تازه ها
هما نه هواپیما دارد نه خلبان! / از اعتراف به بحران تا پرسش درباره مسئولیت مدیران ایران ایر
به گزارش بازارکار به نقل از خبرنگار اقتصادی رکنا، اظهارات اخیر طاهر عبدالحی، مدیرعامل هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران، درباره وضعیت هما را نمیتوان صرفاً یک گزارش معمولی از مشکلات عملیاتی دانست. وقتی مدیرعامل از کمبود خلبان، کاهش ظرفیت ناوگان، مشکلات تأمین قطعات، بدهیهای عملیاتی و از دست رفتن بازارهای بین المللی صحبت میکند، در واقع از مجموعهای از بحرانها پرده برمیدارد که مستقیماً بر عملکرد یکی از شناخته شدهترین شرکتهای هواپیمایی کشور اثر گذاشتهاند.
اما مسئله فقط فهرست کردن مشکلات نیست. پرسش اصلی این است که چرا شرکتی با سابقه طولانی فعالیت بین المللی، شبکه گسترده پروازی و نیروی انسانی متخصص، امروز باید درباره ابتداییترین نیازهای عملیاتی خود چنین تصویری ارائه دهد؟
اظهارات مدیرعامل هما درباره اینکه این شرکت با کمبود خلبان مواجه است، در کنار توضیحات او درباره کاهش تعداد هواپیماهای عملیاتی، وضعیتی را ترسیم میکند که نیازمند توضیحی فراتر از اشاره به تحریمها و محدودیتهای خارجی است.
تحریمها واقعیت دارند؛ اما همه پرسشها را پاسخ نمیدهند
تردیدی نیست که تحریمهای بین المللی، محدودیت در خرید هواپیما و قطعات، دشواری تأمین مالی و موانع ارائه خدمات در فرودگاههای خارجی، صنعت هوانوردی ایران را با مشکلات جدی روبه رو کردهاند. هما نیز از این شرایط مستثنا نیست و نمیتوان بدون در نظر گرفتن این محدودیتها درباره عملکرد آن قضاوت کرد.
با این حال، وجود تحریمها به معنای منتفی شدن ضرورت پاسخ گویی مدیریتی نیست. نحوه تخصیص منابع، برنامه ریزی برای نگهداری ناوگان، مدیریت بدهی ها، حفظ نیروی متخصص و اولویت بندی مسیرهای پروازی همچنان از موضوعاتی هستند که باید درباره آنها توضیح داده شود.
اگر درآمدهای هما کاهش یافته و هزینهها از درآمدهای شرکت پیشی گرفتهاند، باید روشن شود که مدیریت شرکت برای کنترل هزینه ها، افزایش بهره وری و جلوگیری از تشدید زیانها چه برنامهای داشته است. همچنین لازم است مشخص شود کدام بخش از مشکلات مستقیماً ناشی از تحریم هاست و کدام بخش به تصمیمات مدیریتی و ساختار داخلی شرکت مربوط میشود.
نمیتوان تمام مشکلات یک شرکت را به عوامل بیرونی نسبت داد و در عین حال، درباره سهم تصمیمات داخلی و مسئولیت مدیران توضیح روشنی ارائه نکرد.
بیش از ۹ هزار کارمند؛ اما چند هواپیمای عملیاتی؟
یکی از نکات مهم در اظهارات مدیرعامل هما، اشاره به شمار بیش از ۹ هزار نفری کارکنان شرکت و تناسب نداشتن مدیریت نیروی انسانی با کاهش تعداد هواپیماهای عملیاتی است.
این موضوع به تنهایی برای نتیجه گیری درباره مازاد نیروی انسانی یا تعیین میزان بهره وری کارکنان کافی نیست؛ چراکه ارزیابی دقیق به اطلاعاتی مانند تعداد هواپیماهای فعال، ترکیب مشاغل تخصصی، ساعات پرواز، تعهدات عملیاتی و هزینههای پرسنلی نیاز دارد.
با این حال، همین اظهارات یک پرسش اساسی را مطرح میکند: برنامه مدیریت هما برای ایجاد تناسب میان نیروی انسانی، ظرفیت واقعی ناوگان و درآمدهای شرکت چیست؟
وقتی مدیرعامل از ناهماهنگی میان تعداد کارکنان و ظرفیت عملیاتی سخن میگوید، انتظار میرود راهکارهای مشخصی نیز برای اصلاح این وضعیت ارائه شود. اعلام وجود مشکل، بدون انتشار برنامه اجرایی، زمان بندی و شاخصهای قابل سنجش، تصویر روشنی از مسیر خروج از بحران به دست نمیدهد.
از دست رفتن مسیرهای درآمدزا؛ چرا هما کوچکتر شد؟
عبدالحی در تشریح وضعیت گذشته هما، از پروازهای این شرکت به مقاصدی مانند توکیو، پکن، سئول، بمبئی، بانکوک و کوالالامپور نام برد و توضیح داد که بخشی از این مسیرها در پی محدودیتهای عملیاتی و مشکلات مالی محدود یا متوقف شدهاند.
از دست رفتن بازارهای بین المللی، به ویژه مسیرهایی که امکان درآمدزایی دارند، فقط به معنای کاهش تعداد پروازها نیست. چنین اتفاقی میتواند سهم بازار شرکت را کاهش دهد، دسترسی آن به مشتریان را محدود کند و بازگشت به بازارهای از دست رفته را دشوارتر سازد.
