بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۹۶۷۹
گفتگوی بازارکار با دکتر سیدمحمد مقیمی، رئیس کرسی کارآفرینی یونسکو

ستفا؛ سازمانی برای تقویت زیست‌بوم نوآوری و توسعه اشتغال برای دانش آموختگان و متخصصان

دکتر سید محمد مقیمی استاد دانشگاه تهران
در جهان امروز، اقتدار کشورها دیگر تنها با تولید علم و انتشار مقاله سنجیده نمی‌شود؛ بلکه توانایی تبدیل دانش به فناوری، فناوری به محصول و محصول به ثروت و قدرت ملی، معیار واقعی پیشرفت و رقابت‌پذیری است. از این منظر، سازمان تجاری‌سازی فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان جهاددانشگاهی (ستفا) مأموریتی فراتر از حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان بر عهده دارد؛ این سازمان با ایجاد پیوندی نظام‌مند میان دانشگاه، صنعت، سرمایه و بازار، حلقه مفقوده زنجیره نوآوری را تکمیل کرده و مسیر تبدیل دستاوردهای علمی به ارزش اقتصادی و اجتماعی را هموار می‌کند. سازمان تجاری‌سازی فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان جهاد دانشگاهی (ستفا) با تمرکز بر پیوند میان دانشگاه، صنعت و بازار، نقشی مهم در تبدیل ایده‌های علمی به کسب‌وکارهای فناورانه و ایجاد اشتغال پایدار ایفا می‌کند. در همین زمینه، با دکتر سیدمحمد مقیمی، استاد تمام دانشگاه تهران و رئیس کرسی کارآفرینی یونسکو، در گفتگو با بازارکار، درباره مفهوم اقتدار فناورانه، الزامات تبدیل اقتدار علمی به فناوری و ثروت، مهم‌ترین موانع تجاری‌سازی دستاوردهای پژوهشی و نقش ستفا در توسعه زیست بوم نوآوری و کارآفرینی ر و حل مسائل کشور گفت‌وگو کرده‌ایم.
شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۱

جنابعالی چه تعریفی از اقتدار فناورانه دارید و مهم‌ترین شاخص‌های اقتدار فناورانه کشور را چه می‌دانید؟

در گذشته، منابع طبیعی، جمعیت، موقعیت جغرافیایی و توان نظامی مهم‌ترین پایه‌های قدرت کشور‌ها به شمار می‌رفتند، اما در جهان امروز، توانایی تولید، توسعه و بهره‌برداری از دانش و فناوری به عامل تعیین‌کننده برتری و رقابت‌پذیری ملت‌ها تبدیل شده است. از این منظر، اقتدار فناورانه صرفاً به معنای دستیابی به دستاورد‌های علمی یا تولید فناوری‌های پیشرفته نیست، بلکه بیانگر توانایی یک کشور در مدیریت و هدایت زنجیره‌ای پیوسته از خلق دانش تا تبدیل آن به قدرت ملی و نفوذ بین‌المللی است؛ بنابراین از این منظر اقتدار فناورانه را می‌توان این گونه تعریف کرد: توانایی یک کشور در خلق، جذب، توسعه، بومی‌سازی و به‌کارگیری دانش و فناوری، به‌گونه‌ای که بتواند از طریق تبدیل مستمر دانش به نوآوری، نوآوری به ثروت، ثروت به قدرت ملی و قدرت ملی به نفوذ و مرجعیت منطقه‌ای و جهانی، استقلال راهبردی، امنیت ملی، رشد اقتصادی، رفاه اجتماعی و مزیت رقابتی پایدار خود را تضمین و تقویت نماید. اقتدار فناورانه یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی در عصر اقتصاد دانش‌بنیان محسوب می‌شود. بر این اساس، زمانی یک جامعه به اقتدار فناورانه دست پیدا می‌کند که به یک بلوغ کافی در نظام علم، فناوری و نوآوری برسد که در آن «دانش» به «فناوری»، «فناوری» به «ثروت»، «ثروت» به «قدرت ملی» و «قدرت ملی» به «نفوذ و مرجعیت بین‌المللی» تبدیل شود. این زنجیره با «خلق دانش» آغاز می‌شود. دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و نخبگان علمی با تولید ایده‌های نو، نظریه‌ها، اکتشافات و دستاورد‌های پژوهشی، سرمایه دانشی کشور را شکل می‌دهند. با این حال، تجربه بسیاری از کشور‌ها نشان داده است که تولید علم به‌تنهایی تضمین‌کننده توسعه و اقتدار نیست. دانش زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که بتواند از مرز‌های آزمایشگاه و مقاله عبور کرده و به فناوری قابل استفاده تبدیل شود. ازاین‌رو، حلقه دوم زنجیره اقتدار فناورانه، «تبدیل دانش به فناوری» است؛ مرحله‌ای که در آن یافته‌های علمی به اختراع، دانش فنی، نمونه اولیه، پتنت، فرآیند صنعتی و فناوری‌های کاربردی تبدیل می‌شوند. در این مرحله، نظام نوآوری کشور، مراکز رشد، پارک‌های علم و فناوری، شرکت‌های دانش‌بنیان و نهاد‌های تجاری‌سازی نقش اساسی ایفا می‌کنند. گام بعدی، «تبدیل فناوری به ثروت» است. فناوری زمانی به یک دارایی راهبردی تبدیل می‌شود که بتواند در بازار حضور یابد، نیاز‌های جامعه و صنعت را پاسخ دهد و ارزش اقتصادی خلق کند. کشور‌هایی که توانسته‌اند فناوری را به محصولات و خدمات رقابت‌پذیر تبدیل کنند، سهم بیشتری از بازار‌های جهانی را در اختیار گرفته و اقتصاد خود را بر پایه نوآوری استوار ساخته‌اند. تجربه شرکت‌های بزرگ فناوری جهان نشان می‌دهد که ارزش اقتصادی ناشی از دانش و فناوری می‌تواند از ارزش بسیاری از منابع طبیعی فراتر رود. در این مرحله، کارآفرینی فناورانه، سرمایه‌گذاری خطرپذیر، توسعه بازار و صادرات محصولات دانش‌بنیان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

با این حال، هدف نهایی اقتدار فناورانه صرفاً خلق ثروت نیست. ثروت حاصل از فناوری زمانی به اقتدار ملی منجر می‌شود که به ارتقای زیرساخت‌های کشور، افزایش توان رقابت‌پذیری اقتصادی، تقویت امنیت ملی، توسعه سرمایه انسانی و ارتقای کیفیت حکمرانی منتهی گردد. به بیان دیگر، مرحله چهارم این زنجیره، «تبدیل ثروت به قدرت ملی» است. در این سطح، فناوری به ابزاری برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی، کاهش وابستگی خارجی، تقویت استقلال راهبردی و ارتقای توان حل مسائل ملی تبدیل می‌شود. کشوری که از توانمندی فناورانه برخوردار باشد، نه‌تنها نیاز‌های حیاتی خود را تأمین می‌کند، بلکه در برابر فشار‌ها و محدودیت‌های بیرونی نیز از قدرت مانور بیشتری برخوردار خواهد بود. بالاترین سطح اقتدار فناورانه زمانی شکل می‌گیرد که قدرت ملی حاصل از فناوری بتواند به «نفوذ منطقه‌ای و جهانی» تبدیل شود. در این مرحله، کشور قادر است استانداردها، محصولات، پلتفرم‌ها، خدمات فنی و حتی الگو‌های حکمرانی فناورانه خود را به سایر کشور‌ها صادر کند و در شکل‌دهی به روند‌های علمی، اقتصادی و فناورانه جهان نقش‌آفرین باشد. نفوذ بین‌المللی حاصل از فناوری، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های قدرت نرم در عصر حاضر به شمار می‌رود؛ زیرا کشور‌ها از طریق فناوری نه‌تنها بازارها، بلکه ذهن‌ها، رفتار‌ها و الگو‌های توسعه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند.

بر این اساس، اقتدار فناورانه را می‌توان توانایی یک کشور در هدایت و تکمیل زنجیره «خلق دانش، تبدیل دانش به فناوری، تبدیل فناوری به ثروت، تبدیل ثروت به قدرت ملی و تبدیل قدرت ملی به نفوذ منطقه‌ای و جهانی» تعریف کرد. هرچه این زنجیره منسجم‌تر، سریع‌تر و اثربخش‌تر عمل کند، ظرفیت کشور برای دستیابی به توسعه پایدار، استقلال راهبردی، مرجعیت علمی و جایگاه برتر در نظام بین‌الملل افزایش خواهد یافت. ازاین‌رو، اقتدار فناورانه را باید نه صرفاً یک دستاورد علمی یا اقتصادی، بلکه یکی از مهم‌ترین تجلیات قدرت ملی در قرن بیست‌ویکم دانست.

از همین رو، رهبر شهید مان در بیانیه گام دوم انقلاب، «علم و پژوهش» را نخستین سرفصل از توصیه‌های راهبردی خود به نسل جوان معرفی کرده و آن را موتور محرک پیشرفت کشور و زیربنای دستیابی به سایر اهداف انقلاب اسلامی دانسته‌اند. ایشان با اشاره به جهش چشمگیر علمی جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های گذشته، تأکید می‌کنند که کشور از رتبه‌های بسیار پایین علمی پیش از انقلاب به جایگاهی رسیده است که شتاب رشد علمی آن در مقاطعی چندین برابر متوسط جهانی بوده است. با این حال، این دستاورد را نقطه پایان ندانسته و تصریح می‌کنند که حرکت علمی کشور باید با قدرت و شتاب بیشتری ادامه یابد. در منطق بیانیه گام دوم، علم صرفاً ابزاری برای افزایش دانش نظری نیست، بلکه سرچشمه اقتدار ملی، استقلال کشور، رفاه عمومی، پیشرفت اقتصادی و زمینه‌ساز شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی است. به تعبیر ایشان، «دانش، آشکارترین وسیله عزت و قدرت یک کشور است» و بدون دستیابی به مرجعیت علمی و فناورانه، امکان تحقق آرمان‌های بزرگ انقلاب اسلامی فراهم نخواهد شد. از این منظر، علم زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که بتواند به فناوری، نوآوری، تولید، ثروت‌آفرینی و حل مسائل کشور منجر شود. بر همین اساس، می‌توان اقتدار فناورانه را تجلی عملی همان دیدگاهی دانست که در بیانیه گام دوم مورد تأکید قرار گرفته است؛ یعنی توانایی یک ملت در تبدیل دانش به فناوری، فناوری به ثروت، ثروت به قدرت ملی و قدرت ملی به نفوذ و مرجعیت منطقه‌ای و جهانی. در این چارچوب، دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، شرکت‌های دانش‌بنیان، نخبگان و کارآفرینان فناور، بازیگران اصلی تحقق گام دوم انقلاب محسوب می‌شوند؛ زیرا آنان حلقه اتصال علم به فناوری و فناوری به پیشرفت و اقتدار ملی را شکل می‌دهند. بنابراین، از منظر بیانیه گام دوم انقلاب، توسعه علم و فناوری نه یک هدف بخشی و محدود، بلکه یک راهبرد بنیادین برای ساختن آینده ایران، دستیابی به استقلال و خوداتکایی، افزایش قدرت ملی و فراهم‌سازی زمینه‌های تحقق تمدن نوین اسلامی است؛ تمدنی که در آن علم، نوآوری و فناوری به ابزار خدمت به انسان، پیشرفت جامعه و ارتقای جایگاه کشور در عرصه جهانی تبدیل می‌شوند.

اقتدار علمی از نگاه شما چگونه به فناوری، محصول و ثروت تبدیل می‌شود و ستفا چه نقشی در این مسیر دارد؟

یکی از چالش‌های بنیادین نظام علم، فناوری و نوآوری در ایران، نه در مرحله تولید دانش، بلکه در حلقه دوم زنجیره اقتدار فناورانه، یعنی «تبدیل دانش به فناوری» نهفته است. طی پنج دهه گذشته، کشور توانسته است در بسیاری از شاخص‌های علمی رشد قابل توجهی را تجربه کند و در برخی حوزه‌ها به جایگاه‌های ممتاز منطقه‌ای و جهانی دست یابد. هزاران مقاله علمی، صد‌ها پایان‌نامه تخصصی و ده‌ها مرکز پژوهشی فعال، ظرفیت ارزشمندی از دانش و ایده را در کشور ایجاد کرده‌اند. با این حال، بخش قابل توجهی از این ظرفیت علمی هنوز نتوانسته است به فناوری‌های کاربردی، محصولات رقابت‌پذیر و کسب‌وکار‌های دانش‌بنیان تبدیل شود. به بیان دیگر، مسئله اصلی کشور کمبود دانش نیست، بلکه ضعف در سازوکار‌های تبدیل دانش به فناوری و انتقال دستاورد‌های علمی از دانشگاه و پژوهشگاه به صنعت و بازار است. در این مرحله، یافته‌های علمی باید از قالب مقاله، گزارش پژوهشی و پایان‌نامه خارج شده و به اختراع، دانش فنی، نمونه اولیه، پتنت، فرآیند صنعتی، محصول فناورانه و در نهایت کسب‌وکار دانش‌بنیان تبدیل شوند. این گذار، پیچیده‌ترین و پرهزینه‌ترین بخش زنجیره نوآوری محسوب می‌شود و در ادبیات مدیریت فناوری از آن با عنوان «دره مرگ فناوری» (Valley of Death) یاد می‌شود؛ مرحله‌ای که بسیاری از ایده‌ها و دستاورد‌های علمی، پیش از رسیدن به بازار متوقف می‌شوند. برای مثال، در بسیاری از دانشگاه‌های کشور پژوهش‌های ارزشمندی در حوزه‌های هوش مصنوعی، زیست‌فناوری، نانو فناوری، انرژی‌های نو، تجهیزات پزشکی و فناوری‌های کشاورزی انجام می‌شود، اما تنها بخشی از این دستاورد‌ها به محصول تجاری تبدیل می‌شوند. چه‌بسا فناوری‌های نوینی در آزمایشگاه‌ها توسعه یافته باشند که بتوانند مسائل مهم کشور را در حوزه آب، انرژی، محیط زیست، سلامت یا صنعت حل کنند، اما به دلیل نبود شبکه‌های مؤثر تجاری‌سازی، کمبود سرمایه‌گذاری خطرپذیر، ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت یا فقدان سازوکار‌های توسعه بازار، هرگز فرصت ورود به عرصه تولید و اقتصاد را پیدا نمی‌کنند.

دره مرگ فناوری نشان‌دهنده یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های نظام نوآوری کشور است؛ جایی که فاصله میان «دانستن» و «توانستن» آشکار می‌شود. در چنین شرایطی، نهاد‌های واسط و توسعه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای در تکمیل زنجیره اقتدار فناورانه ایفا می‌کنند. سازمان تجاری‌سازی فناوری و اشتغال دانش‌بنیان جهاددانشگاهی (ستفا) یکی از مهم‌ترین این نهاد‌ها است که می‌تواند حلقه اتصال میان پژوهش، فناوری، صنعت و بازار باشد. مأموریت اصلی چنین سازمانی آن است که دستاورد‌های علمی و پژوهشی را شناسایی کرده، ظرفیت تجاری‌سازی آنها را ارزیابی کند، پژوهشگران و فناوران را به سرمایه‌گذاران و صنایع متصل سازد، فرآیند توسعه نمونه اولیه و دانش فنی را تسهیل نماید و زمینه ورود فناوری‌های نوظهور به بازار را فراهم آورد. به عنوان نمونه، اگر یک گروه پژوهشی دانشگاهی موفق به طراحی یک سامانه هوشمند مدیریت مصرف انرژی، یک کیت تشخیص پزشکی، یک فناوری نوین تصفیه آب یا یک نرم‌افزار مبتنی بر هوش مصنوعی شود، نقش ستفا صرفاً حمایت مالی نیست؛ بلکه ایجاد شبکه‌ای از خدمات توسعه فناوری، مشاوره کسب‌وکار، جذب سرمایه، اخذ مجوزها، توسعه بازار و اتصال به صنایع بهره‌بردار است تا فناوری از مرحله آزمایشگاهی به مرحله تولید صنعتی و تجاری برسد. در واقع، ستفا می‌تواند همان حلقه‌ای باشد که دانش را به فناوری و فناوری را به ارزش اقتصادی تبدیل می‌کند. بنابراین، نقش سازمان‌هایی همچون ستفا را باید نه صرفاً یک نقش اجرایی، بلکه یک مأموریت راهبردی در تکمیل حلقه مفقوده نظام نوآوری و تحقق اقتدار فناورانه کشور دانست؛ بنابراین سازمان تجاری‌سازی فناوری و اشتغال دانش‌بنیان جهاددانشگاهی (ستفا) می‌تواند نقش‌های مهمی در پر کردن این شکاف و کاهش آسیب‌های ناشی از دره مرگ فناوری ایفا کند که من به برخی از این نقش‌ها اشاره می‌کنم.

