تازه ها
گذار از «دانشنامه» به «دانشبنیان»؛ چرا برنامه پسادکتری فناوری، کلیدواژه جدید صنعت است؟
به گزارش بازارکار،«برنامه حمایتی پسادکتری فناوری» حالا به عنوان پل ارتباطی جدیدی تعریف شده است که نه تنها به دنبال شغلسازی برای نخبگان است، بلکه قصد دارد موتور تحقیق و توسعه (R&D) را در دلِ صنایع کوچک و بزرگ روشن نگه دارد. در این گزارش به بررسی چرایی اهمیت این برنامه و اهداف استراتژیک آن پرداختهایم.
وقتی دانش، در خدمت تولید قرار میگیرد
صنایع پیشرو در دنیا، مدتهاست که از مدلهای «صنعتمحور» برای جذب نیروهای پسادکتری استفاده میکنند. در ایران نیز برنامه حمایتی پسادکتری فناوری با نگاهی مشابه، به دنبال آن است که پژوهشگر را از محیط خشک آزمایشگاههای دانشگاهی بیرون آورده و در خط مقدم «توسعه فناوری و ساخت محصولات جدید» بنشاند. هدف روشن است: تبدیل ایدههای کاغذی به نمونههای صنعتی که بتوانند در بازار رقابتی حرفی برای گفتن داشته باشند.
ارتقای کیفیت؛ دغدغهای که با نخبگان حل میشود
یکی از معضلات دیرینه واحدهای صنعتی، توقف در «تولید سنتی» و عدم ارتقای کیفی محصولات به دلیل نبود دانش فنی بهروز است. کارشناسان معتقدند حضور یک نیروی پسادکتری در خط تولید، فراتر از یک استخدام ساده است؛ این یعنی تزریقِ دانش بهروز برای «ارتقای کمی و کیفی محصولات فناورانه». در واقع، این برنامه میکوشد تا با حضور نخبگان در بدنه شرکتها، استانداردها را بازطراحی و بهرهوری را به حداکثر برساند.
سرمایهگذاری روی «مهارت» به جای «مدرک»
بسیاری از دانشآموختگان دکتری، در طول تحصیلات خود کمتر با فرهنگ «کارتیمی در محیط صنعتی» و «محدودیتهای بازار» آشنا میشوند. یکی از نقاط قوت این برنامه، تمرکز بر «تقویت توانمندیها و مهارتهای کاربردی» است. در این دوره، پژوهشگر یاد میگیرد که چگونه دانش تخصصی خود را به زبانِ «سود و زیان» و «فناوری قابل تجاریسازی» ترجمه کند؛ مهارتی که دانشگاه به تنهایی قادر به آموزش آن نیست.
**حفظ نخبگان؛ دغدغهای که با «شغل» پاسخ داده میشود**
نمیتوان از مهاجرت نخبگان سخن گفت و راهکاری برای «اشتغال پایدار» نداشت. برنامه پسادکتری فناوری با ایجاد فرصتهای شغلیِ متناسب با تخصصهای بالا، عملاً مسیری را هموار میکند تا نخبگان دکتری به جای خروج از کشور، چالشهای ملی را به عنوان پروژههای کاری خود بپذیرند. ایجاد این امنیت شغلی، در کنار حمایتهای مادی و معنوی، بخشی از پازل بزرگِ «حفظ سرمایههای انسانی» است.
و در نهایت؛ رونق اقتصاد کلان
شاید در نگاه اول، تأثیر یک پژوهشگر در یک شرکت چندان بزرگ به نظر نرسد، اما وقتی این مدل در سطح صدها شرکت دانشبنیان و صنعتی تکرار شود، تأثیرات آن در «بهبود شاخصهای اقتصادی کشور» نمایان خواهد شد. کاهش ارزبری، بومیسازی قطعات استراتژیک و افزایش صادرات محصولات فناورانه، همگی نتیجهی همین پیوند مبارک میان نخبگان و صنعت است.
جمعبندی:
برنامه حمایتی پسادکتری فناوری، تنها یک تسهیلات حمایتی نیست؛ بلکه یک تغییر رویکرد در مدیریت منابع انسانی کشور است. مسیری که اگر با همت بخش خصوصی و حمایتهای هدفمند دولتی تداوم یابد، میتواند در میانمدت، چهرهی تولید صنعتی ایران را از یک مدلِ وابسته به یک مدلِ متکی بر دانش و خلاقیت بومی تغییر دهد.
ارسال نظرات