تازه ها
سه نیاز کلیدی برای پایداری کسبوکارهای دانشبنیان
به گزارش بازارکار، رضا عسکریمقدم در گفتوگو با ایسنا، با تشریح ضرورت طراحی شبکهبرنامه پایدارسازی کسبوکارهای دانشبنیان از طریق پیادهسازی الگوی کار تیمی، گفت: پایداری اقتصاد دانشبنیان بدون پایدارسازی ساختار انسانی و ارتباطی شرکتها محقق نخواهد شد و مهارت کار تیمی باید بهعنوان یک ضرورت راهبردی در اکوسیستم نوآوری کشور نهادینه شود.
وی با اشاره به چهار اختلال جدی در اکوسیستم کارآفرینی و نوآوری کشور، اظهار کرد: این اختلالات در عالم واقع و زندگی روزمره به دو شکل تعارض رابطهای و تعارضات وظیفهای خود را نشان میدهند و در سطوح خرد، میانه و کلان، از یک سو مانع برقراری و تداوم نظم و از سوی دیگر موجب کاهش مشارکت اجتماعی میشوند.
عسکریمقدم افزود: حتماً بارها گزارههایی مانند ایرانیها قادر به انجام کار تیمی نیستند یا ایرانیها فردگرا هستند را شنیدهاید. از نظر ما که سالهاست روی جامعهشناسی گروههای اجتماعی و روانشناسی اجتماعی ایران مطالعه میکنیم، این گزارهها فاقد اعتبار علمی هستند؛ با این حال، تجربههای تلخ جمعی و سازمانی را نمیتوان نادیده گرفت.
غفلت از عامل انسانی در حمایت از دانشبنیانها
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی با بیان اینکه مسئله زمانی شکل اجتماعی پیدا میکند که هنگام حل مشکلات، بیشتر به جنبههای فنی و تکنیکال توجه میشود، ادامه داد: در این شرایط از عنصر اصلی، یعنی انسان، غافل میمانیم. ساختارهای حمایتی نیز عمدتاً بر تأمین مالی، معافیتهای مالیاتی و توسعه محصول فنی تمرکز داشتهاند؛ در حالی که ناپایداری و مرگ زودهنگام بسیاری از استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان صرفاً ناشی از ضعف تکنولوژیک نیست و به کیفیت رهبری، انسجام درونی و خلأ مفهومی تیمبودگی نیز بازمیگردد.
وی تصریح کرد: نخبگان ما در حوزههای تخصصی خود توانمند هستند، اما زمانی که باید ظرفیتهای فردی آنان در قالب یک کل همافزا فعالیت کند، با چالش مواجه میشویم.
عسکریمقدم با اشاره به بررسیهای اولیه گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی، گفت: در حوزه اختلالهای رابطهای با پنج آسیب رفتاری مواجه شدیم که شامل بیاعتمادی متقابل، ناتوانی در مدیریت سازنده تعارض، عدم تعهد به تصمیمات جمعی، شانه خالی کردن از مسئولیتهای مشترک و ترجیح منافع فردی بر نتایج جمعی است.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، در کشور ابزار و متدولوژی بومیسازیشدهای برای سنجش این عارضهها وجود ندارد. الگوهای غربی نیز لزوماً با فضای فرهنگی و رفتاری کسبوکارهای ایرانی همخوان نیستند و نهادهای حمایتی مانند پارکهای علم و فناوری و معاونت علمی، ابزارهای ملموسی برای پایش و توانمندسازی نرم شرکتها در اختیار ندارند.
طراحی شبکهبرنامه برای پایدارسازی ساختار انسانی شرکتها
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی با اشاره به همین ضرورتها، خاطرنشان کرد: بر همین اساس، گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی شبکهبرنامه پایدارسازی کسبوکارهای دانشبنیان از طریق پیادهسازی الگوی کار تیمی را طراحی کرد تا نشان دهد پایداری اقتصاد دانشبنیان بدون پایدارسازی ساختار انسانی و ارتباطی شرکتها محقق نخواهد شد.
وی درباره مسئلهمحوری این برنامه نیز گفت: مسئله مرکزی این برنامه، بحران پایداری سازمانی و انسانی در شرکتهای دانشبنیان است. رشد فنی محصول در این شرکتها بسیار سریع اتفاق میافتد، اما بلوغ رفتاری و ارتباطی در لایه رهبری و بدنه سازمان همگام با آن پیش نمیرود.
عسکریمقدم افزود: در نتیجه، شرکتها نمیتوانند از تخصصهای فردی نخبگان به یک ساختار همافزای تیمی گذار کنند و پیامد آن، فرسودگی شغلی، تعارضات فرساینده، خروج نیروهای کلیدی و در نهایت ایستایی یا انحلال شرکت است.
سه نیاز کلیدی برای پایداری کسبوکارهای دانشبنیان
وی با تشریح اهداف این برنامه اظهار کرد: برای حل این مسئله، سه نیاز کلیدی را هدف قرار دادهایم. نخست، ایجاد یک نظام تشخیصی و عارضهیابی علمی برای شناسایی ریشه اختلالهایی مانند بیاعتمادی، ضعف مسئولیتپذیری، تعارض منافع و رقابتهای مخرب درونسازمانی است.
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی ادامه داد: برنامه ما به دنبال آن است که میزان انسجام تیمی و درجه بلوغ سازمانی شرکتها را به شکل کمی و کیفی و با ابزارهای استاندارد بومی اندازهگیری کند.
وی با اشاره به سابقه مطالعات انجامشده در این زمینه گفت: این موضوع از سال ۱۳۹۵ در پروژه بررسی جامعهشناختی خلقیات ایرانی مورد مطالعه قرار گرفته و سپس با مطالعه شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارکها ادامه یافته است.
عسکریمقدم خاطرنشان کرد: اکنون قصد داریم با پشتوانه شبکه همایند کسبوکارهای دانشبنیان جهاد دانشگاهی، این موضوع را در سطح ملی آزمون و هنجاریابی کنیم و نظریه زمینهای تیمبودگی شرکتهای دانشبنیان ایرانی را ارائه دهیم.
عضو هیئت علمی و مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی، با تأکید بر ضرورت توجه به ابعاد انسانی و تیمی شرکتهای دانشبنیان گفت: پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد نباید پایداری شرکتها را فقط با شاخصهای مالی و فنی بسنجند و در کنار این شاخصها، پایداری انسانی و تیمی نیز باید در ارزیابیها و حمایتهای کلان لحاظ شود.
وی با اشاره به نیاز دوم این برنامه، اظهار کرد: علاوه بر ابزارهای تشخیصی، به ابزارهای مداخله برای اصلاح الگوهای ذهنی و رفتاری مخرب در سطح بنگاه نیاز داریم. مدیران و بنیانگذاران صرفاً به تئوری نیاز ندارند؛ آنها به راهکارهای اجرایی نیازمندند تا شرکتها از گروههای کاری به تیمهایی منسجم، با عملکرد بالا و ارزشآفرین تبدیل شوند.
عسکریمقدم افزود: سومین نیاز، تغییر نگاه سیاستگذاران است. هدف ما تدوین یک توصیف ملی از وضعیت بلوغ کار تیمی و حرکت از ارزیابیهای تکبعدی به ارزیابی همهجانبه است.
طراحی الگوی بومی سنجش انسجام و بلوغ تیمی
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی درباره خروجیهای کاربردی این برنامه گفت: از ابتدا تلاش شده است این برنامه در سطح یک پروژه نظری یا مجموعهای از مقالات علمی باقی نماند؛ به همین دلیل، طراحی ابزار، مدلسازی کاربردی و تولید دستورالعملهای اجرایی بخش مهمی از برنامه را تشکیل میدهد.
وی ادامه داد: یکی از مهمترین خروجیها، طراحی الگوی بومی سنجش انسجام و بلوغ تیمی است؛ الگویی که بتواند رابطه میان انسجام تیمی و بلوغ سازمانی شرکتهای دانشبنیان را در بستر فرهنگی و رفتاری ایران ارزیابی و تبیین کند.
عسکریمقدم با اشاره به طراحی یک جعبهابزار کاربردی در این برنامه، اظهار کرد: این جعبهابزار شامل پرسشنامهها، فرمهای عملیاتی و ابزارهای ارزیابی رفتاری خواهد بود. سنجش اختلالات تیمی، توزیع نقشهای تیمی، اعتمادسازی، شکستن سیلوهای سازمانی، حل مسئله و پیگیری کارها به شیوه تیمی، ثبت توافقات، منشور اخلاق حرفهای و چکلیستهای پیشگیری از فرسایش تیمی، بخشی از این بسته خواهد بود.
وی افزود: تدوین راهنماهای مداخله و توسعه تیمی نیز در دستور کار قرار دارد. این راهنماها به مدیران و بنیانگذاران کمک میکنند در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت، از شکلگیری گروه کاری تا رسیدن به تیمی با عملکرد بالا و مدیریت بحران، اقدامات لازم را بشناسند.
از بستههای آموزشی تا کلینیک مدیریت تیمی
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی با اشاره به دیگر ابزارهای پیشبینیشده، گفت: بستههای آموزشی مهارتهای نرم، سناریوهای شبیهسازی و کارگاههای تعاملی نیز در همین مسیر طراحی خواهند شد.
وی ادامه داد: در سطح کلانتر، خروجی برنامه میتواند به تدوین یک سند سیاستی ملی درباره وضعیت بلوغ تیمی شرکتهای دانشبنیان کشور منجر شود. این خروجیها نباید در قفسههای کتابخانه باقی بمانند؛ بخشی از ابزارها میتواند وارد فرایند ارزیابی شرکتها در پارکهای علم و فناوری و شتابدهندهها شود تا در کنار شاخصهای مالی و فنی، شاخصهای بلوغ تیمی نیز لحاظ شود.
عسکریمقدم خاطرنشان کرد: همچنین ایده راهاندازی کلینیک مدیریت تیمی و پایداری سازمانی دنبال میشود تا شرکتها بتوانند خدمات عارضهیابی، مشاوره و مداخله تخصصی دریافت کنند.
وی افزود: طراحی سامانه آنلاین خودارزیابی و برگزاری کارگاههای مسئلهمحور و بوتکمپ نیز از دیگر بسترهای انتقال این دانش است. شرکتها در این کارگاهها روی مسائل واقعی خود کار میکنند و در پایان، نقشه راه اختصاصی ارتقای کار تیمی و پایداری سازمانی خود را به دست میآورند.
تجربه شرکتهای موفق و ناموفق؛ ستون فقرات طراحی الگوی بومی
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی با اشاره به نقش مطالعه تجربه شرکتهای موفق و ناموفق در این برنامه گفت: مطالعه تجربههای زیسته شرکتهای موفق و ناموفق، ستون فقرات این برنامه است. ما نمیخواهیم الگوی وارداتی را ترجمه و بر اکوسیستم کشور تحمیل کنیم؛ بلکه میخواهیم از دل دادهها و واقعیتهای ایران، یک الگوی دادهبنیاد و عملیاتی بسازیم.
وی با تشریح سه نقش کلیدی این مطالعات اظهار کرد: نخستین نقش، استخراج عوامل تمایز است. بررسی شرکتهای موفق نشان میدهد چه الگوهای رفتاری، ارتباطی و مدیریتی به تیمها کمک کرده است انسجام خود را حفظ کنند و از سالهای پرتنش اولیه عبور کنند.
عسکریمقدم ادامه داد: نقش دوم، شناسایی نقاط شکست است. مطالعه شرکتهای ناموفق نشان میدهد تیم در کدام حلقه دچار گسست شده است؛ بیاعتمادی، تعارضهای حلنشده، نبود تعهد جمعی یا ضعف رهبری. این شناخت، امکان مداخله دقیقتر و پیشگیرانه را فراهم میکند.
