تازه ها
کدام مشاغل در جنگ بیشتر آسیب دیدند؟
به گزارش بازارکار،حسین رجبپور، پژوهشگر اقتصادی در نشست «جنگ، بازار کار و پیامدها» که در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، ضمن بررسی تفاوت میزان اشتغالزایی رشتههای مختلف فعالیت، انواع سرمایهگذاری و توزیع مواهب در مشاغل مختلف، با بیان اینکه در دادههای تامین اجتماعی، جزئیاتی از این نگاه ساختاری به وضعیت اشتغال را میتوان پیدا کرد، گفت: اشتغال، آینه بخش حقیقی اقتصاد است. رکود اقتصادی، قبل از اینکه خودش را در حسابهای ملی نشان دهد، در قالب توقف استخدام، خروج بیمهشدگان از بازار کار رسمی و تعطیلی کارگاهها خود را نشان میدهد؛ بنابراین تجربه زیست بخشی از نیروی کار و عملکرد کارگاهها و بخشهای مختلف اقتصاد را میتوان با نگاه کردن به دادههای اشتغال مشاهده کرد.
وی با بیان اینکه اقتصاد ایران بهخصوص از سال ۱۳۹۷ و بازگشت تحریمها، با نااطمینانیهای شدید مواجه است، یادآورشد: متغیر سرمایهگذاری پیش از هر چیز به نااطمینانی حساس است و نااطمینانیها سرمایهگذاری را به شدت کاهش میدهند. نتیجه این وضعیت، کاهش تقاضا برای سرمایهگذاری است و کاهش تقاضای سرمایهگذاری نیز بر رشد اشتغال تاثیر میگذارد.
دادههای تامین اجتماعی چه چیزی را نشان میدهد؟
رجبپور درباره اهمیت دادههای تامین اجتماعی توضیح داد: دادههای تامین اجتماعی به صورت مشخص دادههای اشتغال نیستند، بلکه دادههای بیمهشدگان هستند و تحولات بیمهشدگان را نشان میدهند. اگر بازار کار ما حدود ۲۶ میلیون نفر نیروی کار داشته باشد، تامین اجتماعی متولی پوشش حدود ۱۶ میلیون نفر از آنهاست، یعنی حدود نیمی تا کمی بیش از نیمی یا نزدیک به ۶۰ درصد بازار کار را دادههای تامین اجتماعی پوشش میدهند. اهمیت دادههای تامین اجتماعی از این جهت است که برای سنجش بازار کار در مرکز آمار از روش پیمایش استفاده میکنیم. پیمایشها مبتنی بر الگوی خانوار هستند و بخشی از جامعه را رصد میکنند، در حالی که دادههای تامین اجتماعی نوعی تمام شماری هستند و مبتنی بر تقاضای کارگاهها است. این دادهها نشان میدهند در اقتصاد چقدر تقاضا برای اشتغال بر مبنای فعالیت کارگاهها ایجاد میشود.
او گفت:، چون دادههای تامین اجتماعی تمامشماری است، میتواند تصویر جامعی از بخشهای مختلف اقتصاد با جزئیات و ریزهکاریهای آن ارائه دهد و نشان دهد در هر ماه و هر فصل چه تحولاتی در زیربخشهای مختلف اتفاق افتاده است. از منظر ساختاری نیز این موضوع اهمیت دارد، زیرا در تحلیلهای ساختاری، تقسیم کار پیش از افراد قرار دارد؛ به این معنا که پیش از اینکه افراد انتخاب کنند چه شغلی داشته باشند، این تقسیم کار است که به آنها فرصت میدهد چه نوع مشاغلی داشته باشند. برای مثال، یک نفر که در سیستان و بلوچستان به دنیا میآید، وقتی به دادههای تامین اجتماعی نگاه میکنیم، در مجموع با حدود هزار رشته فعالیت مواجه است، در حالی که در استان تهران تعداد رشتههای فعالیت بسیار بیشتر است. این موضوع در اینکه فرد چقدر میتواند تخصص خودش را نشان دهد، تاثیر تعیینکننده دارد و در تحلیل ساختاری بسیار مهم است.
ریزش ۵۵۴ هزار نفری بیمهشدگان در تابستان ۱۴۰۴
این کارشناس اقتصادی گفت: دادههای تامیناجتماعی متغیرهای کلیدی شغلی را در طول زمان، همراه با تفکیک بخشی، ویژگیهای کارگاهها، تفکیک جمعیتی و استانی نشان میدهد و به دلیل حجم عظیم دادهها میتوانند تصویر روشنتری از آنچه در زیرمجموعه بازار کار میگذرد ارائه کنند. سال ۱۴۰۴ در دادههای تامین اجتماعی، سالی با شوکهای متعدد است. از بهمن ۱۴۰۳ روندهای اشتغال در بازار کار شروع میشود. در این دادهها از حدود ۱۵ میلیون و ۸۵۶ هزار بیمهشده به ۱۶ میلیون و ۲۴۵ هزار بیمهشده در بهمن رسیدیم. برای اسفند و فروردین، اعداد به حدود ۱۵ میلیون میرسد؛ بنابراین یک شوک جدی در بازار کار در ماههای گذشته داشتهایم.
رجبپور با بیان اینکه در دورهای که جنگ، شوکهای عرضه، حذف ارز ترجیحی و تبعات آن اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داد، کاهش اشتغال یکی از پیامدهای آن بود، یادآورشد: در تابستان ۱۴۰۴ حدود ۵۵۴ هزار نفر از بازار کار رسمی خارج شدند که همه آنها بیمهشده اجباری بودند. وقتی کارفرمایی در حال استخدام نیروی کار است، طبق قانون کار باید نیروی خود را بیمه کند و این افراد در دسته بیمهشدگان اجباری قرار میگیرند. در کنار آنها، بیمهشدگان خاص نیز وجود دارند که خودشان حق بیمه پرداخت میکنند یا بخشی از بیمه آنها توسط دولت پرداخت میشود. در تابستان ۱۴۰۴ حدود ۵۵۴ هزار نفر از بازار کار خارج شدند، در پاییز ۴۹۸ هزار نفر به بازار کار برگشتند، اما تا بهمن، دوباره ۲۸۱ هزار نفر ریزش داشتیم. در مجموع، ۴۴۱ هزار نفر از بیمهشدگان اجباری و ۱۶۱ هزار نفر از بیمهشدگان خاص از بازار کار خارج شدند.
تابستانی که برخلاف سالهای قبل اشتغال کاهش یافت
رجبپور با اشاره به روند معمول بازار کار در تابستان گفت: تابستانها معمولا به دلیل رونق فعالیت اقتصادی، فعالیتهای ساختمانی، خدماتی و غیره، بازار کار اشتغال بیشتری را جذب میکند، اما تابستان سال گذشته برخلاف سالهای قبل، اشتغال به شدت کاهش پیدا کرد. اگر تابستان ۱۴۰۳ را نگاه کنیم، اشتغال منفی بوده است. وقتی این کاهش را ردیابی میکنیم، میتوان آن را تا حدی به کمبود برق که در دو سال اخیر بسیار جدی شده و خاموشیهای گسترده تابستانهای اخیر نسبت داد که بخشی از نیروی کار را بیکار کرد. اما وقتی به تابستان ۱۴۰۴ نگاه میکنیم، این عدد معنادارتر میشود و میتوان گفت جنگ یکی از عوامل تفاوت موجود است.
افت ۲۰۰ هزار نفری بیمهپردازان تامین اجتماعی در دو ماه
وی درباره تفاوت میان بیمهشدگان اصلی و بیمهپردازان نیز توضیح داد: اگر کسی در طول یک سال گذشته، حتی یک ماه برایش بیمه رد شده باشد و ترک کار یا خاتمه کار نخورده باشد، در آمار بیمهشدگان محاسبه میشود؛ بنابراین چگالی پرداختی که اصطلاح فنی آن است، در طول سال در این آمار محاسبه میشود. آمار دیگر بیمهپردازان است؛ یعنی در ماه مشخص برای فرد در فهرستهای بیمه، توسط خودش یا کارفرما بیمه رد شده باشد. این آمار بسیار بهروزتر و لحظهایتر است و تحولات بازار کار را نشان میدهد. وقتی به آمار بیمهپردازان نگاه میکنیم، این آمار با آمار بیمهشدگان اصلی شکاف چند میلیونی دارد. البته بخشی از این تفاوت دقیق نیست و ممکن است این آمار تا یک میلیون نفر تفاوت داشته باشد، اما روندها را نشان میدهد. وقتی به خرداد و تیر ۱۴۰۴ میرسیم، نمودار از پایان اردیبهشت دچار افت میشود و تا پایان تیر ادامه پیدا میکند و حدود ۲۰۰ هزار نفر از بیمهشدگان اصلی کم میشوند و پس از آن دوباره روند رشد آغاز میشود.
رجبپور با اشاره به سهم بخشهای مختلف اقتصاد از بیمهشدگان تامین اجتماعی، گفت: ۵۲ درصد بیمهپردازان تامین اجتماعی در بخش خدمات، ۴۲ درصد در بخش صنعت و بقیه در بخش کشاورزی و بخشهای طبقهبندینشده قرار دارند. اگر به صورت ساده کشاورزی، صنعت و خدمات را بررسی کنیم، در جنگ ۱۲ روزه در بخش کشاورزی کمترین کاهش بیمهپردازان و در بخشهای خدمات و صنعت، بیشتر کاهش بیمهپردازی را داشتیم. در تامین آب، برق و گاز نیز در دوره خاموشیها و مشکلات متعدد، ریزش اشتغال دیده میشود. در بخش خدمات نیز، بخش عمده مربوط به خدمات اجتماعی بوده که حدود هفت درصد و در خدمات عمومی نیز حدود ۳۸ درصد ریزش بوده است.
