تازه ها
ماهیت جنگ از نظامی به اقتصادی و رسانه ای عوض شده است
دشمنان همواره تأکید کردهاند که هدفشان از جنگ با ایران، براندازی نظام، تجزیه ایران، تعیین رژیم جایگزین و استفاده از منابعی، چون نفت، گاز و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی کشور است. در مقابل، ما نیز اهدافی، چون نابودی رژیم اشغالگر قدس، بیرون راندن آمریکا از منطقه، حفظ استقلال ملی، دفاع از تمامیت ارضی و تقویت محور مقاومت را مطرح کردهایم. اما پس از دو جنگ اخیر و ضرباتی که طرفین به یکدیگر وارد کردند، روشن است که در راهبردها، تاکتیکها و بهویژه در زمانبندی تحقق اهداف، تغییراتی ایجاد شده است.
در چنین شرایطی، هیچکس نمیتواند ادعای پیروزی صددرصدی داشته باشد؛ زیرا چنین ادعایی، اگر با واقعیتهای میدان و محاسبات راهبردی همراه نباشد، میتواند مقدمه خطاهای بزرگتر و حتی شکست قطعی باشد. به همین دلیل نیز هیچیک از طرفها بهصورت علنی و قطعی چنین ادعایی نکردهاند. در نتیجه، واقعیت این است که جنگ پایان نیافته، بلکه شکل آن تغییر کرده است. جنگ از میدان نظامی صرف، به عرصههای ترکیبی، اطلاعاتی، اقتصادی، رسانهای، روانی و دیپلماتیک گسترش یافته است. هر دو طرف همچنان در پی تحقق اهداف خود هستند، اما با این تفاوت که اکنون محاسبات پیچیدهتر، هزینهها سنگینتر و زمانبندیها محتاطانهتر شده است.
بنابراین، آنچه اهمیت دارد، پرهیز از سادهسازی شرایط و دوری از دوگانهسازیهای هیجانی مانند «پیروزی کامل» یا «شکست مطلق» است. در چنین نبردی، پیروزی واقعی زمانی معنا پیدا میکند که کشور بتواند ضمن حفظ امنیت، انسجام داخلی، قدرت بازدارندگی و استقلال سیاسی خود، مانع تحقق اهداف اصلی دشمن شود و در عین حال با عقلانیت، تدبیر و تقویت توان داخلی، مسیر آینده را مدیریت کند.
جنگ امروز بیش از آنکه فقط نبرد موشکها و سلاحها باشد، جنگ ارادهها، روایتها، محاسبات و ظرفیتهای ملی است. هر طرفی که بتواند واقعبینانهتر تحلیل کند، دقیقتر تصمیم بگیرد، انسجام داخلی بیشتری ایجاد کند و از ظرفیتهای خود هوشمندانهتر بهره ببرد، در ادامه این نبرد دست برتر را خواهد داشت.
ارسالی: سردار موسی کمالی
ارسال نظرات