بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۹۶۶۹

روایت ۴۰ سال روزنامه نگاری پرفراز و نشیب

 محمد عسلی، خبرنگار پیشکسوت
مردی که عشق به روزنامه‌نگاری با دیدن یک ورق روزنامه ساده لفاف قوطی روغن در او شعله کشید، امروز با بیش از سه دهه تجربه در مدیریت رسانه، خاطراتی شنیدنی از تحولات چاپ، فضای مطبوعاتی پیش و پس از انقلاب و حتی یک انصراف سرنوشت‌ساز از قضاوت را برای مخاطبان بازگو می‌کند.
شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۱

به گزارش بازارکار به نقل از ایرنا، در هفته‌ای که به نام خبرنگار مزین شده و خبرنگاران ایران زمین به پاس تلاش‌های بی‌وقفه‌شان در انعکاس حقیقت، گرامی داشته می‌شوند، شاید شنیدن روایت مردی که عمری را در پشت پرده روزنامه‌ها سپری کرده است، بیش از هر زمان دیگر شنیدنی باشد.

هفته خبرنگار، فرصتی برای مرور مسیر‌های پرفراز نشیب روزنامه‌نگاران و خبرنگارانی است که سخنان آنها، نه تنها مربوط به یک شخص، بلکه تاریخ شفاهی رسانه است.

روایت محمد عسلی، نه فقط خاطرات یک فرد، که تصویری زنده از تحولات فنی، فرهنگی و اخلاقی رسانه‌های مکتوب ایران است.

او که امروز ۷۸ سال دارد، از روزگاری می‌گوید که حروف‌چینی سربی و زینک‌شویی‌های پنج‌مرحله‌ای، بخشی از دشواری‌های چاپ به شمار می‌رفت، اما کماکان با شور و اشتیاقی جوانانه، در حال فعالیت مطبوعاتی است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، بخشی از گفت‌وگوی خبرنگار ایرنا با محمد عسلی مدیر مسئول روزنامه «عصر مردم» است.

از یک روزنامه لفاف روغن قو تا مدیریت روزنامه در فارس

عشقی که از روزنامه لفافی آغاز شد

مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه عصر مردم درباره مسیر ورودش به عرصه رسانه، گفت: داستان، بسیار طولانی است و به کلاس چهارم ابتدایی من بازمی‌گردد.

عسلی ادامه داد: مادربزرگم از شیراز برای ما یک قوطی روغن قو فرستاده بود که لفاف آن یک روزنامه بود. آن روزنامه تبلیغ فیلم «شاباجی خانم» بود که هنوز آن را به خاطر دارم. من آن روزنامه را در بین صفحات کتابم گذاشتم و هر روز به آن نگاه می‌کردم و با اشتیاق ورق می‌زدم.

بخاطر یک ورق روزنامه

وی افزود: زمستانی بود که از مدرسه برمی‌گشتیم. فاصله مدرسه تا محل زندگیمان ۶ کیلومتر بود و پیاده می‌رفتیم. یک روز بعد از باران سیل آمد، رودخانه پرآب شد و مرحوم پدرم آمد تا برای عبور از آن به ما کمک کند.

عسلی ادامه داد: پدرم از دور به من اشاره کردند که خود را به آب بزنم و از رودخانه عبور کنم؛ کتاب‌هایم را زیر بغل داشتم، برای اینکه در آب تعادل خودم را حفظ کنم، ناخودآگاه کتاب‌ها از دستم رها شد و من به سمت همان برگ روزنامه رفتم و از پدرم دور شدم. پدرم شناگر ماهری بود و توانست من و چند نفر از دوستانم را از سیاب نجات دهد و این همان خاطره‌ای شد که هرگز فراموش نمی‌کنم.

عسلی گفت: از همان کلاس پنجم و ششم، در مدرسه روزنامه دیواری درمی‌آوردم.

او گفت: بعد‌ها که برای ادامه تحصیل به شیراز آمدم. دایی‌ام یک کتابفروشی و مطبوعاتی در نبش خیابان حائری کنونی داشت و برای من این فروشگاه فرصت مناسبی برای مطالعه و در نتیجه علاقه بیشتر به روزنامه‌های یومیه مانند کیهان و اطلاعات فراهم کرد.

