بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران

تازه ها

کد خبر : ۱۸۱۳۵۲
از میراث و هنر تا اشتغال، صادرات و تاب آوری؛

چرا فرهنگ در ایران هنوز بیشتر «هزینه» دیده می‌شود تا «سرمایه»؟

خلاق
اقتصاد فرهنگ و صنایع خلاق می‌تواند در دوران جنگ و پساجنگ موتور اشتغال، صادرات و تنوع اقتصادی باشد؛ اما ایران بدون آمار دقیق، تامین مالی تخصصی و مالکیت فکری، از این بازار جهانی عقب مانده است.
يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۵

به گزارش بازارکار، وقتی از اقتصاد سخن می‌گوییم، معمولاً ذهنمان به سمت نفت، صنعت، معدن، کشاورزی، ساختمان و تجارت می‌رود؛ اما کمتر به این پرسش فکر می‌کنیم که فرهنگ چگونه می‌تواند تولیدکننده ثروت باشد؟ کتاب، فیلم، موسیقی، صنایع دستی، طراحی، معماری، بازی‌های رایانه‌ای، گردشگری فرهنگی، هنر‌های تجسمی، میراث تاریخی و حتی روایت‌های بومی، همگی می‌توانند بخشی از یک زنجیره اقتصادی باشند؛ زنجیره‌ای که در جهان امروز با عنوان «اقتصاد فرهنگ و صنایع خلاق» شناخته می‌شود.

این حوزه دیگر یک بخش حاشیه‌ای اقتصاد نیست. بر اساس گزارش ۲۰۲۴ آنکتاد، اقتصاد خلاق در کشور‌های مختلف بین ۰.۵ تا ۷.۳ درصد تولید ناخالص داخلی و بین ۰.۵ تا ۱۲.۵ درصد اشتغال را به خود اختصاص داده است. صادرات خدمات خلاق نیز در سال ۲۰۲۲ به حدود ۱.۴ تریلیون دلار رسید و صادرات کالا‌های خلاق حدود ۷۱۳ میلیارد دلار بود. پرسش مهم برای ایران این است: با این حجم از میراث تاریخی، تنوع فرهنگی، هنر‌های سنتی، نیروی انسانی جوان و استعداد‌های خلاق، سهم ما از این بازار کجاست؟

مشکل اول؛ فرهنگ هنوز اقتصاد خودش را پیدا نکرده است

یکی از مشکلات اساسی در ایران، فقدان نگاه اقتصادی منسجم به فرهنگ است. البته در اسناد بالادستی کشور، اقتصاد فرهنگ و صنایع خلاق سال هاست به رسمیت شناخته شده‌اند. «سند ملی توسعه فناوری‌های فرهنگی و نرم» نیز توسعه این حوزه را در ارتباط با اشتغال، اقتصاد مقاومتی، تنوع بخشی اقتصادی و گذار از اقتصاد منبع پایه مورد توجه قرار داده است. اما میان «پذیرش در سند» و «تبدیل شدن به یک بخش واقعی اقتصاد» فاصله زیادی وجود دارد. نخستین زیرساخت مورد نیاز، داده و نظام آماری دقیق است. تا زمانی که ندانیم سینما، موسیقی، نشر، صنایع دستی، بازی‌های رایانه‌ای، طراحی، معماری، گردشگری فرهنگی و سایر فعالیت‌های خلاق چه میزان ارزش افزوده، اشتغال و صادرات ایجاد می‌کنند، نمی‌توان برای آنها سیاست اقتصادی دقیق طراحی کرد.

حتی در سطح جهانی نیز اندازه گیری اقتصاد خلاق مسئله‌ای نسبتاً جدید است و آنکتاد در سال‌های اخیر چارچوب‌های آماری جدیدی برای سنجش سهم این بخش در اقتصاد کشور‌ها ارائه کرده است. در ایران نیز ایجاد و تکمیل حساب‌های اقماری فرهنگ، داده‌های منظم بازار، نظام ثبت بنگاه‌های فرهنگی و سازوکار سنجش صادرات فرهنگی باید به یک اولویت سیاستگذاری تبدیل شود.

زیرساخت دوم؛ سرمایه گذاری و تأمین مالی

بخش قابل توجهی از فعالان فرهنگی، کسب وکار‌های کوچک و متوسط هستند؛ یک کارگاه صنایع دستی، یک استودیوی موسیقی، یک شرکت تولید محتوای دیجیتال، یک گروه نمایشی یا یک تیم تولید بازی رایانه‌ای. این بنگاه‌ها معمولاً نه آن قدر بزرگ‌اند که به منابع مالی سنتی دسترسی آسان داشته باشند و نه دارایی‌های فیزیکی قابل توجهی دارند که بتوانند وثیقه بانکی قرار دهند. در نتیجه، بسیاری از ایده‌های خلاق پیش از آنکه به محصول اقتصادی تبدیل شوند، متوقف می‌شوند. اقتصاد فرهنگ به سرمایه خطرپذیر، صندوق‌های تخصصی، تسهیلات کوچک و هوشمند، شتاب دهنده ها، خانه‌های خلاق و شبکه سرمایه گذاران خصوصی نیاز دارد؛ نه صرفاً بودجه حمایتی دولت. تجربه جهانی نشان می‌دهد که مزیت اصلی اقتصاد خلاق در همین ویژگی نهفته است: سرمایه اصلی آن الزاماً کارخانه و ماشین آلات نیست؛ انسان، ایده، دانش، روایت و مالکیت فکری است.

سرمایه‌ای که در ایران فراوان است

ایران در بسیاری از شاخه‌های اقتصاد فرهنگ، مواد اولیه‌ای دارد که کشور‌های دیگر برای ایجاد آن باید ده‌ها سال سرمایه گذاری کنند. میراث تاریخی و باستانی، معماری ایرانی، فرش، صنایع دستی، موسیقی نواحی، ادبیات، شعر، سینما، هنر‌های نمایشی، غذا، پوشاک و طراحی، آیین‌ها و جشن‌های محلی و تنوع قومی و جغرافیایی، مجموعه‌ای کم نظیر از دارایی‌های فرهنگی را شکل داده‌اند. اما داشتن سرمایه فرهنگی با درآمدزایی از آن تفاوت دارد. یک اثر تاریخی زمانی به اقتصاد کمک می‌کند که در کنار حفاظت، به گردشگری، خدمات، صنایع دستی، تولید محتوا، آموزش، برندینگ و بازار متصل شود. یک نقش سنتی زمانی می‌تواند ثروت بیافریند که به طراحی لباس، مبلمان، بسته بندی، معماری، محصولات دیجیتال و بازار‌های جهانی راه پیدا کند. به همین دلیل، مسئله اصلی ایران کمبود ظرفیت نیست؛ ضعف در زنجیره تبدیل ظرفیت فرهنگی به محصول و بازار است.

صادرات فرهنگ؛ بازاری که هنوز جدی نگرفته‌ایم

اقتصاد فرهنگ فقط فروش بلیت سینما یا صنایع دستی در بازار داخلی نیست. بخش جذاب‌تر ماجرا، صادرات ناملموس و خدمات خلاق است. در جهان امروز یک طراح می‌تواند برای یک شرکت خارجی طراحی کند، یک برنامه نویس بازی رایانه‌ای می‌تواند محصول جهانی تولید کند، یک انیمیشن می‌تواند در ده‌ها کشور فروخته شود و یک قطعه موسیقی می‌تواند مخاطب بین المللی پیدا کند. آنکتاد نشان می‌دهد که خدمات خلاق با سرعت بالایی در حال رشدند و در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی خدمات را تشکیل داده‌اند. نرم افزار، تحقیق و توسعه، تبلیغات، معماری، خدمات صوتی و تصویری و محتوای دیجیتال در این بازار نقش مهمی دارند. این همان نقطه‌ای است که اقتصاد فرهنگ می‌تواند برای ایران اهمیت دوچندان پیدا کند: محصولات خلاق، در بسیاری موارد به مواد اولیه و حمل ونقل سنگین نیاز ندارند و می‌توانند با ارزش افزوده بالا صادر شوند.

فرهنگ در دوران جنگ؛ فقط مسئله روحیه نیست

در شرایط جنگ و بحران، فرهنگ معمولاً از زاویه حفظ روحیه عمومی، انسجام اجتماعی و هویت ملی دیده می‌شود؛ اما نقش آن می‌تواند فراتر از این باشد. اقتصاد فرهنگ دارای تعداد زیادی کسب وکار کوچک، غیرمتمرکز و انعطاف پذیر است. یک طراح، نویسنده، مترجم، برنامه نویس، تولیدکننده محتوا یا هنرمند می‌تواند بدون وابستگی به یک کارخانه بزرگ به فعالیت اقتصادی ادامه دهد. این ویژگی در شرایط بحران اهمیت زیادی دارد. اقتصادی که تنها به چند صنعت بزرگ و سرمایه بر وابسته باشد، در برابر جنگ، تحریم یا اختلال در زنجیره تأمین آسیب پذیرتر است. در مقابل، توسعه فعالیت‌های خلاق و خدمات دیجیتال می‌تواند بخشی از اقتصاد را به سمت اشتغال پراکنده، سرمایه گذاری کم هزینه و درآمد‌های متنوع سوق دهد. از این منظر، اقتصاد فرهنگ بخشی از «تنوع بخشی» اقتصاد ملی است؛ نه رقیب صنعت و کشاورزی؛ و پس از جنگ چه؟

دوران پساجنگ فقط زمان بازسازی ساختمان ها، کارخانه‌ها و زیرساخت‌های فیزیکی نیست. جامعه پس از بحران به بازسازی اعتماد، امید، روایت مشترک و سرمایه اجتماعی نیز نیاز دارد. اینجاست که فرهنگ و اقتصاد فرهنگ می‌توانند هم زمان دو کار انجام دهند: نخست، ایجاد اشتغال و درآمد؛ و دوم، کمک به بازسازی اجتماعی. جشنواره ها، گردشگری، سینما، موسیقی، هنر‌های شهری، صنایع دستی و تولید محتوای فرهنگی می‌توانند در فرآیند بازگشت جامعه به زندگی عادی نقش داشته باشند. از سوی دیگر، همین فعالیت‌ها می‌توانند برای جوانان، زنان، کسب وکار‌های محلی و مناطق کمتر برخوردار فرصت اقتصادی ایجاد کنند؛ بنابراین در برنامه بازسازی پساجنگ، فرهنگ نباید در انتهای فهرست پروژه‌ها قرار گیرد؛ بلکه باید یکی از اجزای برنامه احیای اقتصادی و اجتماعی باشد.

چه باید کرد؟

راهکار، افزایش صرف بودجه فرهنگی نیست. اتفاقاً اقتصاد فرهنگ زمانی رشد می‌کند که از «بودجه محوری» به سمت «بازارمحوری» حرکت کند.

ایران به یک نقشه راه مشخص نیاز دارد:

اول؛ اندازه گیری دقیق سهم اقتصاد فرهنگ در تولید، اشتغال و صادرات.

دوم؛ ایجاد نظام تأمین مالی تخصصی برای کسب وکار‌های فرهنگی و خلاق.

سوم؛ تقویت حقوق مالکیت فکری و مقابله مؤثر با کپی برداری و سرقت آثار.

چهارم؛ ایجاد مسیر ساده و شفاف برای صادرات محصولات و خدمات فرهنگی.

پنجم؛ پیوند دانشگاه، فناوری و هنر و توسعه رشته‌ها و مهارت‌های جدید.

ششم؛ استفاده از هوش مصنوعی و فناوری‌های دیجیتال برای تولید، توزیع و بازاریابی محتوای فرهنگی.

هفتم؛ تبدیل شهر‌ها و مناطق دارای میراث فرهنگی و هنری به قطب‌های تخصصی اقتصاد خلاق؛ و مهم‌تر از همه، تغییر یک نگاه قدیمی: فرهنگ فقط مصرف کننده بودجه نیست؛ می‌تواند تولیدکننده ثروت باشد.

یک فرصت تاریخی

ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به اقتصاد‌های متنوع، کم هزینه، دانش بنیان و صادرات گرا نیاز دارد. اقتصاد فرهنگ دقیقاً در همین نقطه قرار می‌گیرد. قرار نیست فرهنگ را به پول تقلیل دهیم؛ مسئله برعکس است. باید به ظرفیت‌های فرهنگی اجازه دهیم ارزش فرهنگی و ارزش اقتصادی خود را هم زمان تولید کنند. اگر نفت و گاز سرمایه‌های طبیعی ایران‌اند، فرهنگ، تاریخ، خلاقیت و نیروی انسانی خلاق را باید سرمایه‌های نرم و تجدیدپذیر کشور دانست. مسئله این نیست که آیا ایران ظرفیت اقتصاد فرهنگ را دارد یا نه؛ پاسخ روشن است. مسئله این است که آیا می‌توانیم از مرحله «داشتن فرهنگ غنی» عبور کنیم و به مرحله «اقتصاد قدرتمند فرهنگ» برسیم؟ شاید یکی از مهم‌ترین فرصت‌های اقتصاد ایران در سال‌های جنگ و پساجنگ همین جا باشد: تبدیل سرمایه‌ای که قرن‌ها ساخته‌ایم، به ثروتی که هنوز بخش بزرگی از آن را کشف نکرده‌ایم.

* محمد مهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه

برچسب ها:

ارسال نظرات

captcha