هتلها، رستورانها و خدمات توزیعی زیر فشار جنگ
این استاد دانشگاه با اشاره به عملکرد زیربخشهای خدماتی در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴، گفت: در این دوره ۱۰ ماهه نیز خدمات توزیعی آسیب دیده و هتل و رستوران هم به شدت آسیب دیدهاند. کاهش قدرت خرید و افول فعالیتهای مربوط به سرگرمی نیز خود را در این آمار نشان میدهد. در خدمات تولیدی، واسطهگری مالی، املاک و مستغلات و خدمات پشتیبانی و تحقیقاتی نیز تغییراتی مشاهده میشود. در خدمات پشتیبانی و تحقیقاتی در جنگ ۱۲ روزه کاهش زیادی وجود داشته و در واسطهگری مالی نیز رکود در دوره ۱۰ ماهه خودش را جدیتر نشان میدهد.
رجبپور گفت: در امور عمومی نیز در خدمات عمومی، اداره امور عمومی در دوره جنگ ۴۴ هزار نفر کاهش داشته، اما در دوره ۱۰ ماهه ۵۷ هزار نفر افزایش پیدا کرده است. برخی بخشهای خدماتی نیز احیاکننده رشد بودهاند. برای مثال خدمات توزیعی در جنگ ۱۲ روزه ۱۰ هزار نفر کاهش داشت، اما در دوره ۱۰ ماهه ۱۸ هزار نفر افزایش پیدا کرده است. در خدمات واسطهگری مالی نیز ۱۴ هزار نفر افزایش اشتغال داشتهایم.
او درباره خدمات اجتماعی نیز توضیح داد: در خدمات اجتماعی، در دوره جنگ ۱۹۹ هزار نفر کاهش و در دوره ۱۰ ماهه ۹۰ هزار نفر افزایش داشتهایم. بخش بزرگی از خدمات اجتماعی مربوط به خدمات آموزشی است. معلمان حقالتدریس، عمدتا به دلیل پایان قرارداد خود با خروج از بازار کار مواجه شدند. پس از آن بخشهای درمانی بودند که به شدت آسیب دیدند. رانندگان حملونقل نیز به دلیل تغییر سیاستهای بیمهای و افزایش حق بیمه، به شدت شروع به خروج از بازار کار کردند. خدمات خودرو نیز از دیگر بخشهای تحت تاثیر بود.
نگاهی به تاثیر تغییر سیاست بیمهای رانندگان بر بیمهپردازی
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: رانندگان حملونقل نیز ۵۰ درصد کاهش داشتند. در مورد رانندگان حملونقل، از ۳۶ هزار نفر، ۸۵ درصد کاهش مشاهده میشود که در واقع این کاهش، به دلیل تغییر سیاست بیمهای اتفاق افتاده است. اگر اخبار سال ۱۴۰۴ را نگاه کنیم، اعتراضات متعدد رانندگان به تغییر سیاست بیمهای را میتوان دید. نانواییها نیز ریزشهای جدی داشتند و در اینجا هم تغییر سیاستهای بیمهای بسیار موثر بوده است.
در بخش خدمات آسیبها کمتر و در بخش صنعت بیشتر بوده است
او درباره وضعیت بخش صنعت نیز اظهار کرد: صنعت را میتوان بر اساس برخی تقسیمبندیها به چهار بخش صنایع منبعمحور، واسطهای، سرمایهای و مصرفی تقسیم کرد. البته نوع تقسیمبندی دادههای ایران با دادههای جهانی متفاوت است و در این زمینه ظرافتهایی وجود دارد. به جز بخش سرمایهای که بسیار سرمایهبر است، سایر بخشها آسیبهای جدی دیدهاند. هرچه صنعت کاربرتر بوده، بحران در آن جدیتر بوده است. در بخش خدمات آسیبها کمتر و در بخش صنعت آسیبها بیشتر بوده است. هرچه به فعالیت تولیدی نزدیکتر میشویم، بهخصوص در فعالیتهای تولیدی کوچکمقیاس، آسیبها جدیتر میشود. در تعداد کارگاهها نیز میبینیم که کارگاههای کوچک از نظر تعداد، در جنگ ۱۲ روزه آسیب بیشتری دیدند. در دوره ۱۰ ماهه نیز بیشترین آسیب مربوط به کارگاههای پنج تا ۱۰ نفره بوده است.
رجبپور با اشاره به تفاوت تعریف کارگاه در تأمین اجتماعی و صنعت گفت: البته در مورد کارگاههای بزرگ باید توجه داشت که مدارس نیز در این دسته قرار میگیرند و به همین دلیل عدد آنها بسیار بالا شده است، زیرا تعریف کارگاه در تأمین اجتماعی با تعریف صنعتی آن متفاوت است و بر اساس هر واحدی که افراد را استخدام میکند، سنجیده میشود. در دوره ۱۰ ماهه، واحدهای کوچک بیشترین آسیب را دیدند؛ حدود ۱۹ هزار نفر در واحدهای یک تا چهار نفره و ۲۳ هزار نفر در واحدهای پنج تا ۱۰ نفره کاهش داشتند. در اینجا تغییر سیاست بیمهای و کاهش معافیتهای زیر پنج نفر نیز مؤثر بوده است.
خوزستان، ایلام و گلستان از جمله استانهای آسیبدیده
او درباره جغرافیای شوک اشتغال نیز، عنوان کرد: در جنگ ۱۲ روزه، برخی استانها از نظر درصدی آسیب بیشتری دیدند، اما از نظر تعداد، استانهایی مانند اصفهان، خراسان و تهران آسیب بیشتری داشتند. نکته جالب این است که در دوره ۱۰ ماهه اشتغال استان تهران به طور کلی افزایش پیدا کرده، اما در برخی استانها آسیب به شدت وجود داشت. برای مثال خوزستان، ایلام و گلستان با ریزش اشتغال مواجه شدند. در خوزستان ۱۷ هزار نفر و در گلستان ۹ هزار نفر ریزش داشتیم.
رجبپور ادامه داد: استانهایی که سهم کشاورزی در آنها بیشتر بوده، بهخصوص در زمستان که شوک قیمتی داشتیم، آسیب بیشتری دیدند. در استان کرمان نیز بخشهای مونتاژکاری به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند.
رشد مشاغل کممهارت در سایه بحران
این کارشناس اقتصادی گفت: اگر این دادهها را با دادههای نهادهایی که استخدامها و درخواستهای استخدام را دنبال میکنند مقایسه کنیم، میبینیم فعالیتهای با مهارت پایین، کاریابی بیشتری داشتهاند و مشاغلی که تخصصیتر هستند کمتر مورد تقاضا بودهاند. این موضوع نشان میدهد مشاغلی که آسیبپذیری سرمایهگذاری آنها به بازار کار و کیفیت بازار کار بیشتر مربوط است، در بحران آسیب میبینند و مشاغلی که کیفیت خاصی ندارند، بیشتر میشوند. این تصویر با آسیب به کارگاههای کوچک تولیدی در مقابل رشد خدمات نیز انطباق دارد. این تصویر به ما نشان میدهد که جنگ و «سایه جنگ» بسیار مهم است. ما در ماههای بعد از اردیبهشت یا فروردین امسال جنگ نداریم، اما سایه جنگ وجود دارد و سایه جنگ میتواند تبعات ناشی از تحریم را چند برابر کند. در سیاستگذاری کلان، اگر قرار است از اشتغال و تولید حفاظت شود، باید توجه داشت که سایه جنگ را باید از سر کشور دور کرد.
سیاست اشتغال باید از ثبات اقتصاد کلان آغاز شود
رجبپور تصریح کرد: یک سیاستگذاری مناسب اشتغال، ابتدا باید در سطح کلان به بهبود ثبات اقتصاد کلان و کاهش نااطمینانیها فکر کند. در سطح پایینتر نیز باید به این موضوع توجه شود که با چه روشی میتوان سرمایهگذاری را احیا کرد و کدام مشاغل و کسبوکارها را میتوان توسعه داد که هم کیفیت اشتغال داشته باشند و هم اشتغالزایی بالایی ایجاد کنند. در اقتصادی که با رکود تورمی مواجه است، پرسش بزرگ این است که بودجه در این شرایط باید انقباضی باشد و رویکرد پولی داشته باشد و فکر کند تورم فقط با رشد نقدینگی کنترل میشود، یا باید تحلیل ساختاری و حقیقی داشته باشیم و مسئله را از زاویه شوکهای سمت عرضه ببینیم؟ همچنین باید دید آیا مخارج دولت در جایی که بخش خصوصی انگیزه سرمایهگذاری ندارد، میتواند عامل مهمی در حفظ اشتغال و رونق بخش تولید باشد و تا حدی به مسئله نگاه کینزی داشته باشیم یا خیر. اینها دوگانههای بزرگ سیاستگذار هستند که باید به آنها پاسخ داده شود.
ارسال نظرات