بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری
کد خبر : ۸۱۶۷۵

روایت کارآفرینی یک مددجو؛ اینجا عطر خوش گلاب با رایحه خودکفایی در هم پیچیده است

کارآفرین جوان کمیته امداد با راه‌اندازی کارگاه تولید عرقیات گیاهی توانسته علاوه بر کسب درآمد پایدار، برای ۱۰ نفر از مددجویان نیز اشتغال‌زایی کند.
چهارشنبه ۱۴ تير ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۸

به گزارش بازارکار از پایگاه اطلاع‌رسانی کمیته امداد، زندگی «جواد یوسفی» حالا از این رو به آن رو شده است؛ چند سال پیش او حتی یک لحظه هم فکرش را نمی‌کرد که خودش کارآفرینی کند و زندگی را برای بسیاری از اهالی روستای «گیلده» به جریان بیندازد اما حالا با کمک کمیته امداد همه چیز ممکن شده است، او روزی مددجوی کمیته بود و امروز کارآفرین شده است.

زندگی از ابتدا به جواد سخت گرفته است و بیشتر از سنش به نظر می‌رسد؛ با این که در دهه ۳۰ زندگی‌ قرار دارد، اما مانند افراد ۴۰ ساله می‌ماند. دستهایش پینه بسته است و قدش هم کمی رو به جلو خم شده، انگار که روزگار، بار سنگینی را روی دوشش گذاشته است؛ اما در همیشه روی یک پاشنه نمیچرخد، فقط باید منتظر بود و از فرصت مناسب استفاده کرد.

جواد از زمانی که به یاد دارد، در روستای آبا و اجدادیش زندگی کرده است، در روستای گیلده شهر آستارا استان گیلان، که در نقطه صفر مرزی قرار دارد، جایی که تنها یک کیلومتر با مرز کشور همسایه شمالی فاصله دارد. مرزنشینی و محرومیت همیشه با هم هم‌خوان و هم‌راستا بوده، هرچند که طبیعت همیشه بخشنده است و زیبایی‌هایش را خالصانه در اختیار چشم و نظر ساکنین و مسافران گذاشته، روستای گیلده اما جز نقاط محروم کشور است و زندگی برای اهالی مرزنشین و محروم سخت. زندگی آقای یوسفی هم مانند اهالی دیگر، سخت بوده است و دخل و خرج هیچ وقت با هم نمی‌خواند. هرچند که شغل اهالی روستا، کشاورزی، دامداری و گلهداری است و او هم مانند دیگر اهالی روستا، شغل کشاورزی داشت، اما زندگی به سختی می‌گذشت. جواد سال‌ها مددجوی کمیته امداد امام خمینی (ره) بود اما ته دلش دوست داشت که زندگی به شکل و شمایل بهتری بگذرد؛ او در سر رویایی داشت که آن زمان، خیلی هم آن را دست‌نیافتنی می‌دانست، اما گاهی زندگی روی خوشش را نشان می‌دهد و طعم شیرین خوشی را به افراد می‌چشاند.

ماجرا از اجرایی شدن طرح اشتغال‌زایی مددجویان شروع است، از طرحی که کمیته امداد امام خمینی (ره) برای خودکفایی مددجویان تحت پوشش درنظر گرفته بود، قرعه بهره‌مندی از این طرح، به نام جواد درآمد تا او هم مانند بسیاری از مددجویان خودکفا و حتی کارآفرینی کند؛ بنابراین به دیدار تسهیل‌گر شهرستان رفت و در جلسات استعدادیابی شرکت کرد. در این کلاس‌ها بود که جواد از راه و رسم گلاب‌گیری و عرقیجات شنید و مشتاق شد برای شرکت در کلاس‌های آموزشی کمیته. این شغل مناسب جواد بود، زمانی که در طبیعت بخشنده روستا، در جنگل‌های فندق‌لو، دامنه کوه‌ها، دشت‌ها و در دره حیران، پر از گلهای گل‌گاوزبان، نسترن، پامچال، خاس، بابونه و بنفشه می‌روید. چند ماه بعد، بعد از پایان کلاس‌های آموزشی، او می‌توانست گلاب‌گیری کند و عرقیجات برند خودش را تولید کند. اینجا اما اول راه نبود، او باید تحت آموزش بیشتری قرار می‌گرفت تا بداند چه طور بازاریابی و برندسازی کند و حتی جامعه هدف مشتری‌هایش را بشناسد و حتی نگه‌شان دارد. همه این آموزش‌ها در کمیته امداد انجام شد، تا او دلنگران هیچ چیزی نباشد.

بعد از پایان کلاس‌های آموزشی، کمیته امداد باز هم در کنار این مرد جوان بود و تسهیلات لازم برای شروع یک کسب و کار را در اختیار جواد گذاشت. جواد خیلی زود، وسایل شروع کار را تهیه کرد و یک کارگاه تولید عرقیجات، راه‌اندازی کرد. حالا چند سالی از آن روزها می‌گذرد و یوسفی، کسب و کار خود را دارد و ۱۰ نفر از مددجویان نیز برای او کار می‌کنند. حالا عطر خوش گلاب و عرقیجات او، در خانه اهالی شهرستان و استان‌های هم‌جوار، می‌پیچد.

این روزها، جواد هر روز به قله اسپیناس نگاه می‌کند، به قله‌ای که آهنین و قدرتمند، ایستاده و پایدار، با قله‌ای افراشته و سنگی، قد راست کرده و سر آن از مه‌ همیشگی و جنگل‌های پهناور بیرون است

ارسال نظرات

captcha