بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۹۳۷۵
نویسنده: دکتر مهدی شیرمحمدی عضو هیئت علمی دانشگاه، محقق و پژوهشگر

مقاومت و ایستادگی عامل بازدارنده در مقابل متجاوزگران

تنگه هرمز
در درگیری‌های اخیر امریکا ده‌ها هدف را در جنوب، عمق و شمال ایران هدف قرار داده است. بهانه امریکا مسدود بودن تنگه هرمز از جانب ایران بوده و تلاش کرده نظارت و کنترل ایران بر تنگه را تضعیف کند. ایران مسیر جنوبی تنگه را غیرقانونی و خلاف یادداشت تفاهم می‌داند.
پنجشنبه ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۸

به گزارش بازارکار، در درگیری‌های اخیر امریکا ده‌ها هدف را در جنوب، عمق و شمال ایران هدف قرار داده است. بهانه امریکا مسدود بودن تنگه هرمز از جانب ایران بوده و تلاش کرده نظارت و کنترل ایران بر تنگه را تضعیف کند. ایران مسیر جنوبی تنگه را غیرقانونی و خلاف یادداشت تفاهم می‌داند. حملات امریکا وسیع‌ترین حمله پس از آتش بس محسوب می‌شود. امریکا تلاش کرد در این حملات با ایجاد تهدید علیه زیرساخت‌ها، ایران را به تغییر رفتار در تنگه هرمز وادار کند. ایران به حملات امریکا پاسخ گسترده موشکی و پهپادی با استفاده از روش‌های جدید داده است. در این نوع عملیات، هدف آمریکا فقط تخریب نیست. واکنش ایران سنجیده می‌شود، نقاط ضعف شناسایی می‌شوند، بخشی از توان دفاعی فرسوده می‌شود و هزینه عملیات بعدی پایین می‌آید. عملیات‌های زیر حد جنگ تمام‌عیار، در واقع می‌توانند مقدمه‌ای برای یک عملیات بزرگ‌تر باشند. اگر این روند ادامه پیدا کند، معنایش این است که دشمن می‌خواهد پیش از ورود به مرحله وسیع‌تر، خطوط دفاعی را عقب ببرد، مسیر‌های پشتیبانی را مختل کند و امکان مانور بیشتری در جنوب و جنوب‌غرب به دست آورد. تغییرات اخیر در محاسبات «هزینه-فایده» در منطقه خلیج فارس، ناشی از استراتژی‌های نامتقارن ایران، فصل نوینی در امنیت انرژی گشوده است. برای محکوم کردن حقوقی متجاوزگران در صحنه بین‌المللی می‌بایست در تجمعات مردمی، از شعار‌های کلی به سمت «استدلال‌های حقوقی مستند» حرکت کرد.

با چاپ و انتشار بروشور‌های «دانستنی‌های حقوقی»: به جای متون طولانی، کارت‌هایی چاپ کنید که پشت آن ۳ مورد از نقض‌های آشکار حقوق بین‌الملل را با استناد به ماده‌های کنوانسیون ژنو نوشته باشد. مردم این کارت‌ها را برای مطالعه می‌برند و این آگاهی را خانه به خانه روایتگری می‌کنند.

چاپ و انتشار خاطرات مردمی جنگ‌های تحمیلی سال گذشته و سال جاری می‌بایست بصورت کوتاه برای ارسال به دیوان بین المللی دادگستری سازمان ملل متحد و سازمان بین‌المللی حقوق بشر به سه زبان انگلیسی، فرانسوی و عبری صورت پذیرد. در راستای دزدی دریایی

طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی دریا‌های (۱۹۵۸،۱۹۷۹،۱۹۸۲،۱۹۸۸،۲۰۰۰)، سازمان ملل متحد، قطعنامه ۲۰۰۸ شورای امنیت و فصل ۷ منشور سازمان ملل متحد، دولت جمهوری اسلامی ایران ضمن برخورد قانونی و قاطع با رژیم تروریستی آمریکابابت توقیف کشتی‌های ایرانی، همچنین می‌تواند درسازمان ملل متحد ضمن محکومیت درخواست غرامت نماید.

طبق قطعنامه۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد تعریف جنگ تجاوز کارانه جنایت علیه صلح بین الملل است و کشور متجاوزگرموظف به توقف جنگ و جبران خسارت می‌باشد. کشور ایران تاکنون به کلیه تعهدات هسته‌ای خود به قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت اقدام کرده است. تاکنون ۱۵ گزارش آژانس هسته‌ای تأییداین مدعا می‌باشد. نویسنده آئرون برنشتاین در کتابش با عنوان؛ (ماموریت مقدس الهی اسرائیل علیه ایران)، که در فروردین ماه سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است، اهداف نخست وزیر کودک کش صهیونیستی نتانیاهو را نابودی برنامه هسته‌ای ایران، نابودی نیرو‌های نیابتی و بدست آوردن کسب جایگاه رهبری بر کشور‌های سنی منطقه می‌داند. در سال گذشته طی دو مرحله جنگ تحمیلی به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران دشمنان تجاوز کرده‌اند و ما شاهد نقض آشکار مفاد منشور سازمان ملل متحد، کنوانسیون ژنو، کنوانسیون لاهه، حقوق بشر و کنوانسیون حقوق کودک می‌باشیم. دبیرکل سازمان ملل متحد آنتونی گوترش اعلام کرده است: سازمان ملل متحد نه قدرتی دارد، نه پولی بلکه فقط یک صدا است. درخصوص تجاوز به خاک کشور ما، عملکرد سازمان ملل متحد تاکنون موضعی گزینشی، سیاسی وناکارآمد می‌باشد.

پیشنهاد می‌کنم دولت جمهوری اسلامی ایران طی نامه‌ای از مجمع عمومی سازمان ملل متحد درخواست کند در راستای حفظ استقلال کشور‌های دنیا می‌بایست کشور‌های آسیایی، آفریقای و آمریکای لاتین درکرسی اعضای دائمی شورای امنیت حضور وحق رأی داشته باشند و همچنین مجلس شورای اسلامی، دولت جمهوری اسلامی ایران و قوه قضائیه، وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، وزارت وزرش، وزارت بهداشت و درمان، وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، همچنین بنیاد شهید انقلاب اسلامی، بنیاد مستضعفان و کانون وکلا دادگستری طی نامه‌های جداگانه به سازمان ملل، یونیسف و سایر سازمان‌های بین المللی ضمن محکومیت آشکار تجاوز به خاک کشور، درخواست غرامت جنگی از کشور‌های متجاوز را خواهان باشند. ایران می‌بایست از کمپین‌های جهانی اعتراضی که در تجمعات سراسری درکالیفرنیا، لندن و برلین و سایر کشور‌های دنیا شکل گرفته در راستای ایجاد صلح جهانی پایدار، (نه به جنگ) و (نه به حکومت پادشاهی)، حمایت نماید.

دولت جمهوری اسلامی ایران در راستای پیاده سازی اقتصاد مقاومتی و اجرای بیانیه گام دوم انقلاب و عمل سازی ماده ۱۰۰ فصل ۲۱ قانون برنامه هفتم توسعه کشور مبنی بر افزایش نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران یازده اقدام عملی پیشنهاد می‌نمایم: ۱_ در راستای دلارزدایی از گروه کشور‌های بریکس دولت ایران طی درخواستی چاپ و انتشار ارز مشترک بریکس را خواستار شود. ۲_ در ماه‌های آینده پول عوارضی عبور و مرور از تنگه هرمز را از پول یوآن به ارز مشترک بریکس انتقال دهد.۳_ کشور‌های غربی که علاقه‌مند عبور از تنگه هرمز و تجارت بین المللی و حفظ استقلال کشورشان هستند در صورت اثبات حسن همکاری وعدم همکاری با رژیم تروریستی آمریکا و رژیم منحوس جعلی کودک کش صهیونیستی می‌توانند با بستن پیمان‌های چند جانبه ازتخفیف ویژه عوارض عبور ومرور از تنگه هرمز برخوردار شوند.

۴_ کشور‌های کنفرانس سران اسلامی و کشور‌های دوست منطقه در صورتی می‌توانند از تخفیف ویژه عبور و مرور ازتنگه هرمز برخوردار باشند امنیت ملی کشور خودشان را با کسب دانش بومی و حمایت مردمی و دوری از بیگانگان و حمایت کشور‌های منطقه مسلمان تضمین نمایند.

۵- با عنایت به اینکه گروه کشور‌های بریکس ۴۵درصد جمعیت جهان را برخوردار است و ۳۵ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را نمایندگی می‌کند و کشور‌های عضو شانگهای یک وسعت ۲۵ میلیون کلیومتر مربع دارند و ۴۲ درصد جمعیت جهان را برخوردارند بنابراین دولت می‌بایست از ظرفیت این دو سازمان برای تشکیل اتحادیه آسیایی و دلار زدایی اقدام نماید.۶-

در راستای دور زدن عبور تنگه هرمز از سوی رقبا و دشمنان:پاسخ نظامی ایران می‌بایست الف-بصورت مستقیم: تمرکز از «بستن تنگه» به سمت «ضربه به زیرساخت‌های حیاتی در هر نقطه از منطقه» شیفت کرده است. توسعه موشک‌های کروز بردبلند، پهپاد‌های انتحاری با برد بالا (مانند سری شاهد) و موشک‌های بالستیک دقیق‌زن، همگی پاسخی به این هستند که «اگر نمی‌توانیم جریان نفت را در تنگه ببندیم، می‌توانیم تأسیسات تولید، پالایش و خطوط لوله را در عمق خاکِ شما هدف قرار دهیم.»

