در ایران؛ بخش تعاونی می تواند مرهم درد اشتغال و اقتصاد باشد؟
اگر بخش تعاون به تعبیر رهبر شهید ایران «چشمه جوشان اشتغال» است، یک پرسش جدی همچنان پیش روی سیاستگذاران قرار دارد: چرا صدای این چشمه در اقتصاد ایران آنگونه که باید رسا نیست؟
این پرسش در هفته تعاون اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ بهویژه در اقتصادی که همزمان با مسئله اشتغال جوانان، بیکاری یا اشتغال نامرتبط دانشآموختگان، ضرورت مشارکت مردم در تولید و نیز افزایش تابآوری اقتصادی در برابر تحریم و جنگ مواجه است.
تعاون در قانون اساسی یکی از سه بخش اصلی اقتصاد کشور است، اما در عمل هنوز نتوانسته متناسب با این جایگاه، نقش خود را در تولید و اشتغال ایفا کند. گویی تعاون در اقتصاد ایران نه فراموش شده و نه بهطور کامل جدی گرفته شده است؛ ظرفیتی بزرگ که هنوز به موتور قدرتمند اقتصاد تبدیل نشده است.
حلقه مفقوده اشتغال دانشآموختگان
یکی از مهمترین عرصههایی که تعاون میتواند در آن تحول ایجاد کند، اشتغال دانشآموختگان است.
امروز بسیاری از جوانان تحصیلکرده دارای دانش و مهارت هستند، اما سرمایه لازم برای ایجاد یک کسبوکار مستقل را ندارند. راهحل الزاماً این نیست که همه آنها در جستوجوی استخدام باشند. میتوان بخشی از این نیروها را در قالب تعاونیهای تخصصی و دانشبنیان سازماندهی کرد.
چند مهندس، برنامهنویس، متخصص کشاورزی، طراح، حسابدار یا کارشناس انرژی، شاید به تنهایی یک بنگاه رقابتپذیر ایجاد نکنند؛ اما کنار هم میتوانند یک شرکت اقتصادی توانمند بسازند که مالکیت آن نیز در اختیار خودشان باشد.
اینجاست که تعاون میتواند معادله اشتغال را تغییر دهد: از «جوینده کار» به «سازنده کار».
البته برای تحقق این هدف، صرف تشکیل تعاونی کافی نیست. دسترسی به سرمایه، بازار، فناوری، آموزش مدیریتی و اتصال به زنجیرههای تولید و صادرات ضروری است. سیاستگذاری اشتغال نیز باید از تسهیلاتمحوری صرف عبور کند و به سمت ایجاد کسبوکارهای پایدار حرکت کند.
تعاون؛ زیرساخت تابآوری در جنگ
اهمیت تعاون در شرایط جنگی و بحرانی حتی بیشتر آشکار میشود.
در جنگ، اقتصاد تنها با مسئله رشد مواجه نیست؛ تداوم تولید، حفظ اشتغال، امنیت غذایی و استمرار توزیع کالا و خدمات به مسئلهای حیاتی تبدیل میشود.
تعاونیهای کشاورزی میتوانند در حفظ تولید و امنیت غذایی نقش داشته باشند. تعاونیهای مصرف میتوانند بخشی از شبکه توزیع کالا را حفظ کنند. تعاونیهای تولیدی و خدماتی نیز میتوانند با غیرمتمرکز کردن فعالیتهای اقتصادی، بخشی از ریسک توقف تولید را کاهش دهند.
از این منظر، تعاون فقط یک قالب اقتصادی نیست؛ میتواند بخشی از زیرساخت تابآوری اجتماعی و اقتصادی کشور باشد.
تجربه بسیاری از کشورها نیز نشان داده است که شبکههای تعاونی در شرایط رکود و بحران، با اتکا به مشارکت اعضا، سرمایههای خرد و شبکههای محلی، میتوانند به حفظ تولید و اشتغال کمک کنند؛ تجربهای که برای اقتصاد ایران نیز قابل مطالعه و استفاده است.
چرا تعاون صدای رسایی ندارد؟
پرسش اصلی اینجاست که اگر چنین ظرفیتی وجود دارد، چرا سهم و اثرگذاری تعاون متناسب با آن نیست؟
بخشی از پاسخ را باید در نگاه سیاستگذاری جستوجو کرد. تعاون زمانی قدرتمند میشود که بانک، دانشگاه، بازار، نظام مالیاتی، دستگاههای اجرایی و سیاستهای اشتغال، آن را به عنوان یک بخش واقعی و راهبردی اقتصاد به رسمیت بشناسند؛ نه صرفاً مجموعهای از بنگاههای کوچک.
هفته تعاون نباید فقط فرصتی برای تقدیر از تعاونیهای برتر باشد؛ باید فرصتی برای طرح یک سؤال جدی باشد:
چرا در کشوری با میلیونها نیروی تحصیلکرده، سرمایههای خرد و نیاز جدی به اشتغال، هنوز از ظرفیت اقتصاد تعاونی به اندازه کافی استفاده نمیکنیم؟
سخن آخر
تعاون قرار نیست جای دولت یا بخش خصوصی را بگیرد؛ بلکه میتواند پل میان مردم، سرمایه، دانش و بازار باشد.
اگر قرار است مشارکت مردم در اقتصاد از شعار به واقعیت تبدیل شود، باید راه ورود آنها به تولید و مالکیت اقتصادی را هموار کرد.
شاید امروز مسئله اصلی این نباشد که چشمه تعاون آب ندارد؛ مسئله این است که هنوز راه جریان آن را به اندازه کافی باز نکردهایم.
هفته تعاون میتواند نقطه آغاز یک بازنگری باشد: تعاون باید از حاشیه سیاست اشتغال به متن سیاست تولید، اشتغال و تابآوری اقتصادی ایران بازگردد.
یادداشت: امیر علی بینام
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات