خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۸۲۹۲۹
نویسنده: دکتر مهدی شیرمحمدی

جنگ شناختی و تانکر‌های نامرئی؛ چگونه نفت در تاریکی جابه‌جا می‌شود؟

در حالی که جهان با بحران‌های پیاپی انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند، در یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان، یک شبکه پیچیده و سازمان‌یافته در حال جریان است: جابه‌جایی روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از طریق «شاتل تانکرها» که با استفاده از تکنیک‌های پنهان‌کاری، از چنگ نظارت‌های بین‌المللی می‌گریزند.
شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۳

در حالی که جهان با بحران‌های پیاپی انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند، در یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان، یک شبکه پیچیده و سازمان‌یافته در حال جریان است: جابه‌جایی روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از طریق «شاتل تانکرها» که با استفاده از تکنیک‌های پنهان‌کاری، از چنگ نظارت‌های بین‌المللی می‌گریزند. این جریان، نه یک فعالیت تصادفی، بلکه یک «اقتصاد سایه» است که با حمایت ساختاری برخی قدرت‌های منطقه‌ای، امنیت انرژی جهانی را با چالش مواجه کرده است.

۱. ساختار عملیاتی اقتصاد سایه: تکامل از یک واکنش اضطراری به یک «صنعت جدید»

تحقیقات نشان می‌دهد که این شبکه، یک زنجیره لجستیکی دقیق و در حال تکامل است. عملیات انتقال کشتی به کشتی یا STS (Ship-to-Ship) که پیش از این بسیار نادر بود، اکنون به یک «راه نجات حیاتی» برای تولیدکنندگان نفت منطقه تبدیل شده است تا خود را با اختلالات ناشی از تنش‌های دریایی وفق دهند.

این سازوکار دیگر یک راهکار محدود برای چند محموله نیست، بلکه به یکی از ابزار‌های اصلی صادرکنندگان منطقه برای حفظ جریان انرژی در شرایط اختلال تردد تبدیل شده است. نمونه بارز آن، استراتژی آرامکو است؛ گزارش‌ها حاکی از آن است که آرامکو برای ماه‌های سپتامبر و اکتبر، در مجموع حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت خام را برای بارگیری از رأس‌تنوره و انتقال STS در نزدیکی بندر صحار (عمان) فروخته است. برآورد منابع تجاری نشان می‌دهد این سازوکار امکان حفظ جریان حدود ۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت عربستان را فراهم می‌کند. نکته استراتژیک اینجاست که این

محموله‌ها حتماً باید ابتدا از تنگه هرمز عبور کرده و سپس در دریای عمان به نفتکش‌های مسیر بلند منتقل شوند.

بحران فعلی حتی مرز‌های نفت را نیز درنوردیده و به بخش گاز نیز سرایت کرده است؛ به‌طوری که شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) برای نخستین بار از روش انتقال کشتی‌به‌کشتی برای گاز طبیعی مایع (LNG) در خارج از تنگه هرمز استفاده کرده است. این اقدام که با خاموش کردن سامانه‌های شناسایی انجام می‌شود، پاسخی به توقف تردد محموله‌های گاز به دلیل تنش‌های منطقه‌ای و تلاشی برای پنهان‌سازی مبدأ محموله‌ها توسط امارات است.

انتخاب بندر صحار در این زنجیره، تصادفی نیست. این بندر با قرارگیری در دریای عمان و حدود ۱۵۰ کیلومتری جنوب تنگه هرمز، زیرساخت‌های لازم را از سال ۲۰۲۰ برای این عملیات فراهم کرده بود، اما بحران‌های اخیر، این زیرساخت را از یک فعالیت تجاری عادی به یک «زیرساخت استراتژیک برای دور زدن محدودیت‌ها» تبدیل کرده است. تحقیقات نشان می‌دهد که مدل اصلی این قاچاق، بر پایه استفاده از «شاتل تانکرها» استوار است. این کشتی‌های کوچک که بخشی از آنها اجاره‌ای و بخشی خریداری شده‌اند، پیش از ورود به تنگه هرمز، سیستم شناسایی خودکار (AIS) را خاموش می‌کنند. آنها در سواحل کشور‌های عربی (از جمله امارات، عمان، قطر، عربستان، عراق و بحرین) عملیات بارگیری را انجام داده و پس از عبور از تنگه هرمز، سیستم خود را روشن می‌کنند تا خود را به عنوان تانکر‌های عادی معرفی کنند. این شبکه، خروجی عظیمی برای اقتصاد کشور‌های مقصد دارد؛ گزارش‌های رسمی از ژاپن، چین، کره جنوبی و مالزی حاکی از آن است که این کشور‌ها روزانه بطور نسبی حدود ۶ میلیون بشکه نفت را از طریق این مسیر غیرقانونی وارد می‌کنند. کره جنوبی با ساخت و اعزام شاتل تانکرها، نقش فعالی در این چرخه ایفا می‌کند. این حجم از جابه‌جایی، برآورده می‌کند که نفت قاچاق می‌تواند تا ۲۰ درصد بیشتر از نرخ‌های رسمی، حجم فروش نفت در شرق آسیا را افزایش دهد.

۲. فرار به جلو و واقعیت‌های میدانی: نفی ادعای آزادی تنگه

در مواجهه با این واقعیت‌های لجستیکی، روایت‌های سیاسی غرب رنگ دیگری به خود می‌گیرند. مقامات آمریکایی و حتی ترامپ، مرتباً با ادعا‌هایی مضحک، مدعی هستند که «تنگه هرمز آزاد است» و هر مانوری که آمریکا در منطقه انجام می‌دهد، تضمین‌کننده آزادی این آبراه است. این اظهارات که حتی برای مصرف داخلی و تبلیغات انتخاباتی در آمریکا نیز ابهام دارد، در واقع نوعی «فرار به جلو» است تا واقعیت ناتوانی در کنترل جریان‌های پنهان را پوشش دهند.

واقعیت میدانی، برخلاف ادعای واشینگتن، نشان می‌دهد که هیچ معامله یا جابه‌جایی بزرگی در این منطقه نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن موازنه قدرت و جلب رضایت جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد. اقدامات اخیر نیرو‌های مسلح ایران در هدف قرار دادن کشتی‌های ناقض قوانین، پیامی روشن به بازیگران منطقه و جهانی بود: «ادعای آزادی تنگه بدون کنترل بر اقتصاد سایه، تنها یک توهم سیاسی است.»

۳. تحلیل کمی: ابعاد عظیم جریان پنهان

اعداد و ارقام ارائه‌شده توسط تحلیل‌گران (از جمله داده‌های شرکت کپلر) نشان‌دهنده ابعاد تکان‌دهنده این پدیده است.

جهش در حجم انتقال: بر اساس داده‌های کپلر، حجم نفتگیری از طریق روش STS با رشدی خیره‌کننده رو‌به‌رو بوده است؛ به طوری که این رقم از ۱.۴ میلیون بشکه در روز در ماه اوت، به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز در ماه سپتامبر رسیده است. این یعنی حدود ۴۰ درصد از کل حجمی که از تنگه هرمز عبور می‌کند، از طریق این روش‌های انتقال میان‌کشتی انجام می‌شود.

تنش قیمت و عرضه: این اختلالات، به وضوح بر بازار‌های جهانی اثرگذار است. تنها با افزایش تنش‌ها در باب‌المندب و تغییر مسیر‌های صادراتی، قیمت نفت برنت به مرز ۱۰۸ دلار رسیده است.

همچنین، میزان صادرات از طریق هرمز در ماه سپتامبر به حدود ۶.۵ میلیون بشکه در روز رسیده که نشان‌دهنده تلاش سیستماتیک برای حفظ جریان عرضه در عین مواجهه با بحران‌های عرضه است.

۴. پدافند هوشمند: فراتر از ردیابی سنتی

با توجه به اینکه این تانکر‌ها با خاموش کردن سیستم‌های الکترونیک خود تلاش می‌کنند «نامرئی» شوند، راهکار پدافند ایران باید از ابزار‌های سنتی به سمت «پدافند فیزیکی و الگوریتمیک» حرکت کند:

-شناسایی از طریق تغییرات «جابه‌جایی»: (Draft) یکی از دقیق‌ترین روش‌ها برای شناسایی این تانکر‌های پنهان، پایش تغییرات وزن و عمق غوطه‌وری کشتی در دریاست. با استفاده از تحلیل تصاویر ماهواره‌ای، تغییر در ارتفاع کشتی نسبت به سطح آب می‌تواند هویت عملیاتی یک کشتی را حتی در زمان خاموشی AIS فاش کند.

-پایش با رادار‌های SAR و هوش مصنوعی: استفاده از رادار‌های با بازگشت سنتتیک (SAR) در کنار الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای تشخیص «حرکت‌های غیرعادی» ماندن توقف‌های طولانی در

نقاط بارگیری میان‌دریایی یا (STS)، می‌تواند شبکه سایه را شفاف کند.

-پدافند ترکیبی (پهپادی-موشکی): همان‌طور که برخورد بیش از چندین نفت‌کش غیرقانونی با پهپاد‌ها و موشک‌ها نشان داد، پدافند فعال باید با ترکیب گشت‌های هوایی و دریایی، هزینه‌ی عملیاتی این شبکه را به قدری بالا ببرد که دیگر برای شرکت‌های قاچاق «ریسک‌کردنی» نباشد.

۵. جبهه اقتصادی: گذار به سمت اقتصاد پدافند-محور

مقابله با این تهدیدات نباید تنها در سطح «بقا» باشد. استراتژی اقتصادی ایران باید بر دو محور اصلی استوار شود: الف) تنوع‌بخشی ساختاری: عبور از مدل‌های متمرکز بر صادرات انرژی و پیوند میان «دانش‌بنیان‌ها و صنعت» برای ایجاد ارزش افزوده بالا، تا در صورت نوسانات شدید بازار‌های جهانی یا مسدود شدن مسیر‌های تجاری، بدنه اصلی اقتصاد دچار شوک نشود.

ب) تقویت تاب‌آوری زنجیره تأمین: ایجاد زیرساخت‌های داخلی برای جایگزینی سریع واردات و کاهش وابستگی به جریان‌های مالی تحت کنترل قدرت‌های بیگانه.

در نهایت، باید پرسید: با توجه به اینکه بستن تنگه هرمز می‌تواند منجر به شوک عظیم انرژی در جهان شود، اعتراضات و اقدامات ایران چه تأثیری خواهد داشت؟ واقعیت این است که کشور‌های درگیر در این بحران، خود در چنبره این نوسانات گرفتارند.

ایران باید از موضع «بازتعریف امنیت جهانی» استفاده کند. اعتراضات ما به جوامع بین‌المللی نباید صرفاً یک خواسته سیاسی، بلکه باید یک «مطالبه حقوقی و اقتصادی» باشد. اگر این کشور‌ها و شرکت‌های بیمه‌ای که از اقتصاد سایه سود می‌برند، در مدیریت امنیت تنگه نقش ندارند، باید مسئولیت هزینه‌های ناشی از این بی‌نظمی‌ها را بپذیرند.

پاسخ نهایی ایران، نه تنها در اعمال قدرت نظامی در تنگه، بلکه در «هوشمندسازی پدافند»، «تغییر ساختار اقتصادی» و «مقابله با جنگ شناختی» نهفته است. ما باید نشان دهیم که امنیت تنگه هرمز، تنها یک موضوع منطقه‌ای نیست، بلکه ضامن ثبات اقتصادی جهانی است که تنها با پایبندی به قواعد شفاف و مبارزه با اقتصاد‌های سایه محقق می‌شود.

«عضو هیئت علمی و کارشناس استراتژیک حوزه مطالعات خاورمیانه»

برچسب ها:

ارسال نظرات

captcha