البته برقراری مجدد هر مسیر به عواملی مانند تقاضای مسافر، هزینه عملیاتی، دسترسی به هواپیما، مجوزهای پروازی و امکان ارائه خدمات در مقصد وابسته است. بنابراین، بازگشت به شبکه پروازی گذشته بدون برنامه اقتصادی و عملیاتی امکانپذیر نخواهد بود.
با وجود این، انتظار میرود مدیریت هما توضیح دهد که برای حفظ مسیرهای سودآور چه اولویتهایی تعیین شده، کدام بازارها قابلیت بازگشت دارند و چه برنامهای برای جلوگیری از تکرار چنین روندی وجود دارد.
بدهی چندمیلیوندلاری؛ بحران فقط روی زمین نمیماند
اشاره مدیرعامل هما به بدهی حدود چهار میلیون دلاری مرتبط با یکی از موارد عملیاتی در مسیر استانبول نیز نشان میدهد که مشکلات مالی شرکت میتوانند مستقیماً بر استمرار پروازها و خدمات رسانی به مسافران اثر بگذارند.
طبق توضیحات مطرح شده، در چنین شرایطی ممکن است فروش بلیت برای روزهای آینده محدود شود و برای جلوگیری از سرگردانی مسافران، شرکتهای هواپیمایی دیگر وارد فرایند جابه جایی شوند.
این وضعیت از یک سو ضرورت مدیریت بدهیها و تعهدات عملیاتی را نشان میدهد و از سوی دیگر، اهمیت اطلاع رسانی شفاف به مسافران را برجسته میکند. مسافر نباید آخرین حلقهای باشد که از مشکلات مالی شرکت مطلع میشود؛ آن هم زمانی که بلیت خریده، برنامه سفر خود را تنظیم کرده و برای انجام پرواز به خدمات شرکت وابسته است.
در چنین شرایطی، انتشار اطلاعات دقیق درباره وضعیت پروازها، نحوه استرداد وجه، انتقال مسافران و مسئولیتهای شرکت، بخشی از الزامات پاسخ گویی به مشتریان است.
وقتی مدیرعامل از «سرطان» سخن میگوید، برنامه درمان کجاست؟
تعبیر عبدالحی از گسترش مشکلات هما به «سرطان» و سرایت آن از یک بخش به بخش دیگر، شاید تصویری روشن از انباشت بحرانها ارائه کند؛ اما همین تشبیه، ضرورت پاسخ گویی دقیقتر را افزایش میدهد.
اگر مشکلات مالی، ناوگان، نیروی انسانی و بازارهای پروازی به یکدیگر گره خوردهاند، راهکار نیز نمیتواند به توضیح جداگانه هر مشکل محدود بماند. هما به برنامهای جامع نیاز دارد که در آن وضعیت واقعی ناوگان، منابع مالی، بدهی ها، نیروی انسانی، مسیرهای پروازی و اولویتهای عملیاتی به صورت شفاف مشخص شده باشند.
مدیریت شرکت باید روشن کند که در کوتاه مدت چگونه از اختلال در پروازها و سرگردانی مسافران جلوگیری میکند، در میان مدت چه اقداماتی برای کاهش هزینهها و افزایش ظرفیت عملیاتی در نظر گرفته و در بلندمدت چگونه قصد دارد جایگاه هما را در بازار حمل و نقل هوایی بازسازی کند.
همچنین انتشار گزارشهای دورهای از پیشرفت این برنامهها میتواند امکان ارزیابی عملکرد مدیریت را فراهم کند؛ ارزیابیای که باید بر پایه اطلاعات قابل بررسی انجام شود، نه صرفاً وعدهها یا توصیف ابعاد بحران.
هما به فهرست مشکلات بیشتر نیاز ندارد؛ برنامه خروج از بحران میخواهد
اظهارات مدیرعامل ایران ایر بار دیگر ابعاد مشکلات این شرکت را به صدر توجهات آورده است؛ اما مسئله اصلی پس از بیان این مشکلات آغاز میشود. تحریم ها، محدودیت تأمین قطعات، کاهش ناوگان و مشکلات مالی واقعیتهایی هستند که باید در هر ارزیابی منصفانه مورد توجه قرار گیرند. در مقابل، مسئولیت مدیریت منابع، کنترل هزینه ها، حفظ نیروی متخصص و پاسخ گویی به مسافران نیز قابل چشم پوشی نیست.
وقتی از کمبود خلبان، کاهش هواپیماهای عملیاتی، از دست رفتن مسیرهای درآمدزا و بدهیهای سنگین سخن گفته میشود، پرسش افکار عمومی روشن است: برنامه مشخص برای تغییر این وضعیت چیست و نتایج آن در چه زمانی قابل ارزیابی خواهد بود؟
هما به عنوان شرکت هواپیمایی ملی، برای عبور از وضعیت فعلی به چیزی بیش از تشریح بحران نیاز دارد؛ نقشه راهی شفاف، زمان بندی شده و قابل سنجش که مسئولیتها را مشخص کند و نشان دهد چگونه قرار است از ظرفیتهای باقی مانده برای بازسازی فعالیتهای شرکت استفاده شود.
بحران هما زمانی وارد مسیر حل و فصل خواهد شد که در کنار شرح مشکلات، درباره تصمیمات گذشته، مسئولیتهای مدیریتی و راهکارهای عملی آینده نیز پاسخهای روشن و قابل ارزیابی ارائه شود.
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات