بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران

تازه ها

کد خبر : ۱۸۰۶۳۴

چرا در ایران بنگاه‌های کوچک زودتر از غول‌های صنعتی زمین می‌خورند؟

بنگاههای زودبازده
بحران تولید در ایران دیگر تنها به کمبود نقدینگی یا گرانی مواد اولیه محدود نمی‌شود؛ مجموعه‌ای از شوک‌های انرژی، محدودیت تجارت، افت قدرت است.
شنبه ۰۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۴

به گزارش بازارکاربه نقل از برنا، صنعت ایران در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن مسئله اصلی برای بسیاری از بنگاه‌ها دیگر «چگونه توسعه دهیم» نیست، بلکه «چگونه تولید را حفظ کنیم» است. افزایش هزینه انرژی، دشواری واردات مواد اولیه و قطعات، نوسان شدید نرخ ارز، کاهش قدرت خرید بازار داخلی و محدودیت منابع مالی، مجموعه‌ای از فشار‌ها را ایجاد کرده که اثر آن برای بنگاه‌های کوچک و متوسط بسیار سنگین‌تر از شرکت‌های بزرگ است.

بررسی‌های اقتصادی بین‌المللی درباره ایران نشان می‌دهد مشکلات بخش تولید در یکدیگر ضرب شده‌اند. کمبود انرژی و آب، کاهش سرمایه‌گذاری، محدودیت تجارت خارجی و دشواری دسترسی به خدمات مالی، همزمان ظرفیت تولید غیرنفتی را محدود کرده‌اند. در چنین شرایطی، هر وقفه در تأمین برق یا گاز تنها چند ساعت توقف خط تولید نیست؛ بلکه می‌تواند به از دست رفتن سفارش، افزایش ضایعات، آسیب به تجهیزات و رشد هزینه تمام‌شده منجر شود.

کارشناسان اقتصادی معتقدند خطر اصلی زمانی ایجاد می‌شود که بنگاه برای جبران یک شوک مجبور شود از سرمایه در گردش خود هزینه کند. در این حالت، منابعی که باید صرف خرید ماشین‌آلات، توسعه محصول یا افزایش ظرفیت شوند، برای پرداخت هزینه‌های جاری مصرف می‌شوند. نتیجه چنین چرخه‌ای، فرسوده‌تر شدن بنگاه و کاهش توان رقابت آن در دوره بعد است.

بحران انرژی، هزینه‌ای فراتر از خاموشی

انرژی برای بخش مهمی از صنایع ایران یک نهاده ارزان و در دسترس تلقی می‌شد، اما کاهش ظرفیت تولید انرژی و افزایش ناترازی، این مزیت سنتی را به یک نقطه ضعف تبدیل کرده است.

صنایع انرژی‌بر بیشترین آسیب را می‌بینند، اما مسئله تنها به صنایع بزرگ محدود نیست. یک واحد کوچک که با یک یا دو خط تولید فعالیت می‌کند، در صورت توقف برق ممکن است کل ظرفیت روزانه خود را از دست بدهد. در یک شرکت بزرگ امکان جابه‌جایی تولید، استفاده از خطوط جایگزین یا تأمین بخشی از انرژی از منابع دیگر وجود دارد، اما بنگاه کوچک معمولاً چنین حاشیه امنی ندارد.

نگاه کارشناسی در اقتصاد‌های موفق نشان می‌دهد راه‌حل بحران انرژی صرفاً افزایش تولید برق نیست. کاهش مصرف انرژی در کارخانه‌ها، نوسازی ماشین‌آلات، توسعه انرژی خورشیدی و بادی، ذخیره‌سازی برق و تأمین مالی پروژه‌های بهره‌وری انرژی، بخشی از سیاستی است که می‌تواند فشار هزینه را در بلندمدت کاهش دهد.

تفاوت ایران با همسایگان، مسئله فقط تحریم نیست

مقایسه ایران با کشور‌های همسایه نشان می‌دهد بنگاه‌های کوچک در منطقه نیز با تورم، افزایش هزینه انرژی، کمبود نیروی متخصص و نااطمینانی اقتصادی مواجه‌اند؛ بنابراین مسئله ایران را نمی‌توان فقط به «شرایط سخت منطقه» نسبت داد.

در ترکیه، برای نمونه، سیاست حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط بیش از گذشته به سمت تأمین مالی هدفمند، افزایش بهره‌وری، نوسازی فناوری و ایجاد اشتغال رسمی حرکت کرده است. در یکی از برنامه‌های جدید، منابع مالی قابل توجهی برای دسترسی بنگاه‌های کوچک و متوسط به تسهیلات طراحی شده تا شرکت‌هایی که ظرفیت رشد دارند بتوانند سرمایه لازم برای توسعه و اشتغال را تأمین کنند.

در حوزه انرژی نیز مسیر ترکیه به سمت تأمین مالی پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر، ذخیره‌سازی برق و سرمایه‌گذاری بلندمدت حرکت کرده است. هدف این سیاست فقط تولید برق بیشتر نیست؛ بلکه کاهش ریسک انرژی برای صنایع و ایجاد امکان برنامه‌ریزی بلندمدت برای بخش خصوصی است.

این تفاوت بسیار مهم است: بنگاه ایرانی عمدتاً با شوک انرژی مقابله می‌کند، اما در برخی اقتصاد‌های همسایه تلاش می‌شود بنگاه از قبل برای شوک انرژی آماده شود.

مشکل دوم، سرمایه‌ای که به تولید نمی‌رسد

یکی دیگر از گره‌های اصلی تولید، دسترسی به سرمایه است. بنگاه کوچک برای خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق، تعمیر تجهیزات و حفظ تولید به سرمایه در گردش نیاز دارد؛ اما در شرایط تورمی، ارزش سرمایه در گردش به سرعت کاهش پیدا می‌کند.

اگر منابع مالی نیز کوتاه‌مدت، گران یا همراه با تضامین سنگین باشد، تولیدکننده به جای سرمایه‌گذاری، وارد چرخه تأمین هزینه‌های روزانه می‌شود.

کارشناسان اقتصادی بر این باورند که تفاوت میان یک سیاست اعتباری عادی و یک سیاست صنعتی واقعی دقیقاً همین‌جا مشخص می‌شود. در سیاست صنعتی، اعتبار باید به سمت بنگاه‌هایی برود که امکان افزایش بهره‌وری، صادرات، نوسازی و اشتغال دارند؛ نه اینکه صرفاً برای چند ماه هزینه‌های جاری شرکت را پوشش دهد.

تجربه ترکیه در این زمینه قابل توجه است؛ در برنامه‌های جدید، استفاده از ضمانت‌ها و منابع توسعه‌ای برای افزایش ظرفیت تأمین مالی بنگاه‌های کوچک و متوسط دنبال شده است. چنین مدلی تلاش می‌کند مشکل اصلی بنگاه یعنی کمبود وثیقه و کوتاه بودن افق تسهیلات را کاهش دهد.

عراق و مسئله متفاوت انرژی

در عراق، چالش اصلی بخش خصوصی و صنعت بیشتر حول ضعف زیرساخت انرژی، ناکارآمدی شبکه برق و وابستگی به منابع وارداتی شکل گرفته است. اما همین تجربه نشان می‌دهد اصلاح زیرساخت انرژی چگونه می‌تواند مستقیماً بر بهره‌وری تولید اثر بگذارد.

برای اقتصاد ایران، این مقایسه یک پیام روشن دارد: مزیت داشتن منابع عظیم نفت و گاز، زمانی برای صنعت ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند که این منابع بتوانند به برق پایدار، گاز پایدار و انرژی قابل اتکا برای کارخانه تبدیل شوند.

اگر کارخانه‌ای با وجود قرار گرفتن در یکی از بزرگ‌ترین کشور‌های دارای ذخایر انرژی جهان نتواند درباره برق و گاز ماه آینده خود اطمینان داشته باشد، مزیت انرژی عملاً به مزیت صنعتی تبدیل نشده است.

بنگاه کوچک؛ حلقه‌ای که نباید حذف شود

بنگاه‌های کوچک و متوسط در هر اقتصادی فقط تولیدکننده کالا نیستند؛ آنها بخش مهمی از اشتغال، زنجیره تأمین و شبکه خدمات صنعتی را تشکیل می‌دهند.

یک کارخانه بزرگ ممکن است بتواند بخشی از قطعات مورد نیاز خود را وارد کند، اما ده‌ها بنگاه کوچک در اطراف آن می‌توانند قطعات، خدمات تعمیراتی، بسته‌بندی، حمل‌ونقل و خدمات تخصصی را تأمین کنند؛ بنابراین تعطیلی یک واحد کوچک لزوماً یک اتفاق منفرد نیست و می‌تواند به سایر حلقه‌های زنجیره تولید نیز سرایت کند.

کارشناسان معتقدند سیاست صنعتی باید به جای تمرکز صرف بر حفظ واحد‌های بزرگ، «بنگاه‌های قابل نجات» را شناسایی کند؛ یعنی شرکت‌هایی که با سرمایه‌گذاری محدود در ماشین‌آلات، فناوری، انرژی یا سرمایه در گردش می‌توانند دوباره به ظرفیت اقتصادی خود بازگردند.

ماشین‌آلات فرسوده، هزینه پنهان تولید

فرسودگی تجهیزات یکی از مشکلاتی است که در آمار‌های روزمره کمتر دیده می‌شود، اما مستقیماً هزینه تولید را افزایش می‌دهد.

ماشین‌آلات قدیمی معمولاً انرژی بیشتری مصرف می‌کنند، خرابی بیشتری دارند، نیروی انسانی بیشتری می‌طلبند و کیفیت تولید آنها نیز در بسیاری از موارد پایین‌تر است؛ بنابراین واحدی که امکان نوسازی ندارد، همزمان از دو طرف تحت فشار قرار می‌گیرد: هزینه انرژی افزایش می‌یابد و بهره‌وری کاهش پیدا می‌کند.

در کشور‌های مختلف، سیاست‌های حمایتی برای نوسازی صنعتی معمولاً به شکل وام‌های بلندمدت، ضمانت اعتباری، تأمین مالی سبز و مشوق‌های سرمایه‌گذاری طراحی می‌شود. هدف این است که بنگاه به جای مصرف منابع برای جبران زیان، بتواند بخشی از منابع را صرف کاهش هزینه تولید کند.

حلقه مفقوده، اتصال تولید به صادرات

یکی دیگر از تفاوت‌های مهم میان ایران و برخی اقتصاد‌های منطقه، میزان اتصال بنگاه‌های کوچک به بازار‌های خارجی است.

وقتی بازار داخلی تحت فشار کاهش قدرت خرید قرار می‌گیرد، بنگاه صادرات‌محور می‌تواند بخشی از افت تقاضای داخلی را جبران کند. اما صادرات مستلزم ثبات مقررات، دسترسی به شبکه بانکی و بیمه، حمل‌ونقل قابل پیش‌بینی و امکان تأمین مواد اولیه است.

در نتیجه، توسعه صنعتی بدون توسعه صادرات پایدار، بنگاه را بیش از حد به بازار داخلی وابسته می‌کند؛ بازاری که خود تحت تأثیر تورم و کاهش قدرت خرید قرار دارد.

کارشناسان چه می‌گویند؟

از نگاه کارشناسی، بحران فعلی تولید ایران بیش از آنکه یک مشکل مقطعی باشد، حاصل جمع چند عدم تعادل است: انرژی ناپایدار، سرمایه‌گذاری ناکافی، فناوری فرسوده، دسترسی دشوار به اعتبار و نااطمینانی اقتصادی.

کارشناسان معتقدند اگر سیاست حمایتی صرفاً به پرداخت تسهیلات برای عبور از بحران‌های کوتاه‌مدت محدود شود، مشکل دوباره بازمی‌گردد. راه‌حل پایدار باید هزینه تولید را کاهش دهد، بهره‌وری را افزایش دهد و امکان برنامه‌ریزی چندساله را برای بنگاه فراهم کند.

در این نگاه، حمایت واقعی از تولید یعنی اینکه یک کارخانه بتواند بداند انرژی مورد نیازش تأمین می‌شود، مواد اولیه را با چه سازوکاری تهیه خواهد کرد، منابع مالی را با چه نرخی دریافت می‌کند و مقررات صادرات و واردات در ماه‌های آینده چگونه خواهد بود.

تولید ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که ادامه فعالیت بسیاری از واحد‌ها دیگر فقط به میزان فروش وابسته نیست؛ توان عبور از زنجیره‌ای از شوک‌های همزمان تعیین می‌کند کدام بنگاه باقی می‌ماند و کدام واحد از چرخه تولید خارج می‌شود.

تجربه کشور‌های همسایه نشان می‌دهد حتی اقتصاد‌هایی که با بحران انرژی، تورم و نااطمینانی مواجه‌اند، تلاش می‌کنند از مسیر تأمین مالی بلندمدت، نوسازی فناوری، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های جایگزین و اتصال بنگاه‌ها به بازار‌های صادراتی، آسیب‌پذیری تولید را کاهش دهند.

برای ایران نیز نقطه شروع می‌تواند تغییر نگاه از «نجات بنگاه پس از بحران» به «کاهش احتمال وقوع بحران برای بنگاه» باشد. اگر برق پایدار، سرمایه در گردش، ماشین‌آلات به‌روز، نیروی متخصص و مسیر صادرات در کنار هم قرار نگیرند، واحد‌های کوچک و متوسط نه به دلیل نبود بازار، بلکه به دلیل ناتوانی در تحمل هزینه‌های تولید از میدان خارج خواهند شد.

ارسال نظرات

captcha