این روزنامه‌نگار با سابقه فارس افزود: تا کلاس دوازدهم، بخشی از اوقات فراغت و بیکاری خود را در آن مطبوعاتی می‌گذراندم و همین باعث شد هر روز علاقه من به روزنامه‌نگاری بیشتر شود.

عسلی ادامه داد: دوره دانشجویی خود در تهران یعنی سال ۱۳۵۳ به بعد در تهران، مجموعه مقالاتی در روزنامه کیهان چاپ کردم.

عشق به روزنامه در روز‌های خوش معلمی

عسلی گفت: پس از فارغ‌التحصیلی به شیراز منتقل شدم. مدتی دبیر دبیرستان و سپس رئیس دبیرستان ملاصدرا و بعد رئیس آموزشکده شهید مطهری شدم و در آنجا نیز نشریه «مطهر» را برای روز معلم منتشر می‌کردیم.

او ادامه داد: دوستان پیشنهاد دادند که برای دریافت امتیاز یک روزنامه تقاضا کنم و سرانجام ده سال، از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۴، سرپرست روزنامه کیهان در فارس بودم.

مطبوعات در سال‌های پیش از انقلاب

عسلی در ادامه، از فعالیت مطبوعات قبل از انقلاب و تفاوت آن با روزنامه‌های پس از پیروزی انقلاب نیز یاد کرد.

او گفت: قبل از انقلاب، نشریات به چند دسته تقسیم می‌شدند؛ روزنامه‌های درباری بیشتر اخبار کشوری، لشکری و خارجی را پوشش می‌دادند و سرعت انتقال اخبار بسیار پایین بود.

عسلی افزود: روزنامه‌های حزبی مانند «رستاخیز» و «ایران نوین» نیز وجود داشتند. البته که در آن زمان موبایل و اینترنت نبود؛ شبکه تلویزیونی رنگی تا سال‌های ۱۳۵۵ به بعد به صورت محدود در تهران پخش می‌شد و بیشتر مردم تلویزیون سیاه‌وسفید داشتند.

این روزنامه‌نگار پیشکسوت فارس عنوان کرد: ذائقه جوانان بیشتر به سمت مجلات سینمایی و هنرمندان سینمایی با تصاویر نیمه برهنه هنرمندان داخلی و خارجی بود و مجلاتی مانند «سپید و سیاه»، «ترقی» و امثال آن با عکس‌های جنجالی هنرپیشه‌ها، سعی در جذب مخاطب داشتند.

بعد از انقلاب روزنامه‌ها وقار خاصی پیدا کردند

عسلی اظهار کرد: بعد از انقلاب، فضا کاملاً تغییر کرد؛ مساله اخلاق و مدیریت اسلامی در رسانه‌ها به شدت مورد نظارت قرار گرفت و قانون مطبوعات تغییر کرد.

او ادامه داد: عکس‌های برهنه و مطالب غیراخلاقی منسوخ شد و روزنامه‌ها وقار خاصی پیدا کردند. همچنین سرعت چاپ به طرز چشمگیری افزایش یافت و به سه یا چهار ساعت تقلیل یافت.

او یادآور شد: قبلا فرایند چاپ از حروف‌چینی سربی تا زینک‌شویی پنج مرحله و حدود دو ساعت زمان می‌برد، اما امروز با دستگاه‌های «پلیت‌ستر» و فناوری‌های جدید، این زمان به نیم ساعت کاهش یافته است.

نظارت بر نشریات و روزنامه‌ها در همه کشور‌ها مرسوم و معمول است

مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه عصر مردم با اشاره به برگزاری کلاس‌های آموزشی و سفر‌های خود به کشور‌های مختلف برای کسب تجربه گفت: آنچه از این سفر‌ها دریافتم، این بود که نظارت بر نشریات و روزنامه‌ها در همه کشور‌ها مرسوم و معمول است و همه تابع قوانینی هستند که گاهی پیدا و گاه ناپیدا هستند.

تعدد و تکثر نشریات، دستاورد‌های مهم روزنامه نگاری ایران پس از انقلاب

وی در بخش دیگری از سخنان خود در مورد تحولات روزنامه‌نگاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: تعدد و تکثر نشریات نیز از دیگر تغییرات بود. قبل از انقلاب، آخرین نشریه شیراز، «پارس» بود که به شکل هفته‌نامه‌گونه منتشر می‌شد، اما پس از انقلاب، اولین روزنامه یومیه «خبر جنوب» و سپس روزنامه عصرمردم بود.

مدیرمسئول عصر مردم اضافه کرد: ما حتی برای شهرستان‌های استان فارس ویژه‌نامه منتشر می‌کردیم و جوانان علاقه‌مند را آموزش دادیم که بسیاری از آنان اکنون صاحب هفته‌نامه‌های رسمی مانند «عصر نی‌ریز»، «پسین اوز» و «عصر مرودشت» هستند.

عسلی ادامه داد: امروز ۹ روزنامه در شیراز به صورت یومیه منتشر می‌شوند و هفته‌نامه‌ها، گاهنامه‌ها، ماهنامه‌ها و سالنامه‌ها متعددی نیز فعالیت دارند.

این روزنامه‌نگار باسابقه فارس به فرآیند رنگی شدن روزنامه‌ها اشاره کرد و گفت: اولین روزنامه رنگی در تهران، «همشهری» بود که توسط کرباسچی منتشر شد و سال ۱۳۸۴، ما دو دستگاه چاپ رنگی از شرکت «هایدلبرگ» آلمان خریداری کردیم که سرعت و کیفیت بالایی دارند.

او گفت: مرحوم دعایی نیز پیشرفته‌ترین دستگاه چاپ را برای روزنامه اطلاعات خرید که در هر ساعت سیصد هزار نسخه شانزده صفحه‌ای چاپ می‌کرد.

چالش‌های امروز صنعت چاپ

عسلی در ادامه به مشکلات فعلی صنعت چاپ نیز اشاره کرد و گفت: گرانی و کمبود کاغذ، تحریم‌ها و همچنین گسترش فضای مجازی و گوشی‌های همراه، تیراژ روزنامه‌ها را کاهش داده است.

او اظهار کرد: این مشکل مختص ایران نیست، اما در کشور ما به دلیل مشکلات اقتصادی محسوس‌تر است.

عسلی این را هم افزود که فضای مجازی با ارائه خدمات متنوع، تا حد زیادی جایگزین روزنامه‌ها شده است.

برای هر موفقیتی باید زحمت کشید

این روزنامه نگار خوشنام فارس در ادامه سخنان خود، به خاطره‌ای مهم از دوران دانشجویی اشاره کرد و گفت: من همزمان در دانشگاه‌های تبریز، اصفهان و تهران در رشته ادبیات فارسی قبول شدم و تهران را انتخاب کردم. یک سال بعد، به توصیه دوستان، رشته خود را به حقوق تغییر دادم و نفر دوم کنکور شدم.

او ادامه داد: در دوره کارآموزی قضایی نیز قبول شدم، اما روز موعود، هنگامی که برای شروع کار قضایی به ساختمان دادگستری تهران رفتم، دو نفر پیشنهاد شهادت دروغ و گرفتن پول دادند. من از این موضوع ناراحت شدم و با وجود اصرار دوستان، انصراف دادم و تصمیم گرفتم معلم بمانم؛ همسرم نیز مرا تشویق کرد و این تصمیم را کار خوبی دانست.

عسلی در بخش پایانی سخنان خود نسل جوان را مخاطب قرار داد و بیان کرد: هیچ چیزی به سادگی به دست نمی‌آید؛ برای هر موفقیتی باید زحمت کشید و تلاش کرد.

به قول سعدی، «حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر، هنر آموزید که مُلک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر، در سفر بر محل خطر است؛ یا دزد به یک‌بار بِبَرد یا خواجه به تَفاریق بخورد. اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است؛ هر جا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.

سخت است پس از جاه تَحَکُّم بردن/ خو کرده به ناز، جور مردم بردن

وقتی افتاد فتنه‌ای در شام، هر کس از گوشه‌ای فرا رفتند روستازادگان دانشمند به وزیریّ پادشا رفتند، پسران وزیر ناقص‌عقل به گدایی به روستا رفتند»

او گفت: جوانان امروز نسبت به دوران ما از رفاه بیشتری برخوردارند، اما آن سختی‌ها ما را آبدیده کرد. من در ۷۸ سالگی همچنان مانند یک جوان کار می‌کنم، چون کار برایم تفریح بوده است.

او افزود: اگر جوانان کار را برای خود تفریح و علاقه بدانند و زحمت بکشند، به هر ایده و آرزویی می‌رسند.


کد ویدیو

ارسال نظرات

captcha