نخستین نقش ستفا، شناسایی، ارزیابی و هدایت فناوری‌های دارای ظرفیت تجاری‌سازی است. همه دستاورد‌های پژوهشی الزاماً قابلیت تبدیل شدن به محصول ندارند؛ بنابراین ضروری است فناوری‌ها بر اساس معیار‌هایی مانند سطح آمادگی فناوری، نیاز بازار، امکان تولید صنعتی، مزیت رقابتی و ظرفیت اقتصادی مورد ارزیابی قرار گیرند. برای مثال، اگر یک گروه پژوهشی دانشگاهی موفق به تولید یک ماده پیشرفته با قابلیت افزایش عمر تجهیزات صنعتی شود، ارزش واقعی این دستاورد زمانی آشکار می‌شود که نیاز صنایع مرتبط شناسایی، امکان تولید انبوه بررسی و مسیر ورود آن به بازار طراحی شود. ستفا می‌تواند با انجام مطالعات امکان‌سنجی، ارتباط با صنایع و هدایت فرآیند توسعه، از توقف فناوری در مرحله آزمایشگاهی جلوگیری کند.

دومین نقش سازمان ستفا، حمایت از توسعه نمونه اولیه و تبدیل ایده علمی به فناوری قابل آزمون است. بسیاری از فناوری‌ها پس از اثبات اولیه علمی، برای رسیدن به مرحله کاربردی نیازمند طراحی مهندسی، آزمایش‌های عملیاتی و توسعه نمونه صنعتی هستند. برای نمونه، ممکن است یک تیم فناور الگوریتمی مبتنی بر هوش مصنوعی برای پیش‌بینی خرابی تجهیزات صنعتی طراحی کرده باشد، اما برای تبدیل آن به یک محصول تجاری، نیازمند اتصال به داده‌های واقعی، آزمون در محیط صنعتی و ایجاد یک سامانه عملیاتی باشد. حمایت‌های تخصصی و شبکه‌سازی ستفا می‌تواند این فاصله را کاهش دهد و فناوری را از مرحله آزمایشگاهی به مرحله بهره‌برداری هدایت کند.

سومین نقش ستفا، تأمین و تسهیل دسترسی به منابع مالی در مراحل پرریسک توسعه فناوری است. یکی از مهم‌ترین دلایل شکست فناوری‌ها در دره مرگ، نبود سرمایه‌گذاری در مرحله‌ای است که فناوری هنوز به درآمد پایدار نرسیده، اما برای توسعه نیازمند منابع مالی است. در این مرحله، ابزار‌هایی مانند حمایت‌های توسعه‌ای؛ سرمایه‌گذاری بذری (Seed Investment) یا تأمین مالی اولیه برای حمایت از ایده‌ها، فناوری‌ها و کسب‌وکار‌های نوپا در مراحل ابتدایی توسعه؛ اتصال به صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و جذب سرمایه‌گذاران تخصصی می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. به‌عنوان مثال، یک شرکت دانش‌بنیان فعال در حوزه تجهیزات پزشکی ممکن است فناوری ارزشمندی تولید کرده باشد، اما برای دریافت مجوز‌های لازم، انجام آزمون‌های بالینی و راه‌اندازی خط تولید اولیه به سرمایه نیاز داشته باشد؛ حمایتی که می‌تواند سرنوشت یک فناوری را از شکست به موفقیت تغییر دهد.

چهارمین نقش ستفا، ایجاد ارتباط نظام‌مند میان دانشگاه، صنعت و بازار است. بسیاری از ظرفیت‌های علمی کشور به دلیل نبود شناخت متقابل میان عرضه‌کنندگان و متقاضیان فناوری، به مرحله تجاری‌سازی نمی‌رسند. ستفا می‌تواند با شناسایی نیاز‌های فناورانه صنایع و معرفی توانمندی‌های پژوهشی و فناورانه، زمینه شکل‌گیری همکاری‌های پایدار میان دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و صنایع بزرگ را فراهم آورد. برای مثال، در حوزه‌هایی مانند انرژی، نفت، کشاورزی، سلامت و محیط زیست، بسیاری از مسائل کشور می‌توانند از طریق اتصال هدفمند نیاز‌های صنعتی به توان علمی داخلی، به فرصت‌های فناورانه و اقتصادی تبدیل شوند.

همچنین، ستفا می‌تواند در توسعه فرهنگ و مهارت‌های کارآفرینی فناورانه نقش‌آفرینی کند؛ زیرا تبدیل دانش به فناوری صرفاً یک فرآیند فنی نیست، بلکه نیازمند دانش کسب‌وکار، شناخت بازار، مدیریت مالکیت فکری، بازاریابی فناوری و توانایی ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان است. بسیاری از پژوهشگران از توان علمی بالایی برخوردارند، اما برای تبدیل دستاورد خود به یک محصول اقتصادی نیازمند حمایت‌های مدیریتی و تجاری هستند. توانمندسازی این افراد، زمینه شکل‌گیری نسل جدیدی از کارآفرینان فناور را فراهم می‌کند.

مهم‌ترین چالش‌های تبدیل پژوهش به محصول و بازار چیست و نقش ستفا در عبور از این چالش‌ها و تقویت فرآیند تجاری‌سازی فناوری و توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان چگونه ارزیابی می‌شود؟

