تازه ها
پارک علم و فناوری البرز در آستانه ایفای نقشی ملی در توسعه صنعت گیاهان دارویی
برگزاری دوره شتابدهی هستههای فناور گیاهان دارویی در پارک علم و فناوری البرز را میتوان نشانهای از همین تغییر رویکرد دانست؛ رویدادی که با حضور ۲۵ شرکت فناور از ۱۳ استان کشور، تنها به آموزش یک فناوری یا برگزاری چند کارگاه محدود نشده، بلکه تلاش دارد حلقههای مختلف یک زنجیره را به یکدیگر متصل کند: دانش فنی، فرآوری، آزمایشگاه، استاندارد، مالکیت فکری، کسبوکار، بازار و صادرات.
در واقع، مسئله اصلی صنعت گیاهان دارویی در ایران کمبود ماده اولیه نیست؛ مسئله، فاصله میان ظرفیتهای موجود و ارزش اقتصادیای است که از این ظرفیتها ایجاد میشود.
مسئله خامفروشی؛ جایی که ارزش اصلی هنوز ساخته نشده است
ایران از نظر تنوع اقلیمی و ظرفیت کشت گیاهان دارویی موقعیت قابلتوجهی دارد. اما اگر محصول در همان مرحله برداشت یا با کمترین میزان فرآوری به بازار عرضه شود، بخش مهمی از ارزش اقتصادی آن خارج از زنجیره تولید داخلی شکل خواهد گرفت.
از همین منظر، تأکید مسئولان حوزه فناوری بر عبور از خامفروشی اهمیت ویژهای دارد. تولید گیاه دارویی پایان مسیر نیست؛ بلکه نقطه آغاز یک زنجیره ارزش است که میتواند از کشت و اصلاح گیاه تا استخراج مواد مؤثره، اسانسگیری، عصارهگیری، فرمولاسیون، تولید دارو و فرآوردههای سلامتمحور، استانداردسازی، بستهبندی، بازاریابی و صادرات امتداد پیدا کند.
هر حلقه جدید در این زنجیره، به معنای ایجاد یک فعالیت اقتصادی و در بسیاری موارد، ایجاد فرصت شغلی جدید است.
بنابراین، اگر هدف کشور افزایش اشتغال دانشبنیان باشد، حوزه گیاهان دارویی ظرفیت آن را دارد که از یک فعالیت عمدتاً کشاورزی به یک زنجیره گسترده از مشاغل علمی، آزمایشگاهی، مهندسی، تولیدی، تجاری و خدمات تخصصی تبدیل شود.
۲۰۰ شرکت فناور؛ ظرفیتی که هنوز به اندازه کافی به هم متصل نشده است
بر اساس مطالب مطرحشده در این دوره، حدود ۲۰۰ واحد فناور در حوزه گیاهان دارویی در پارکهای علم و فناوری کشور فعال هستند. این عدد از یک سو نشاندهنده شکلگیری یک ظرفیت تخصصی است و از سوی دیگر یک سؤال مهم ایجاد میکند: چرا این ظرفیت هنوز به یک صنعت منسجم و قدرتمند تبدیل نشده است؟
پاسخ را باید تا حد زیادی در پراکندگی ظرفیتها جستوجو کرد.
یک شرکت ممکن است در حوزه استخراج فعال باشد، شرکت دیگر در فرمولاسیون، مجموعهای در بستهبندی و مجموعهای دیگر در بازاریابی؛ اما اگر این بازیگران یکدیگر را پیدا نکنند و در قالب یک شبکه و زنجیره ارزش قرار نگیرند، مجموع توان آنها الزاماً به یک مزیت صنعتی تبدیل نمیشود.
اینجاست که ایده "خوشه فناوری گیاهان دارویی" اهمیت پیدا میکند.
خوشه فناوری میتواند به جای حمایت جداگانه و پراکنده از شرکتها، آنها را در یک شبکه همکاری قرار دهد تا امکان اجرای پروژههای مشترک، قراردادهای کنسرسیومی، استفاده مشترک از زیرساختها، انتقال تجربه و توسعه بازار فراهم شود.
این مدل میتواند نقطه عبور از «چند شرکت فناور» به سمت «یک صنعت فناور» باشد.
چرا پارک علم و فناوری البرز؟
در این میان، پارک علم و فناوری البرز از ظرفیت ویژهای برخوردار است. حضور پارک در کنار مجموعههای پژوهشی جهاد دانشگاهی، پژوهشکده گیاهان دارویی، زیرساختهای آزمایشگاهی و شرکتهای فناور، امکان شکلگیری یک زیستبوم نسبتاً کامل را فراهم کرده است.
از نگاه توسعهای، مزیت مهم پارک البرز این است که میتواند نقش خود را از یک «محل استقرار شرکتها» فراتر ببرد و به **سکوی اتصال دانش، فناوری و صنعت** تبدیل شود.
این نقش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم استان البرز با برخورداری از صدها شرکت دانشبنیان، یکی از مراکز مهم زیستبوم فناوری کشور است. در چنین بستری، گیاهان دارویی میتوانند از ظرفیتهای موجود در حوزههای مختلف از جمله زیستفناوری، شیمی، تجهیزات، کشاورزی، داروسازی، صنایع غذایی، هوش مصنوعی و بازاریابی دیجیتال بهره بگیرند.
از همین رو، مطرح شدن ایده تبدیل پارک علم و فناوری البرز به **قطب گیاهان دارویی کشور** را باید فراتر از یک عنوان سازمانی دید؛ این ایده میتواند یک مأموریت اقتصادی برای منطقه ایجاد کند.
اشتغال دانشبنیان؛ از یک مزرعه تا دهها شغل تخصصی
یکی از مهمترین وجوه این صنعت، ظرفیت آن برای ایجاد اشتغال در سطوح مختلف است.
یک زنجیره موفق گیاهان دارویی فقط به کشاورز و کارگر مزرعه نیاز ندارد. در کنار تولید ماده اولیه، به متخصص اصلاح و کشت، کارشناس کنترل کیفیت، متخصص استخراج و فرآوری، نیروی آزمایشگاهی، متخصص فرمولاسیون، طراح محصول، کارشناس استاندارد و ثبت، متخصص مالکیت فکری، نیروی بازاریابی و فروش، مدیر صادرات و دهها تخصص دیگر نیاز خواهد داشت.
به این ترتیب، هرچه زنجیره ارزش کاملتر شود، اشتغال نیز تخصصیتر و پایدارتر خواهد شد.
این همان نقطهای است که مفهوم اشتغال دانشبنیان از یک شعار به یک مدل اقتصادی تبدیل میشود: دانش در دانشگاه و پژوهشکده تولید میشود، فناوری در شرکت فناور توسعه پیدا میکند، محصول در واحد صنعتی ساخته میشود و بازار، ارزش اقتصادی آن را تثبیت میکند.
شتابدهی؛ پلی میان ایده و بازار
دوره شتابدهی برگزارشده در پارک علم و فناوری البرز نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند.
آشنایی فناوران با فرآیندهایی مانند اسانسگیری، عصارهگیری، فرمولاسیون و آنالیز دستگاهی، تنها بخش فنی ماجراست. زمانی این آموزشها ارزش اقتصادی پیدا میکنند که در کنار آن، موضوعاتی مانند "مدل کسبوکار، مالکیت فکری، استاندارد، بستهبندی، تجارت، صادرات و شناخت بازار" نیز دنبال شوند.
تجربه کارآفرینانی مانند بنیانگذاران باریج اسانس نیز همین واقعیت را تأیید میکند: "دانش به تنهایی کسبوکار نمیسازد.
دانش باید به محصول تبدیل شود، محصول باید مشتری داشته باشد و مشتری باید حاضر باشد برای آن پول پرداخت کند.
از این منظر، تجربه باریج اسانس یک درس مهم برای هستههای فناور جوان دارد: شکست در فروش میتواند به اندازه شکست در آزمایشگاه آموزنده باشد. ایجاد شبکه توزیع، شناخت مشتری و نظارت بر مسیر محصول از مزرعه تا مصرفکننده، بخشی از فناوری تجاری یک کسبوکار است.کشاورز نیز باید در این زنجیره برنده باشد.
اما توسعه صنعت گیاهان دارویی بدون توجه به تولیدکننده ماده اولیه امکانپذیر نیست.
اگر قرار است فناوری وارد مزرعه شود، کشاورز باید نتیجه اقتصادی آن را ببیند. افزایش بهرهوری، کاهش هزینه، بهبود کیفیت و افزایش درآمد باید به شکلی ملموس به تولیدکننده نشان داده شود.
تجربه کارآفرینان این حوزه نیز نشان میدهد که کشاورز زمانی روش جدید را میپذیرد که سود آن را در عمل مشاهده کند.
بنابراین، زنجیره ارزش موفق گیاهان دارویی باید از همان مزرعه آغاز شود و منافع اقتصادی آن تا انتهای زنجیره ادامه یابد. در چنین مدلی، شرکت فناور از کشاورز جدا نیست؛ بلکه به او فناوری، بازار و اطمینان از خرید محصول باکیفیت ارائه میکند.
از کشاورزی منبعبنیان به کشاورزی دانشبنیان
این موضوع با نگاه جدید جهاد دانشگاهی به بخش کشاورزی نیز همراستا است؛ نگاهی که بر گذار از کشاورزی متکی بر منابع طبیعی به کشاورزی متکی بر دانش و فناوری تأکید دارد.
در شرایطی که آب و خاک محدود هستند، افزایش تولید صرفاً با مصرف بیشتر منابع امکانپذیر نیست. راه آینده، افزایش بهرهوری است؛ و افزایش بهرهوری نیز بدون فناوری دشوار خواهد بود.
گیاهان دارویی میتوانند یکی از نمونههای روشن این تغییر پارادایم باشند: تولیدکننده به جای آنکه تنها محصول بیشتری تولید کند، باید محصولی با کیفیت بالاتر، ماده مؤثره مشخص، استاندارد قابلقبول و بازار مطمئن تولید کند.
این همان نقطهای است که کشاورزی به صنعت دانشبنیان متصل میشود.
سرمایه اصلی، شبکه است
شاید مهمترین پیام مجموعه این رویدادها این باشد که هیچیک از بازیگران به تنهایی قادر به ساختن صنعت گیاهان دارویی نیستند.
دانشگاه، پژوهشکده، جهاد دانشگاهی، پارک علم و فناوری، شرکت فناور، کشاورز، صنعتگر، سرمایهگذار، نظام استاندارد، شبکه توزیع و بازار صادراتی باید در یک زنجیره قرار بگیرند.
پارک علم و فناوری البرز میتواند در این میان نقش **هماهنگکننده و تسهیلگر** را ایفا کند؛ یعنی جایی که یک هسته فناور بتواند به آزمایشگاه دسترسی پیدا کند، منتور تخصصی پیدا کند، شریک صنعتی بیابد، مالکیت فکری خود را سامان دهد، برای محصولش بازار پیدا کند و در نهایت به سمت سرمایهگذاری و تولید مقیاسپذیر حرکت کند.
قطب شدن؛ زمانی معنا دارد که شرکت بزرگ و بازار بزرگ ساخته شود
تبدیل شدن پارک البرز به قطب گیاهان دارویی البته صرفاً با برگزاری رویداد و دوره آموزشی محقق نمیشود.
قطب واقعی زمانی شکل میگیرد که از دل این شبکه، **شرکتهای بزرگتر، محصولات رقابتپذیرتر، فناوریهای بومی، بازارهای صادراتی و اشتغال پایدار** بیرون بیاید.
دورههای شتابدهی میتوانند نقطه شروع باشند؛ اما مرحله بعد باید حرکت به سمت پروژههای مشترک، سرمایهگذاری، توسعه خطوط تولید، استانداردسازی بینالمللی، ثبت مالکیت فکری و ورود جدی به بازارهای منطقهای و جهانی باشد.
در این مسیر، تجربه کارآفرینانی که از یک دستگاه ساده تقطیر شروع کردهاند و به مجموعهای بزرگ با نیروی انسانی گسترده رسیدهاند، نشان میدهد که مسیر ساخت یک صنعت فناورانه، بیش از هر چیز به تداوم، یادگیری، بازارشناسی و توان برخاستن پس از شکستنیاز دارد.
یک فرصت ملی برای البرز
اکنون پارک علم و فناوری البرز در برابر یک فرصت مهم قرار دارد.
وجود جهاد دانشگاهی، پژوهشکده گیاهان دارویی، زیرساختهای علمی و آزمایشگاهی، شرکتهای فناور، ظرفیت دانشبنیان استان و دسترسی به شبکهای از هستههای فناور سراسر کشور، مجموعهای از مزیتها را کنار هم قرار داده است که کمتر حوزهای از آن برخوردار است.
اگر این ظرفیتها در قالب یک "خوشه ملی فناوری گیاهان دارویی" به هم متصل شوند، البرز میتواند از یک میزبان دورههای آموزشی به یک مرکز واقعی برای توسعه فناوری این صنعت تبدیل شود.
در چنین صورتی، خروجی مطلوب فقط چند محصول جدید نخواهد بود؛ بلکه میتوان انتظار داشت زنجیرهای از کسبوکارها و مشاغل جدید شکل بگیرد؛ از مزارع فناور و شرکتهای خدمات کشاورزی گرفته تا آزمایشگاهها، شرکتهای استخراج و فرآوری، تولیدکنندگان دارو و فرآوردههای سلامت، شرکتهای تجهیزات، استارتاپهای بازارمحور و صادرکنندگان تخصصی.
از «گیاه» تا «ثروت ملی»
گیاهان دارویی زمانی به یک فرصت اقتصادی واقعی تبدیل میشوند که نگاه ما به آنها از «محصول کشاورزی» به «زنجیره فناوری و ارزش» تغییر کند.
در این نگاه، مزرعه نقطه آغاز است، نه پایان؛ پژوهشکده محل تولید دانش است، نه مقصد دانش؛ شرکت فناور موتور تبدیل دانش به محصول است؛ پارک علم و فناوری محل اتصال این بازیگران است و بازار، معیار نهایی موفقیت آنها.
پارک علم و فناوری البرز اکنون میتواند این حلقهها را به یکدیگر متصل کند و ایده قطب گیاهان دارویی را از سطح یک هدف سازمانی به یک پروژه ملی برای اشتغال، فناوری و ارزشآفرینی تبدیل کند.
اگر این اتفاق رخ دهد، عبور از خامفروشی فقط به معنای فرآوری بیشتر گیاهان نخواهد بود؛ بلکه به معنای تولید دانش، ساخت فناوری، ایجاد شرکت، خلق شغل، توسعه صادرات و تبدیل ظرفیت طبیعی ایران به ثروت دانشبنیان خواهد بود؛ و شاید مهمترین پرسش پیش روی این مسیر همین باشد: آیا میتوان از ظرفیت امروز، صنعتی ساخت که چند سال بعد نه فقط در ایران، بلکه در بازار منطقه و جهان نیز به عنوان یک صنعت ایرانی شناخته شود؟
پاسخ این پرسش، بیش از آنکه به ظرفیت گیاهان وابسته باشد، به توان ما برای شبکهسازی، تجاریسازی و ساختن زنجیره ارزش بستگی دارد.
یادداشت روز: امیر علی بینام
ارسال نظرات