بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران

تازه ها

کد خبر : ۱۸۰۵۷۲
ساعت صفر جنگ اقتصادی و نفوذ؛

ضرورت گذار از «کرختی ساختاری» به «حکمرانی جنگی»

مهدی شیرمحمدی
امروز جمهوری اسلامی ایران درگیر یک «تهاجم اقتصادی» تمام‌عیار است؛ تهاجمی که طراحان آن در غرب با استعاره‌ی «نورماندی» به دنبال «گرسنگی ارزی» و محاصره‌ی مالی کشورند.
شنبه ۰۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۷

امروز جمهوری اسلامی ایران درگیر یک «تهاجم اقتصادی» تمام‌عیار است؛ تهاجمی که طراحان آن در غرب با استعاره‌ی «نورماندی» به دنبال «گرسنگی ارزی» و محاصره‌ی مالی کشورند. این جنگ، یک تقابل نظامی کلاسیک نیست، بلکه «مهندسی معکوس اجتماعی» است؛ جایی که ناترازی‌های داخلی به مثابه «سوخت پیشران» برای اجرای سناریوی فروپاشی از درون عمل می‌کنند.

گسست روایتی؛ پاشنه آشیل امنیت

یکی از خطرناک‌ترین ابعاد جنگ شناختی، «ابهام در داده‌های حیاتی» است که منجر به تشتت افکار عمومی می‌شود. در حالی که وزارت نفت از تداوم فروش نفت سخن می‌گوید، اظهارات آقای عبدالناصر همتی درباره توقف صادرات و عدم دسترسی به منابع ارزی، نشان‌دهنده‌ی یک گسست جدی در روایت رسمی است. وقتی مسئولان تراز اول اقتصادی بر سر کلیدی‌ترین مؤلفه قدرت به یک زبان واحد نمی‌رسند، «بی‌اعتمادی سیستمیک» ایجاد شده و فضای روانی جامعه برای القای بن‌بست آماده می‌شود. دشمن دقیقاً از همین شکاف روایتی، برای تزریق یأس استفاده می‌کند.

خونریزی در مرزها؛ حراج ثروت ملی

ناترازی انرژی، کشور را با بحران کسری مواجه کرده است. آمار فراجا مبنی بر قاچاق روزانه ۴ تا ۵ میلیون لیتر بنزین، نشان از «خونریزی مستمر» در مرز‌های اقتصادی دارد. پرسش اصلی اینجاست: اگر قاچاق سوخت در این مقیاس اتفاق می‌افتد، چه کسانی مسیر آن را تسهیل می‌کنند؟ آیا در صورت اثبات سازمان‌یافتگی، بخشی از ساختار‌های مدیریتی در این زنجیره نقش دارند؟ این «معمای مافیای سوخت» نیازمند پاسخگویی شفاف است.

روان‌شناسی «صف»؛ مهندسی اضطراب

شلوغی‌های غیرعادی پمپ‌بنزین‌ها، صرفاً ناشی از کمبود فیزیکی سوخت نیست؛ بلکه محصول یک «ترس جمعی» است. وقتی ابهام سیاستی (ناشی از تغییرات سهمیه‌ها) به «رفتار تکانشی» تبدیل می‌شود، شهروندان برای ذخیره‌سازی سوخت به جایگاه‌ها هجوم می‌برند. این حرکت ناخودآگاه، عملاً به «تله‌های زمانی و مکانی» برای اختلال در نظم عمومی بدل می‌شود؛ دقیقاً همان چیزی که در جنگ‌های شناختی برای مدیریت بحران طراحی می‌شود.

اقتصاد سایه و «هنجارشکنی مهندسی‌شده»

در حاشیه جایگاه‌ها، بازاری سیاه شکل گرفته که در آن سهمیه‌ها به قیمت‌های غیررسمی خرید و فروش می‌شوند. همزمان، هشدار‌های امنیتی نشان می‌دهد که دشمن برای ایجاد اغتشاش، تمرکز خود را از خیابان‌های اصلی به «ظرفیت محلات» (نظیر اکباتان، تهرانپارس و مراکز تجمع عمومی مانند برج میلاد) معطوف کرده است. تجربه آبان ۹۸ نشان داد که چگونه «شوک‌های قیمتی» می‌تواند به «اغتشاشات زیرساختی» تبدیل شود. تلاش امروز، بازسازی همان سناریو از مسیر «هنجارشکنی مهندسی‌شده» با تکیه بر نارضایتی‌های معیشتی است.

احتکار سازمان‌یافته؛ «بی‌خیالی ساختاری» یا «نفوذ اقتصادی»؟

گزارش‌ها حاکی از آن است که در شرایط بحرانی، احتکار و گران‌فروشی نه تنها متوقف نشده، بلکه تشدید شده است. وقتی تولیدکنندگان مواد اولیه به امید گرانی، انبار‌ها را قفل می‌کنند، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود: آیا ارگان‌های عریض طویل نظارتی، درگیر «کرختی ساختاری» هستند یا «نفوذ هدفمند»؟ اعتقاد به مسئله «نفوذ اقتصادی» دیگر یک «توهم توطئه» نیست؛ وقتی دشمن با ترکیب فناوری و ترور می‌جنگد، دور از انتظار نیست که در لایه‌های مدیریتی تأثیرگذار بر سفره‌ی مردم نیز نفوذ کرده باشد تا انسجام ملی را هدف بگیرد. برخورد‌های فعلی با «محتکر زالوصفت» بازدارنده نیست، زیرا هنوز با قوانین «شرایط عادی» انجام می‌شود؛ در حالی که جنگ اقتصادی، حکمرانی جنگی می‌طلبد.

در نهایت برای خنثی‌سازی این تهاجم ترکیبی، پدافند داخلی نیازمند یک «فرماندهی واحد» و اقدامات فوری است:

۱. حکمرانی جنگی در اقتصاد: قوه قضاییه، مراکز امنیتی، سازمان بازرسی کشور و مجلس باید به حوزه احتکار و گران‌فروشی ورود قاطع کنند. برخورد با محتکران باید متناسب با شرایط جنگی و بازدارنده باشد.

۲. فعال‌سازی نظارتی مجلس: مجلس نباید در شرایط بحرانی، در حاشیه باشد؛ نظارت بر اجرای قانون و بازخواست مدیران و وزیران کم‌کار، حیاتی است.

۳. یکپارچه‌سازی روایت‌های اقتصادی: توقف تضادگویی در سطح مدیران و وزرای ارشد.

۴. شکستن زنجیره‌های پشت‌پرده: برخورد قاطع با شبکه‌های قاچاق و ذی‌نفعان پنهان.

امروز، امنیت ملی و اقتصاد معیشتی در یک سنگر قرار دارند. اگر نیرو‌های مسلح با پشتیبانی مردم معجزه می‌کنند، اما اقتصاد بدون پدافند رها شده باشد، دشمن از همین روزنه پیروزی میدان نبرد را بی‌اثر خواهد کرد. معیشت مردم را دریابید؛ پیش از آنکه «ناترازی‌ها» به «گسست‌های اجتماعی» بدل شوند. اقتصاد ما نیازمند یک عملیات نورماندی است؛ نه برای آزادسازی اراضی، بلکه برای فتح سنگر‌های «نفوذ» که معیشت مردم را به گروگان گرفته‌اند. «ساعت صفر»، زمان رها کردن استراتژی‌های دفاعی فرسایشی و آغاز یک آفند ساختاری برای بازپس‌گیری حاکمیت اقتصادی است.

دکتر مهدی شیرمحمدی

«عضو هیئت علمی و کارشناس استراتژیک حوزه مطالعات خاورمیانه»

برچسب ها:

ارسال نظرات

captcha