تیمبودگی باید بر اساس واقعیتهای ایران تعریف شود
وی با بیان اینکه سومین نقش این مطالعات، بومیسازی و استانداردسازی مفهوم تیمبودگی است، گفت: باید بدانیم کار تیمی مؤثر در فضای فرهنگی، نهادی و اقتصادی ایران چه معنایی دارد؛ زیرا برخی الگوهای خارجی به دلیل ناهماهنگی با ساختار ارتباطی و انتظارات محیط ایران، در عمل پاسخگو نیستند.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی افزود: از دل تجربههای واقعی شرکتها میتوان ابزارهای سنجش انسجام تیمی، نقشه ریسک شکست تیمی، بسته راهبردی افزایش ماندگاری و راهنمای تصمیمسازی برای شرکتها و نهادهای حمایتی را طراحی کرد.این مطالعه، پل ارتباطی میان نظریه و عمل است.
وی با تشریح تغییرات مورد انتظار از اجرای شبکهبرنامه پایدارسازی کسبوکارهای دانشبنیان از طریق پیادهسازی الگوی کار تیمی گفت: هدف نهایی این برنامه، رسیدن به شرکتی است که هم از نظر فنی پیشرو و هم از نظر انسانی و رفتاری سالم و بالغ باشد.
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی اظهار کرد: تغییرات مورد انتظار باید در سه سطح مدیریت، تعاملات درونتیمی و پایداری سازمانی رخ دهد. در سطح مدیریت، مهمترین تحول، گذار از مدیریت تخصصمحور به رهبری رابطهساز و توزیعشده است.
عسکریمقدم افزود: مدیران باید در کنار مهارتهای فنی، به نقشهای رفتاری اعضای تیم نیز توجه کنند؛ اینکه چه کسی نگهدارنده نظم، چه کسی خلاق و ایدهپرداز و چه کسی ارزیاب انتقادی است.
تعارض میتواند به فرصتی برای نوآوری تبدیل شود
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی درباره ضرورت تغییر نگاه مدیران به تعارض گفت: تعارض صرفاً تهدیدی برای سرکوب کردن نیست، بلکه میتواند فرصتی برای نوآوری باشد. مدیر باید بستری فراهم کند که دیدگاههای متفاوت شنیده شود و اعضای تیم، با وجود اختلافنظر، به تصمیم نهایی متعهد بمانند.
وی با اشاره به سطح تعاملات درونتیمی ادامه داد: مهمترین تغییر در این سطح، نهادینه شدن ظرفیت تیمبودگی، امنیت روانی و اعتماد متقابل است. اعضا باید بتوانند بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، خطاهای خود را بیان کنند، درخواست کمک داشته باشند، ایدههای تازه مطرح کنند و از یکدیگر توضیح بخواهند.
عسکریمقدم افزود: تغییر مهم دیگر، شکلگیری تعهد جمعی به توافقات و مسئولیتپذیری متقابل همتایان است؛ یعنی اعضا مستقیماً در برابر یکدیگر و اهداف تیم پاسخگو باشند.
کاهش فرسودگی شغلی و شکست زودهنگام شرکتها
وی درباره آثار مورد انتظار برنامه در سطح پایداری سازمانی گفت: سه نتیجه قابل انتظار در این سطح، کاهش فرسودگی شغلی و ریزش نیروهای کلیدی، افزایش تابآوری سازمانی در برابر بحرانها و کاهش شکست زودهنگام یا همان دره مرگ است.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی خاطرنشان کرد: بخش مهمی از شکست استارتآپها در سالهای نخست، ریشه در اختلافات حلنشده بنیانگذاران دارد. مدیریت پیشگیرانه این اختلافات میتواند طول عمر عملیاتی و تجاری شرکتهای نوپا را افزایش دهد.