ب-پاسخ نظامی ایران بصورت غیرمستقیم: گروه‌های شبه‌نظامی در یمن (حوثی‌ها): این گروه مهم‌ترین و واقعی‌ترین تهدید برای زیرساخت‌های عربستان (به‌ویژه پالایشگاه‌ها و خطوط لوله در شرق عربستان و همچنین تاسیسات در جنوب) محسوب می‌شوند.

روش حمله: استفاده از پهپاد‌های انتحاری دوربرد و موشک‌های بالستیک/کروز. تجربه حمله به آرامکو در سال ۲۰۱۹ نشان داد که این گروه‌ها می‌توانند با استفاده از تکنولوژی‌های مشابه، آسیب‌های بسیار سنگینی به بخش انرژی عربستان وارد کنند.

ج-نیرو‌های مقاومت در عراق: اگرچه این گروه‌ها مستقیماً با خاک عربستان در تماس نیستند، اما می‌توانند به عنوان «لایه پشتیبان» یا برای ایجاد «جنگ الکترونیک و سایبری» عمل کنند. آنها می‌توانند از طریق حملات سایبری به سیستم‌های کنترل (SCADA) شرکت‌های نفتی در منطقه، یا از طریق ایجاد ناامنی در مرز‌های مشترک، فشار را افزایش دهند.

د- گروه‌های شبه‌نظامی در لیبی (برخی جناح‌ها): در جنگ‌های داخلی لیبی، برخی گروه‌ها که با نفوذ آمریکا یا ناتو در مدیترانه مخالف بودند، ممکن است در سطح تاکتیکی یا از طریق واسطه‌ها، با سیاست‌های ایران در منطقه همسو شوند. با این حال، این یک نزدیکی «ایدئولوژیک» نیست، بلکه یک «هم‌افزایی فرصت‌طلبانه» برای تضعیف قدرت غرب است.

۷- جنگِ ترکیبی (Hybrid Warfare) و سایبری

وقتی لوله‌های فولادیِ فیزیکی جایگزینِ عبور نفت‌کش‌ها می‌شوند، «امنیت سیستم» از حالت فیزیکی به حالت دیجیتالی و سایبری منتقل می‌شود.

تغییر جبهه: ایران در سال‌های اخیر توانمندی‌های سایبری خود را به شدت تقویت کرده است. حمله به سیستم‌های کنترل صنعتی (SCADA) که وظیفه مدیریت پمپاژ نفت در این خطوط لوله را دارند، اکنون به اندازه یک حمله موشکی برای عربستان و امارات بازدارنده و ترسناک است.

تکنولوژی به مثابه «اسب تروای مدرن»: اگر کشوری از طریق قرارداد‌های تکنولوژیک، مسئولیت مدیریت زیرساخت‌های ارتباطی، سیستم‌های نظارتی، یا حتی مدیریت دیجیتال بنادر و مسیر‌های آبی را بر عهده بگیرد، عملاً کنترل پنهانی بر امنیت آن مسیر پیدا کرده است. یک «نقص فنی» یا یک «آپدیت نرم‌افزاری» می‌تواند در لحظه‌ای حساس، جریان تجارت را مختل کند.

در واقع، در دنیای مدرن، «امنیت» دیگر فقط در گروِ داشتنِ توپ و تفنگ نیست، بلکه در گروِ کنترلِ «اطلاعات»، «زیرساخت» و «روایت» است. اگر شما روایتِ امنیت را کنترل کنید، می‌توانید بدون حرکت دادن یک ناو، کل اقتصاد یک منطقه را تحت تأثیر قرار دهید.

۸- تغییر در محاسبات «هزینه-فایده»

استراتژی ایران اکنون بیشتر بر «ایجادِ ناامنیِ عمومی برای سرمایه‌گذاری» متمرکز است. ایران با نمایش توان نظامی در خلیج فارس، به شرکت‌های بین‌المللی بیمه و سرمایه‌گذاران پیام می‌دهد که:

«حتی با وجود این خطوط لوله، کل منطقه خلیج فارس (شامل پایانه‌ها و زیرساخت‌های متصل به آن) یک منطقه پرریسک است.»

این کار باعث می‌شود حق بیمه نفت‌کش‌ها و هزینه عملیاتیِ این کشور‌ها افزایش یابد. در واقع، ایران تلاش می‌کند با افزایش «هزینه غیرمستقیم»، مزیت استراتژیکِ خطوط لوله عربی را خنثی کند.