کشور در حوزه تولید مقالات علمی، تربیت نیروی انسانی متخصص و توسعه ظرفیت‌های پژوهشی پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است؛ اما چالش اصلی در مرحله‌ای ظهور می‌کند که باید این دستاورد‌های علمی از محیط دانشگاه و پژوهشگاه خارج شده و به فناوری کاربردی، محصول رقابت‌پذیر و ارزش اقتصادی تبدیل شوند. مهم‌ترین موانع این مسیر را می‌توان در چند محور خلاصه کرد: نخست، ضعف ارتباط نظام‌مند میان دانشگاه، صنعت و بازار؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از پژوهش‌ها بدون شناخت دقیق نیاز‌های واقعی جامعه و صنعت انجام می‌شوند. دوم، کمبود حمایت‌های مالی در مراحل اولیه توسعه فناوری؛ زیرا فناوری پس از اثبات علمی، برای ساخت نمونه اولیه، آزمون‌های صنعتی، اخذ مجوز‌ها و ورود به بازار نیازمند سرمایه است. سوم، فقدان مهارت‌های تجاری‌سازی در میان برخی پژوهشگران؛ چراکه تبدیل یک ایده علمی به یک کسب‌وکار موفق، علاوه بر دانش فنی، نیازمند شناخت بازار، مدل کسب‌وکار، مالکیت فکری و شبکه‌سازی صنعتی است. در این میان، سازمان تجاری‌سازی فناوری و اشتغال دانش‌بنیان جهاددانشگاهی (ستفا) می‌تواند نقش یک نهاد واسط راهبردی را در تکمیل این زنجیره ایفا کند. مأموریت اصلی ستفا، ایجاد پل میان «دانش تولیدشده در مراکز علمی» و «نیاز‌های واقعی اقتصاد و صنعت» است. این سازمان با شناسایی فناوری‌های دارای قابلیت تجاری‌سازی، ارزیابی سطح آمادگی فناوری، حمایت از توسعه نمونه اولیه، تسهیل سرمایه‌گذاری اولیه، کمک به ثبت مالکیت فکری، اتصال فناوران به صنایع و ارائه خدمات توسعه کسب‌وکار، می‌تواند مسیر حرکت فناوری از آزمایشگاه به بازار را هموار کند. برای مثال، فرض کنیم یک پروژه تحقیقاتی، موفق به طراحی یک فناوری هوشمند برای کاهش مصرف انرژی در صنایع شده است. این فناوری ممکن است از نظر علمی موفق و حتی دارای مقاله و نمونه آزمایشگاهی باشد، اما برای تبدیل شدن به یک محصول صنعتی نیازمند طی مراحل مختلفی است؛ از جمله آزمایش در محیط واقعی کارخانه، بهینه‌سازی محصول، دریافت تأییدیه‌های لازم، تأمین سرمایه اولیه و یافتن مشتری صنعتی. نقش ستفا در چنین فرآیندی آن است که با ارزیابی قابلیت تجاری فناوری، ایجاد ارتباط میان تیم پژوهشی و صنایع متقاضی، حمایت از توسعه نمونه صنعتی و فراهم کردن مسیر سرمایه‌گذاری، فناوری را از مرحله پژوهش به مرحله بهره‌برداری اقتصادی هدایت کند. همچنین در حوزه شرکت‌های دانش‌بنیان، ستفا می‌تواند با حمایت از تیم‌های فناور در مراحل اولیه شکل‌گیری، به ایجاد و رشد شرکت‌هایی کمک کند که بر پایه دانش و فناوری شکل گرفته‌اند. به عنوان نمونه، یک تیم فناور در حوزه هوش مصنوعی، تجهیزات پزشکی، زیست‌فناوری یا کشاورزی هوشمند ممکن است فناوری اولیه‌ای در اختیار داشته باشد، اما برای تبدیل آن به یک محصول تجاری نیازمند مشاوره کسب‌وکار، توسعه بازار و دسترسی به سرمایه است. ستفا می‌تواند این حلقه‌های مفقوده را فراهم کرده و احتمال موفقیت چنین شرکت‌هایی را افزایش دهد. بنابراین، نقش ستفا را نباید صرفاً در حمایت از چند شرکت دانش‌بنیان خلاصه کرد؛ بلکه این سازمان می‌تواند به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی نظام نوآوری کشور، حلقه مفقوده میان علم و ثروت را تکمیل کند. موفقیت این مأموریت به معنای آن است که دستاورد‌های علمی کشور از مرحله تولید دانش عبور کرده و در قالب فناوری‌های کاربردی، محصولات دانش‌بنیان، اشتغال فناورانه و در نهایت اقتدار اقتصادی و ملی ظهور پیدا کنند. در واقع، ستفا یکی از سازوکار‌های تحقق زنجیره راهبردی «دانش ← فناوری ← ثروت ← قدرت ملی» محسوب می‌شود.

فناوری زمانی می‌تواند به قدرت اقتصادی و ملی تبدیل شود که از مرحله توسعه فنی عبور کرده و بتواند در قالب محصول یا خدمت فناورانه، مشتری واقعی پیدا کند، درآمد ایجاد نماید و در مقیاس گسترده مورد استفاده قرار گیرد. از این منظر، تجاری‌سازی فناوری صرفاً به تولید یک محصول ختم نمی‌شود، بلکه موفقیت نهایی زمانی حاصل می‌شود که فناوری بتواند جایگاه خود را در بازار داخلی و بین‌المللی تثبیت کند. یکی از چالش‌های مهم شرکت‌های دانش‌بنیان و فناور کشور، فاصله میان توان فنی تولید محصول و توان ورود و ماندگاری در بازار است. بسیاری از شرکت‌ها از دانش تخصصی و فناوری ارزشمند برخوردارند، اما در حوزه‌هایی مانند شناخت بازار هدف، برندسازی، بازاریابی فناوری، استاندارد‌های بین‌المللی، شبکه توزیع، مذاکره تجاری و توسعه بازار‌های صادراتی با محدودیت مواجه هستند. به همین دلیل، نقش نهادی مانند ستفا نباید تنها به حمایت از مرحله تولید فناوری محدود شود، بلکه باید تا مرحله خلق بازار و مقیاس‌پذیری اقتصادی فناوری ادامه یابد. در این چارچوب، یکی از اولویت‌های راهبردی آینده ستفا باید ایجاد زیرساخت‌های توسعه بازار فناوری باشد. این امر مستلزم آن است که فناوری‌ها از ابتدا با نگاه بازارمحور توسعه یابند؛ یعنی علاوه بر امکان‌پذیری فنی، موضوعاتی مانند نیاز مشتری، مزیت رقابتی، قیمت تمام‌شده، قابلیت تولید انبوه و ظرفیت صادراتی نیز در فرآیند توسعه فناوری مورد توجه قرار گیرد. به بیان دیگر، یک فناوری موفق، فناوری‌ای نیست که صرفاً از نظر علمی پیشرفته باشد، بلکه فناوری‌ای است که بتواند یک مسئله واقعی را با راهکاری اقتصادی و قابل عرضه حل کند.

یکی از اقدامات مهم ستفا در این مسیر می‌تواند کمک به بازاریابی و تجاری‌سازی محصولات دانش‌بنیان باشد. بسیاری از شرکت‌های فناور در مراحل اولیه، توانایی معرفی مناسب محصول، شناسایی مشتریان بالقوه و طراحی راهبرد فروش را ندارند. ستفا می‌تواند با ایجاد مراکز تخصصی توسعه بازار، ارائه خدمات مشاوره‌ای، برگزاری رویداد‌های عرضه فناوری، ایجاد ارتباط میان شرکت‌های دانش‌بنیان و صنایع بزرگ و معرفی محصولات فناورانه به مشتریان داخلی و خارجی، این شکاف را کاهش دهد. برای مثال، یک شرکت دانش‌بنیان که موفق به تولید یک تجهیز پزشکی پیشرفته شده است، ممکن است از نظر فنی توان رقابت با نمونه‌های خارجی را داشته باشد؛ اما برای ورود به بازار سلامت کشور نیازمند دریافت استانداردها، شناخت فرآیند‌های خرید بیمارستان‌ها، ایجاد شبکه خدمات پس از فروش و جلب اعتماد مصرف‌کنندگان است. نقش ستفا می‌تواند در این مرحله، تسهیل مسیر ورود محصول به بازار و تبدیل یک فناوری آزمایش‌شده به یک محصول اقتصادی پایدار باشد.

موضوع مهم دیگر، استانداردسازی و افزایش قابلیت رقابت بین‌المللی محصولات فناورانه است. ورود به بازار‌های جهانی نیازمند رعایت استاندارد‌های فنی، کیفیت، ایمنی و الزامات قانونی کشور‌های هدف است. بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان، به دلیل تمرکز صرف بر توسعه فناوری، آمادگی لازم برای حضور در بازار‌های بین‌المللی را ندارند. ستفا می‌تواند با حمایت از فرآیند اخذ استاندارد‌های بین‌المللی، ثبت مالکیت فکری، مطالعات بازار خارجی و آماده‌سازی شرکت‌ها برای صادرات، زمینه حضور مؤثرتر محصولات ایرانی در عرصه جهانی را فراهم کند.

همچنین، توسعه شبکه‌های فروش و ایجاد ارتباطات تجاری از دیگر الزامات موفقیت شرکت‌های دانش‌بنیان است. یک فناوری حتی اگر از نظر فنی برتر باشد، بدون دسترسی به مشتری و کانال‌های توزیع مناسب، نمی‌تواند به موفقیت اقتصادی برسد. ستفا می‌تواند با ایجاد شبکه‌ای از صنایع، سازمان‌های مصرف‌کننده، نمایندگان تجاری و شرکای بین‌المللی، به شرکت‌های فناور در یافتن بازار‌های مناسب کمک کند.