طراحی زیرساخت نرم برای زیستبوم نوآوری کشور
عسکریمقدم با اشاره به چشمانداز نهایی این مسیر پژوهشی و اجرایی گفت: در افق نهایی، با یک پروژه پژوهشی ساده مواجه نیستیم؛ بلکه در حال طراحی یک زیرساخت نرم توسعهای برای زیستبوم نوآوری کشور هستیم.
وی درباره دستاوردهای این برنامه برای مدیران و بنیانگذاران کسبوکارهای دانشبنیان اظهار کرد: مهمترین دستاورد، دستیابی به یک نقشه راه پایداری انسانی است؛ نقشهای که نشان میدهد چگونه میتوان کارکنان و شرکا را از مجموعهای از افراد به یک تیم منسجم تبدیل کرد.
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی افزود: کاهش هزینههای پنهان شکست، از جمله ریزش نیروی کلیدی، استخدام اشتباه و اتلاف زمان در تعارضات مخرب، دستاورد اقتصادی دیگر این برنامه است. ارتقای بلوغ سازمانی و برند کارفرمایی نیز ارزش داراییهای نامشهود شرکت را افزایش میدهد.
گذار از سنجش محصولمحور به سنجش تیممحور
وی درباره کارکرد این برنامه برای نهادهای حمایتی گفت: برای نهادهای حمایتی مانند پارکهای علم و فناوری و شتابدهندهها، این برنامه امکان گذار از سنجش محصولمحور به سنجش تیممحور را فراهم میکند.
عسکریمقدم ادامه داد: این نهادها میتوانند ریسک استقرار یا سرمایهگذاری در شرکتها را بر اساس ظرفیت تیمبودگی و میزان انسجام آنها ارزیابی کنند و بودجههای توانمندسازی را بر اساس عارضهیابی دقیق، هدفمند سازند.
عسکریمقدم با اشاره به دستاوردهای احتمالی این برنامه برای سیاستگذاران حوزه نوآوری گفت: مهمترین دستاورد برای سیاستگذاران، تدوین یک استاندارد ملی تیمسازی برای حوزه دانشبنیان است؛ چارچوبی برای مهارتهای نرم که بتواند در اسناد بالادستی و آییننامههای حمایتی مورد استفاده قرار گیرد.
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی افزود: تولید گزارشهای دورهای از وضعیت بلوغ کار تیمی در سطح ملی نیز تصویر واقعیتری از سلامت زیستبوم نوآوری در اختیار سیاستگذاران قرار میدهد.
پیوند نبوغ فردی با شکوه جمعی
عسکریمقدم با بیان اینکه چشمانداز نهایی این برنامه، رشد همزمان فناوری کار تیمی با فناوریهای سخت است، گفت: باید به وضعیتی برسیم که فناوری کار تیمی همپای فناوریهای سخت و لبه دانش در شرکتها رشد کند؛ بهگونهای که شرکتهای دانشبنیان ایرانی نه فقط به خاطر محصولات پیشرفته، بلکه به دلیل مدیریت انسانی و پایداری سازمانی خود نیز شناخته شوند.
وی در جمعبندی این رویکرد خاطرنشان کرد: خلاصه آن در یک جمله معروف این است که بتوانیم نبوغ فردی را به شکوه جمعی پیوند بزنیم.
پایداری دانشبنیانها؛ ضرورتی راهبردی برای اقتصاد کشور
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی در ادامه درباره چرایی اهمیت مسئله پایداری کسبوکارهای دانشبنیان گفت: این مسئله دیگر یک دغدغه فرعی یا صرفاً دانشگاهی نیست، بلکه به ضرورتی راهبردی در اقتصاد و زیستبوم نوآوری کشور تبدیل شده است.
وی نخستین دلیل اهمیت این موضوع را سهم فزاینده و استراتژیک شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد ملی دانست و افزود: در شرایطی که عبور از اقتصاد نفتی به یک الزام تبدیل شده، کسبوکارهای دانشبنیان به موتور محرک اقتصاد غیرنفتی و ارزشآفرینی بالا تبدیل شدهاند.