استراتژی ایران از یک «دژبانِ تنگه» (کسی که دروازه را می‌بندد) در حال تبدیل شدن به یک «بازیگرِ همه-جای-منطقه» است.

اگر قبل از این، «کلیدِ تنگه هرمز» دست ایران بود، حالا ایران سعی دارد «کلیدِ امنیتِ تمامِ زیرساخت‌های انرژی منطقه» را به دست بگیرد.

۹- استراتژی Swarm (گله‌ای): اگر یک سیستم پدافندی بتواند در هر ثانیه ۳ هدف را رهگیری کند، اما ایران همزمان ۵۰ پهپاد و ۱۰ شناور تندرو را به سمت یک هدف بفرستد، سیستم پدافندی با «اشباع» مواجه می‌شود. در اینجا، هوش مصنوعیِ دفاعی هم اگر تعداد اهداف از ظرفیت پردازش و شلیک بیشتر شود، شکست می‌خورد. یک پهپاد می‌تواند با تغییر مسیر، از سوراخ‌های دفاعی عبور کند. لیزر اگر درگیر یک هدف شود، نمی‌تواند همزمان به ۱۰ هدف دیگر در جهت‌های مختلف شلیک کند (مگر اینکه سیستم‌های لیزری چند‌کاناله و بسیار پیچیده‌ای ساخته شود که فعلاً گران هستند).

خستگی سیستم: در یک حمله گسترده، حتی اگر سیستم هوشمند بتواند ۹۰٪ اهداف را بزند، همان ۱۰٪ باقی‌مانده که از سد دفاعی عبور کنند، می‌توانند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به زیرساخت‌های حیاتی (مثل همان خط لوله‌های عربستان) وارد کنند. در واقع، در جنگ مدرن، «شکست» به معنای نابودی کامل نیست، بلکه به معنای «اجازه عبورِ بخشی از تهدید» است.

تنوع در امواج (Spectrum Diversity): ترکیب پهپاد، شناور تندرو، موشک کروز و حتی تهدید‌های الکترونیکی (جنگ الکتریک). این کار باعث می‌شود هوش مصنوعی پدافندی نتواند یک الگوی ثابت برای شناسایی پیدا کند.

در سناریوی خلیج فارس، اگر ایران از استراتژی «حمله با حجم بالا و ابزار‌های ارزان» استفاده کند، می‌تواند به راحتی «هزینه امنیتی» و «هزینه بیمه» را برای کشور‌های عربی و شرکت‌های انرژی بالا ببرد. این یعنی حتی اگر آنها نتوانند جلوی حمله را بگیرند، در همان «بقا» و «دفاع» هم دچار خسارت اقتصادی سنگین می‌شوند.

۱۰-کانال سوئز (مصر)

حمله به کانال سوئز از نظر استراتژیک بسیار متفاوت است. کانال سوئز یک گلوگاه بین‌المللی است که تحت کنترل مستقیم دولت مصر است و حضور نظامی سنگین بین‌المللی در نزدیکی آن دیده می‌شود.

استراتژی غیرمستقیم (Proxy-Effect): حوثی‌ها در دریای سرخ نمی‌توانند به خودِ کانال حمله کنند، اما می‌توانند «مسیر منتهی به کانال» را مختل کنند.

روش حمله: با حمله به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ (مانند آنچه در حال حاضر در جریان است)، آنها باعث می‌شوند کشتی‌ها از مسیر کانال سوئز عبور نکنند و به جای آن، دور آفریقا (cape of Good Hope) حرکت کنند.

نتیجه: این کار عملاً اثرِ مسدود شدن کانال سوئز را ایجاد می‌کند (افزایش زمان سفر، افزایش هزینه بیمه و اختلال در زنجیره تأمین جهانی) بدون اینکه نیاز به جنگ مستقیم با مصر باشد. در واقع، آنها «کانال سوئز را از راه دور و از طریق دریای سرخ» فلج می‌کنند.

۱۱- ایران می‌تواند خطوط فیبر نوری که از تنگه هرمز عبور می‌کنند را کنترل کند. ایران به طور مستقیم نمی‌تواند تمام ترافیک اینترنت عبوری از تنگه هرمز را کنترل یا شنود کند، اما از طریق حضور نظامی، کنترل بر آب‌های سرزمینی و محدود کردن دسترسی دریایی، می‌تواند بر این خطوط تأثیر بگذارد. در مجموع، استراتژی احتمالی ایران بیشتر بر کنترل دسترسی، اعمال مجوز و ایجاد بازدارندگی از طریق تهدید به اخلال در تعمیر یا آسیب فیزیکی متمرکز است، تا شنود دائمی یا قطع کامل اینترنت جهانی.

برچسب ها:

ارسال نظرات

captcha