بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۹۸۸۷
فارغ‌التحصیلان «همه‌کاره و هیچ‌کاره»!

صنایع دستی/ نهادهای دولتی می‌توانند از طریق ارائه وام و تسهیلات از این حوزه حمایت کنند

صنایع دستی
یک فارغ‌التحصیل صنایع دستی با بررسی نقاط ضعفش و مشکلات این رشته تحصیلی، گفت: فاصله دانشگاه با بازار کار بسیار زیاد است.
جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۲

صنایع دستی ایران با وجود پیشینه‌ای چند هزار ساله و جایگاهی شناخته‌شده در فرهنگ و اقتصاد، اکنون با پرسش‌های جدی درباره آینده نیروی انسانی خود روبه‌روست. هر سال دانشجویانی با علاقه به هنرهای سنتی وارد دانشگاه می‌شوند و فارغ‌التحصیلانی با امید به فعالیت حرفه‌ای از آن خارج می‌شوند، اما فاصله میان آموزش دانشگاهی، مهارت‌های مورد نیاز بازار و فرصت‌های شغلی، تجربه‌ای متفاوت برای بسیاری از آنها رقم زده است. ایسنا در این پرونده با دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و اساتید رشته صنایع دستی گفت‌وگو می‌کند تا از دل روایت‌های آنان، تصویری از وضعیت آموزش، بازار کار، چالش‌ها و چشم‌انداز این رشته ترسیم کند.

پارسا عبداللهی، فارغ‌التحصیل رشته صنایع دستی، در ارزیابی کیفیت آموزش دانشگاهی در رشته صنایع دستی، به ایسنا گفت: به نظر من یکی از مسائلی که در دانشگاه وجود دارد، تکثر بالای گرایش‌های آموزشی در حوزه صنایع دستی است. برای مثال، قرار است بافت را به دانشجو آموزش دهند، اما تنها یک ترم برای آن در نظر گرفته می‌شود. همچنین طراحی سنتی ۱ و ۲ نیز در یک بازه زمانی محدود ارائه می‌شود. در چنین شرایطی، به نظر من امکان یادگیری کامل و عمیق یک هنر وجود ندارد.

او افزود: دانشجو تازه زمانی که می‌خواهد با یک هنر ارتباط برقرار کند و در آن مهارت بیشتری به دست آورد، بلافاصله مبحث تغییر می‌کند و وارد حوزه هنری دیگری می‌شود که اساساً تفاوت زیادی با موضوع قبلی دارد. به نظرم این تکثر بیش از اندازه است و اینکه دانشجو از همان ابتدا روی یک رشته یا گرایش خاص تمرکز نمی‌کند، کیفیت آموزش را کاهش می‌دهد.

این هنرمند با بیان اینکه تعداد واحدهای درسی شاید مناسب باشد، اما نحوه توزیع و تنوع آنها مسئله‌ساز است، اظهار کرد: برای مثال، دانشجو در ترم سوم طراحی سنتی دارد، در ترم چهارم به یکباره وارد حوزه بافت می‌شود و پس از آن نیز به سراغ شیشه می‌رود. در واقع، دانشجو در هیچ‌کدام از این حوزه‌ها فرصت پیدا نمی‌کند به تخصص کافی برسد؛ یعنی در نهایت، «همه‌کاره و هیچ‌کاره» تربیت می‌شود. به نظر من مدت زمانی که در سال آخر به انتخاب یک تخصص اختصاص داده می‌شود نیز باید تغییر کند. در حال حاضر دانشجو در سال آخر، یک گرایش تخصصی مانند فلز را انتخاب می‌کند و دیگری به سراغ حوزه‌ای دیگر می‌رود، اما به نظرم این دوره تخصصی باید حداقل دو سال باشد تا دانشجویان فرصت بیشتری برای کار تخصصی و عمیق در یک حوزه داشته باشند.

او درباره اینکه سرفصل‌های آموزشی تا چه اندازه با نیازهای واقعی بازار کار همخوانی دارند، گفت: در بخش عملی، به نظرم آموزش تا حدودی مناسب است. آموزش کار، تکنیک و مهارت‌های عملی وضعیت قابل قبولی دارد، اما در حوزه طراحی دیجیتال و نرم‌افزار با ضعف جدی مواجه هستیم. در دوره کارشناسی، عملاً آموزش قابل توجهی در زمینه طراحی دیجیتال و نرم‌افزار به ما ارائه نشد. امروز تقریباً طراحی، حرف اول را در صنایع دستی می‌زند. اگر دانشجو فارغ‌التحصیل شود و صرفاً همان روش‌های قدیمی را دنبال کند و بخواهد محصولاتی مشابه گذشته تولید کند، احتمالاً به جایگاه قابل توجهی نمی‌رسد، مگر اینکه بتواند طراحی جدید و خلاقانه‌ای ارائه دهد. به همین دلیل، به نظرم جای سرفصل‌های مرتبط با طراحی دیجیتال در برنامه آموزشی بسیار خالی است و باید توجه بیشتری به این حوزه شود.

عبداللهی با بیان اینکه مهم‌ترین ضعف، به‌روز نبودن نظام آموزشی است، گفت: در حوزه نرم‌افزار و طراحی دیجیتال، آموزش‌های لازم وارد برنامه‌های دانشگاهی نشده است. در حوزه بازاریابی نیز آموزش بسیار محدودی وجود دارد، درحالی که بازاریابی امروز اهمیت بسیار زیادی دارد. بسیاری از دانشجویان صنایع دستی می‌توانند محصول را تولید کنند، اما پس از تولید با این پرسش مواجه می‌شوند که چگونه برای محصول قیمت‌گذاری کنند، چگونه آن را بفروشند و چگونه محصول را به دست مصرف‌کننده برسانند؛ یعنی دانشجو در بخش تولید تا حدودی مهارت پیدا می‌کند، اما زمانی که می‌خواهد محصول خود را وارد بازار کند، با مشکل مواجه می‌شود.

او درباره وضعیت اشتغال فارغ‌التحصیلان رشته صنایع دستی نیز گفت: تا حدی که من اطلاع دارم، در دانشگاهی که از آن فارغ‌التحصیل شده‌ام، بیشتر فارغ‌التحصیلان مشغول به کار هستند و مسیرهای شغلی آن‌ها نیز متفاوت است. عده‌ای کسب‌وکار خودشان را راه‌اندازی کرده‌اند. برای مثال، برخی برای خودشان کوره خریداری کرده‌اند و در منزل مشغول به کار هستند یا صفحه خود را در فضای مجازی راه‌اندازی کرده‌اند و محصولاتشان را عرضه می‌کنند. عده‌ای نیز وارد حوزه آموزش شده‌اند. تا جایی که به یاد دارم، چند نفر از هم‌دانشگاهی‌هایم در این حوزه فعالیت می‌کنند. برای مثال، فردی مربی مهدکودک شده بود و به کودکان سفال آموزش می‌داد یا فرد دیگری ورکشاپ برگزار می‌کرد و به آموزش صنایع دستی می‌پرداخت. خود من نیز در حال حاضر در یک کارگاه صنایع دستی به عنوان کارمند مشغول به کار هستم و در آنجا بیشتر در حال یادگیری و کسب تجربه هستم.

عبداللهی ادامه داد: تقریباً هر کسی که می‌خواست وارد بازار کار شود، به دلیل داشتن یک مهارت تخصصی توانسته بود شغلی پیدا کند. بنابراین، به نظرم وضعیت اشتغال در این حوزه، خدا را شکر، نسبتاً خوب است. به نظرم امکان ایجاد اشتغال پایدار در این حوزه وجود دارد، اما این موضوع به شرایط اقتصادی کشور نیز وابسته است. اقتصاد باید ثبات لازم را داشته باشد. صنایع دستی نیز مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر، تحت تأثیر شرایط اقتصادی و سیاسی قرار می‌گیرد.

این فارغ‌التحصیل صنایع دستی گفت: اگر کشور ثبات سیاسی و اقتصادی نداشته باشد یا صادرات با مشکل مواجه شود، صنایع دستی نیز از این شرایط آسیب می‌بیند و طبیعتاً اشتغال پایدار در این حوزه نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و ممکن است هنرمندان بیکار شوند. بنابراین، به نظرم ظرفیت ایجاد اشتغال پایدار در صنایع دستی وجود دارد، اما تحقق آن تا حد زیادی به ثبات اقتصادی کشور وابسته است.

این هنرمند درباره نقش نهادهای دولتی در حمایت از حوزه صنایع دستی، بیان کرد: نهادهای دولتی می‌توانند از طریق ارائه وام و تسهیلات از این حوزه حمایت کنند. یکی از موارد مهم، تسهیل روند دریافت وام‌های صنایع دستی است. افرادی را می‌شناسم که برای دریافت این تسهیلات اقدام کرده‌اند، اما به دلیل پیچیدگی و طولانی بودن مسیر، در نهایت ناامید شده و آن را رها کرده‌اند. بنابراین، باید موانع در مسیر اعطای این تسهیلات کمتر شود. 

او در ادامه به موضوع  صادرات در حوزه صنایع دستی اشاره کرد و افزود: اگر نقش صادرات در حوزه صنایع دستی جدی گرفته شود و روند صادرات نیز تسهیل شود، بخش قابل توجهی از مشکلات برطرف خواهد شد. در این صورت، خود بازار و هنرمندان صنایع دستی نیز می‌دانند که چگونه فعالیت کنند و چه مسیری را پیش ببرند؛ مسئله اصلی این است که موانع موجود از سر راه آنها برداشته شود. صادرات می‌تواند حتی موجب رشد ١٠٠درصدی این هنر شود. محصول صنایع دستی در حال حاضر تولید می‌شود، اما بخش زیادی از آن در بازار داخلی گردش می‌کند. اگر این محصولات به بازارهای خارجی راه پیدا کنند و ارز وارد کشور شود، از یک سو درآمد هنرمند افزایش پیدا می‌کند؛ زیرا فعالیت او وارد یک بازار جهانی شده است و از سوی دیگر، کشورهای دیگر نیز با این محصولات آشنا می‌شوند که این مسئله می‌تواند به افزایش فروش منجر شود.

عبداللهی اضافه کرد: وقتی مردم کشورهای دیگر با صنایع دستی ایران آشنا شوند، طبیعتاً تقاضا برای این محصولات نیز افزایش پیدا می‌کند. این موضوع هم انگیزه هنرمند و هم انگیزه صادرکن را افزایش می‌دهد. به نظر من، مهم‌ترین بخش برای پیشرفت حوزه صنایع دستی، در وهله نخست صادرات و در مرحله بعد، گردشگری است.

این هنرمند در پاسخ به این پرسش که شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور تا چه اندازه می‌تواند بر صنایع دستی و آینده این حوزه تأثیرگذار باشد؟ گفت: تقریباً همه‌چیز به همین موضوع بستگی دارد. شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور تأثیر بسیار زیادی بر صنایع دستی دارد. اگر شرایط اقتصادی و اجتماعی نامناسب باشد، برای مثال کشور در شرایط جنگی قرار داشته باشد، تقریباً بسیاری از هنرمندان بیکار می‌شوند. اما اگر ثبات وجود داشته باشد، وضعیت اقتصادی مناسب باشد، صادرات و گردشگری رونق داشته باشند و حمایت‌هایی مانند اعطای وام و تسهیلات صورت بگیرد، مسلماً صنایع دستی نیز رشد خواهد کرد.

عبداللهی گفت: امروز کشورهایی مانند هند، پاکستان و چین را می‌بینیم که بخش قابل توجهی از بازار صنایع دستی را در اختیار گرفته‌اند. اقتصاد این کشورها در حال رشد است و می‌توان ارتباط مشخصی میان رشد اقتصادی و رشد صنایع دستی برقرار کرد؛ یعنی اقتصاد رو به رشد می‌تواند زمینه‌ساز رشد صنایع دستی نیز باشد. اما در اقتصاد ما که متاسفانه شرایط چندان مطلوبی ندارد، صنایع دستی نیز طبیعتاً وضعیت خوبی نخواهد داشت.

برچسب ها:

ارسال نظرات

captcha