در سطح راهبردی‌تر، استفاده از ظرفیت دیپلماسی فناوری نیز باید مورد توجه قرار گیرد. امروزه کشور‌ها علاوه بر دیپلماسی سیاسی و اقتصادی، از فناوری به‌عنوان ابزاری برای افزایش تعاملات بین‌المللی و توسعه نفوذ خود استفاده می‌کنند. معرفی توانمندی‌های فناورانه کشور، ایجاد همکاری‌های علمی و صنعتی با کشور‌های هدف، حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی فناوری و حمایت از صادرات محصولات دانش‌بنیان می‌تواند به افزایش سهم ایران در بازار فناوری منطقه و جهان کمک کند. برای نمونه، فناوری‌های توسعه‌یافته در حوزه‌هایی مانند زیست‌فناوری، تجهیزات پزشکی، فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، کشاورزی هوشمند و انرژی‌های نو ظرفیت آن را دارند که علاوه بر پاسخگویی به نیاز‌های داخلی، به بازار‌های منطقه‌ای نیز صادر شوند. ستفا می‌تواند با شناسایی بازار‌های هدف، آماده‌سازی شرکت‌ها و ایجاد شبکه‌های همکاری، زمینه تبدیل این ظرفیت‌ها به مزیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی را فراهم کند.

در مجموع، مأموریت آینده ستفا باید از «توسعه فناوری» به سمت «توسعه ارزش فناوری» گسترش یابد. فناوری زمانی به اقتدار اقتصادی تبدیل می‌شود که بتواند بازار پایدار، درآمد مستمر، اشتغال دانش‌بنیان و مزیت رقابتی ایجاد کند. بنابراین، حمایت از بازاریابی فناوری، استانداردسازی، توسعه شبکه‌های فروش، تسهیل صادرات و بهره‌گیری از دیپلماسی فناوری، حلقه‌های ضروری برای تکمیل زنجیره دانش، فناوری، ثروت، قدرت ملی و تحقق اقتصاد دانش‌بنیان در کشور خواهند بود.

مهم‌ترین دستاورد‌های ستفا در حل مسائل راهبردی کشور تاکنون چه بوده است و این دستاورد‌ها چه تأثیری بر زندگی مردم و توسعه اقتصاد دانش‌بنیان داشته‌اند؟ همچنین، اولویت‌ها و برنامه‌های آینده ستفا برای پاسخگویی به نیاز‌های اساسی و راهبردی کشور چیست؟

دستاورد‌های سازمان تجاری‌سازی فناوری و اشتغال دانش‌بنیان جهاددانشگاهی (ستفا) را باید در چارچوب مأموریت اصلی جهاددانشگاهی یعنی تبدیل دانش و توان علمی داخلی به فناوری‌های کاربردی و حل مسائل واقعی کشور ارزیابی کرد. مسئله اصلی در نظام نوآوری کشور صرفاً تولید علم نیست، بلکه ایجاد سازوکاری است که بتواند دانش تولیدشده را به فناوری، فناوری را به محصول و محصول را به خدمت مؤثر برای جامعه تبدیل کند. یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های جهاددانشگاهی در این زمینه، ایجاد ظرفیت بومی برای توسعه فناوری‌های مورد نیاز کشور بوده است. جهاددانشگاهی طی حیات پربرکت خود نشان داده است که می‌توان با اتکا به دانش متخصصان داخلی، در حوزه‌های راهبردی وارد شد و فناوری‌های مورد نیاز کشور را توسعه داد. نمونه‌هایی مانند فعالیت‌های پژوهشگاه رویان در حوزه سلول‌های بنیادی، درمان ناباروری و زیست‌فناوری، توسعه فناوری‌های مرتبط با نفت و گاز، مهندسی، پزشکی، کشاورزی و صنایع نرم، نشان می‌دهد که چگونه دانش می‌تواند از مرحله پژوهش عبور کرده و به خدمت اجتماعی و اقتصادی تبدیل شود. در حوزه تجاری‌سازی، نقش ستفا در این است که این دستاورد‌های علمی را در مسیر تبدیل شدن به کسب‌وکار‌های فناورانه هدایت کند. بسیاری از فناوری‌ها برای رسیدن به بازار نیازمند حمایت‌هایی مانند ارزیابی اقتصادی، توسعه نمونه اولیه، جذب سرمایه، ایجاد ارتباط با صنعت، ثبت مالکیت فکری و طراحی مدل کسب‌وکار هستند. ستفا با فراهم‌سازی این زیرساخت‌ها می‌تواند مانع توقف فناوری‌ها در مرحله آزمایشگاهی شود. برای مثال، در حوزه تجهیزات پزشکی و زیست‌فناوری، یک دستاورد پژوهشی ممکن است در آزمایشگاه نتایج موفقی داشته باشد، اما برای ورود به نظام سلامت کشور نیازمند طی مراحل مختلفی مانند تولید نمونه صنعتی، اخذ مجوز‌های لازم، استانداردسازی، تولید انبوه و ایجاد شبکه عرضه است. نقش ستفا در چنین مواردی، ایجاد مسیر انتقال از پژوهش به محصول و کمک به شکل‌گیری شرکت‌های دانش‌بنیان حول این فناوری‌هاست. نمونه دیگر، حوزه فناوری‌های مسئله‌محور صنعتی است. بسیاری از صنایع کشور با چالش‌هایی مانند کاهش مصرف انرژی، افزایش بهره‌وری، نگهداری تجهیزات، مدیریت منابع و هوشمندسازی فرآیند‌ها مواجه‌اند. ستفا می‌تواند با شناسایی این نیاز‌ها و اتصال آنها به ظرفیت‌های علمی جهاددانشگاهی و دانشگاه‌ها، زمینه توسعه فناوری‌هایی را فراهم کند که مستقیماً بر کاهش هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری و ارتقای کیفیت خدمات اثرگذار باشند. اثر نهایی این اقدامات را می‌توان در چند سطح مشاهده کرد: نخست، حل مسائل واقعی کشور از طریق فناوری‌های بومی؛ دوم، ایجاد اشتغال دانش‌بنیان برای فارغ‌التحصیلان و نخبگان؛ سوم، کاهش وابستگی فناورانه و افزایش استقلال راهبردی کشور؛ و چهارم، تبدیل سرمایه علمی کشور به ارزش اقتصادی و اجتماعی.

در آینده، اولویت ستفا باید حرکت از حمایت موردی از فناوری‌ها به سمت ایجاد یک زیست‌بوم کامل تجاری‌سازی فناوری باشد. این امر مستلزم تمرکز بر فناوری‌های راهبردی مانند هوش مصنوعی، زیست‌فناوری، انرژی‌های نو، فناوری‌های سلامت، کشاورزی هوشمند، صنایع خلاق و فناوری‌های مرتبط با حکمرانی هوشمند است. همچنین توسعه سرمایه‌گذاری بذری، تقویت ارتباط با صنایع بزرگ، ایجاد شبکه سرمایه‌گذاران فناور، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان نوپا و توسعه بازار برای محصولات فناورانه باید در اولویت قرار گیرد. تجربه کشور‌های پیشرو در حوزه نوآوری نشان می‌دهد که اقتدار فناورانه صرفاً با تولید فناوری‌های منفرد ایجاد نمی‌شود؛ بلکه نیازمند شکل‌گیری یک نظام هماهنگ از بازیگران مختلف شامل دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، شرکت‌های دانش‌بنیان، صنایع بزرگ، سرمایه‌گذاران، نهاد‌های سیاست‌گذار، بازار و نهاد‌های واسط نوآوری است. در چنین زیست‌بومی، فناوری‌ها مسیر مشخصی را از مرحله ایده و پژوهش تا توسعه محصول، ورود به بازار، مقیاس‌پذیری و اثرگذاری اقتصادی و اجتماعی طی می‌کنند.

بر این اساس، یکی از مهم‌ترین اولویت‌های آینده ستفا باید تغییر رویکرد از «حمایت از فناوری» به «مدیریت زنجیره ارزش فناوری» باشد. در رویکرد سنتی، تمرکز عمدتاً بر تأمین منابع برای یک پروژه فناورانه است؛ اما در رویکرد زیست‌بومی، تمام چرخه عمر فناوری مورد توجه قرار می‌گیرد؛ از شناسایی مسئله و تولید ایده گرفته تا توسعه فناوری، تأمین مالی، مالکیت فکری، تولید صنعتی، توسعه بازار و صادرات. این تغییر رویکرد می‌تواند احتمال موفقیت فناوری‌ها را افزایش داده و از هدررفت سرمایه‌های علمی کشور جلوگیری کند. یکی از محور‌های مهم در این مسیر، تمرکز هدفمند بر فناوری‌های راهبردی و آینده‌ساز است. در شرایطی که رقابت جهانی به سمت فناوری‌های نوظهور حرکت کرده است، ستفا باید با نگاه آینده‌پژوهانه، حوزه‌هایی را که بیشترین تأثیر را بر امنیت، اقتصاد و کیفیت زندگی مردم دارند، در اولویت قرار دهد. در حوزه هوش مصنوعی، هدف باید حمایت از توسعه فناوری‌هایی باشد که بتوانند مسائل واقعی کشور را در حوزه‌هایی مانند سلامت، صنعت، کشاورزی، حمل‌ونقل، مدیریت شهری و حکمرانی حل کنند. برای مثال، توسعه سامانه‌های هوشمند تشخیص بیماری، بهینه‌سازی مصرف انرژی در صنایع، پیش‌بینی بحران‌های محیطی یا ارتقای بهره‌وری سازمان‌ها می‌تواند نمونه‌هایی از تبدیل هوش مصنوعی به ارزش اقتصادی و اجتماعی باشد. در حوزه زیست‌فناوری و فناوری‌های سلامت، با توجه به اهمیت روزافزون سلامت و امنیت زیستی، حمایت از شرکت‌هایی که در زمینه دارو‌های نوترکیب، تشخیص‌های پیشرفته، سلول‌های بنیادی، تجهیزات پزشکی و فناوری‌های درمانی فعالیت می‌کنند، می‌تواند به کاهش وابستگی‌های فناورانه و ارتقای کیفیت خدمات سلامت منجر شود. تجربه جهاددانشگاهی در حوزه‌هایی مانند پژوهشگاه رویان نشان داده است که سرمایه‌گذاری هدفمند در فناوری‌های زیستی می‌تواند دستاورد‌های علمی را به خدمات ارزشمند اجتماعی تبدیل کند. در حوزه انرژی‌های نو و فناوری‌های زیست‌محیطی نیز ستفا می‌تواند نقش مهمی در حمایت از فناوری‌های مرتبط با بهره‌وری انرژی، انرژی‌های تجدیدپذیر، مدیریت منابع آب، کاهش آلاینده‌ها و اقتصاد سبز ایفا کند. با توجه به چالش‌های کشور در حوزه انرژی و محیط زیست، فناوری‌های مسئله‌محور در این حوزه می‌توانند علاوه بر خلق ارزش اقتصادی، به حل مسائل ملی کمک کنند. همچنین کشاورزی هوشمند یکی از حوزه‌های راهبردی آینده است. ترکیب فناوری‌هایی مانند اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، سنجش از دور و تحلیل داده‌ها می‌تواند به افزایش بهره‌وری کشاورزی، کاهش مصرف آب، بهبود امنیت غذایی و کاهش خسارات تولید کمک کند. ستفا می‌تواند با اتصال شرکت‌های فناور به کشاورزان، صنایع غذایی و نهاد‌های مرتبط، مسیر تبدیل فناوری‌های کشاورزی به راهکار‌های عملیاتی را تسهیل کند.

در کنار فناوری‌های سخت، توجه به صنایع خلاق و فناوری‌های نرم نیز اهمیت زیادی دارد. اقتصاد آینده تنها متکی بر ماشین‌آلات و تجهیزات نیست، بلکه دانش، محتوا، فرهنگ، طراحی، بازی‌های دیجیتال، فناوری‌های آموزشی و خدمات مبتنی بر خلاقیت نیز بخش مهمی از اقتصاد جهانی را تشکیل می‌دهند. حمایت از کسب‌وکار‌های خلاق می‌تواند زمینه اشتغال جوانان، توسعه صادرات فرهنگی و خلق ارزش‌های جدید را فراهم کند.

یکی دیگر از اولویت‌های اساسی ستفا، توسعه ابزار‌های تأمین مالی نوآوری است. بسیاری از فناوری‌ها به دلیل نبود سرمایه در مراحل اولیه توسعه، در همان مرحله آزمایشگاهی متوقف می‌شوند. بنابراین، ایجاد سازوکار‌های سرمایه‌گذاری بذری، صندوق‌های تخصصی فناوری، مشارکت با سرمایه‌گذاران خطرپذیر و طراحی مدل‌های تأمین مالی مرحله‌ای، از الزامات عبور فناوری‌ها از «دره مرگ» است. سرمایه‌گذاری اولیه ستفا می‌تواند ریسک فناوری را کاهش داده و زمینه ورود سرمایه‌گذاران بزرگ‌تر را فراهم کند.

همچنین، تقویت ارتباط با صنایع بزرگ و نیازمحور کردن فرآیند نوآوری باید یکی از محور‌های مهم آینده باشد. بسیاری از فناوری‌ها زمانی موفق می‌شوند که از ابتدا با یک مسئله واقعی صنعتی پیوند داشته باشند. ستفا می‌تواند با ایجاد شبکه همکاری میان صنایع بزرگ، دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان، به جای توسعه فناوری‌های عرضه‌محور، زمینه شکل‌گیری فناوری‌های تقاضامحور و مسئله‌حل‌کن را فراهم کند. یکی از مهم‌ترین الزامات موفقیت نظام نوآوری کشور، گذار از رویکرد عرضه‌محور به رویکرد تقاضامحور و مسئله‌محور در توسعه فناوری است. تجربه کشور‌های پیشرو در حوزه فناوری نشان می‌دهد که بسیاری از فناوری‌های موفق، نه صرفاً از مسیر توسعه یک ایده علمی و سپس جست‌وجوی بازار، بلکه از مسیر شناسایی یک مسئله واقعی، تعریف نیاز فناورانه و ایجاد راه‌حل علمی و فناورانه برای آن شکل گرفته‌اند. به بیان دیگر، فناوری زمانی بیشترین احتمال موفقیت را دارد که از ابتدای مسیر توسعه، با یک نیاز واقعی اقتصادی، صنعتی یا اجتماعی پیوند خورده باشد. یکی از چالش‌های موجود در نظام نوآوری کشور این است که گاهی فرآیند پژوهش و توسعه فناوری بدون ارتباط کافی با نیاز‌های واقعی صنعت انجام می‌شود. در چنین شرایطی، ممکن است یک پژوهشگر یا تیم فناور، فناوری ارزشمندی تولید کند، اما پس از پایان پروژه با این پرسش مواجه شود که «این فناوری چه مشکلی را حل می‌کند؟ مشتری آن چه کسی است؟ و چگونه باید وارد بازار شود؟». نتیجه چنین رویکردی، افزایش فاصله میان دانشگاه و صنعت و شکل‌گیری انباشت دستاورد‌های علمی بدون بهره‌برداری اقتصادی است. در مقابل، نوآوری نیازمحور یا تقاضامحور بر این اصل استوار است که نقطه آغاز توسعه فناوری باید یک مسئله واقعی باشد. در این رویکرد، صنایع، سازمان‌ها و جامعه مسائل خود را به‌عنوان نیاز‌های فناورانه مطرح می‌کنند و دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان با استفاده از ظرفیت علمی و تخصصی خود، برای حل این مسائل راهکار ارائه می‌دهند. این الگو علاوه بر افزایش احتمال تجاری‌سازی، موجب می‌شود منابع پژوهشی کشور در مسیر حل مسائل اولویت‌دار و ایجاد ارزش واقعی هدایت شوند. در این میان، ستفا می‌تواند نقش یک معمار شبکه نوآوری را ایفا کند؛ یعنی نهادی که بازیگران مختلف زیست‌بوم فناوری را به یکدیگر متصل می‌کند. ستفا می‌تواند با ایجاد سازوکار‌های منظم برای شناسایی نیاز‌های فناورانه صنایع بزرگ، این نیاز‌ها را به زبان قابل فهم برای دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان ترجمه کرده و زمینه شکل‌گیری پروژه‌های مشترک توسعه فناوری را فراهم آورد. برای مثال، یک صنعت بزرگ فولادی ممکن است با چالش‌هایی مانند کاهش مصرف انرژی، افزایش عمر تجهیزات، پیش‌بینی خرابی ماشین‌آلات یا بهینه‌سازی فرآیند تولید مواجه باشد. در رویکرد سنتی، ممکن است پژوهشگران فناوری‌هایی را توسعه دهند که الزاماً ارتباط مستقیمی با این مسائل ندارند. اما در رویکرد نیازمحور، ابتدا مسئله صنعت شناسایی می‌شود؛ سپس ستفا می‌تواند از طریق شبکه دانشگاه‌ها و شرکت‌های فناور، تیم‌های مناسب را برای ارائه راه‌حل علمی و فناورانه شناسایی کند. نتیجه این فرآیند، توسعه فناوری‌ای است که از ابتدا مشتری، کاربرد و مسیر ورود به بازار آن مشخص است. نمونه دیگر می‌تواند در حوزه سلامت باشد. اگر نظام سلامت کشور با چالش‌هایی مانند هزینه بالای تجهیزات پزشکی، وابستگی به واردات یا نیاز به تشخیص سریع بیماری‌ها مواجه باشد، ستفا می‌تواند این مسائل را به فرصت‌های فناورانه تبدیل کند؛ به این معنا که شرکت‌های دانش‌بنیان و مراکز پژوهشی را برای طراحی و توسعه راهکار‌های بومی، مانند تجهیزات تشخیصی پیشرفته یا سامانه‌های هوشمند سلامت، به همکاری دعوت کند. تقویت ارتباط با صنایع بزرگ همچنین می‌تواند به کاهش ریسک تجاری‌سازی فناوری کمک کند. یکی از مشکلات اصلی شرکت‌های دانش‌بنیان نوپا، دسترسی دشوار به نخستین مشتری و بازار اولیه است. حتی اگر یک شرکت فناوری موفقی تولید کرده باشد، نبود مشتری صنعتی می‌تواند مانع رشد آن شود. حضور صنایع بزرگ به‌عنوان «مشتری اولیه فناوری» می‌تواند به شرکت‌های فناور فرصت دهد تا محصول خود را در محیط واقعی آزمایش کرده، بهبود دهند و برای ورود به بازار گسترده‌تر آماده شوند. از سوی دیگر، این ارتباط دوسویه موجب می‌شود صنایع بزرگ نیز از ظرفیت‌های علمی کشور بهره‌مند شوند و به جای خرید فناوری از خارج، بخشی از نیاز‌های خود را از طریق توان داخلی تأمین کنند. این موضوع علاوه بر کاهش وابستگی فناورانه، موجب افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها و ارتقای رقابت‌پذیری صنایع خواهد شد. بنابراین، یکی از مأموریت‌های راهبردی آینده ستفا باید ایجاد شبکه ملی همکاری میان صنایع بزرگ، دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و سرمایه‌گذاران فناوری باشد. در این مدل، ستفا صرفاً نقش تأمین‌کننده حمایت مالی را ندارد، بلکه به‌عنوان حلقه اتصال و تسهیل‌گر، فرآیند تبدیل «مسئله» به «راه‌حل فناورانه» و سپس تبدیل «راه‌حل فناورانه» به «محصول و بازار» را مدیریت می‌کند. حرکت به سمت نوآوری‌های نیازمحور می‌تواند یکی از مهم‌ترین راهبرد‌های تحقق اقتدار فناورانه کشور باشد؛ زیرا فناوری‌هایی که از دل مسائل واقعی کشور شکل می‌گیرند، بیشترین ظرفیت را برای ایجاد ارزش اقتصادی، حل چالش‌های ملی، توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان و تبدیل دانش به ثروت و قدرت ملی دارند.

در نهایت، توسعه بازار فناوری و صادرات محصولات دانش‌بنیان یکی از حلقه‌های تکمیل‌کننده مأموریت ستفا است. فناوری زمانی به اقتدار اقتصادی تبدیل می‌شود که بتواند بازار پایدار پیدا کند. بنابراین، کمک به بازاریابی فناوری، استانداردسازی محصولات، توسعه شبکه‌های فروش، تسهیل حضور شرکت‌ها در بازار‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و استفاده از ظرفیت دیپلماسی فناوری، باید در برنامه‌های آینده مورد توجه قرار گیرد.

در مجموع، آینده ستفا باید بر این اصل استوار باشد که تجاری‌سازی فناوری یک فعالیت مقطعی نیست، بلکه یک فرآیند نظام‌مند و زیست‌بومی است. ستفا می‌تواند با ایفای نقش یک معمار زیست‌بوم نوآوری، حلقه‌های مفقوده میان علم، فناوری، سرمایه، صنعت و بازار را به هم متصل کند و با تبدیل ظرفیت‌های علمی کشور به محصولات دانش‌بنیان، اشتغال فناورانه و ثروت پایدار، سهم مؤثری در تحقق اقتدار فناورانه و توسعه اقتصاد دانش‌بنیان کشور داشته باشد.

نقش ستفا در توسعه کارآفرینی، اشتغال دانش‌بنیان و جلوگیری از خروج نخبگان چیست و همکاری آن با پارک‌های علم و فناوری و نهاد‌های مرتبط چه ظرفیتی برای ایجاد اشتغال فناورانه و تقویت زیست‌بوم نوآوری کشور فراهم کرده است؟

یکی از مهم‌ترین الزامات تحقق اقتصاد دانش‌بنیان، تبدیل سرمایه انسانی و علمی کشور به کارآفرینی فناورانه و اشتغال پایدار است. در این میان، مسئله اصلی صرفاً تربیت نیروی متخصص نیست، بلکه ایجاد محیطی است که نخبگان و متخصصان بتوانند دانش و خلاقیت خود را در مسیر حل مسائل کشور، توسعه فناوری و ایجاد کسب‌وکار‌های نوآورانه به کار گیرند. اگر میان ظرفیت علمی نخبگان و فرصت‌های واقعی اقتصادی و فناورانه پیوند برقرار نشود، بخشی از این سرمایه انسانی به سمت فرصت‌های خارج از کشور یا فعالیت‌های غیرمرتبط با تخصص خود سوق پیدا خواهد کرد. در این چارچوب، سازمان تجاری‌سازی فناوری و اشتغال دانش‌بنیان جهاددانشگاهی (ستفا) می‌تواند نقش مهمی در تبدیل نخبگان علمی به کارآفرینان فناور ایفا کند. مأموریت ستفا صرفاً ایجاد شغل نیست، بلکه ایجاد زنجیره ارزش اشتغال دانش‌بنیان است؛ زنجیره‌ای که از شناسایی ایده‌های نوآورانه آغاز شده، با توسعه فناوری، ایجاد شرکت دانش‌بنیان، ورود محصول به بازار و رشد اقتصادی ادامه پیدا می‌کند. یکی از نقش‌های اساسی ستفا، فراهم‌کردن بستر کارآفرینی برای پژوهشگران و متخصصان جوان است. بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی از توان علمی بالایی برخوردارند، اما برای تبدیل ایده خود به یک کسب‌وکار موفق، نیازمند آموزش‌های کارآفرینی، مشاوره کسب‌وکار، حمایت مالی اولیه، دسترسی به زیرساخت‌های فناورانه و ارتباط با بازار هستند. ستفا می‌تواند با ارائه این خدمات، مسیر حرکت یک پژوهشگر از «ایده‌پرداز علمی» به «کارآفرین فناور» را تسهیل کند. برای مثال، یک گروه از دانش‌آموختگان دانشگاهی ممکن است فناوری جدیدی در حوزه هوش مصنوعی برای مدیریت مصرف انرژی، تشخیص پزشکی یا کشاورزی هوشمند توسعه داده باشند. این تیم ممکن است دانش فنی لازم را داشته باشد، اما برای ایجاد شرکت، جذب سرمایه، شناخت مشتری، توسعه محصول و ورود به بازار با چالش مواجه باشد. ستفا می‌تواند با حمایت از این تیم، ایجاد ارتباط با صنایع مرتبط، کمک به توسعه نمونه اولیه و فراهم کردن مسیر تجاری‌سازی، زمینه شکل‌گیری یک شرکت دانش‌بنیان و ایجاد فرصت‌های شغلی تخصصی را فراهم کند. نقش دیگر ستفا، حفظ و به‌کارگیری ظرفیت نخبگان کشور است. تجربه جهانی نشان می‌دهد که نخبگان زمانی ماندگار می‌شوند که احساس کنند امکان اثرگذاری، رشد حرفه‌ای و تبدیل دانش خود به ارزش اقتصادی و اجتماعی را دارند. ایجاد شرکت‌های فناور، حمایت از تیم‌های نوآور و فراهم‌کردن مسیر تبدیل ایده به محصول، می‌تواند انگیزه ماندگاری نخبگان در کشور را افزایش دهد. به بیان دیگر، بهترین راه جلوگیری از خروج سرمایه انسانی، ایجاد فرصت‌های واقعی برای نقش‌آفرینی آنان در توسعه ملی است. در این مسیر، همکاری ستفا با پارک‌های علم و فناوری، مراکز رشد، دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و نهاد‌های مرتبط با اشتغال و کارآفرینی ظرفیت مهمی برای تکمیل زیست‌بوم نوآوری کشور ایجاد می‌کند. پارک‌های علم و فناوری معمولاً زیرساخت‌هایی مانند فضای استقرار، خدمات حمایتی و شبکه ارتباطی را فراهم می‌کنند، در حالی که ستفا می‌تواند بر حلقه تجاری‌سازی، توسعه کسب‌وکار، اتصال فناوری به صنعت و ایجاد بازار تمرکز کند. این تقسیم نقش موجب می‌شود یک ایده فناورانه از مرحله شکل‌گیری تا تبدیل شدن به یک شرکت موفق، مسیر منسجم‌تری را طی کند. برای نمونه، یک فناوری توسعه‌یافته در یکی از مراکز پژوهشی جهاددانشگاهی می‌تواند ابتدا در قالب یک هسته فناور یا تیم نوآور شکل گیرد، سپس با حمایت مرکز رشد یا پارک علم و فناوری توسعه یابد و در مرحله بعد، با پشتیبانی ستفا از نظر تجاری‌سازی، سرمایه‌گذاری، بازاریابی و اتصال به صنعت، به یک شرکت دانش‌بنیان پایدار تبدیل شود. این فرآیند می‌تواند علاوه بر ایجاد اشتغال مستقیم برای متخصصان، فرصت‌های شغلی غیرمستقیم در زنجیره تولید، خدمات، فروش و توسعه بازار ایجاد کند. همچنین همکاری ستفا با نهاد‌هایی مانند مؤسسات تخصصی حوزه کار و اشتغال می‌تواند موجب شود سیاست‌های اشتغال کشور از مدل سنتی ایجاد فرصت‌های شغلی عمومی به سمت اشتغال مبتنی بر دانش، مهارت و نوآوری حرکت کند. اشتغال فناورانه، علاوه بر تعداد شغل، کیفیت شغل، بهره‌وری نیروی انسانی و ارزش افزوده اقتصادی را نیز افزایش می‌دهد. در مجموع، نقش ستفا در توسعه کارآفرینی و اشتغال دانش‌بنیان را باید در سه سطح ارزیابی کرد:

نخست، تبدیل ایده‌ها و توانمندی‌های علمی به کسب‌وکار‌های فناورانه.

دوم، ایجاد فرصت‌های شغلی برای نخبگان و متخصصان کشور.

سوم، تقویت زیست‌بوم نوآوری از طریق اتصال دانشگاه، صنعت، سرمایه‌گذار و بازار.

در نهایت، می‌توان گفت نقش ستفا فراتر از ایجاد چند کسب‌وکار فناورانه یا حمایت از تعدادی شرکت دانش‌بنیان است؛ بلکه مأموریت راهبردی آن، تبدیل سرمایه علمی و انسانی کشور به ارزش اقتصادی و اجتماعی پایدار است. در جهانی که مزیت رقابتی کشور‌ها بیش از پیش بر پایه دانش، فناوری و نوآوری شکل می‌گیرد، توانایی تبدیل ایده به محصول، محصول به بازار و بازار به ثروت ملی، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اقتدار کشور‌ها محسوب می‌شود. ستفا با ایفای نقش حلقه واسط میان دانشگاه، صنعت، سرمایه‌گذار و جامعه، می‌تواند زمینه‌ای فراهم کند که نخبگان و پژوهشگران کشور نه صرفاً تولیدکننده دانش، بلکه خالق فناوری، کارآفرین و حل‌کننده مسائل ملی باشند. استمرار این رویکرد، علاوه بر ایجاد اشتغال فناورانه و جلوگیری از هدررفت سرمایه انسانی، به شکل‌گیری نسلی از شرکت‌های دانش‌بنیان توانمند و رقابت‌پذیر منجر خواهد شد. به بیان دیگر، موفقیت ستفا در گرو آن است که از یک نهاد حمایتی به یک معمار زیست‌بوم نوآوری و اشتغال دانش‌بنیان تبدیل شود؛ نهادی که با پیوند دادن ظرفیت‌های علمی کشور با نیاز‌های واقعی اقتصاد، مسیر حرکت از دانش به فناوری، فناوری به کارآفرینی، کارآفرینی به اشتغال و اشتغال دانش‌بنیان به اقتدار ملی را هموار سازد. این همان مسیری است که می‌تواند سرمایه انسانی و علمی کشور را به موتور محرک توسعه پایدار و قدرت‌آفرینی فناورانه تبدیل کند.

مأموریت راهبردی امروز ستفا، تبدیل سرمایه‌های علمی، فناورانه و انسانی کشور به ارزش اقتصادی و اجتماعی پایدار از طریق ایجاد و تقویت زنجیره تجاری‌سازی فناوری، توسعه کارآفرینی دانش‌بنیان و پیوند نظام‌مند میان دانشگاه، صنعت، سرمایه و بازار است؛ به‌گونه‌ای که دانش تولیدشده در مراکز علمی، از مرحله ایده و پژوهش عبور کرده و به فناوری‌های کاربردی، شرکت‌های نوآور، اشتغال فناورانه و در نهایت اقتدار ملی تبدیل شود. ستفا مأموریت دارد شکاف میان دانش و ارزش‌آفرینی را پر کند؛ یعنی با تبدیل ایده‌های علمی به فناوری، فناوری به کسب‌وکار و کسب‌وکار دانش‌بنیان به ثروت ملی، نقش خود را در ساخت زیست‌بوم نوآوری و اقتدار فناورانه کشور ایفا نماید؛ بنابراین مأموریت راهبردی امروز ستفا را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:  «پر کردن شکاف میان دانش و ارزش‌آفرینی از طریق تبدیل سرمایه‌های علمی و فناورانه کشور به فناوری‌های کاربردی، کسب‌وکار‌های دانش‌بنیان، اشتغال فناورانه و در نهایت ثروت و اقتدار ملی در چارچوب یک زیست‌بوم نوآوری یکپارچه.»

گفت‌و‌گو: امیر علی بینام

ارسال نظرات

captcha