عسکریمقدم ادامه داد: زنجیره تأمین بسیاری از صنایع مادر، مانند دارو، نفت و گاز، کشاورزی و صنایع هوشمند، به محصولات این شرکتها وابسته است؛ بنابراین شکست یک شرکت دانشبنیان میتواند زنجیرههای حساس تولید داخلی را مختل کند.
عضو هیئت علمی و مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی، با تأکید بر ضرورت توجه به پایداری کسبوکارهای دانشبنیان گفت: یکی از مهمترین چالشهای این شرکتها، پدیده دره مرگ و نرخ بالای شکست زودهنگام است و بسیاری از شرکتها پس از عبور از مرحله تحقیق و توسعه و ورود به تولید و بازار، به دلیل ضعف مدیریتی و اصطکاکهای درونی متوقف میشوند.
وی با اشاره به پیامدهای این وضعیت اظهار کرد: توقف شرکتها در این مرحله به معنای اتلاف سرمایههای مالی و زمانی کشور است و باید برای جلوگیری از این مسئله، علاوه بر حمایتهای فنی و مالی، به ساختار درونی و روابط انسانی شرکتها نیز توجه شود.
پایداری درونی؛ پیششرط اثربخشی حمایتهای بیرونی
عسکریمقدم محور دیگر اهمیت پایداری کسبوکارهای دانشبنیان را سرمایهگذاری سنگین حاکمیتی و ضرورت بهینهسازی منابع دانست و افزود: اگر شرکتها پایدار نمانند، بخشی از سرمایههای حمایتی کشور از بین میرود. تزریق نقدینگی بدون ساختارسازی درونی، مانند ریختن آب در ظرف سوراخ است؛ بنابراین پایداری درونی باید پیششرط اثربخشی حمایتهای بیرونی باشد.
مدیر گروه پژوهشی مدیریت فرهنگی پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماری جهاد دانشگاهی با اشاره به ضرورت صیانت از نخبگان و پیشگیری از مهاجرت سرمایه انسانی گفت: فروپاشی یک تیم به دلیل مسائل رفتاری و مدیریتی، فقط زیان مالی نیست، بلکه میتواند به ناامیدی نخبگان جوان و افزایش تمایل به مهاجرت منجر شود. به همین دلیل، پایداری کسبوکار با حفظ سرمایه انسانی کشور پیوند مستقیم دارد.
کسبوکارهای دانشبنیان باید در برابر تکانههای اقتصادی تابآور باشند
وی تغییرات شتابان بازار و ضرورت انطباق ساختاری را از دیگر دلایل اهمیت پایداری شرکتهای دانشبنیان برشمرد و اظهار کرد: در فضای اقتصادی پرنوسان، فقط کسبوکارهایی زنده میمانند که بلوغ سازمانی و انعطافپذیری بالایی دارند. شرکتهایی که ساختار تیمی یکپارچه و سیستم مدیریتی قوامیافتهای ندارند، با نخستین تکانه اقتصادی از هم میپاشند.
عسکریمقدم در جمعبندی این موضوع خاطرنشان کرد: تولید فناوری لبه دانش، بهتنهایی ضامن موفقیت نیست. آنچه تعیینکننده است، توانایی یک کسبوکار در بقا، رشد، مدیریت انسانها و پایداری در شرایط بحرانی است. این برنامه دقیقاً بر همین گلوگاه تمرکز دارد تا پایداری را از درون برای شرکتها به ارمغان بیاورد.
«ایرانی خوب، محصولات خوب تولید میکند»
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی در پایان با تأکید بر اهمیت سرمایه انسانی در موفقیت شرکتهای دانشبنیان گفت: امیدوارم روزی برسد که وقتی از مدیری سؤال شد شما چطور محصولاتی چنین پیشرو و باکیفیت تولید میکنید؟ در پاسخ بگوید: ما محصول خوب تولید نمیکنیم؛ ما ایرانی خوب تربیت میکنیم. ایرانی خوب، محصولات خوب تولید میکند.
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات