تازه ها
دختران، پیشتاز ورود به دانشگاه هستند، اما فرصتهای شغلی کمتری نسبت به مردان دارند/ شکاف جدی حضور زنان در رشتههای فنی و حرفهای
به گزارش بازارکار، هرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده اعلام کرده شکاف پذیرش زنان در این رشتهها همچنان جدی است؛ شکافی که فراتر از یک آمار، پرسشهایی درباره ریشههای فرهنگی، آموزشی و شغلی آن ایجاد کرده است.
بازار کار، منشأ شکاف جنسیتی
سمیه گلپور، رئیس پیشین کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران در پاسخ به این پرسش که با وجود حضور گسترده زنان در آموزش عالی چرا همچنان در ورود آنان به رشتههای فنی و سپس بازار کار صنعتی و حتی حرفهای شکاف جدی وجود دارد، به خبرنگار ما میگوید: برای فهم این شکاف باید از دانشگاه عبور کنیم و به بازار کار برسیم، چون مسئله اصلی آنجا شکل میگیرد. دختران ما وقتی میبینند حتی پس از تحصیل در رشتههای فنی، شانس جذب، امنیت شغلی و امکان ارتقای آنان کمتر از مردان است، طبیعی است بخشی از انگیزه خود را برای ورود به این رشتهها از دست بدهند. درواقع، بازار کار به زنان علامت ناامیدکننده میدهد. یعنی دختران احساس میکنند حتی اگر وارد مسیرهای فنی شوند، الزاماً فرصت برابر در انتظارشان نیست. همین مسئله یک چرخه معیوب ایجاد میکند و آن اینکه زنان کمتر جذب میشوند، در نتیجه تقاضا برای ورود آنان به برخی رشتههای فنی پایین میآید و همین کاهش تقاضا، شکاف جنسیتی را عمیقتر میکند؛ بنابراین ریشه ماجرا را باید در ساختار اشتغال و استخدام جستوجو کرد، نه صرفاً در انتخابهای آموزشی.
او میافزاید: زنان ایرانی بارها توان علمی، فنی و مدیریتی خود را ثابت کردهاند. مسئله این نیست که زنان توان ورود به مشاغل فنی را ندارند؛ مسئله این است افق شغلی روشن و مطمئنی پیش روی خود نمیبینند. وقتی یک دختر بداند پس از سالها تحصیل و تخصصآموزی، باز هم در مرحله استخدام با تبعیض روبهرو میشود، طبیعی است در انتخاب مسیر خود محتاطتر شود؛ بنابراین باید این پیشفرض غلط را کنار بگذاریم که کمرنگ بودن حضور زنان در برخی رشتههای فنی، ناشی از بیعلاقگی ذاتی آنان است. این بیشتر حاصل تجربه اجتماعی و پیامهایی است که بازار کار به آنان میدهد. اگر این پیامها عوض شود و فرصت واقعی شکل بگیرد، حضور زنان در این حوزهها هم افزایش پیدا میکند.
گلپور معتقد است: متأسفانه تبعیض استخدامی علیه زنان در بسیاری از بخشها، بهویژه در مشاغل فنی، صنعتی و حرفهای واقعیتی انکارناپذیر است. بخشی از کارفرمایان هنوز با پیشفرضهای کلیشهای تصمیم میگیرند؛ مثلاً تصور میکنند زنان برای مشاغل صنعتی مناسب نیستند یا حضور آنان برای کارفرما هزینهزاست. این نگاه، هم غیرعادلانه است و هم از نظر اقتصادی به زیان کشور تمام میشود. در برخی آزمونهای استخدامی و فرایندهای جذب در صنایع بزرگ و مادر نیز شاهد هستیم یا ظرفیت زنان بسیار کم تعریف میشود یا اساساً برخی ردیفهای شغلی بهگونهای طراحی میشوند که عملاً زنان از دایره رقابت کنار گذاشته شوند. این اتفاق فقط در استخدام اولیه نیست؛ زنانی که وارد محیط کار میشوند، در مسیر ارتقا نیز با همان تبعیض ساختاری مواجهاند. یعنی مسئله فقط در ورود نیست، بلکه مسیر رشد هم برای آنان ناهموار است.
تبعیض در مسیر رشد شغلی
این فعال کارگری به موانع پس از استخدام اشاره میکند و میگوید: بخشی از مشکل به زیرساختها برمیگردد. هنوز در برخی واحدهای صنعتی، امکانات رفاهی، ایمنی و شرایط محیطی متناسب با حضور زنان بهطور کامل پیشبینی نشده، حتی در مواردی تجهیزات ایمنی و حفاظت فردی متناسب با شرایط جسمی زنان طراحی یا تأمین نشده است. اینها مسائل سادهای نیستند و بهطور مستقیم بر کیفیت حضور شغلی زنان اثر میگذارند. بخش دیگر، به فرهنگ سازمانی و نگاه مدیریتی مربوط میشود. در بعضی فضاها هنوز این تصور وجود دارد که کار فنی و صنعتی ذاتاً مردانه است. همین ذهنیت، زنان را وادار میکند برای اثبات شایستگی خود، چند برابر بیشتر از مردان تلاش کنند. در کنار این مسئله، سقف شیشهای نیز کاملاً جدی است؛ یعنی زنان حتی اگر وارد مجموعه شوند، در رسیدن به موقعیتهای تصمیمساز، مدیریتی و سطوح بالاتر تخصصی با مانع روبهرو میشوند.
به گفته وی، واقعیت این است که مشکل ما فقط کمبود قانون نیست؛ مشکل اصلی، ضعف اجرا و نبود پیوند واقعی میان قانون، آموزش و اشتغال است. ما در این حوزه اسناد و قوانین مهمی داریم. ازجمله قانون نظام جامع آموزش و تربیت فنی، حرفهای و مهارتی مصوب ۱۳۹۶ که با هدف تربیت نیروی انسانی ماهر، توسعه اشتغال، کارآفرینی، خوداشتغالی و تولید ثروت طراحی شده است. روح این قانون آن است که آموزش از نیاز واقعی بازار کار جدا نباشد، یعنی آموزش فنی و مهارتی باید به اشتغال و بهرهوری اقتصادی منتهی شود. اما وقتی زن تحصیلکرده و آموزشدیده در مرحله ورود به بازار کار با تبعیض روبهرو میشود، یعنی این اتصال بهدرستی برقرار نشده است. به بیان دیگر، ما قانون داریم، اما اجرای متصلکننده نداریم؛ یعنی حلقهای که باید آموزش زنان را به فرصت شغلی واقعی پیوند بزند، هنوز ضعیف است. در سالهای گذشته بارها بر اهمیت مهارتآموزی در نظام آموزشی و آمادهسازی نسل جوان برای آینده کشور تأکید شده است. رهبر شهید انقلاب هم در مقاطع مختلف، مهارتآموزی را از ضرورتهای مهم نظام آموزشی و یکی از پیشنیازهای تربیت نیروی انسانی کارآمد دانستهاند. این نگاه نشان میدهد کشور نمیتواند فقط با آموزش نظری پیش برود و باید به سمت تربیت نیروی کار ماهر و آماده ورود به میدان تولید حرکت کند. اما پرسش مهم اینجاست آیا زنان هم بهطور برابر در این مسیر دیده شدهاند؟ اگر از مهارتآموزی سخن بگوییم، اما در مرحله استخدام، زنان را کنار بگذاریم، عملاً بخشی از این سیاست را بیاثر کردهایم. مهارتآموزی زمانی معنا دارد که به فرصت واقعی برای اشتغال و مشارکت اقتصادی منجر شود. اگر این پیوند برای زنان برقرار نشود، نیمی از سرمایه انسانی کشور را معطل گذاشتهایم.
اشتغال زنان باید مولد شود
گلپور در پاسخ به این پرسش که یکی از نقدها این است اشتغال زنان بیشتر به سمت خدمات رفته تا بخشهای صنعتی، فنی و دانشبنیان؛ این روند را چگونه ارزیابی میکنید، بیان میکند: این مسئله یکی از نقاط ضعف جدی ساختار اشتغال زنان در ایران است. بخش بزرگی از اشتغال زنان در سالهای اخیر در حوزه خدمات متمرکز شده، در حالی که همه مشاغل خدماتی الزاماً مولد، پایدار یا دانشبنیان نیستند. بسیاری از این مشاغل ارزشافزوده پایینتری دارند، امنیت شغلی آنان کمتر و مسیر رشد حرفهای در آنها محدودتر است. وقتی زنان تحصیلکرده بیشتر به مشاغلی سوق داده میشوند که تناسب چندانی با تخصص فنی، دانشگاهی یا ظرفیت علمی آنان ندارد، یعنی با شکاف میان دانش و مهارت بازار مواجه هستیم. این همان ناهماهنگی میان نظام آموزشی و نیاز واقعی اشتغال است. نتیجه آن هم این میشود که زنان با وجود مدرک و دانش، یا بیکار میمانند یا در مشاغلی به کار گرفته میشوند که بهرهوری لازم را برای خودشان و اقتصاد کشور ایجاد نمیکند. صرف اینکه بگوییم زنان شاغلاند کافی نیست. باید دید در چه بخشهایی شاغلاند، با چه سطحی از امنیت شغلی، با چه میزان دستمزد، با چه امکان ارتقا و با چه سهمی در تولید و فناوری. اگر اشتغال زنان بیشتر به بخشهایی محدود شود که کمدوام، کمدرآمد یا کماثر در زنجیره ارزش اقتصادی هستند، درواقع فقط ظاهر مسئله را حل کردهایم، نه عمق آن را. اقتصاد ایران برای رشد پایدار به مشارکت مؤثر زنان در بخشهای مولد، صنعتی، فناورانه و دانشبنیان نیاز دارد. زنان نباید فقط در حاشیه بازار کار حاضر باشند؛ بلکه باید در متن اقتصاد تولیدی کشور دیده شوند. این هم به نفع عدالت اجتماعی است و هم به نفع بهرهوری ملی.
او خاطرنشان میکند: وقتی نرخ مشارکت اقتصادی زنان پایین باشد، یعنی بخش بزرگی از ظرفیت تولید، نوآوری، کار و خلاقیت کشور بدون استفاده مانده است. در ایران نرخ مشارکت زنان همچنان پایین است و این یعنی اقتصاد ما از نیمی از توان انسانی خود بهره کامل نمیبرد و حتی اگر بهرهای هم ببرد، متأسفانه آنقدر غیررسمی است که در هیچ آماری محاسبه نمیشود؛ این فقط یک موضوع اجتماعی یا جنسیتی نیست، بلکه یک مسئله مهم اقتصادی و توسعهای است. در بسیاری از تحلیلهای بینالمللی، ازجمله شبیهسازیهای نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول، بر این نکته تأکید شده که کاهش شکاف جنسیتی در اشتغال میتواند به رشد اقتصادی و افزایش تولید ناخالص داخلی کمک کند؛ بنابراین وقتی زنان بهدلیل تبعیض، ضعف مهارتمحوری یا محدودیتهای ساختاری از بازار کار مولد دور میمانند، درواقع کشور از رشد بیشتر محروم میشود. ما با حذف یا کمرنگ کردن زنان، فقط به آنان ظلم نمیکنیم؛ به اقتصاد ملی هم آسیب میزنیم.
این فعال کارگری اضافه میکند: نخستین اقدام، رفع تبعیض در استخدام و بازنگری جدی در سازوکار جذب در بخشهای صنعتی و فنی و حرفهای است. باید فرصت برابر، نه در شعار بلکه در عمل تضمین شود. دوم، محیطهای کار باید از نظر زیرساخت، ایمنی، رفاه و فرهنگ سازمانی برای حضور حرفهای زنان آماده شوند. سوم، باید میان آموزش دانشگاهی، مهارتآموزی و نیاز واقعی بازار کار پیوند مؤثر ایجاد شود تا زنان فقط مدرک نگیرند، بلکه بتوانند مهارت خود را به شغل تبدیل کنند. در کنار اینها، ما به یک نهضت جدی مهارتآموزی برای زنان نیاز داریم؛ نهضتی که آنان را به سمت مشاغل فنی، صنعتی، فناورانه و دانشبنیان هدایت کند. اگر این اتفاق نیفتد، روند خدماتیشدن اشتغال زنان همچنان ادامه پیدا میکند و بخش مهمی از توان علمی و تخصصی آنان در جای درست به کار گرفته نخواهد شد.
شکستن کلیشههای شغلی
حمیدرضا اشراقی، پژوهشگر دانشگاه در موضوعات اجتماعی نیز با بیان اینکه در دورههای مختلف تاریخی، زنان ایرانی بارها نشان دادهاند از ظرفیتها و توانمندیهای بالایی برخوردارند، به خبرنگار ما میگوید: در سالهای اخیر نیز در حوزههای مختلف ازجمله فعالیتهای علمی، هنری، اجتماعی و مدیریتی توانستهاند موفقیتهای قابل توجهی کسب کنند و در بسیاری از موارد دوشادوش مردان و حتی جلوتر از آنها نقشآفرینی داشته باشند. با این حال، با توجه به اینکه اشتغال و کسبوکار امروز به یکی از مهمترین دغدغههای زنان و مردان تبدیل شده، باید زیرساختهای قانونی، آییننامهای و اداری بهگونهای اصلاح شود که فرصتهای شغلی بهصورت عادلانه توزیع شوند. همان فرصتهایی که برای آقایان در دسترس است، باید برای زنان نیز به شکل برابر فراهم شود تا همه بتوانند براساس توانمندیهای خود از فرصتهای شغلی بهرهمند شوند. همانطور که امروز در برخی موضوعات مانند استفاده از موتورسیکلت، پیگیریهای قانونی برای تعیین تکلیف و فراهم شدن بسترهای لازم در جریان است، در حوزه اشتغال نیز باید زیرساختهای قانونی و اجرایی بهگونهای فراهم شود که زنان بتوانند در رشتههای مختلف، ازجمله مشاغل فنی مانند نجاری و جوشکاری همانند مردان فعالیت کنند. فراهم کردن این بسترها گامی مهم در تحقق عدالت شغلی و استفاده از ظرفیتهای زنان در بازار کار است.
او میافزاید: سازمان آموزش فنی و حرفهای بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای متولی آموزش مهارت و توانمندسازی نیروی کار میتواند نقش مؤثری در توسعه فرصتهای شغلی برای زنان ایفا کند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف و بازآفرینی نقشهای شغلی برای زنان در عرصههای مختلف هستیم تا بتوانند متناسب با توانمندیها و نیازهای بازار کار، از آموزشهای مهارتی بهرهمند شوند. سازمان فنی و حرفهای با طراحی دورههای متناسب و فراهم کردن بسترهای لازم، این ظرفیت را دارد که پاسخگوی مطالبات بخش بزرگی از جامعه، یعنی زنان باشد و مسیر ورود و حضور پررنگتر آنها در بازار کار را هموار کند.
این مدرس دانشگاه در پاسخ به این پرسش که خانواده و مدرسه تا چه اندازه در گرایش یا دور شدن دختران از رشتههای فنی و مهارتی نقش دارند، عنوان میکند: امروز بسترهای متعددی در شکلگیری علایق، انگیزهها و انتخابهای شغلی افراد نقش دارند. در کنار خانواده و گروه همسالان، فضای مجازی و دسترسی گسترده به منابع اطلاعاتی، آموزشی و تبلیغاتی سبب شده ذائقه، نیازها و اولویتهای افراد نسبت به گذشته تغییر کند و مسیر انتخابهای شغلی آنها نیز متحول شود. زنان نیز از این قاعده مستثنا نیستند و با توجه به تغییر نگرشها و افزایش دسترسی به اطلاعات، علاقهمندی آنها به ورود به حوزههای شغلی متنوعتر افزایش یافته است. به همین دلیل معتقدم نهادهایی مانند سازمان آموزش فنی و حرفهای که مرجع اصلی آموزشهای مهارتی و سیاستگذاری در این حوزه هستند، باید متناسب با این تغییرات، پاسخگوی مطالبات جدید زنان باشند. این سازمان میتواند با توسعه آموزشها و ایجاد زیرساختهای لازم، زمینه حضور زنان را در رشتههایی مانند نجاری، فرزکاری و دیگر مشاغل فنی که در گذشته بیشتر بهعنوان مشاغل مردانه شناخته میشدند، فراهم کند. این اقدام علاوه بر ایجاد فرصتهای برابر، به شکوفایی استعدادها و توانمندیهای زنان و استفاده بهتر از ظرفیتهای آنان در بازار کار نیز کمک خواهد کرد. حضور زنان در مشاغلی مانند نجاری، جوشکاری و دیگر حرفههای فنی، تنها به معنای افزایش تعداد شاغلان در این حوزهها نیست، بلکه میتواند به ارتقای کیفیت این مشاغل نیز کمک کند. بسیاری از این حرفهها نیازمند دقت، ظرافت و نگاه هنرمندانه هستند؛ ویژگیهایی که زنان میتوانند با تکیه بر توانمندیهای خود به آنها ارزش افزوده بدهند.
ارسال نظرات